کد خبر:۶۴۶۸۴۸
شعرا از مصیبت ۲۸ صفر میگویند
مرثیه خوانی پیمبر کار ما نیست/ زهراست اولمرثیهخوان محمد(ص)
همزمان با سالروز رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن (ع) شعرای جوان و آیینی کشورمان با سرودن ابیاتی به محضر اهل بیت عرض ارادت کردهاند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ همزمان با سالروز رحلت پیامبر مهربانی، حضرت محمد(ص) و شهادت کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی(ع) شعرای جوان و آیینی کشورمان با سرودن ابیاتی به محضر اهل بیت عرض ارادت کردهاند.
قران به خاطر آورد آیاتِ رحمتت را
نادیده میگرفتند وقتی محبتت را
تا ریشه کن شود جهل؛ خوردی چه خون دل ها.
اما زیاد کردند با فتنه زحمتت را
بودی امینِ حق و محضِ کتابتِ وحی
دستِ علی (ع) سپردی بارِ امانتت را
زخم زبان شنیدی گفتی: «علی (ع) معَ ٱلحق»
زخم زبان شنیدیم! دریاب امتت را
پایِ وصیت تو با جان و دل نشستیم
از هم جدا نکردیم قران و عترتت را
در اولین دقایق شورا گرفته بودند
زهرا (س) چه گریه میکرد متنِ وصیتت را
دین بی تو منحرف شد! با آن همه سفارش
منکر شدند وقتی حتی شهادتت را
روز دوشنبه بود و یک کوچه غرقِ فریاد
کردند استجابت اینگونه دعوتت را
با پشتههای هیزم٬ پشتِ درِ ولایت
اهل مدینه دادند مزد رسالتت را!
مرضیه عاطفی
باید دوباره خیمهی غم دست و پا کنیم
پرچم، کُتل، کتیبه، علم دست و پا کنیم
بعد از دو ماه گریه به ارباب بی کفن
اشکی برای شاه کرم دست و پا کنیم
بوی حسن وزیده ز اشعار محتشم
وقتش رسیده لوح و قلم دست و پا کنیم
" باز این چه شورش است که در خلق عالم است" -
یعنی نوای " وا حسنم " دست و پا کنیم
باید مقدمات سفر تا مدینه را
حتی شده به رنج و الم دست و پا کنیم
آنجا بساط روضهی مردی کریم را
در کوچهها قدم به قدم دست و پا کنیم
طرح ضریح فرشچیان باشد و سپس
یک نقشه هم برای حرم دست و پا کنیم
وقتی که سفره دار، کریم است بهتر است
کیسه برای سیم و دِرم دست و پا کنیم
امشب خدا برای حسن سینه میزند
باید زمینه، نوحه، دودم دست و پا کنیم
طشتی برای شاه غریبی که ناله زد:
"میسوزد از ستم جگرم " دست و پا کنیم
محمود مربوبی
نادیده میگرفتند وقتی محبتت را
تا ریشه کن شود جهل؛ خوردی چه خون دل ها.
اما زیاد کردند با فتنه زحمتت را
بودی امینِ حق و محضِ کتابتِ وحی
دستِ علی (ع) سپردی بارِ امانتت را
زخم زبان شنیدی گفتی: «علی (ع) معَ ٱلحق»
زخم زبان شنیدیم! دریاب امتت را
پایِ وصیت تو با جان و دل نشستیم
از هم جدا نکردیم قران و عترتت را
در اولین دقایق شورا گرفته بودند
زهرا (س) چه گریه میکرد متنِ وصیتت را
دین بی تو منحرف شد! با آن همه سفارش
منکر شدند وقتی حتی شهادتت را
روز دوشنبه بود و یک کوچه غرقِ فریاد
کردند استجابت اینگونه دعوتت را
با پشتههای هیزم٬ پشتِ درِ ولایت
اهل مدینه دادند مزد رسالتت را!
