نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان دچار انفعال شويم
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۷۳۵۴
بازخواني// بيانيات رهبر معظم انقلاب در 7 تير 1368:

نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان دچار انفعال شويم

نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان و كسانى كه هر نقطه‏ مثبتى هم در جامعه‏ اسلامى باشد، مورد انتقاد قرار مى‏دهند، دچار انفعال بشويم.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 7 تير 1368، در مراسم بيعت خانواده‏هاى شهداى هفتم تير، اعضاى شوراى عالى قضايى، قضات و مسؤولان دادگسترى و جمعى از مردم لرستان ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

متقابلاً به همه‏ى شما برادران بزرگوار در شوراى عالى‏قضايى و قضات محترم و كارمندان دستگاه قضايى كشور و خانواده‏هاى عزيز شهداى عالى‏قدر هفتم تير - كه يادگارهاى ارزنده‏ى يكى از مقاطع مهم انقلاب هستند - و علما و ائمه‏ى جمعه‏ى محترم استان لرستان و شما اقشار مؤمن و مخلص و غيور آن استان، مصيبت جانگداز رحلت امام عزيز و بزرگوار را تسليت عرض مى‏كنم. ان‏شاءاللَّه خداوند سنگينى بار اين مصيبت را كه بر دوش ملت ايران است، مايه‏ى اجر و ثواب و رحمت خود قرار بدهد و به همه‏ى آنان قدرت صبر و استقامت در راه آن قائد و رهبر عظيم‏الشأن عنايت كند.

مسأله‏ى هفتم تير، حادثه‏يى فراموش‏نشدنى در تاريخ انقلاب ماست و هنوز هم در دنياى سياست و در سطح جهان، هفتم تير قابل طرح و احتجاج است. در ماجراى هفتم تير، دو گروه رسوا شدند:

گروه اول كسانى بودند كه ادعا مى‏كردند طرفدار مردم و خلق و انقلابند. آنها پرده‏ى غليظى از ريا و دروغ و خدعه بر كار خودشان كشيده بودند. حادثه‏ى هفتم تير، اين پرده را دريد و آنها را افشا كرد. گروهكها بعد از اين واقعه خيلى هم تبليغات كردند، اما ملت ايران تحت تأثير آن حادثه و حوادث مشابه آن كه بعداً اتفاق افتاد - اگرچه به آن عظمت نبود - چهره‏ى منافقين و گروهكهاى مدعى را شناخت؛ معلوم شد اينها ضد همه‏ى ارزشهاى انسانى هستند و از آدمكشى در ابعاد وسيع آن ابايى ندارند و به خاطر تحقق هدفها و مقاصد شوم خود، حاضرند با انقلاب بزرگ اسلامى - كه در حساسترين لحظات عمر خود، درگير جنگ همه‏جانبه شده بود - مبارزه كنند و در چنين شرايطى دست به جنايتى بزرگ بزنند و ملت ايران را داغدار كنند.

گروه دوم، قدرتهاى جهانى مدعى حقوق بشر و ضديت با تروريسم بودند. البته باز هم سردمداران سياستهاى جهانى، با وقاحت و گستاخى همين شعارها را مى‏دهند و هنوز هم سردمداران رژيم امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى ادعا مى‏كنند كه با تروريسم مخالفند! ليكن مسأله‏ى تبليغات و هياهو و جنجال يك مسأله است، و واقعيت‌هايى كه براى مردم آگاه و بصير در سطح عالم روشن مى‏شود، مسأله‏ى ديگرى است.

كاملاً واضح است كه وقتى دولتى مثل امريكا يا بعضى از كشورهاى اروپايى، از گروهكهاى تروريستى كه دستشان به خون آحاد ملت آغشته است، حمايت مى‏كنند و آنها را در كشورهاى خود راه مى‏دهند و پناهنده‏ى سياسى قلمداد مى‏كنند، نمى‏توانند در ادعاى مبارزه با تروريسم صادق باشند. اينها مروج تروريسم هستند و تروريستها را براى تحقق مقاصد شوم خود، در دامان خويش تربيت مى‏كنند.

كيست كه نداند بسيارى از گروهكهاى داخل ايران - حتّى آنهايى كه صبغه‏ى چپ داشتند - از منابع مالى دولتهاى غربى و امريكا تغذيه مى‏شدند و هنوز هم مى‏شوند؟! ملت ايران، اين ادعاهاى دروغين را شناخت. ديرباورترين افراد هم فهميدند كه دولت امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى و جوامع به اصطلاح متمدن طرفدار حقوق بشر، كمترين خبرى از حقوق بشر ندارند و كوچكترين دفاعى از آنها نمى‏كنند!

