دولت خود را بینیاز از نظرات مردم میداند

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو،«روزنامه اعتماد» در یادداشتی با انتقاد از غیرپاسخگو بودن دولت نسبت به افکار عمومی نوشت: « دولت صرفا رئيسجمهور يا معاون اول آن نيست. وزراي دولت نيز از همين ويژگي برخوردار هستند. خيلي از وزرا باب گفتوگو و مفاهمه را بستهاند و خود را مبسوطاليد نسبت به افكار عمومي ميدانند و در عمل نشان دادهاند اعتقاد فرآيندي نسبت به نظرات مردم ندارند و خود را بينياز از ديدگاه مردم ميدانند. اين امر يك آفت براي مديريت بخشهاي مختلف و در حالت خاص براي دولت است كه از نظر كارشناسان بهرهمند نشود.»
گفتنی است در طول نزدیک به پنج سال گذشته دولت نه تنها پاسخگوی افکار عمومی نبوده بلکه با منتقدین با شدیدترین وجه ممکن برخورد کرده است، هتاکیهای بیسابقه به منتقدین و به کار بردن تعابیر عجیب و هتاکی به آنان را در این راستا میتوان مورد ارزیابی قرار داد، با این وجود در طول این پنج سال روزنامههای زنجیرهای نیز همراستا با دولت منتقدین را مورد آماج حملات و تخریبهای خود قرار داده بودند.
ادعای جالب حامیان کلان مفسد اقتصادی؛ با فساد بدون مسامحه برخورد میکنیم!
روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله روز پنجشنبه خود نوشت:«دولت روحانی در ماجرای حقوقهای نجومی امتحان خوبی پس داد و از حقوقبگیران نجومی به این دلیل که از احزاب دولت هستند دفاع نکرد و آنها نیز حرفشان این بود که باید قانون اعمال شود. اصلاحطلبان در بحث حقوقهای نجومی درست عمل کردند و نشان دادند اهل قانون هستند و خیلی با افراد متخلف حتی اگر اصلاحطلب باشند مماشات ندارند».
این ادعای مضحک در حالی است که در سال ۹۵ پس از انتشار فیشهای نجومی و مشخص شدن این واقعیت که برخی مدیران دولتی دریافتیهای کلانی از بیتالمال با عناوین گوناگونی از جمله حقوق و مزایا داشتهاند، دولت به جای عزل مدیران اشرافی به صدور گزارش و بیانیه اکتفا کرد؛ اما ماجرا به همینجا ختم نشد. حمایت مدیران ارشد دولت یازدهم از مدیران نجومی، دلخوری و نگرانی مردم و رسانهها را در پی داشت. برای نمونه «نوبخت» سخنگوی دولت پس از انتشار فیشهای نجومی از مردم به خاطر تخلفات روی داده عذرخواهی کرد ولی پسازآن در اظهاراتی تأملبرانگیز یکی از مدیران نجومی را امانتدار بزرگ و ذخیره نظام خواند، این اظهارات تأسفبار که نشان از حمایت دولت از مدیران نجومی داشت مؤید این موضوع بود که متأسفانه دولت آقای روحانی انگیزه و ارادهای برای برخورد با این مفاسد ندارد.
ژست مبارزه با فساد اقتصادی به قیافه مدعیان اصلاحات زار میزند. این جماعت در عوض کردن جای «ارتشا» و «اختلاس» و «کارچاقکنی» با «کارآفرینی» تبحر خاصی دارند و صراحتاً مینویسند مدیران نجومی به همراه مفسدان کلان اقتصادی همچون شهرام جزایری و مهآفرید خسروی، کارآفرینان شایسته و نابغهای در حد «استیو جابز» هستند که باید تیمار شوند و حقوقهای هنگفت بگیرند!
گفتنی است روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد-مرداد 96- «شهرام جزایری» مفسد اقتصادی نامآشنای دوره اصلاحات را «برند اقتصاد ایران» و «صاحب نظر بخشهای مختلف اقتصادی» نامیده و برای حل مشکلات اقتصادی کشور نسخه وی را توصیه کرد!
دستاورد منطقهای ایران از برجام، تقریبا هیچ!
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت:«ایران همه تخممرغهای خود را در سبد اتحادیه اروپا قرار داد و درحالی که امید میرفت روابط ایران و کشورهای منطقه طی 4 سال اخیر به ویژه پس از برجام بهبود یابد اما هیچ تغییری در وضعیت موجود حاصل نشد».
آنچه در این زمینه باید مورد بررسی قرار داد این است که دولت همه تخممرغهای خود را در سبد برجام قرار داده است ولی این رویکرد انفعالی، تقریبا هیچ دستاوردی برای ایران در پی نداشته است.
