بهار خزان زده سينماي ايران و تنها گلي كه شكفت
محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ تنها فيلم جشنواره امسال كه ميتوانم تا پاي جان و با تمام وجود از آن دفاع كنم و به آن افتخار، فيلم عزيز و سربلند و ارزشمند همايون اسعديان است به نام طلا و مس.
فيلمي كه در سينماي ايران پس از انقلاب اداي ديني آبرومند و معصوم و مظلوم است به راه ورسم طلبگي و بازنمايي و جلوه يابي سهمگين و سترگ ذي طلبگي.
فيلمي كه براستي آبروي بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر بود.
در ادامه نگاه فشرده اي داريم به بعضي از فيلمهاي اين دوره از جشنواره.در انتخاب فيلمها اولويت خاصي مد نظر نبوده و اين اشاره ها،نشانه هايي است از رديابي آنچه در طول جشنواره بر دل و ديده ما گذشت در لحظات نمايش اين چند اثر.
ناسپاس؛تلاش براي روايت درست يك قصه اصيل
فيلم «هدايت» بازگويي تاريخي داستان قوم بين اسرائيل و موسي (ع) با پرداختي جذاب و روايتي روان منجر به توليد يكي از بهترين آثار تاريخي سالهاي اخير شد.
آنچه در فيلم ناسپاس اهمييت ويژهاي دارد، پرهيز از حواشي و تمركز بر روي داستان گويي محض است، بيان داستاني خوش ريتم در پيوند با ساير مولفه هاي بصري فيلم نهايتاً محصولي را پديد آورده كه قابل دفاع و داراي ارزشهاي سينمايي و روايي قابل توجهي است.
آنچه در فيلم هدايت به خوبي و تناسب مورد توجه قرار گرفته، پرهيز از حشو زوائدي است كه معمولاً فيلم هاي تاريخي را در گير و دار تاويل و تفسيرهاي شخصي سازنده گرفتار مي كند.
در فيلم ناسپاس مسئله اصلي بيان خوب و خوش ريتم قصه است و قصه گاو بني اسرائيل و اتفاقاتي كه حول و حوش قتل يكي از جوانان برومند اين قوم رخ مي دهد به خودي خود حاوي ارزش هاي روايي و مولفه هاي داستاني براي يك پرداخت سينمايي خوب است.
در فيلم ناسپاس همه چيز به نوعي مديون و مروهون يك ايجاز روايي است و اين ايجاز و فشردگي نيز در ساير مولفه هاي بصيري فيلم هم نمايان است كه از آن جمله ميتوان به بازي كاركترهاي فيلم ديالوگ ها و در كل ميزانس فيلم در سكانس هاي متنوع اشاره كرد.
اما يكي از ويژگي هاي قابل توجه و تحسين برانگيز فيلم موسيقي متن آن است كه يك موسيقي بسيار خوش ساخت و زيبا كه جا به جاي فيلم و صحنه ها و لحظه خوش مي نشيند و با ايجاد فضايهاي رمونيك و منتبق با قصه و فصل روايت مخاطب را با خود همراه مي كند.
اين كه در فيلم ناسپاس با تمركز اصلي و توجه جدي و اولويت نخست كارگردان صرفاً و اساساً بر روي قصه تاريخي فيلم است، نكته بسيار جالب و بارزي است.
تامل در اين نكته كه ساخت يك فيلم خوب پيش و بيش از هر چيز نيازمند يك قصه خوب و يك درام تاثيرگذار است، نكته حائز اهمييت و نقطه قوت فيلم حسن هدايت است، روان بودن پرداخت و روايتگري متناسب فيلم كه نه تماشاگر را خسته مي كند و نه در دام تاويل هاي فرا متني مي افتد و اين كه همه چيز در خدمت بيان تصويري داستان اصلي فيلم است.
نكته ديگر اين كه در فيلم ناسپاس همه مولفه ها و عناصر در حد مقدور كنترل شده و هيچ بخش و مولفهاي از فيلم همچون وصله زائد به چشم نمي آيد.