كسانى كه در حادثه‏ى هفتم تير و ديگر حوادث انقلاب به شهادت رسيدند و خونشان ريخته شد، نفوس زكيه‏يى از افراد بشر و انسانهاى ممتاز جامعه بودند. در بين اينها، علما و دانشمندان و مبارزان قديمى و توده‏هاى مردم و انسانهاى فداكار و كسانى كه براى ملت و كشور و آرمان و انقلابشان فداكارى مى‏كردند، وجود داشتند. كشتن آنها طبق كدام ميزان از موازين مجاز است، و چه كسى مى‏تواند كُشندگان آنها را تروريست نداند و جنايتكار نخواند و محكوم نكند؟ اين، يك حقيقت روشن است.

ما به ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، كه امروز از طرف دولتها و سازمانهاى وابسته به ابرقدرتها در دنيا اعلام مى‏شود، كوچكترين اعتقادى نداريم. ما اينها را فريب و خدعه و دروغ مى‏دانيم. ما معتقديم تروريسم در دامان رژيم امريكا و بسيارى از حكومتهاى غربى و قدرتهاى زورگوى جهانى پرورش مى‏يابد و رشد مى‏كند.

ملتى كه به هيچ قدرتى از قدرتهاى عالم وابسته نيست و از حقوق خود و مرزهايش دفاع مى‏كند و دم از استقلال مى‏زند و به اعتراف همه‏ى دنيا مى‏خواهد بر سرنوشت خود مسلط باشد، با چه مجوزى يك عده از افراد خرابكار حق داشته باشند انسانهاى باارزش و دانشمند و انقلابى اين كشور را با چنين وضعيت خون‏آشامانه‏يى ترور كنند و به شهادت رسانند و بعد هم دولتهاى غربى بدون هيچ شرم و ملاحظه‏يى، اسم اينها را به عنوان يك سازمان بياورند و در كشورشان راه بدهند و نشريات اينها را منتشر كنند؟!

اجتماعاتى مثل «پارلمان اروپا» و ديگر جاها كه تغذيه‏ى پولى و سياسى اينها را در سطح جهان برعهده دارند، خود را در تاريخ و در چشم انسانهاى منصف و آگاه اين روزگار محكوم كردند و لكه‏ى ننگى براى خويش باقى گذاشتند. اين از بركات خون پاك شهداى عزيزى است كه در فاجعه‏ى هفتم تير به شهادت رسيدند. حقيقتاً شهادت آنها مظلومانه بود و خون پاكشان دامان جانيها و قاتلها و گروهكهاى وابسته را گرفت.

به مناسبت حضور آقايان محترم دستگاه قضايى، چند جمله‏يى را هم درباره‏ى قوّه‏ى قضاييه متذكر مى‏شوم:

شكى نيست كه قوّه‏ى قضاييه در جمهورى اسلامى ايران، مثل ديگر ارگانها و دستگاههاى اين نظام، از تلاش مخلصانه و دلسوزانه و عظيم و باارزش برخوردار است. در طول اين چند سال، قضات دادگاهها و دادسراها و دستگاههاى عالى قضايى و دست‏اندركاران امور ادارى و همه‏ى عناصر قوّه‏ى قضاييه، با الهام از احكام اسلامى تلاش كردند و زحمت كشيدند و حقاً و انصافاً زحمت مأجورى را متقبل شدند، كه همه‏ى آنها مغتنم است.

در تمام دنيا، قوّه‏ى قضاييه، ملاك و معيار سلامت جامعه است. اگر قوّه‏ى قضاييه‏يى سالم و دقيق و عامل به عدل و انصاف و مقررات اسلامى وجود داشته باشد، به مرور تمام دستگاههاى كشور و جامعه‏ى اسلامى اصلاح خواهند شد. ممكن نيست كه كشورى به سلامت كامل اجتماعى برسد، مگر آن‏كه دستگاه قضايى سالم و بى‏عيبى به وجود آيد. اگر دستگاه قضايى سالم نباشد، دستگاههاى ديگر هم بتدريج به فساد خواهند گراييد. به همين دليل، اسلام نسبت به قضا و قضاوت و قاضى و محكمه و مقدمات كار و ابزار كار قضايى، حداكثر اهتمام را ورزيده است و شايد در تعاليم اسلامى، چيزى به اندازه‏ى عدالت در قضا مورد تأكيد واقع نشده باشد.

