اختيار اين چار ديواري با كيست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۶۴۰۰۵
نقد و بررسي سريال «چار ديواري»؛

اختيار اين چار ديواري با كيست؟

ترديدي نيست كه «چار ديواري» نمي‌تواند مقصود ما - نه الزاما مديران و برنامه‌سازان سيما - از تعبير «طنز فاخر»  و يا حتي شكل و شمايلي نيمه استاندارد از يك سريال مناسبتي باشد.

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ اولين ويژگي بصري كه سريال «چار ديواري» را خاص مي كند و جلوه اي جالب به آن مي بخشد، نوع فيلمبرداري و حركت دوربين است. شكلي متمايز و خاص كه پيش از اين هم در كارهاي ديگر سيروس مقدم ديده بوديم. دوربين روي دست و حركت هاي دوار و با ريتم خاص، شمايلي ويژه به نوع روايت، آن هم در قالب يك سريال تلويزيوني مي بخشد.

سريال «چار ديواري»، اما از اين شگرد و روش در كدام جهت استفاده كرده و آيا اساسا ربطي ميان اين شيوه تصويري و آن داستان نيم بند عوامانه وجود دارد؟

واژه «سرگرمي» در اين سال ها، بويژه در عرصه سريال هاي طنز و مناسبتي تلويزيون كاملا چالش برانگيز و عميقا سوءتفاهم آور شده است.

ترديدي نيست كه «چار ديواري» نمي تواند مقصود ما - نه الزاما مديران و برنامه سازان سيما - از تعبير «طنز فاخر» باشد و يا حتي شكل و شمايلي نيمه استاندارد از يك سريال مناسبتي، آن هم در عيد نوروز كه نياز به سرگرمي در ميان عموم افراد جامعه در اوج خود قرار دارد.

سريال «چار ديواري» با نوعي از سطحي نگري و عوامگرايي نازل، يك داستانك كم مايه را در تلفيق با بازي داغ و - بعضا- سرسام آور بازيگرانش، تبديل كرد به مشتي تصاوير پر سر و صدا كه نه تنها «سرگرم كننده» به معناي نيم بند عادي و مالوفش نبود، بلكه اين استعداد را داشت كه تبديل به يك مجموعه اعصاب خرد كن شود كه با سرو صداي مفرط و بي دليل بازيگران و كش دادن با دليل داستان و بدي و عدم توازن ريتم و بالاخره آن موضوع نازل و دم دستي و ديگر سنبل كاري هاي عادت شده در سريال هاي مناسبتي و غير مناسبتي سيما، مايه دردسر و آزار مخاطب شود.

«چار ديواري» مصداق تام و تمام «علافي» مخاطب بود در كش و قوس هاي آبكي و تعليق هاي نحيف و دم دستي و داستانكش كه نه قدرت جلب توجه جدي و معتبري را به لحاظ ويژگي هاي بصري و داستاني در خود داشت، نه قدرت خنداندن را، نه موقعيت فهماندن را و نه البته سرگرم كردن آبرومند و بدون توهين به شعور مخاطب را.

«شعور مخاطب» و خودداري از توهين به آن، موضوع مهمي است كه در بسياري از سريال هاي تلويزيوني ما مورد اغفال و انكار و توجيه قرار مي گيرد و وقتي يك سريال تلويزيوني در بيش از ده قسمت، نوعي از رنجوري را براي مخاطب فراهم مي آورد كه در آن همه چيز هست مگر لذت و جذابيت اصيل و درست مولفه هاي تصويري، ديگر چه توقعي مي توان داشت از دست اندركاران آن رسانه يا آن برنامه سازان و همراهانشان كه براي خالي نبودن عريضه و پركردن حواشي، به آماده سازي و رضايت مندي بالاي 80 يا 90درصدي مخاطبان رو بياورند و فراموش كنند كه «مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد.»

اين چه رسم عجيبي است كه «صدا و سيما» خودش به محصولاتش جايزه مي دهد و از آنها  تقدير مي كند. اگر هم قرار باشد تقدير و تشكري صورت بگيرد، اين «منتقدان» و «مردم» اند كه بايد چنين و چنان كنند و نه خود رسانه و آقاي ضرغامي!

«چار ديواري» هم مثل اقران و امثالش «زن بابا» و «دارا و ندار» در گرداب ساده سازي و سطحي پسندي گرفتار آمد و با كاتاليزور نوعي از عوامگري و لمپن نمايي، با تنظيمي سنبل شده و فيلمنامه اي- فيلمنامه؟ - دم دستي، به تدوين محصولي دست زده و روانه آنتن كرد كه بي شك از ابتدايي ترين وجوه زيبايي شناسانه سرگرمي يعني جدابيت بصري، عنصر تعليق و طنز و فكاهه و ... و اصلي تر و مهم تر از همه «داستان خوب» خالي بود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار