تجویز نسخه شکست خورده برجام برای حل مشکلات

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو،روزنامه حامی دولت به بنبست رسیدن خود را به کل کشور تعمیم داده و همان خط بیبیسی را پیگیری کرده است که منتقدین دیگر از همه جریانات عبور کرده و دیگر به حل مشکلات در چارچوب جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند!
در بخشی از سرمقاله شماره دیروز شرق آمده است : آنچه امروزه بیش از هر چیز از تحلیلها برمیآید این است که دولت روحانی، اصولگرایان و اصلاحطلبان به بنبست رسیدهاند و دیگر قادر نیستند مفهومِ سیاسی تازهای خلق کنند. دراینمیان، تیغ نقد برای گفتمان اعتدال نسبت به دیگر گفتمانها تیزتر است.
نویسنده افزوده است : رئیسجمهور امروز کمتر از اعتدال حرف میزند، زیرا هر زمان او از اعتدال سخن بگوید، بیشازپیش روی سخنانش به هیئتدولت خواهد بود؛ هیئتدولتی که بیش از توصیه به اعتدال، نیاز به اقدامات عاجل یا انقلابی دارد.
البته مراد روزنامه شرق از اقدامات انقلابی عبور از نسخههای به شکست منتهی شده از جمله برجام نیست، سردبیر شرق دقیقا همان نسخهها را برای عبور از مشکلات تجویز میکند و مینویسد : اینک دولت روحانی در موقعیتی قرار دارد که همه عقلا با حسننیت و با سوءنیت، او را به اقدامات عاجل، قاطع و انقلابی فرامیخوانند، اما ماشینِ دولت همچنان با دنده سنگین بهآهستگی در جاده میراند...دولت روحانی... دچار آهستگیِ غیرضروری است که این آهستگی، ترافیک سنگین مشکلات را در پس پشت خود بهجای خواهد گذاشت.
سردبیر شرق میافزاید : هیچ دولتی مثل دولت روحانی چنین تحتفشار انباشتِ مشکلات نبوده است ، دولتی که آغازی توفانی داشت و با موفقیت در «برجام» نوید دولتی کارآمد و پرتوان را داد، اما اینگونه نشد و روحانی هر روز بیشازپیش در دام مسائل پیشبینیناپذیر افتاد. اَبرمشکلاتی همچون بیکاری و فقر که همه دولتها به آن مبتلا بودهاند، در دولت روحانی به مرحله بحرانی رسید و تلاشهای دولت برای از بین بردن آن به نتيجه نرسيد.
چنان چه مشاهده میشود نویسنده شرق مذاکرات منتهی به برجام را شروع توفانی و با موفقیت دولت میخواند و در ادامه به مشکلات پیشبینی ناپذیری میرسد که دولت از حل این مشکلات عاجز مانده است، طبیعی است که اگر دولت با همان خط مشی توفانی آغازین که سردبیر شرق از آن به عنوان انقلاب یاد میکند ادامه میداد و از تحولات جامعه عقب نمیماند این مشکلات نیز حل میشد، از منظر روزنامه شرق حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نه در کار و تلاش و تکیه به تولیدات داخلی و در یک کلام اقتصاد مقاومتی که سازش با غرب است، نویسنده به این نکته عالمانه نمیپردازد که مشکلات فراوان اقتصادی موجود پیشبینی پذیر بوده است نه پیشبینی ناپذیر ، اگر دولت پنج ساله گذشته را به جای تمرکز صرف بر روی سیاست خارجی که نتیجه آن برجام بوده و امروز ظریف رئیسدستگاه دیپلماسی کشور نمیتواند به اتکای آن یک مسافرت بدون دردسر انجام دهد به اقتصاد میپرداخت امروز چنین مشکلاتی را شاهد نبودیم.
بی شک مشکلات امروز کشور بنبست نیست، مدعیان اصلاحات خود به بنبست رسیدهاند و میخواهند آن را به کل کشور و مردم تعمیم دهند و دولت محترم باید مواظب دوست نمایانی این چنین باشد که نسخه شکست را برای مشکلات پیشرو تجویز میکنند، کشور با بنبست مواجه نیست، مشکلات موجود نسخهای جز تلاش و اتکا به توان داخلی ندارند و امید میرود دولت بعد از گذشت پنج سال و تجربه نتایج برجام به این مهم رسیده باشد.
نباید به آمریکا درشتگویی کنیم، فقط باید به منتقدان برجام فحش بدهیم!