هدايت توانسته است در اين فيلم مجموعه عناصر ساختاري و مجموعه مولفه هاي بصري را چه از لحاظ سخت افزاري و چه در ساحت نرم آفزاري در خدمت عنصر اصلي كارش كه همان پرداخت تصويري قوم بين اسرائيل مي باشد، قرار دهد.
بي ترديد فيلم هدايت از جمله يكي از خوش فرمترين و خوش ريتم ترين آثار سينمايي تاريخي سينمايي اخير قرار مي گيرد.
فيلم ارزشمند و محترمي كه تمام تلاش خود را براي به سرانجام رسانده، مهمترين هدف يك اثر سينمايي به خدمت مي گيرد كه همان بيان خوب و موثر قصه اش باشد
چهل سالگي؛يك اقتباس خطير
گرچه فيلم ميتوانست بياني سليستر و روايتي منسجمتر را در پرداخت سينمايياش انتخاب كند اما ريتم فيلم در بعضي از مقاطع كشدار و ديالوگها بدفرم است، در عين حال حضور كاراكتر بازيگر نوجوان در بعضي از لحظات خوب از آب درنيامده و در بعضي از فرازها ايدهاي بديع را فراهم آورده است.
فيلم چهل سالگي ساخته عليرضا رئيسيان، يك ملودرام منتظم اجتماعي است كه با تقطيع چند برهه زماني، توانست داستان خود را با بياني خوش ريتم و جذاب سينمايي بيان كند.
فيلم در مجموع اثر خوش فرم از آب درآمده است، داستان دو نسل در پيوند با يك داستان عشقي و يك فضاي قضائي كه اين پيوند در عين خطير بودن و ريسك بالاي آن در نحوه ميزانسن سينمايي، مجموعا نمره قابل قبولي را در تعريف داستان و نحوه روايت خود كسب كرده است.
فليم رئيسيان حكايت مقطع دو برهه زماني در پيوند با يك درام عاشقانه است كه تناسبش در شكل زيباي بازيها و همنواختي روايت در پيوند با شگردهاي بياني خاصي كه رئيسان در فيلم به كار برده بود، فضايي ملهم از عشق، عدالت و تنش ها و اكشنهاي كاراكترهاي اصلي فيلم پديد آورد.
اين واقعيت داستاني به صورت همزمان گويا و جوياي نوعي از بيان تصوير كه خاصيتهاي فضاي تقطيع شده و پيوند آن با نوع شگردهاي روايي را نهايتا منجر به موقعيتي با ريسك بالا ميسازد.
ساير اشارتهاي فيلم چه در مضامين عدالتطلبانه و قضاوتهاي قضائي و نيز التهاب آن در بيان موقعيت عاشقانهاي كه ميان كاراكترهاي سهگانه در دو فضاي مختلف و دو مقطع زماني متفاوت پديد آمده، مجموعا ريسك روايتگري و تصويربرداري سينماورزانه اثر را بالا برده است.
نوع روايت رئيسيان در اين فيلم بر مبناي اقتباسي از رمان چهل سالگي در بعضي از مقاطع توانسته يك بازتاب خوب سينمايي بيابد و البته در بعضي از فرازها هم اين همپوشاني ميان عنصر تصوير و صبغه ادبي داستاني آن طور كه بايد و شايد پديد نيامده است.
فيلم رئيسيان ملهم از يك فضاي چندگانه كه در گيرودار يك داستان عشقي و يك حقطلبي قضائي در رفتوآمد است و در اين كنشمنديهاي شخصيتهاي داستانياش پيش ميرود، فيلمي كه ميتوانست با انتخاب ميزانسني فشرده تر و با تزريق داستانكهاي فرعي جذابتر در گرماي روايت بيافزايد.
فيلمي كه گرچه قابليتهاي روايي خوبي را به لحاظ پتانسيل داستاني و بداعت ايدهها در خود دارد اما در عين حال محصول نهايي به شدت مرهون نوع روايت و چينش داستانهاي فرعي است.