مرضیه عاطفی
باید دوباره خیمهی غم دست و پا کنیم
پرچم، کُتل، کتیبه، علم دست و پا کنیم
بعد از دو ماه گریه به ارباب بی کفن
اشکی برای شاه کرم دست و پا کنیم
بوی حسن وزیده ز اشعار محتشم
وقتش رسیده لوح و قلم دست و پا کنیم
" باز این چه شورش است که در خلق عالم است" -
یعنی نوای " وا حسنم " دست و پا کنیم
باید مقدمات سفر تا مدینه را
حتی شده به رنج و الم دست و پا کنیم
آنجا بساط روضهی مردی کریم را
در کوچهها قدم به قدم دست و پا کنیم
طرح ضریح فرشچیان باشد و سپس
یک نقشه هم برای حرم دست و پا کنیم
وقتی که سفره دار، کریم است بهتر است
کیسه برای سیم و دِرم دست و پا کنیم
امشب خدا برای حسن سینه میزند
باید زمینه، نوحه، دودم دست و پا کنیم
طشتی برای شاه غریبی که ناله زد:
"میسوزد از ستم جگرم " دست و پا کنیم
محمود مربوبی
کل عوالم تحت فرمان محمد
رزق دو عالم بر سر خان محمد
اعجازهای انبیأ یک سمت باشد
یک سمت هم اعجاز قرآن محمد
صدها خلیل الله خدمتکار احمد
صدها ذبیحالله قربان محمد
دینی بجز اسلام مقبول خدا نیست
شکر خدا هستم مسلمان محمد
بهر شفاعت هست در روز قیامت
دست پیمبرها به دامان محمد
جان پیمبر بسته بر جان علی و ...... جان علی هم بسته بر جان محمد
بعد از غدیر خم فقط چندین مسلمان...... ماندند پای عهد و پیمان محمد
مرثیه خوانی پیمبر کار ما نیست
زهراست اولمرثیهخوان محمد
ریحانه باغ نبی را چید گلچین
افتاد آتش بر گلستان محمد
زینب گریبان چاک زد در شام و کوفه
از غصه پاره شد گریبان محمد
اهل قرن در شام و کوفه کاش بودند
تا نشکند با چوب، دندان محم
آرش براری
خونِ جگرِ سنگ ' عقیق یمنی شد
من خون جگر خوردم و قلبم حسنی شد
دندانهی هر شانه که در موی تو افتاد
تعبیر به دندان اویس قرنی شد
بر کفر بشر بودن تو سایهی شک بود
گفتیم خداوندی و باور شدنی شد
بر سفرهی لبخند تو خوبان فقرایند
بیچاره پس آن مرد گدایی که غنی شد
از تلخی ایام به تنگ آمده بودیم
گفتیم: حسن، مایهی شیرین دهنی شد
سید رضا هاشمی
در کوچه پای آمدنش تیر میکشد
از سمت گوش تا دهنش تیر میکشد
این طفل هر زمان که به در میکند نگاه
بی وقفه چارچوب تنش تیر میکشد
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه ی حسنش تیر میکشد
نام حسن ردیف غزلهای غربت است
حتی ردیف تَن تَ تَنَش تیر میکشد
این بار زهر کینه بر او کارگر شده
هی لخته لخته ، هی دهنش تیر میکشد
طشت از حرارت جگرش سرخ میشود
دارد عقیق از یمنش تیر میکشد
زینبه نشسته پاره ی تن را نظاره گر
با هر نفس نفس ، بدنش تیر میکشد
از بس که گریه کرده در این ماتم عظیم
چشمان خیس سینه زنش تیر میکشد
شاید که یاد کرببلا میکند حسین
وقتی که دارد از کفنش تیر میکشد
سید حسن رستگار
زند پر طایر جانت ز دنیا یا رسول الله
گشودی بال سوی عرش اعلا یا رسول الله
تو پر میگیری از خاک و روی در عالمی آباد
جهان ویران شود از هجر عظما یا رسول الله
شود خاموش شمع عمر پاکت با چه آرامی
ز غم آتش بگیر شهر بطحا یا رسول الله
بنالد مسجد و محراب از فقدان روی تو
در دیوار بهترت دارد آوا یا رسول الله
هنوز عطر نفس های تو جاری بود در یثرب