روزنامه آرمان در سرمقاله دیروز نوشت: «آمریکا، متحدان اروپاییاش و نیز سازمان ملل متحد، مصمم هستند که فشار اقتصادی را بر روی ایران افزایش دهند. به ویژه آمریکا که قبلا هم در تلاش بود، موسسات مالی و بانکی را تحت فشار قرار دهد و با موضع منفی اروپا روبهرو شد، اکنون به سمت و سویی حرکت میکند تا اروپا را وادار به مشارکت در تحریمهای جدید کند...مقطع کنونی، زمانی نیست که با درشتگویی بتوان از آن عبور کرد بلکه امروز زمانی است که باید دیپلماسی فعالتری داشت.»
نقض برجام از سوی آمریکا به حدی واضح و روشن است که حتی مقامات ارشد دولت نیز بارها به آن اذعان کردهاند. اما متاسفانه جماعت بزککار شیطان بزرگ حاضر نیستند نازکتر از گل به آمریکا بگویند و ترجیح میدهند مطابق میل کدخدا! توپ را در زمین داخلی بیندازند.
جماعتی که با ایجاد دوگانه کاذب «هستهای،معیشت» موجب شد تا «هستهای برود،اما تحریمها بماند»،اکنون در حال نسخهپیچی برای دیگر مولفههای قدرتساز کشورمان است.
عصر مثالهای تخیلی!
روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم یکی از تئوریسینهای طیف موسوم به اصلاحطلب بار دیگر به حواشی خودکشی یک متهم به جاسوسی پرداخته است.
در ابتدای این یادداشت به فردی که اخیرا در زندان خودکشی کرد اشاره و در ادامه نوشته شده که پس از این واقعه: «...بحث درباره مرجع تشخيص جاسوس بودن يك فرد يا گروه دوباره مطرح شد. واقعيت اين است كه برخي از نقدها درست مطرح نشد، از اين رو موجب واكنش از سوي دادستان محترم كل كشور شد. بهطوري كه در سخنراني اخير خود اظهار داشت: «ميگويند تشخيص جاسوس به عهده وزارت اطلاعات است، اما اين دقيق و كامل نيست. جاسوسي به موجب قانون، جرم است و وظيفه مجازات بر عهده قوه قضاييه است اينكه جرم چه باشد، بر عهده ما است، چه كسي گفته تشخيص جاسوس به عهده وزارت اطلاعات است؟»
نویسنده با ذکر مثالی در ادامه سعی میکند در این اصل مبرهن و آشکار تشکیک ایجاد کند. مثال ذکر شده در یادداشت این است: «اخذ نظرات كارشناسي در هركدام از اين مراحل يكي از مولفههاي مهم پرونده است... براي مثال اگر كسي كشته شود و دو نفر به او ضربه زده باشند، يكي به گيجگاهش زده باشد و ديگر با چاقو او را مضروب كرده باشد، قاتل واقعي را در عمل پزشكي قانوني تعيين ميكند، زيرا تشخيص ميدهد كه مرگ بر اثر كدام ضربه بوده است. با اين حال حكم نهايي را دادگاه و مستند به نظريه كارشناسي پزشكي قانوني صادر ميكند و نميتواند نظريه پزشكي قانوني را ناديده بگيرد.»
در این زمینه بایستی به نکاتیاشاره کرد نخست آنکه وقتی برای به کرسی نشاندن حرف از مثال استفاده میشود انطباق دو طرف مثال بسیار مهم است. اخیرا رئیسجمهور برای آنکه ثابت کند علم دینی وجود ندارد مثال ماشینی را مطرح کرد که در داشبورد آن قرآن گذاشته شده است و نتیجه گرفت به این واسطه ماشین اسلامی نمیشود! اینجا نیز در مثالی که توسط نویسنده یادداشت مذکور به میدان فرستاده شده موضوع یک مورد علم تجربی است، علمی که در همه جای جهان دادهها و خروجی آن یکسان است. به این معنا که اگر همان مقتول به یک کشور آفریقایی یا آسیای دور برده شود (با فرض رخ ندادناشتباهات انسانی) همه پزشکان قانونی به نتایج دقیقا مشابه میرسند. اما در مورد دوم نیز چنین است؟ قطعا نیست و همین نشاندهنده دو چیز متفاوت است. دیگر آنکه نیروهای امنیتی، نیروی انتظامی و بسیج بنا به مهارت و تجربه در ارزیابی اولیه کسی را متهم عنوان میکنند و فرد را پس از دستگیری به همراه مدارک به قوه قضائیه میفرستند. این قوه قضائیه است که با بررسی دقیق اسناد و مدارک و اعترافات و اظهارات متهم و صدالبته مشورت با کارشناسان اطلاعاتی در نهایت یک: یا اعلام جرم کرده و یا تبرئه مینماید؛ دو: در صورت مجرم بودن مجازات را تعیین میکند.
