با درايت امام، پذيرش قطعنامه در بهترين شرايط صورت گرفت
بيش از گذشت دو دهه از پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد، همچنان حرف و حديثها و سئولات فراواني در اذهان مردم و دانشجويان و بويژه نسل سوم انقلاب اسلامي كه شرايط آن زمان انقلاب و جنگ را نه ديده و نه درك كرده است، وجود دارد.
از همين رو به سراغ اولين اسير روحاني دفاع مقدس رفتيم تا در خصوص شائبه اينكه برخي مسئولان آن موقع جنگ سخن از بوجود آمدن ياس و نااميدي در ميان رزمندگان به ميان آوردند، سئوالاتي را مطرح مطرح كنيم و به واكاواني شرايط جبهه در سال هاي پيش از پذيرش قطعنامه بپردازيم.
آنچه در ادامه مي خوانيد، تحليل حجتالاسلام حسن نوروزي، نماينده مردم رباط كريم در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي است:
آقاي نوروزي نظر شما در مورد پذيرش قطعنامه چيست و آيا اينكه عدهاي مطرح ميكنند اين قطعنامه به امام(ره) تحميل شد اين مسئله را ميپذيريد يا نه؟
بعد از هشت سال جنگ ممتد بين ايران و اعراب، مسئولان نظام و فرماندهان جنگ به اين نتيجه ميرسند كه بر اساس شرايط حاكم بر آن زمان قطعنامه را بپذيرند.
يعني از نظر سياسي و نظامي جمهوري اسلايم ايران در شرايط بدي به سر ميبرد كه منجر به پذيرش قطعنامه 598 شد؟
خير، برخي مسائل داخلي از جمله مشكلاتي كه از طريق آقاي منتظري، قائم مقام رهبري به وجود آمد و همچنين آمادگي كه از سوي دشمن به دليل ناتواني براي ادامه جنگ پيش آمده بود، شرايط را براي پذيرش قطعنامه مهيا كرد، در آن ايام عراق به اين نتيجه رسيده بود كه اعلام آتش بس كند، اين شرايط از آن جهت حائز اهميت است كه جهانيان نيز به محكوميت عراق روي آورده بودند، لذا امام (ره) شرايط را براي پذيرش قطعنامه مناسب ديدند، در كل ناتواني عراق از ادامه جنگ، محكوم شدن اعراب نزد افكار عمومي جهان و پذيرفتن اينكه صدام به عنوان آغازگر جنگ باشد، همچنين برخي مسائل داخلي شرايط را براي توقف جنگ مهيا كرد.
پس شما معتقديد كه در آن سال ها هيچ تحميلي از سوي مسئولان به امام صورت نگرفته است؟
بله، من فكر ميكنم كه پذيرش قطعنامه در بهترين زمان ممكن صورت گرفت؛ چرا كه پس از آن شاهد ارتحال امام و مباحث بعدي بوديم، لذا معتقديم اقدام صورت گرفته در پذيرش قطعنامه كاملا به اقتضاي زمان و در شرايط مناسبي صورت گرفته است و هرگز تحميلي در اين راستا به امام صورت نگرفت؛ چرا كه همواره تصميم گيرنده اصلي امام بودند و بنا به صلاحديد ايشان پذيرش قطعنامه 598 صورت گرفت، قبل از اين قطعنامه جهانيان عليه ايران متحد شده بودند، اما زمان صدور قطعنامه اين اتحاد گسسته شده بود و به عبارتي ما در عين قدرت، آتش بس را پذيرفتيم.
آقاي نوروزي شما به برخي مباحث سياسي داخلي از جمله موضوع آقاي منتظري اشاره كرديد، به طور كامل توضيح ميدهيد كه در اين راستا چه شرايطي در كشور ايجاد شده بود؟
از ابتداي انقلاب آقاي منتظري به عنوان بازوي امام مطرح بود و در سمت قائم مقامي رهبري ايفاي نقش ميكردند، اما پس از گذر زمان با رخنه فرصت طلبان از جمله مهدي هاشمي و گروههاي ديگر منتظري به چهرهاي نقاد در مقابل امام تبديل شد و سرانجام عملكرد و اظهارات وي به جايي رسيد كه امام از وي به عنوان فقيهي ساده لوح ياد كردند، البته امام بسيار وي را نصيحت ميكرد كه بيتشان را از وجود افراد مغرض سياسي پاك كند، اما چنين امري صورت نگرفت و در نهايت بيانيهاي از سوي امام صادر و منجر به عزل وي از عنوانهاي حكومتي شد، در چنين شرايطي ما نياز به آن داشتيم كه از نظر حيثيتي و حاكميتي خود را بازسازي كنيم.