دستگاه قضايى ما درحقيقت دستگاه جديدى است؛ زيرا حاكميت قوانين و مقررات اسلامى، مسايل جديدى را براى اين دستگاه پيش آورده است و همان‏طور كه چندين بار از زبان امام عزيزمان هم شنيده شد، برادرانى كه در قوّه‏ى قضاييه مشغولند، زحمات و تلاشهاى فراوانى را كشيده‏اند؛ اما بايد در نظام اسلامى، نسبت به رشد و اعتلاى روزافزون دستگاه قضايى، همت گماشته شود و در هيچ حدى قانع نبود. حقيقتاً دستگاه قضايى بايد ملجأ و مأمن مردم به حساب آيد.

در جامعه، كمبود و مشكلات و درگيرى و ظلم به افراد و تعرض به اموال و جان و حيثيت اشخاص وجود دارد؛ اما دستگاه قضايى بايد به گونه‏يى باشد كه هر كس در جامعه مورد ظلم هر مقامى واقع شد، خاطرش آسوده باشد كه رسيدگى مى‏شود؛ مثل فرزندى كه پدر عاقل و مهربان و قوى‏يى دارد و هر كس به او اندك تعرضى كند، دلش محكم است و مى‏گويد ظلم تو را به پدرم مى‏گويم و او حق من را از تو خواهد گرفت.

بايستى بر تمام آحاد كشور، چنين روحيه‏يى نسبت به دستگاه قضايى حكمفرما باشد. اگر به كسى ظلم شد، بداند كه با مراجعه به دستگاه عدل اسلامى، قطعاً آن ظلم برطرف خواهد شد. اين يك بعد از ابعاد كار دستگاه قضايى است كه مورد انتظار اسلام و همه‏ى مردم است؛ كه ان‏شاءاللَّه حركت دستگاه قضايى، به همان طرف خواهد بود. ما شاهد هستيم كه تلاشهاى انجام‏شده، تلاشهاى خوبى است و ان‏شاءاللَّه دستگاه قضايى را به سمت ايجاد عدالت اسلامى خواهد برد.

بُعد ديگر، حاكميت احكام و ارزش‌ها و ملاك‌ها و معيارهاى اسلامى است، كه قوي‌ترين و متقن‌ترين و محكم‌ترين ملاك و معيار براى اداره‏ى يك مجموعه‏ى قضايى است. نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان و كسانى كه هر نقطه‏ى مثبتى هم در جامعه‏ى اسلامى باشد، مورد انتقاد قرار مى‏دهند، دچار انفعال بشويم.

فرهنگ غربى، شيوه‏ى قضايى اسلامى را قبول ندارد؛ ما هم شيوه‏ى قضايى آنها را قبول نداريم؛ «ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ماعبدتم»(1). آنها حاضر نيستند موازين قضايى مبتنى بر ارزشهاى اسلامى را درك كنند و بفهمند. اصلاً فرهنگ غربى اجازه نمى‏دهد كه كسى ارزش بينه و قسم و حد و تعزير و ديگر معيارهاى قضايى اسلام را درك كند و بفهمد.

در اسلام، قاضى به جز هيبت قضاوت، هيبت ديگرى ندارد، و مسلمانى مثل بقيه‏ى مسلمانهاست؛ روى خاك مى‏نشيند، با مردم برادرانه برخورد مى‏كند و ترتيب و آداب خاصى براى خود قايل نيست؛ اما در دنيا شكل و آداب ديگرى براى قاضى و محكمه و كار قضايى قايلند. ما در مقابل دنيا منفعل نيستيم. ما به معيارهاى قضايى متقنى كه در اسلام وجود دارد، افتخار مى‏كنيم و براساس همان معيارها نيز حركت مى‏كنيم و معتقديم عدالت در جامعه‏ى اسلامى از طريق قضاى اسلامى مى‏تواند تأمين شود.

به همه‏ى اقشار مردم ايران توصيه مى‏كنم كه قدر حيثيت اسلامى و آبروى سرشار انقلاب خود را بدانند و سعى كنند آن را حفظ كنند. اسلام به ملت و كشور ما خيلى عزت و شخصيت داده است. جا دارد كه هرچه در توان داريم، از اسلام و نظام اسلامى دفاع كنيم. دنيا ملتى را مثل ملت ايران نمى‏شناسد كه اين‏قدر با قاطعيت و قدرت و اعتماد به نفس، در مقابل زورگوييهاى قدرتهاى مستكبر جهانى ايستاده‏باشد و از كسى هم واهمه نداشته باشد.