فرض کنید روال آنچنان باشد که اکنون آقایان موسوم به اصلاحطلب میپسندند، به این صورت که نیروهای امنیتی یا انتظامی خود را مرجع تشخیص مجرم بودن یا نبودن بداند؛ چه خواهد شد؟ ممکن است یکی که از تجهیزات یا کارشناسانی متخصص در امری خاص بهره میبرد، بنا بر اینها در خروجی تحلیل داده هایش فردی را مجرم معرفی کند و چنین وضعیتی در دیگری به مجرم بودن فرد نینجامد. در نهایت باید پرسید این همه نگرانی برای یک متهم به جاسوسی که در زندان دست به خودکشی زده است برای چیست؟!
لابی برای جبران ناکارآمدی
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «این روزها تعدادی از وزرا میدانند که باید پاسخگوی مجلسیان باشند و دلیل آن هم عملکردشان است. وزرایی مانند عباس آخوندی و علی ربیعی در سیبل استیضاح هستند. دورخیز برخی نمایندگان مجلس برای استیضاح وزرای راه و شهرسازی و کار در شرایطی صورت گرفته که حوادث نفتکش سانچی و سقوط هواپیما در یاسوج تا حدودی فضا را برای این کار مهیا کرده است.»
در ادامه این یادداشت آمده است: « مسئلهای که در این میان بیش از هر چیز دیگر خودنمایی میکند این است که چگونه در دو مورد استیضاح قبلی آخوندی به راحتی دوبار رای اعتماد دریافت کرد و به وزارت خود ادامه داد در حالی که دفعات پیش نیز نمایندگان مجلس بر عزم خود مصمم بودند تا از ادامه کار او ممانعت بهعمل آورند.»
روزنامه آرمان افزوده است : «برخی از نمایندگان مجلس به طور غیر رسمی به ارتباطاتیاشاره داشتند و خبر از کنار آمدن آخوندی با تعدادی از نمایندگان با بهره بردن از شیوههای نامتعارف و لابیهای غیرقابل پذیرش است...آخوندی تاکنون دو بار استیضاح شده که در هر دو مورد درعین ناباوری بار دیگر موفق شد از مجلس رایاعتماد دریافت کند و به کار خود ادامه دهد واکنون این سومین بار است که صحبت از استیضاح اوست...ربیعی هم بارها تا یک قدمی استیضاح پیش رفته و بازگشته است».
اینها دیوانهاند یا خائن؟!
با وجود نقض مکرر توافق هستهای از سوی آمریکا و اروپا و گستردهتر شدن روند مداخلهجویی آنها در پسابرجام، افراطیون مدعی اصلاحطلبی مذاکره در مسائل منطقهای را پیشنهاد میدهند!
روزنامه شهروند در سرمقاله خود نوشت: «در مورد هستهاي، به روشني و در چارچوب برجام توافق به دست آمده است و نبايد تغييري در آن داده شود. درباره سياست موشكي نيز نميتوان و نبايد وارد بحث شد… كارشناسان سياسي و نظامي نيز ميدانند كه نقش موشكهاي ايران كاملا دفاعي است و تا هنگامي كه كلاهك هستهاي نداشته باشد، خطر تهاجمي ندارد... بنابراين در اين دو زمينه باب گفتوگو براي تجديدنظر يا اعمال محدوديت بسته است، ولي درباره ترتيبات امنيتي منطقهاي قضيه به كلي فرق ميكند... ادامه وضع ناآرام در سوريه و يمن به نفع هيچ کشوری جز اسرائیل نيست، بنابراين امكان رسيدن به تفاهم نسبي وجود دارد، هرچند اين راه صعبالعبور است، همچنان كه مسير رسيدن به برجام چنين بود.»
در شرایط حاضر، جسم و روح برجام توسط آمریکا و اروپا نقض شده است، تشت رسوایی توافق هستهای از بام افتاده و خسارت محض آن عیان شده است. برجام به ابزار دلچسب آمریکا و اروپا برای اعمال فشار بر ایران و پیگیری سیاستهای خصمانه و زیاده خواهانه تبدیل شده است. غربیها مگر به برجام پایبند بودند که حالا بر سر مسائل منطقه با آنها سر میز مذاکره بنشینیم؟ به هواپیمای وزیر امور خارجه در آلمان از ترس آمریکا سوخت نمیدهند، خود رئیسجمهور نیز چندی پیش مذاکره با آمریکا را با توجه به تجربه موجود دیوانگی خواند. آن وقت مدعیان اصلاحات باز هم بر طبل مذاکره میکوبند. با توجه به سخنان رئیسجمهور و پیشنهادات زنجیره ایها میتوان تاکید کرد پیشنهاد دهندگان مذاکره با غرب به ویژه آمریکا دیوانهاند یا خائن؟!
منبع:کیهان