در آن زمان آقاي به عنوان وزير ارشاد اظهاراتي داشتند، مبني بر اينكه عزيمت نيروهاي مردمي به جبههها كم شده است، نظر شما در اين مورد چيست؟ آيا واقعا چنين مسئله اي حاكم بود يا تحليلهاي نادرستي از سوي اين افراد صورت ميگرفت؟
اين حرف در اصل نادرست است؛ چرا كه پس از حمله مرصاد كه از سوي منافقان صورت گرفت، نيروهاي رزمنده ما بلافاصله آماده دفاع شدند و منافقان را كه تا نزديك كرمانشاه پيش آمده بودند در هم شكستند، ما نيز در خصوص نيروهاي اعزامي به جبهه هرگز نگراني نداشته و به لطف خداوند و با وجود مردم فداكار هرگز در اين زمينه مشكل نخواهيم داشت، متاسفانه برخي افراد داراي چنين تحليلهايي بودند، ولي با توجه به اينكه از ابتداي جنگ شاهد لبيك ملت به نداي رهبرشان بوديم، همچنان با گذشت هشت سال از دفاع مقدس بسيج و سپاه ما قوي و مستحكم بود و اين تحليلمبني بر اينكه نيروهاي مردمي چندان به جبهه اعزام نميشد را قبول نداريم.
زمان پذيرش قطعنامه هيچ گونه نگراني وجود نداشت؛ چرا كه استكبار جهاني كه در ابتداي جنگ در كنار صدام قرار گرفته بود و سعي داشت حكومت ايران را ساقط كند، بعد از اين جريان اتحادشان از هم گسست و خود به ناتواني صدام در برابر رزمندگان اسلام پي بردند، حتي استكبار كه سعي داشت به افكار عمومي تلقين كند اعراب آغازگر جنگ است از اين مسئله عقبنشيني كرد.
پس چرا امام از پذيرش قطعنامه به عنوان نوشيدن جام زهر ياد ميكند؟
اين مسئله بيشتر جنبه تبليغاتي داشت تا واقعيت. چرا كه از لحاظ سياسي و نظامي صدام شكسته خورده بود و پذيرش قطعنامه در بهترين وضعيت صورت گرفت.
عدهاي معتقدند پس از عمليات بيت المقدس زمان مناسبي براي پذيرش قطعنامه بود و لازم نبود جنگ طولاني شود، شما اين تحليلها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
پس از فتح خرمشهر اگر آتش بس پذيرفته ميشد، نه تنها به نفع ما نبود، بلكه در اين ميان صدام سود ميكرد؛ چرا كه در آن ايام نيروهاي بعثي در داخل خاك ما بود و اصرار صدام به پذيرش آتشبس در حقيقت اين بود كه با برگ برنده صحنه را ترك كند، در اين ايام مناطق دهلران و موسيان و همچنين بخشهايي از غرب كشور در تصرفات نيروهاي بعثي بود و آن زمان پذيرش آتشبس به مصلحت صدام و اعراب بود نه ما، اما در سال 67 ايران پيروزمندانه قطعنامه را پذيرفت.
جبهه، جنگ و هشت سال دفاع مقدس را نبايد به خاطر اهداف و اغراض سياسي زير سوال برد، دوران دفاع مقدس دوراني بود كه همه باهم متحد شدند تا كشور را از شر نيروهاي متجاوز نجات دهند، اختلافاتي كه لازمه وجود تفكرات مستقل است را نبايد به جبهه و جنگ و دفاع مقدس ربط داد، آن زمان كه جوانان ما در جبههها شركت كردند به نداي ملكوتي امام به عنوان ولي فقيه پاسخ دادند و خالصانه در اين راه شهيد شدند و اعضاي بدن خود را تقديم انقلاب و اسلام كردند.
همه بايد از اين دوران درخشان تاريخ انقلاب دفاع كنيم، همان طور كه امام راحل فرمودند، نبايد قداست جنگ را زير سوال ببريم؛ چرا كه دوران دفاع مقدس باعث خوداتكايي كشور شد و همگي بايد در پاسداشت اين دوران بكوشيم./انتهاي پيام/