روحيه‏ى ايستادگى و مقاومت در شما مردم و وفادارى نسبت به امام عزيز و بزرگوارمان - كه مظهر ايستادگى و مقاومت انقلابى ملت ما بود - و عزتى كه از طريق همين ايستادگيها و مقاومتها در دنيا و در چشم ملتها به وجود آمده، موارد نادرى است كه براى يك ملت به آسانى پيش نمى‏آيد.

بحمداللَّه از اول انقلاب تا امروز، على‏رغم برخورد با مشكلات فراوان، ملت ما راه مستقيم را - كه راه حاكميت اسلام و عمل به احكام اسلامى است - طى كرده و مشكلات زياد و گذرگاههاى سختى را پشت سر گذاشته است. ما دشمنان زيادى را نسبت به خودمان مأيوس كرده‏ايم و اميد آنها را از اين‏كه بتوانند در حركت و هدفهاى ما اثرى بگذارند، قطع كرده‏ايم.

آينده‏ى بسيار روشنى پيش روى ماست، كه به سمت آن در حركتيم؛ آينده‏يى كه ملت ايران خواهد توانست به بركت اسلام و نظام اسلامى، هم عدالت اجتماعى و رفاه مادّى داشته باشد، و هم به استقلال كامل دست يابد. از روز اول پيروزى انقلاب، ما به سمت اين آينده حركت كرده‏ايم و به اعتقاد من، قسمتهاى سخت‏ترش را پشت سر گذاشته‏ايم. نمى‏گويم بدون تحمل زحمت مى‏شود به آن آينده رسيد؛ اما مى‏گويم با حفظ وحدت و ايمان و انگيزه و ادامه‏ى حركت، مى‏توان به آن دست يافت. عمده اين است كه ما ياد و راه و هدفهاى امام(ره) را هميشه در خاطر داشته باشيم و آنها را حفظ كنيم.

بايد وحدت و صميميتى را كه بحمداللَّه امروز بر سرتاسر كشور ما حاكم است، با جديت حفظ كنيم و از مخدوش شدن آن جلوگيرى كنيم و در تمام صحنه‏هاى انقلاب حاضر باشيم؛ همچنان كه تاكنون ملت ما در همه‏ى صحنه‏هاى انقلاب حاضر بوده است.

البته دشمن تبليغات و دروغ‏پراكنى و شايعه‏پردازى مى‏كند و سعى دارد كه دلها را نسبت به آينده نااميد كند. دشمن تبليغ مى‏كند تا مردم را از ادامه‏ى حركت باز دارد. از دشمن، جز اين انتظارى نيست. آنها سعى مى‏كنند وحدت را مخدوش كنند و مشكلات را عمده نمايند. وجود مشكلات براى جامعه و نظامى كه جوان و تازه‏كار است، يك امر طبيعى است. جوان بودن سختيهايى دارد؛ اما امتيازات زيادى هم به همراه دارد.

ما يك نظام جوان هستيم كه از تجربيات گذشته برخورداريم. بايد آينده را بسازيم. بايد همه دست به دست يكديگر بدهيم و مشكلات را تحمل كنيم، تا آينده خوب ساخته شود. با تحمل مشكلات است كه مى‏شود از اين معبر عبور كرد. هرگز ارتباط و پيوند مستحكم خود با خدا را فراموش نكنيم. از خداى متعال كمك بخواهيم و تفضل او را طلب كنيم و مطمئن باشيم كه خداى متعال به ما كمك خواهد كرد.

اميدوارم پروردگار متعال به همه‏ى شما برادران و خواهران عزيز كه از راههاى دور تشريف آورديد و آقايان محترم قوّه‏ى قضاييه و مسؤولان محترم اين قوّه كه حقيقتاً زحمات ارزشمندى براى اصلاح و تكميل قوّه‏ى قضاييه كشيدند، مخصوصاً جناب آقاى اردبيلى كه شخصيت بارزى هستند و سالهاى متمادى زحمات قوّه‏ى قضاييه را بردوش دارند، توفيق دهد و لطف و فضل و رحمت خودش را شامل حالتان كند و ان‏شاءاللَّه به همه‏ى ما كمك كند، تا بتوانيم با تحمل زحمات انقلاب، اين بارِ باارزش را به سر منزل مقصود برسانيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) كافرون: 3 و 4

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار