نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان دچار انفعال شويم
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 7 تير 1368، در مراسم بيعت خانوادههاى شهداى هفتم تير، اعضاى شوراى عالى قضايى، قضات و مسؤولان دادگسترى و جمعى از مردم لرستان ايراد فرمودند، به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
متقابلاً به همهى شما برادران بزرگوار در شوراى عالىقضايى و قضات محترم و كارمندان دستگاه قضايى كشور و خانوادههاى عزيز شهداى عالىقدر هفتم تير - كه يادگارهاى ارزندهى يكى از مقاطع مهم انقلاب هستند - و علما و ائمهى جمعهى محترم استان لرستان و شما اقشار مؤمن و مخلص و غيور آن استان، مصيبت جانگداز رحلت امام عزيز و بزرگوار را تسليت عرض مىكنم. انشاءاللَّه خداوند سنگينى بار اين مصيبت را كه بر دوش ملت ايران است، مايهى اجر و ثواب و رحمت خود قرار بدهد و به همهى آنان قدرت صبر و استقامت در راه آن قائد و رهبر عظيمالشأن عنايت كند.
مسألهى هفتم تير، حادثهيى فراموشنشدنى در تاريخ انقلاب ماست و هنوز هم در دنياى سياست و در سطح جهان، هفتم تير قابل طرح و احتجاج است. در ماجراى هفتم تير، دو گروه رسوا شدند:
گروه اول كسانى بودند كه ادعا مىكردند طرفدار مردم و خلق و انقلابند. آنها پردهى غليظى از ريا و دروغ و خدعه بر كار خودشان كشيده بودند. حادثهى هفتم تير، اين پرده را دريد و آنها را افشا كرد. گروهكها بعد از اين واقعه خيلى هم تبليغات كردند، اما ملت ايران تحت تأثير آن حادثه و حوادث مشابه آن كه بعداً اتفاق افتاد - اگرچه به آن عظمت نبود - چهرهى منافقين و گروهكهاى مدعى را شناخت؛ معلوم شد اينها ضد همهى ارزشهاى انسانى هستند و از آدمكشى در ابعاد وسيع آن ابايى ندارند و به خاطر تحقق هدفها و مقاصد شوم خود، حاضرند با انقلاب بزرگ اسلامى - كه در حساسترين لحظات عمر خود، درگير جنگ همهجانبه شده بود - مبارزه كنند و در چنين شرايطى دست به جنايتى بزرگ بزنند و ملت ايران را داغدار كنند.
گروه دوم، قدرتهاى جهانى مدعى حقوق بشر و ضديت با تروريسم بودند. البته باز هم سردمداران سياستهاى جهانى، با وقاحت و گستاخى همين شعارها را مىدهند و هنوز هم سردمداران رژيم امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى ادعا مىكنند كه با تروريسم مخالفند! ليكن مسألهى تبليغات و هياهو و جنجال يك مسأله است، و واقعيتهايى كه براى مردم آگاه و بصير در سطح عالم روشن مىشود، مسألهى ديگرى است.
كاملاً واضح است كه وقتى دولتى مثل امريكا يا بعضى از كشورهاى اروپايى، از گروهكهاى تروريستى كه دستشان به خون آحاد ملت آغشته است، حمايت مىكنند و آنها را در كشورهاى خود راه مىدهند و پناهندهى سياسى قلمداد مىكنند، نمىتوانند در ادعاى مبارزه با تروريسم صادق باشند. اينها مروج تروريسم هستند و تروريستها را براى تحقق مقاصد شوم خود، در دامان خويش تربيت مىكنند.
كيست كه نداند بسيارى از گروهكهاى داخل ايران - حتّى آنهايى كه صبغهى چپ داشتند - از منابع مالى دولتهاى غربى و امريكا تغذيه مىشدند و هنوز هم مىشوند؟! ملت ايران، اين ادعاهاى دروغين را شناخت. ديرباورترين افراد هم فهميدند كه دولت امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى و جوامع به اصطلاح متمدن طرفدار حقوق بشر، كمترين خبرى از حقوق بشر ندارند و كوچكترين دفاعى از آنها نمىكنند!