متاسفانه دولت سیاست خارجی را صرفا در برجام خلاصه کرد و این مسئله موجب شد تا مسائل منطقهای مورد کمتوجهی قرار گیرد. در دولت یازدهم سطح خصومت آلسعود علیه ایران بالا رفت و از سوی دیگر دولت با مسامحه با اعمال ضدایرانی سعودیها رفتار کرد که در چند مرحله با راهاندازی جنگ نفت علیه کشورمان و توهین و اتهامپراکنی به مقامات ایرانی همراه بود و بعد از آن به تهییج کشورهای میکروسکوپی از جمله کومور و جیبوتی برای قطع رابطه با ایران انجامید.
مدعیان اصلاحات سرگرم بزک اروپایی که همدست آمریکاست
در شرایطی که اتحادیه اروپا با آمریکا در دسیسهسازی و حیلهگری علیه ایران متفق و متحد است، حامیان دولت و افراطیون مدعی اصلاحات همچنان دلخوش به اروپا هستند.
روزنامه ایران در شماره روز پنجشنبه خود در مطلبی نوشت: «اروپا برای نجات برجام حاضر شده با تصمیم آمریکا در بهکارگیری اهرمهای بینالمللی در عرصه دیپلماسی و ورود توجیهناپذیر شورای امنیت به موضوعات مرتبط با ایران، همراهی و مسائلی همچون ادعای مداخلهجویی کشورمان را در منطقه به یک موضوع امنیت بینالمللی تبدیل کند تا دستکم از قبال حضور در نمایش جدید دیپلماتیک آمریکا، بقای توافق هستهای را که برای حفظ منافع امنیتیاش حائز اهمیت میداند، ضمانت کند.»
این گزاره که همراهی اروپا با آمریکا در سناریوی اخیر علیه ایران، به دلیل تلاش اروپا برای نجات برجام است، در شرایطی است که اتحادیه اروپا از ابتدای مذاکرات هستهای با آمریکا برای اعمال فشار و پیگیری سیاستهای خصمانه و زیادهخواهانه اتحاد کامل داشت. در پسابرجام نیز اروپا همگام با آمریکا به تحریم اشخاص و نهادهای مختلف ایرانی پرداخت. ظریف تصریح میکند که ما حتی یک حساب بانکی هم نمیتوانیم در انگلیس باز کنیم. چند روز قبل نیز آلمانها از ترس تحریمها و جریمههای آمریکا به هواپیمای ظریف که رئیس تیم مذاکرهکننده کشورمان بود، سوخت نداده و برای سوخترسانی به هواپیمای ظریف از وزارت دفاع و وزارت خارجه کمک گرفته شده است!
در برهه دیگری، انگلیس، آلمان و فرانسه بیانیه مشترکی صادر کردند که یکی از مفاد آن علیه توانمندی موشکی کشورمان بود. با این حال، مدعیان اصلاحات هنوز هم مشغول بزک اروپا و دلیلتراشی برای اقدامات ضدایرانی آن هستند.
مردم عقب ماندهاند یا سیاستهای دولت پوپولیستی است؟
علیرغم تخلف دولت از قانون در افزایش تدریجی قیمت بنزین در چهار سال نخست، روزنامه شهروند در شماره روز پنجشنبه به جای انتقاد از رویه غلط دولت، جامعه را به دلیل اعتراض به این راه و روش ناپسند، تلویحا عقبمانده خواند.
در بخشی از یادداشت این روزنامه آمده است: «در يك جامعه عقبمانده نخستین سياستی که اتخاذ میکنند، كاهش قيمت سوخت و بنزين يا جلوگيري از افزايش قيمت آن است. به همين علت تحقيق و توسعه براي بهبود کیفیت و راندمان موتور جهت كاهش سوخت مصرفي انجام نميشود، زيرا ضرورتي براي اين كار وجود نخواهد داشت. در يك جامعه توسعهيافته كسي گمان نميكند كه دولت با افزايش قيمت بنزين قصد سركيسهكردن مردم را دارد...»
دولت اگر به توسعه و پیشرفت اهمیت میداد، چرا طبق قانون در چهار سال قبلی قیمت بنزین را به تدریج و سال به سال افزایش نداد؟ چرا بودجه جاری خود را چند برابر میکند؟ چرا پیش از انتخابات به سرپرستانی که یارانه آنها قطع شده بود، پیامک وصل مجدد یارانه میدهد و پس از انتخابات در لایحه بودجه حذف 30 میلیون نفر از یارانهبگیران را پیشنهاد میکند؟ جامعه عقبمانده است یا سیاستهای دولت پوپولیستی است؟
مگر حرف منتقدین همین نبود؟!
