خضریان: امام با قبول قطعنامه، فرصت بازسازی کشور را فراهم کرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۹۹۷۳
بازخوانی ماجرای «جام زهر» - 9

خضریان: امام با قبول قطعنامه، فرصت بازسازی کشور را فراهم کرد

دبیر مركز مطالعات و بررسي هاي استراتژيك جنبش دانشجويي مسلمان با اشاره به سالروز قبول قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) گفت: حضرت امام (ره) بر اساس یک فرايند ده ساله، با امضاي قطعنامه  و تبديل آن به يك فرصت براي نظام زمينه بازسازي كشور و نظام را در آن شرايط فراهم آوردند.

تابستان سال 67، قدري متفاوت تر از سال هاي قبل آغاز شد، روزهايي كه حضرت امام، جام زهرآگيني را نوشيده است و ايران قطعنامه 598 شوراي امنيت را به نشانه‌ پذيرش پايان جنگ امضا می کند و کام امت امام، از تلخ کامی امام امت برای همیشه تاریخ تلخ می ماند.

در بيست و دومين سالگرد پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد به گفت‌وگو با عضو سابق اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور نشستيم، تا به همراه وي به واكاوي درايت و تدبير هوشمندانه حضرت امام (ره) در پذيرش اين قطعنامه و مسائل حادث شده در آن دوران بپردازيم.

آنچه در ادامه مي خوانيد، گفت و گویي با علي خضريان از فعالان سياسي و دانشگاهي حال حاضر است:  

تحليلي از شرايط و اوضاع داخلي و بين المللي ايران در سال 1367، سالي كه 27 تير ماه آن قطعنامه 598 مورد موافقت دولت ايران قرار گرفت، ارائه كنيد.

براي تبيين اوضاع سال 67 كشور لازم است تا عقب گردي به اوضاع 10 سال قبل ايران، يعني سال 57 داشته باشيم؛ بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 57 و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي، جريان هايي كه تلاش مي كردند با رفتن رژيم پهلوي زمينه استقرار حكومتي غير از حكومت اسلام گرا را در ايران فراهم كنند، مانند ملي گراها، نهضت آزادي، جريان هاي ليبرال كه در تشكيل دولت موقت هم نقش داشتند، مخالفت خود را با گفتمان اسلام گرايي كه در ايران بر روي كار آمده بود را نشان دادند، تلاش اين جريان ها بعد از سقوط رژيم پهلوي اين بود كه در ايران حكومتي غير از جمهوري اسلامي كه بر اساس راي ملت و ولايت فقيه استوار شده بود، حاكم شود.

با استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام (ره) و همراهي مردم، اين جريان منافع خود را در ايران و همچنين در عرصه بين الملل در خطر مي ديد، بدين جهت از ابتدا اقداماتي را در جهت ضربه زدن به نظام نوپاي انقلاب اسلامي انجام دادند.

در گام اول تلاش آنها در زمينه عدم مشروعيت نظام متجلي شد كه حضرت امام(ره) با هوشياري و درايت خود با برگزاري رفراندوم 12 فروردين سال 58، اين حربه را از دست آنها خارج ساخت.

به واقع اگر رفراندوم 12 فروردين صورت نگرفته بود، شايد امروز نيز درگير مسئله مشروعيت و مقبوليت نظام مقدس اسلامي بوديم؛ امري كه با درايت و تدبير امام(ره) محقق نشد، اين جريان پس از اين اتفاق با تغيير تاكتيك خود به سمت حذف نيروها و حلقه هاي اصلي انقلاب روي آورده و ترور و به شهادت رسيدن افرادي نظير استاد شهيد مطهري، شهيد مفتح، شهيد بهشتي و همراهانش در حزب جمهوري اسلامي و... براي ضربه به پايه و اساس نظام مقدس اسلامي از جمله اقدامات ديگر آنها بود كه آنها را به اهدافشان نرساند.

وقتي جريان هاي مخالف ديدند اين راهكار نيز براي آنها جوابگو نيست و ظرفيت نظام به گونه اي است كه در برابر حذف مطهري و بهشتي ها افرادي چون علم الهدي ها، همت ها و باكري ها از درون نظام مقدس اسلامي متجلي شده و با ورود به عرصه انقلاب كشور از وجودشان و حضورشان بهره‌مند شده است، جنگي سخت افزارانه را عليه نظام ترتيب داند.

جنگ تمام عياري كه در آن رژيم بعث عراق كه از پشتيباني دولت هاي مختلفي بهره مي برد در مقابل ملت و دولت ايران قرار گرفت.