كارگردان از چند عنصر و مولفه در هر چه جذابتر كردن داستانش بهره برده است كه از آن جمله ميتوان به تداخل موسيقايي و تنافر شخصيتي ميان دو ضلع از اين مثلث عشقي ميان عاشق پيشين و همسر اشاره كرد.
در مجموع ميتوان چهل سالگي رئيسيان را از جمله معدود آثار به نمايش درآمده در بخش ملودرام جشنواره امسال دانست
طلا و مس؛زهراسادات!مواظب آقا سيد باش!
بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر شاهد يك اتفاق تكان دهنده، آبروبخش، انساني، ايماني و خاطره انگيز بود؛ نمايش يك فيلم كه شايد بتوان گفت برترين و برجسته ترين محصول سينمايي جمهوري اسلامي در آيينه زندگي و راه و رسم طلبگي بود.
يكي از بهترين فيلمهايي تاريخ عمرم را شاهد بودم؛ فيلمي كه پس از سالها توانست فضاي يخ زده و دوست نداشتني سينماي ايران را برايم گرم، جانافزا، اميدبخش، زيبا و بهاري كند.
فيلم ارجمند و عزيز «طلا و مس» ساخته همايون اسعديان، بزرگ فيلم معصوم و مظلوم جشنواره بيست و هشتم، فيلمي كه هرگز فراموش نخواهم كرد و فيلمي كه تا ابد در قاب خاطراتم، كم تعداد، اما عميق و با نفوذ سينمايي خواهد ماند.
فيلمي سرشار، عميق، گرم و پرخون كه نشانههاي زيباي زندگي سالم و دست نخورده طلبگي را به زيباترين و موثرترين شكل ممكن به ظهور و بروز رساند.
ميزانسنهاي فيلم آنقدر درست و بجا، شخصيتهاي فيلم آن قدر صميمي و سرشار و پرعاطفه، داستان فيلم آن قدر سرشار و جاندار و پرخون و حقيقي و فضاي فيلم آن قدر گرم و صميمي بود كه نقش يگانه ماندگارترين تصوير سينمايي در جشنواره امسال و حتي چند سال اخير را براي نگارنده اين سطور برجا گذاشت.
«طلا و مس» بي ترديد موفق به خرق حجاب تكنيك شد؛ فيلمي كه توانست از پس لايههاي كهنه امروز سينماي ايران عبور كند و اتفاقاً يكي از اصلي ترين و خطيرترين داستانها و فضاهاي مغفول مانده را به تصوير بكشد.
لحظات پرعلقه و عاطفه آميز فيلم، آن چنان سرشار و تكان دهنده بود كه بر جان نگارنده نشست و تعجبي نيست؛ چرا كه سخني كه از جان برآيد لاجرم بر دل نشيند.
در فضاي يخ زده جشنواره امسال كه در اولين روزش با نمايش دو فيلم وقيح «به رنگ ارغوان» و «تسويه حساب»، با وهن، تلافي، لجبازي و ادا و اطوار آغاز شده بود اينك به ساحل امن و آرامي رسيده است كه شخصاً منتظرش نبودم و از اتفاقي كه برايم رخ داده است و تماماً مطلق به فيلم عزيز «طلا و مس» است، شوكه شدهام.
گفتن از «طلا و مس» و برشمردن ويژگيهاي منحصر به فرد اين فيلم، مجال ديگري مي طلبد تا بتوانم بر خود مسلط بشوم و از اين هاله نوراني و مقدس عبور كنم و فيلم را بهتر و زيباتر ببينم و بنويسم.
در اينجا تنها يك كار از دستم بر مي آيد؛ از جا برخيزم، كلاه از سر بردارم و در مقابل تلاش معصومانه عوامل سازنده اين فيلم و بويژه بازي گيراي بازيگران نقش سيد رضاي طلبه و همسرش، زهرا سادات، با بازي استثنايي و فوق العاده نگار جواهريان، اداي احترام و ستايش و تعظيم كنم.