كسانى كه در حادثهى هفتم تير و ديگر حوادث انقلاب به شهادت رسيدند و خونشان ريخته شد، نفوس زكيهيى از افراد بشر و انسانهاى ممتاز جامعه بودند. در بين اينها، علما و دانشمندان و مبارزان قديمى و تودههاى مردم و انسانهاى فداكار و كسانى كه براى ملت و كشور و آرمان و انقلابشان فداكارى مىكردند، وجود داشتند. كشتن آنها طبق كدام ميزان از موازين مجاز است، و چه كسى مىتواند كُشندگان آنها را تروريست نداند و جنايتكار نخواند و محكوم نكند؟ اين، يك حقيقت روشن است.
ما به ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، كه امروز از طرف دولتها و سازمانهاى وابسته به ابرقدرتها در دنيا اعلام مىشود، كوچكترين اعتقادى نداريم. ما اينها را فريب و خدعه و دروغ مىدانيم. ما معتقديم تروريسم در دامان رژيم امريكا و بسيارى از حكومتهاى غربى و قدرتهاى زورگوى جهانى پرورش مىيابد و رشد مىكند.
ملتى كه به هيچ قدرتى از قدرتهاى عالم وابسته نيست و از حقوق خود و مرزهايش دفاع مىكند و دم از استقلال مىزند و به اعتراف همهى دنيا مىخواهد بر سرنوشت خود مسلط باشد، با چه مجوزى يك عده از افراد خرابكار حق داشته باشند انسانهاى باارزش و دانشمند و انقلابى اين كشور را با چنين وضعيت خونآشامانهيى ترور كنند و به شهادت رسانند و بعد هم دولتهاى غربى بدون هيچ شرم و ملاحظهيى، اسم اينها را به عنوان يك سازمان بياورند و در كشورشان راه بدهند و نشريات اينها را منتشر كنند؟!
اجتماعاتى مثل «پارلمان اروپا» و ديگر جاها كه تغذيهى پولى و سياسى اينها را در سطح جهان برعهده دارند، خود را در تاريخ و در چشم انسانهاى منصف و آگاه اين روزگار محكوم كردند و لكهى ننگى براى خويش باقى گذاشتند. اين از بركات خون پاك شهداى عزيزى است كه در فاجعهى هفتم تير به شهادت رسيدند. حقيقتاً شهادت آنها مظلومانه بود و خون پاكشان دامان جانيها و قاتلها و گروهكهاى وابسته را گرفت.
به مناسبت حضور آقايان محترم دستگاه قضايى، چند جملهيى را هم دربارهى قوّهى قضاييه متذكر مىشوم:
شكى نيست كه قوّهى قضاييه در جمهورى اسلامى ايران، مثل ديگر ارگانها و دستگاههاى اين نظام، از تلاش مخلصانه و دلسوزانه و عظيم و باارزش برخوردار است. در طول اين چند سال، قضات دادگاهها و دادسراها و دستگاههاى عالى قضايى و دستاندركاران امور ادارى و همهى عناصر قوّهى قضاييه، با الهام از احكام اسلامى تلاش كردند و زحمت كشيدند و حقاً و انصافاً زحمت مأجورى را متقبل شدند، كه همهى آنها مغتنم است.
در تمام دنيا، قوّهى قضاييه، ملاك و معيار سلامت جامعه است. اگر قوّهى قضاييهيى سالم و دقيق و عامل به عدل و انصاف و مقررات اسلامى وجود داشته باشد، به مرور تمام دستگاههاى كشور و جامعهى اسلامى اصلاح خواهند شد. ممكن نيست كه كشورى به سلامت كامل اجتماعى برسد، مگر آنكه دستگاه قضايى سالم و بىعيبى به وجود آيد. اگر دستگاه قضايى سالم نباشد، دستگاههاى ديگر هم بتدريج به فساد خواهند گراييد. به همين دليل، اسلام نسبت به قضا و قضاوت و قاضى و محكمه و مقدمات كار و ابزار كار قضايى، حداكثر اهتمام را ورزيده است و شايد در تعاليم اسلامى، چيزى به اندازهى عدالت در قضا مورد تأكيد واقع نشده باشد.