در كنار اين جنگ بين المللي، نظام درگير مشكلات داخلي نيز شده بود، جريان مذكور با سوء استفاده از حضور قوميت هاي مختلف در ايران آنها را در تقابل يكديگر قرار داده بود، حوادثي چون غائله خلق عرب، بلوچستان، آذربايجان و... فضايي را بر كشور مستولي كرده بود كه شايد هر كدام شان براي از بين بردن يك نظام كافي بود و به لطف خدا به رهبري امام عزيزمان و همراهي مردم ايران محقق نشد.

به هر حال اوضاع و شرايط سياسي، ‌اجتماعي و اقتصادي ايران در آن زمان تاثير گرفته از شرايط جنگ بود و ما در جنگي نابرابر در برابر دولتي كه همه امكانات و پشتيباني هاي نظامي، اقتصادي، سياسي و حتي رسانه اي بين الملل در اختيارش بود، قرار گرفته بوديم، البته جنگ دستاوردهايي هم براي ما داشت و ما نيز توانستيم از آن دستاوردها به بهترين نحو استفاده كنيم.

دستاوردهاي جنگ در اين ميان چه بود؟ لطفاً كمي در اين مورد بيشتر توضيح دهيد؟

در طول فاصله زماني بين سال هاي 59 و 67 كه قطعنامه توسط دولت ايران امضا شد، دستاوردهاي مهمي نصيب نظام شد؛ كه مهم ترين آن اين بود كه نظام مقدس اسلامي به همه ثابت كرد توانايي اداره و حتي افزايش امكانات جامعه خود را داراست، آن هم در شرايطي كه تقريباً‌ همه جهان با او درگير جنگي نابرابر شده است.

ايجاد همدلي بين مردم از ديگر بركات جنگ بود وجود گفتمان شهادت طلبي، ايثار و از خودگذشتگي در ميان ملت ايران كه نقطه خطرناكي براي جريان مقابل به شمار مي رفت، مي توانست زمينه صدور ارزش ها و اصول ناب انقلاب اسلامي را در فضاي بين المللي جهان تسريع بخشد، اين فضا و دستاوردها شرايطي را فراهم ساخت تا نظام بين المللي را به اين نتيجه برساند كه قطعنامه 598 را كه به ظاهر همراه با پيروزي هايي براي جمهوري اسلامي بود، مطرح كند.

با وجود اينكه قبل از قطعنامه 598 در سال 67 قطعنامه‌هاي متعددي از جانب شوراي امنيت به دو طرف جنگ پيشنهاد شده بود و شروع آن به قطعنامه 479 در تاريخ 6/7/59، يعني يك هفته قبل از جنگ بر مي گردد، فكر مي كنيد چه ويژگي ها و رويكردي در قطع نامه دهم بود كه مورد موافقت دولت ايران قرار گرفت؟

رويكرد قطعنامه 598 با پيروزي جمهوري اسلامي ايران در دفاع مقدس همراه بود، دقيقاً مانند پروسه اي كه در حال حاضر در بحث انرژي هسته اي كشور ما در عرصه و نظام بين المللي اتفاق مي افتد. در اين زمينه با يادآوري به اعضاي شوراي امنيت و بقيه نظام بين الملل كه تلاش مي كنند، حقوق ملت ها را در نظر نگيرند، ايران قبل از قطعنامه 598 با يكسري قطعنامه هاي كاملاً غيرمنطقي روبرو بود كه در طول آن قطعنامه ها، نه حقوق ملت ايران به عنوان كشوري كه به آن تجاوز شده بود در نظر گرفته شده بود و نه حقوق دولت جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري كه خسارات فراواني در حوزه اجتماعي، اقتصادي و امنيتي روبرو شده بود، ولي با عدم پذيرش آنها نظام بين المللي را ناچار كرد كه حقوق مسلم آنها را رعايت كنند.

چيزي كه در قطعنامه لحاظ شد؛ دولت بعثي عراق به عنوان رژيم متجاوز مسئول جنگ و همين طور مسئول پرداخت خسارات مالي تعيين مي شود، به رسميت شمردن مرز رسمي ايران در قرارداد الجزاير مسئله اي كه ممكن بود مناقشاتي را حتي در دوران آشوب هاي پس از تجاوز آمريكا به عراق به وجود آورد و از طرف نظام بين الملل با امضاي يك آتش بس كاملاً شكننده در سال هاي بعد از جنگ به عنوان ابزاري جهت فشار بر كشورمان استفاده گردد و كشورهاي غربي را هميشه متزلزل نگه دارد، با امضاي اين قطعنامه و تثبيت مرزهايي كه در قرارداد الجزاير امضا شده بود، كشور ما را بسيار در اين حوزه مستحكم كرد.

اگر قطعنامه 598 نبود، در سال 83 و 82 كه آمريكا عراق را تحت اشغال خود در مي آورد، امكان داشت مرزهاي غربي ما نيز دچار تنش هايي شود؛ اما امروز در آزادي و امنيت كامل در شهرهاي مرزي مانند مهران و خرمشهر مي توان پرچم عراق را با چشم غير مسلح ديد و از طرفي هم در آزادي و امنيت كامل به فعاليت روزانه ادامه داد.