که شد بزم سقیفه ، فتنه بر پا یا رسول الله
ز چشمان پر از مهرت برای دیدن زهرا
برای آخرین دم دیده بگشا یا رسول الله
نگاهش کن که از ابر دو چشمان گوهر بارش
نموده دامن خود هم چو دریا یا رسول الله
نگاهش کن که می بیند ز بعد رفتنت گردد
به همراه علی محزون و تنها یا رسول الله
نگاهی کن ، دعا کن بهر او از بعد هجرانت
نبیند داغ سیلی روی زهرا یا رسول الله
ولی افسوس پس از دوری روی تو آن امت
نبودند پاسدار بیت طاها یا رسول الله
علی در ماتمت میسوخت و جای تسلیت بر او
ز کینه شعله آوردند اعدا یا رسول الله
به باب خانه آتش خورد پیش دیده طفلان
و بستند ریسمان بر دست مولا یا رسول الله
به گلزاری که بودی باغبان شاخه طوبا
شکستند پهلو و بازوی طوبا یا رسول الله
در این ماهی که زهرا داغ هجران تو را دیده
دوباره تازه شد داغش که گویا یا رسول الله
همان ها که شرار غم برای او پسندیدند
زدند آتش دل و جان حسن را یا رسول الله
نبودش بس شرار زهر و زخم طعنه مردم
که تیرها شد نثارش جای گلها یا رسول الله
در این مَه پاره قلبت رضا را از جفا کشتند
دوباره تازه تر شد داغ زهرا یا رسول الله
به هنگامی که سوی حجره بر میگشت آن مولا
ز پا بنشست و زیر لب بگفتا یا رسول الله
نبودی در کنار پیکرش تا بنگری ، گردید
نهان در زیر گُلها جسم رعنا یا رسول الله
شما دیدی به عصر روز عاشورای غم افزا
حسینت را شهید قطعه اعضا یا رسول الله
به جای شاخه های گل به جسمش خارها دیدی
سرش را بر فراز و روی نی ها یا رسول الله
محسن غلامحسینی
خوش دل شد آن کسی که دارد محبتش را
بدبخت آن کسی که رد کرد دعوتش را
میخواست تا بفهمیم خورشید واقعی کیست
مبداء برایمان کرد تاریخ هجرتش را
جز پنج سال مولا دیگر ندید دنیا
حسرت به دل نشستیم طرز حکومتش را
گفتند او یتیم است در خاک ها مقیم است
در فتح مکه دیدند آن قوم شوکتش را
زهر زن یهودی یا مادر سعودی
رحلت چرا بخوانیم روز شهادتش را
روز عروج خورشید گفتند وا محمد
یک روز بعد دادند مزد رسالتش را
در صحنه ی قیامت وقتی که خلق جمعند
ما ترس خویش داریم او ترس امتش را
سیدمحمدحسین حسینی
تیری که سمتش رفت هم حتی ،
مثل کمان قدش کمانی بود
از دستِ آدمها ! رها می شد ،
شرمنده از این ناتوانی بود
تابوتِ گل را بوسه زد افتاد ،
از شدت شرمندگی جان داد
درپای مردی آسمان پیشه ،
مردی که صلحش جان فشانی بود !
مردی که تنها رفت تا میقات ،
دلخسته از تفریط و از افراط
برقلب پاکش صدهزاران زخم ،
از مومنانِ نهروانی بود
ای کاش زخمش زخمِ خنجر بود ،
زخمِ زبان از مرگ بدتر بود
زخم زبان هایی که او میخورد ،
پاداشِ عمری مهربانی بود
ازبس که عمری ابن ملجم ها ،
با اسمِ یاری دورِ او بودند
وقت نمازش هم زره می بست ،
مردی که اوجِ پهلوانی بود
هی برد دندان بر جگر آخر ،
صبرش به لب آمد ولی پرپر!
آن روز تشتِ خانه چون دشتِ ،
گل های سرخ و ارغوانی بود ..
دلخسته بود از همنشینی ها ،
با قاتلینِ مادرش زهرا
زهری که نوشید آخرش ، تنها ،
شیرینی اش در زندگانی بود ...
محسن کاویانی لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.