دستگاه قضايى ما درحقيقت دستگاه جديدى است؛ زيرا حاكميت قوانين و مقررات اسلامى، مسايل جديدى را براى اين دستگاه پيش آورده است و همانطور كه چندين بار از زبان امام عزيزمان هم شنيده شد، برادرانى كه در قوّهى قضاييه مشغولند، زحمات و تلاشهاى فراوانى را كشيدهاند؛ اما بايد در نظام اسلامى، نسبت به رشد و اعتلاى روزافزون دستگاه قضايى، همت گماشته شود و در هيچ حدى قانع نبود. حقيقتاً دستگاه قضايى بايد ملجأ و مأمن مردم به حساب آيد.
در جامعه، كمبود و مشكلات و درگيرى و ظلم به افراد و تعرض به اموال و جان و حيثيت اشخاص وجود دارد؛ اما دستگاه قضايى بايد به گونهيى باشد كه هر كس در جامعه مورد ظلم هر مقامى واقع شد، خاطرش آسوده باشد كه رسيدگى مىشود؛ مثل فرزندى كه پدر عاقل و مهربان و قوىيى دارد و هر كس به او اندك تعرضى كند، دلش محكم است و مىگويد ظلم تو را به پدرم مىگويم و او حق من را از تو خواهد گرفت.
بايستى بر تمام آحاد كشور، چنين روحيهيى نسبت به دستگاه قضايى حكمفرما باشد. اگر به كسى ظلم شد، بداند كه با مراجعه به دستگاه عدل اسلامى، قطعاً آن ظلم برطرف خواهد شد. اين يك بعد از ابعاد كار دستگاه قضايى است كه مورد انتظار اسلام و همهى مردم است؛ كه انشاءاللَّه حركت دستگاه قضايى، به همان طرف خواهد بود. ما شاهد هستيم كه تلاشهاى انجامشده، تلاشهاى خوبى است و انشاءاللَّه دستگاه قضايى را به سمت ايجاد عدالت اسلامى خواهد برد.
بُعد ديگر، حاكميت احكام و ارزشها و ملاكها و معيارهاى اسلامى است، كه قويترين و متقنترين و محكمترين ملاك و معيار براى ادارهى يك مجموعهى قضايى است. نبايد در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان و كسانى كه هر نقطهى مثبتى هم در جامعهى اسلامى باشد، مورد انتقاد قرار مىدهند، دچار انفعال بشويم.
فرهنگ غربى، شيوهى قضايى اسلامى را قبول ندارد؛ ما هم شيوهى قضايى آنها را قبول نداريم؛ «ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ماعبدتم»(1). آنها حاضر نيستند موازين قضايى مبتنى بر ارزشهاى اسلامى را درك كنند و بفهمند. اصلاً فرهنگ غربى اجازه نمىدهد كه كسى ارزش بينه و قسم و حد و تعزير و ديگر معيارهاى قضايى اسلام را درك كند و بفهمد.
در اسلام، قاضى به جز هيبت قضاوت، هيبت ديگرى ندارد، و مسلمانى مثل بقيهى مسلمانهاست؛ روى خاك مىنشيند، با مردم برادرانه برخورد مىكند و ترتيب و آداب خاصى براى خود قايل نيست؛ اما در دنيا شكل و آداب ديگرى براى قاضى و محكمه و كار قضايى قايلند. ما در مقابل دنيا منفعل نيستيم. ما به معيارهاى قضايى متقنى كه در اسلام وجود دارد، افتخار مىكنيم و براساس همان معيارها نيز حركت مىكنيم و معتقديم عدالت در جامعهى اسلامى از طريق قضاى اسلامى مىتواند تأمين شود.
به همهى اقشار مردم ايران توصيه مىكنم كه قدر حيثيت اسلامى و آبروى سرشار انقلاب خود را بدانند و سعى كنند آن را حفظ كنند. اسلام به ملت و كشور ما خيلى عزت و شخصيت داده است. جا دارد كه هرچه در توان داريم، از اسلام و نظام اسلامى دفاع كنيم. دنيا ملتى را مثل ملت ايران نمىشناسد كه اينقدر با قاطعيت و قدرت و اعتماد به نفس، در مقابل زورگوييهاى قدرتهاى مستكبر جهانى ايستادهباشد و از كسى هم واهمه نداشته باشد.
