
کد خبر:۷۵۶۱۴۶
سرودهای از حامد حجتی/ خون میدهد بهپای شرف تا سپاه ما
حامد حجتی، شاعر اهل قم به مناسبت اعیاد شعبانیه و تروریست خواندن سپاه پاسداران از سوی آمریکا شعری سروده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، حامد حجتی از شاعران کشورمان به مناسبت اعیاد شعبانیه و تروریست خواندن سپاه از سوی آمریکا شعری سروده است.
باید به بادهای مجاور خبر نوشت
از داغهای کهنه و از داغ سرنوشت
داغی به روی شانهام از شهر مانده است
فُزتُ وَ رَبِ کعبه در این «دهر» مانده است
هرروز کربلاست علیاکبرم توییای داغ سربهمهر گلِ پرپرم تویی
پیچیده در سکوت من آوای نای تو
سهم تمام پنجرهها هایهای تو
شمر سیاه نعره برآورده در زمین
هفتادودو ستاره سر آورده در زمین
هفتادودو برای ابد بینهایت است
هرروز نینوای تو در خون روایت است
کوفه هنوز شهر پُر از مکر و حیلههاست
کوفه هنوز تشنه خونهای کربلاست.
چون روبهان تشنه به خون مست کردهاند
مانند هنده در جگرت دست کردهاند
خفاشها که طاقت دیدن نداشتند
فانوسی از نگاه تو «روشن» نداشتند
خونخوارها برای سرت سکه دادهاند
یک شهر را بهپای سرت سکه دادهاند
دجّالهای هرزه به بازار آمدند
با شیشه شکسته خریدار آمدند
خون زلال حنجرهات را کسی ربود
سوغات برده است به مهمانی یهود
غافل از اینکه خون تو آتشفشانی است
غافل از اینکه نام تو در عرش فانی است
غافل از اینکه دار به دوشاند شهر ما
غافل از اینکه بادهفروشاند شهر ما
*
وقتیکه نام «روشن» تو در زمان دوید
خواب تمام گله خرگوشها پرید
خوابی که مثل سایه سنگین ابرهاست
خوابی که بغض حنجره شهر را درید
ما در پی معامله بودیم و دست هات
روی تمام فاصلهها خط خون کشید
تا کی اسیر چنبره عافیت ...؟ چرا؟
پس کی به شهر پاک خدا میتوان رسید؟
مثل کبوتری که به پرواز دلخوش است
هرروز یک کبوتر زیبای پر سپید.
پرواز میکند که پر از حسِّ نو شود
پرواز میکند به فراسوی ناپدید
ما روسیاه عافیت زندگی شدیم
جاماندگان قافله عشق؛ روسپید!
آبوهوای شهر چه سرمست میکند
پیچیده است در نفس کوچهها شهید
میگفت: باغبان به من خسته گوش کن
هر چشمه است عصاره یک قله رشید
*
مادر هزار بار تو را بوسه داده است
تا اینکه قامت تو چنین ایستاده است
مادر به کوچه گفت که این باور من است
این شاخه نبات علیاکبر من است
وقت سفر رسیده برایم اذان بگو
از شوق پر کشیدنت از آسمان بگو
در چله مانده است چنین دلنشین شده است
با من دوباره بازبگو اربعین شده است
کنت معک برای تو تکرار میشود
نعم الامیر در تو پدیدار میشود
***
ناقابل است هدیه ما یا حسین جان
اینیک دل است هدیه ما یا حسین جان
با تو به سمت نور کشیده است راه ما
خون میدهد بهپای شرف تا سپاه ما
باید به بادهای مجاور خبر نوشت
از داغهای کهنه و از داغ سرنوشت
داغی به روی شانهام از شهر مانده است
فُزتُ وَ رَبِ کعبه در این «دهر» مانده است
هرروز کربلاست علیاکبرم توییای داغ سربهمهر گلِ پرپرم تویی
پیچیده در سکوت من آوای نای تو
سهم تمام پنجرهها هایهای تو
شمر سیاه نعره برآورده در زمین
هفتادودو ستاره سر آورده در زمین
هفتادودو برای ابد بینهایت است
هرروز نینوای تو در خون روایت است
کوفه هنوز شهر پُر از مکر و حیلههاست
کوفه هنوز تشنه خونهای کربلاست.
چون روبهان تشنه به خون مست کردهاند
مانند هنده در جگرت دست کردهاند
خفاشها که طاقت دیدن نداشتند
فانوسی از نگاه تو «روشن» نداشتند
خونخوارها برای سرت سکه دادهاند
یک شهر را بهپای سرت سکه دادهاند
دجّالهای هرزه به بازار آمدند
با شیشه شکسته خریدار آمدند
خون زلال حنجرهات را کسی ربود
سوغات برده است به مهمانی یهود
غافل از اینکه خون تو آتشفشانی است
غافل از اینکه نام تو در عرش فانی است
غافل از اینکه دار به دوشاند شهر ما
غافل از اینکه بادهفروشاند شهر ما
*
وقتیکه نام «روشن» تو در زمان دوید
خواب تمام گله خرگوشها پرید
خوابی که مثل سایه سنگین ابرهاست
خوابی که بغض حنجره شهر را درید
ما در پی معامله بودیم و دست هات
روی تمام فاصلهها خط خون کشید
تا کی اسیر چنبره عافیت ...؟ چرا؟
پس کی به شهر پاک خدا میتوان رسید؟
مثل کبوتری که به پرواز دلخوش است
هرروز یک کبوتر زیبای پر سپید.
پرواز میکند که پر از حسِّ نو شود
پرواز میکند به فراسوی ناپدید
ما روسیاه عافیت زندگی شدیم
جاماندگان قافله عشق؛ روسپید!
آبوهوای شهر چه سرمست میکند
پیچیده است در نفس کوچهها شهید
میگفت: باغبان به من خسته گوش کن
هر چشمه است عصاره یک قله رشید
*
مادر هزار بار تو را بوسه داده است
تا اینکه قامت تو چنین ایستاده است
مادر به کوچه گفت که این باور من است
این شاخه نبات علیاکبر من است
وقت سفر رسیده برایم اذان بگو
از شوق پر کشیدنت از آسمان بگو
در چله مانده است چنین دلنشین شده است
با من دوباره بازبگو اربعین شده است
کنت معک برای تو تکرار میشود
نعم الامیر در تو پدیدار میشود
***
ناقابل است هدیه ما یا حسین جان
اینیک دل است هدیه ما یا حسین جان
با تو به سمت نور کشیده است راه ما
خون میدهد بهپای شرف تا سپاه ما
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.