منتقدان سينمايي به چه كار مي آيند
محمدرضا محقق؛
به گزارش خبرنگار فرهنگی «شبكه خبر دانشجو»، نوع مواجهه اي كه بسيار از كارگردانان و سينماگران كشور و از آن جمله كارگردان فيلم تسويه حساب پس از نمايش و اكرن فيلمش و رويكردي كه منتقدان با اثر او داشتند با اهالي نقد و رسانه داشته اند بيش از آنكه حاوي تعاملات و افق هاي روشن توجه جدي به نقد باشد در حوزه لاپوشاني پاك كردن صورت مسائل و توجيه و انكار و اغفال دور مي زده است.
واقعيت آن است كه در برابر فيلمي مانند تسويه حساب كه با در نظر گرفتن جميع جوانب ساختاري و محتوايي اش حتي با نگاه هاي خوش بينانه و اغماض هاي فراوان فيلمي ضعيف و بدون ارز شهاي بصري و معاني بلند و ساختار قابل توجه بوده و در عين حال كارگردان فيلم ساز رويكردهاي انتقادي بسياري از منتقدان فيلم خود را اثري اجتماعي و اسيب شناسانه و در عين حال خود را يك فمنيست مي نامد در اينجا شكل تعامل و نوع مواجه اساسا از شكل جدي و اعتبار نسبي اش خارج مي شود و در ميدان ها و به عبارت بهتر معركه هاي بهتري شكل مي يابد.
واقعيت آن است كه فيلم تسويه حساب علاوه بر اينكه از صحت ساختار بصري و ارزش هاي سينمايي غير قابل قبول است در عين حال نمي توان آن را يك اثر آسيب شناسانه اجتماعي خواند.
كاراكتر هاي اين فيلم بيش از آنكه ارجاع هاي قابل باور، اجتماعي داشته باشند متمايل به شخصيت هاي تخيلي و فانتزي هستند و مي توان رد آنها را در بازيهاي كامپيو تري و انميشن هاي اكشن گرفت.
حتي اگر كارگران تسويه حساب معقد باشند فيلم او با تمام فراز و نشيب ها و ضعف ها و نقاط منفي اش نشانگر يك آسيب جدي اجتماعي است و آدرس يك معضل وخيم عمو مي را مي دهد باز هم نمي توان چنين برآيندي را از فرآيند توليد و نمايش فيلمي همچون تسويه حساب متصور بود و توقع داشت.
واقعيت آن است كه شخصيت هاي تسويه حساب بيش از آنكه از حقايق و وقايع اجتماعي نشئت گرفته باشند، و گويا و جوياي مشكلات و آسيب هاي اجتماعي باشند زاييده ذهن و تخيلات فردي نويسنده و كارگردان هستند و شايد بتوان اين فيلم را بيشتر پاسخي به عواطف و علقه هاي ذهني و شخصي و شخصيتي شخص كارگردان دانست و نه چيز ديگري.
اينكه خانم تهمينه ميلاني پس از اكران فيلمش از طرفي خود را فمنيست بنامد و از طرف ديگر به منتقدان پرخاش كند و از سوي ديگر براي فيلمش افقهاي اجتماعي و فرهنگي و هنري بتراشد هيچ كدام نمي توان گره از نقاط كور فيلم تسويه حساب باز كند.
اين نكته را مي توان در جاي جاي فيلم و در نشانه گذاري هاي متنوع آن كه البته بيشتر از يك موضوع واحد سر منشا مي گيرد پي گيري كرد.
كاركترهاي فيلم تسويه حساب به لحاظ ذهنيتي قابل فهم و رديابي اند اينكه اين شخصت هاي زاييده عواطف ذهني يك شخصند و نه انتزاع از شرايط اجتماعي حاد و اين كه اين شخصيت ها تصورات به تصوير در آمده از يك سري خواست ها و علايق شخصي هم هستند و مي توان اين ها را در ويژگي هايي كه كاركترهاي فيلم بر اساس آنها انتخاب شده اند يافت.
با دقت در در مشخصات و مختصات زناني كه در اين فيلم حضور دارند و با در نظر گرفتن تمامي معايب سينما ورزانه فيلم نوع شخصيت ها كه برآيندي از حركات و سكنات و ديالوگ ها، چهره ها، پوشش، و ساير وجوه ظاهري اين آدم هاست مي تواند در مجموع نشانگر آن موضوع اصلي و آن علقه و عواطف شخصي دانست كه منشا اصلي و مقصود معتبر از توليد فيلم است.
فيلم تسويه حساب يك فيلم اجتماعي نيست يك فيلم شخصي است و خانم ميلاني حتي اگر در برابر منتقدان خود را فمنيست بخواند و حتي بداند و يا فيلمش را در لايه هايي از زرورق تعابير مثل بازنمايي آسيب هاي اجتماعي و ... بپيچد باز هم نمي تواند از نگاه هاي نافذ و متفكران و منتقدان آن موضوع اصلي را بپوشاند.
چه توقعي است كه فيلم هايي مثل تسويه حساب و سازندگانشان در قبال منتقدان و در برابر نمايش چنين آثار از خود بروز مي دهند.چطور مي توان فيلمي مثل تسويه حساب را با چنين ويژگي هايي و چنون عقده پراكني هاي مهوعي در افق اسيب شناسي اجتماعي ديد مگر آنكه فضاي ذهني و پرايشاني هاي روحي و استعدادهاي از دست رفته و يا به دست نيامده در ساخت فيلم استاندار و معتبر را از جمله آسيب هاي اجتماعي دانست؟
كارگردانان سينماي ايران بايستي به موازات فيلم سازي و يا حتي قبل از آن نوع تعامل درست و سازنده با منتقدان را بياموزند و در رفتار حرفه اي خود به كار بندند در غير اين صورت نتيجه امر منجر به همين روشي مي شود كه امثال سازنده فيلم تسويه حساب در قبال منتقدان در پيش مي گيرد و به جاي آنكه فيلم خود را به تيغ نقد منتقدان و البته عموم مخاطبان بسپارد و سراپا گوش باشد و در ميدان نقد و جراحي هنري تنها بياموزد و تجربه بياندوزد روشي را در پيش گيرد كه بيشتر به يك جدل غير احسن و يك چانه زني بي فايده مي ماند كه البته سال هاست اين روش حرفه معمول و مالوف سينما گران اين كشور شده است./انتهاي پيام/