روزنامه اعتماد در شماره پنجشنبه طی یک یادداشت در صفحه نخست به موضوع سفرهای اروپایی اخیر رئیسجمهور پرداخته و نوشته: «اكنون نوبت آن رسيده است كه وزارت خارجه با نگاه ويژهاي به مناسبات با شرق اروپا و بالكان نگاه كند.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «مناسبات تجاري و اقتصادي ايران و كشورهاي شرق اروپا، دو دهه پيش حجم بزرگي از روابط اقتصادي ايران و اروپا را تشكيل ميداد. اما متاسفانه امروز شاهديم كه حجم روابط تجاري و اقتصادي با برخي از كشورهاي منطقه شرق اروپا به يك دهم سالهاي دهه ٧٠ رسيده است.»
اکنون پس از گذشت قریب به 5 سال مجموعه دولت و حامیانش به حرف منتقدین رسیدهاند. مگر آنچه منتقدین میگفتند به جز این بود که دولت تمام همتش را معطوف سه کشور اروپایی نکند؟ نه اینکه منتقدین پیشگو هستند بلکه آنها به تجربه تاریخی که از این دولتها به جا مانده توجه میکردند اما طیف موسوم به اصلاحطلب عامدانه در تلاش بود تا آنها را فراموش کند. این گونه میشود که این طیف پس از گذشت 5 سال مینویسد «اکنون» نوبت آن رسیده است!
شاهد بودیم که در تازهترین مورد کشور آلمان در جسارتی آشکار به هواپیمای وزیر خارجه ایران بنزین ندادند. چه چیزی باعث شده تا این کشورها (آلمان، فرانسه و انگلیس) تا این اندازه جسور شوند؟ ریشه این جسارتها را در انفعال دولتمردان تدبیر و امید باید جستوجو کرد. وقتی سران و مقامات این سه کشور هر عملی انجام داده و اظهاری به لب میآورند و از این سو نه تنها به آنها پاسخی در خور داده نمیشود بلکه شاهد هستیم که حجم مبادلات اقتصادی با آنها بیشتر هم میشود نتیجه آیا چیزی جز این میتواند باشد؟ این کشورها همانها هستند که بزرگترین غارتگریها را انجام دادهاند و هنوز هم آن روحیه استعمارگرانه و آن نگاه از بالا به پایین را دارند.
شما به جای توصیههای سیاسی پاسخگوی کارخانهخواری باشید!
روزنامه زنجیرهای شرق، اظهارات غلامحسین کرباسچی در همایش روز چهارشنبه همایش «کنشگری دانشجویی در عصر اعتدال» را منتشر کرده و به نقل از وی نوشت: «ميخواهند با راديكاليسم اصلاحات را تضعيف كنند؟»
به گزارش شرق، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در این همایش بیشتر به مباحث کلان کشوری پرداخت و نقش جریان دانشجویی را در آن پررنگ کرد... او از ظاهرشدن نشانههایی از «یک اجماع ملی» برای «مذاکره ملی» صحبت کرد و گفت: «مذاکره ملی فقط میان جناحها نیست. به دلیل نوع مشکلات و گستردگی فضای رسانهای، باید در کل جامعه، جریان مذاکره ملی و تفاهم بر مصالح ملی کشور به یک جریان عمومی تبدیل شود و برای تبدیلشدن به این مهم، جنبش دانشجویی میتواند نقش مهمی ایفا کند.»
درباره اظهارات کرباسچی به دو نکته بسیار مهم بایستی اشاره کرد، نخست آنکه کرباسچی به جای پاسخگویی درست و بدون «فرار به جلو» به مفاسد اقتصادی جریانی که به آن وابسته است از جمله «پرونده رشت الکتریک» دست به سخنرانی میزند تا حقیقت را در مورد خود و جریان مدعی اصلاحات به حاشیه ببرد.
غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران، که این روزها، در این دانشگاه و آن دانشگاه برای عدالت و آزادی و حق انتخاب سخنرانی میکند، سال 82 کارخانه رشت الکتریک را با حدود 600 کارگر برای همسر خود، همسر قبه، همسر عبدالله نوری و همسر شریعتی دهقان خرید،کارگرانش را بیکار کرد و حالا میخواهد زمین باقیمانده از آن کارخانه پررونق را با 60 آپارتمان لوکس در شمال تهران معاوضه کند!
نکته دوم اینکه مردم ایران با هم مشکلی نداشته و نیازی به گفتوگوی ملی به آن تعریفی که مدعیان اصلاحات میگویند نیست، آنان واژهها را تغییر داده و همان پروژه نخنمای «آشتی ملی» را با اسامی دیگری پیگیری میکنند البته طبیعی است که مدعیان اصلاحات به دنبال گفتوگو و باج دادن نظام به تروریستهای داعشی که چندی پیش تعدادی از نیروهای انتظامی را به شهادت رساندند باشند ولی «جمهوری اسلامی» برای برخورد قاطعانه با این تروریستها عزم جدی داشته و چنانکه در دهه شصت به اجداد این تروریستها یعنی منافقین باج نداد به تازه تفالههای داعش نیز باج نخواهد داد.