با وجود ويژگي هاي مثبتي كه از قطع نامه 598 برشمرديد، آيا اين قطع نامه تمام حقوق ملت ايران را تامين كرد؟

متاسفانه زمينه هاي عملي كردن قطعنامه 598 در آن تعريف نشده بود، ما مي‌توانستيم از ابزارهاي بيشتري در جهت تشديد خسارات مالي كه بر ايران از جانب عراق وارد شده بود، بهره بگيريم، چون زمينه هاي عمل در الزام دولت عراق به پرداخت خسارات در قطعنامه به خوبي لحاظ نشد، تا به امروز نيز نتوانستيم خسارت هاي خود را از دولت عراق دريافت كنيم، از سال 67 تا زماني كه رژيم بعث سقوط كرد، هيچ ابزار اجرايي و زمان بندي مناسبي براي دريافت خسارات در اختيار نداشتيم و امروز نيز دولت بعثي وجود ندارد كه بتوان آن را مطالبه كرد.

چه عواملي باعث شد تا امام خميني (ره) با قبول قطع نامه 598 موافقت كند؟

قبل از پاسخ به اين سئوال بايد به اين نكته اشاره كرد كه امضاي قطعنامه 598 از سوي امام راحل نشان از هوشمندي بالاي ايشان بود، شايد آنهايي كه در نظام بين الملل اين فرصت را براي ايران فراهم كردند، دنبال منفعت رساندن به دولت ايران نبودند، اما در سال 67 امام (ره) با هوشمندي و درك درستي كه از كشور داشتند و يكسري اتفاقات امام را مجاب به اين امر كرد كه ما بيش از اين درگير جنگ نشويم و پيروزي هاي بزرگ تر را به دست نياوريم و آن عدم همراهي و فقدان ظرفيت انقلابی در برخی مسئولان كشور، ايجاد يكسري ظرفيت هاي رواني در فضاي اجتماعي براي خالي شدن جبهه هاي جنگ بود.

مسئولاني كه موظف به اداره جنگ بودند، بخش بسيار ناچيزي از بودجه كشور را در اختيار جنگ قرار داده بودند، آمارها نشان مي‌دهد كه دولت آقاي موسوي، بودجه بسيار اندكي از بودجه كشور درگير جنگ كرده بود؛ از طرف ديگر فرمانده سپاه پاسداران درخواست ها و توقعات بالايي را براي تجهيزات و ادوات جنگ طلب كرده بود كه همه اين عوامل و ظرفيت ها باعث شد، آنچنان كه آقاي هاشمي در خاطرات خود عنوان مي كند، با تهيه نامه هايي از طرف مسئولان وقت و تقديم آن به حضرت امام (ره)، ايشان را ناچار به اين امر كردند كه بيش از اين پيشروي در ميدان جنگ را ادامه ندهيم.

به عبارت ديگر در سال 67 فضاي اجتماعي در حوزه مردمي و همين طور در حوزه برخي مسئولان، ظرفيتي را ايجاد كرد كه ولي زمان به گونه اي تصميم گيري كند كه با زمينه شكست كشور در آن شرايط روبرو نشويم، بعد از امضاي قطعنامه 598 هر چند در ظاهر برخي دچار ياس و نااميدي شدند، اما قبول آن ظرفيت پيروزي را براي كشور رقم زد و امام (ره) با تدبير خود آن را به فرصتي براي بازسازي و ترميم كشور و نظام تبديل كردند.

به توقعات بالاي فرمانده سپاه پاسداران براي ادامه جنگ اشاره كرديد، به نظر شما درخواست هاي اين دستگاه از نظر تجهيز سلاح و امكانات در جهت مقابله با ارتشي كه تقريبا از سوي تمامي كشورهاي مستكبر تجهيز مي‌شد و سلاح هاي پيشرفته اي در اختيار داشت، توقع زيادي بود؟

اين گونه نبود كه دولت و ارتش عراق در سال 67 به اين ظرفيت و تجهيزات دست يافته باشند، ارتش عراق در سال 67 بسيار افت كرده بود و نسبت به عراق 59 كه بسيار توانمند بود، در شرايط بسيار نامناسبي به سر مي برد و سال 67 دوران افول عراق بود، از طرف ديگر ما با همين امكانات جنگ را پيش برده بوديم و پيروزي هاي موثر و بزرگي را كسب كرده بوديم.