روحيهى ايستادگى و مقاومت در شما مردم و وفادارى نسبت به امام عزيز و بزرگوارمان - كه مظهر ايستادگى و مقاومت انقلابى ملت ما بود - و عزتى كه از طريق همين ايستادگيها و مقاومتها در دنيا و در چشم ملتها به وجود آمده، موارد نادرى است كه براى يك ملت به آسانى پيش نمىآيد.
بحمداللَّه از اول انقلاب تا امروز، علىرغم برخورد با مشكلات فراوان، ملت ما راه مستقيم را - كه راه حاكميت اسلام و عمل به احكام اسلامى است - طى كرده و مشكلات زياد و گذرگاههاى سختى را پشت سر گذاشته است. ما دشمنان زيادى را نسبت به خودمان مأيوس كردهايم و اميد آنها را از اينكه بتوانند در حركت و هدفهاى ما اثرى بگذارند، قطع كردهايم.
آيندهى بسيار روشنى پيش روى ماست، كه به سمت آن در حركتيم؛ آيندهيى كه ملت ايران خواهد توانست به بركت اسلام و نظام اسلامى، هم عدالت اجتماعى و رفاه مادّى داشته باشد، و هم به استقلال كامل دست يابد. از روز اول پيروزى انقلاب، ما به سمت اين آينده حركت كردهايم و به اعتقاد من، قسمتهاى سختترش را پشت سر گذاشتهايم. نمىگويم بدون تحمل زحمت مىشود به آن آينده رسيد؛ اما مىگويم با حفظ وحدت و ايمان و انگيزه و ادامهى حركت، مىتوان به آن دست يافت. عمده اين است كه ما ياد و راه و هدفهاى امام(ره) را هميشه در خاطر داشته باشيم و آنها را حفظ كنيم.
بايد وحدت و صميميتى را كه بحمداللَّه امروز بر سرتاسر كشور ما حاكم است، با جديت حفظ كنيم و از مخدوش شدن آن جلوگيرى كنيم و در تمام صحنههاى انقلاب حاضر باشيم؛ همچنان كه تاكنون ملت ما در همهى صحنههاى انقلاب حاضر بوده است.
البته دشمن تبليغات و دروغپراكنى و شايعهپردازى مىكند و سعى دارد كه دلها را نسبت به آينده نااميد كند. دشمن تبليغ مىكند تا مردم را از ادامهى حركت باز دارد. از دشمن، جز اين انتظارى نيست. آنها سعى مىكنند وحدت را مخدوش كنند و مشكلات را عمده نمايند. وجود مشكلات براى جامعه و نظامى كه جوان و تازهكار است، يك امر طبيعى است. جوان بودن سختيهايى دارد؛ اما امتيازات زيادى هم به همراه دارد.
ما يك نظام جوان هستيم كه از تجربيات گذشته برخورداريم. بايد آينده را بسازيم. بايد همه دست به دست يكديگر بدهيم و مشكلات را تحمل كنيم، تا آينده خوب ساخته شود. با تحمل مشكلات است كه مىشود از اين معبر عبور كرد. هرگز ارتباط و پيوند مستحكم خود با خدا را فراموش نكنيم. از خداى متعال كمك بخواهيم و تفضل او را طلب كنيم و مطمئن باشيم كه خداى متعال به ما كمك خواهد كرد.
اميدوارم پروردگار متعال به همهى شما برادران و خواهران عزيز كه از راههاى دور تشريف آورديد و آقايان محترم قوّهى قضاييه و مسؤولان محترم اين قوّه كه حقيقتاً زحمات ارزشمندى براى اصلاح و تكميل قوّهى قضاييه كشيدند، مخصوصاً جناب آقاى اردبيلى كه شخصيت بارزى هستند و سالهاى متمادى زحمات قوّهى قضاييه را بردوش دارند، توفيق دهد و لطف و فضل و رحمت خودش را شامل حالتان كند و انشاءاللَّه به همهى ما كمك كند، تا بتوانيم با تحمل زحمات انقلاب، اين بارِ باارزش را به سر منزل مقصود برسانيم.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) كافرون: 3 و 4
/انتهاي پيام/