با گذشت 22 سال از پذيرش قطعنامه همواره مناقشه‌اي بين سياسيون و نظاميون در خصوص پذيرش قطعنامه برقرار است و هر دو طرف تلاش مي كنند طرف مقابل را به عنوان عامل اصلي پايان جنگ اعلام كنند، به نظر شما نقش كدام طرف در پذيرش قطع نامه 598 پررنگ تر است؟

قبل از پاسخ به اين سئوال بايد بگويم ما با پذيرش قطعنامه شكست نخورديم و يا دچار عقب نشيني نشديم، بهره هايي را كه بايد از جنگ كسب مي كرديم، به دست آوريم، شايد به نوعي زمينه هاي كسب فيض ها و پيروي هاي بيشتر را در جنگ از دست داديم.

در مورد اينكه نقش چه كسي يا چه قشري در زمينه پذيرش قطعنامه بيشتر بود، بايد گفت، ظرفتيي كه بين سياسيون و نظاميون كشور ايجاد شده بود در كنار هم زمينه را براي امضاي قطعنامه 598 فراهم كرد، اين بي انصافي است كه اگر اين مسئله را بر گردن نيروهاي نظامي كه 8 سال جنگ را مديريت كرده بودند، افرادي مانند آقاي رضايي و ساير شهدا يا سياسيوني كه پشت جبهه جنگ را اداره كرده بودند، بياندازيم، بلكه ظرفيت اجتماعي آن زمان ما را به اين نتيجه رساند، از آن گذشته اين دو قشر هم جزو ملت ايران بودند و بخش اعظمي از ملت ايران را در بر مي‌گرفتند.

پذيرش قطعنامه اصلاً تقصيري نيست كه بخواهد بر گردن شخصي يا قشري بيافتد. محيط اجتماعي و ظرفيت اجتماعي آن زمان كه محصول فرايند 8 ساله جنگ و همين طور ده ساله پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه همراه با يكسري تحريم ها، عدم در اختيار داشتن برخي امكانات و تجهيزات لجستيكي و همين طور ظرفيت هاي اقتصادي كه به ما تحميل شده بود، ما را در نهايت به سال 67 مي رساند كه حضرت امام (ره) بر اساس اين فرايند ده ساله امضاي قطعنامه 598 را براي نظام تبديل به يك فرصت مي كنند و زمينه بازسازي كشور و نظام را در آن شرايط آغاز شد.

برخي معتقدند هسته اصلي مسئولان كه درگير مسائل جنگ بودند با ارائه اطلاعاتي شرايط را به گونه اي متفاوت‌تر از فضاي موجود آن زمان به امام(ره) انتقال دادند و سرانجام امام به اين نتيجه رسيدند كه پذيرش قطع نامه در آن شرايط بهترين تصميم است...

من هم معتقدم فضايي از اجتماع ما كه البته موجود بود، با پررنگ تر كردن برخي مسائل در حوزه نظامي و اقتصادي كشور، در پذيرش قطعنامه از سوي امام (ره) بي تاثير نبود، در حوزه نظامي مطرح شدن درخواست امكاناتي كه در طول 8 سال جنگ بدون در اختيار داشتن آنها به پيروزي هاي با ارزش نصيب كشور شده بود و يا در حوزه بودجه كشور، مطرح شدن برخي مسائل از جانب آقاي موسوي كه در طول 8 سال جنگ، دولت بدون داشتن آنها از عهده اداره جامعه بر آمده بود، با ارائه گزارشي توسط آقاي هاشمي به امام زمينه آن فراهم شد و در نهايت امام عزيز ما با گرفتن چنين مشورتي از جانب مسئولان درجه يك اداره جنگ، به اين نتيجه رسيدند كه قطعنامه 598 را امضا كنند.

تعبير شما از جمله اي كه امام در خصوص امضاي قطع نامه بيان كردند و آن را به مانند نوشيدن جام زهر تعبير كردند، چيست؟

امام عظيم الشان ما با رويكرد پدرانه خود آن فرايند اجتماعي كه در قسمت هاي قبل بيان شد را به خوبي درك كردند، ايشان مي دانستند آن فضا محصول يك فرايند اجتماعي در كشور است، امام با بيان چنين مطلبي تلاش كردند تمام عواقب قطعنامه 598 را به عنوان ولي زمان به عهده بگيرند. امام (ره) در طول 10 ساله انقلاب چيزي براي اين نظام و اين ملت كم نگذاشتند و تعبير من از اين جمله اين است كه امام(ره) عزيز و بزرگوار ما با بيان چنين لفظي با يك حركت رئوفانه، پدرانه و از خود گذشتگي تاريخي، براي هميشه ملت را شرمنده رويكرد پدرانه خود نمودند.

در عصر حاضر جريان‌ها يا افرادي تلاش مي كنند كه با مطرح كردن بحث هاي منافقانه و مزورانه شرايط را به گونه اي جلوه دهند كه حاصل نگاه و ديد شخصيشان است  وبا اين نگاه شخصي درصددند ولي زمان را به نتايجي برسانند كه مورد نظر خود آنهاست...

اين جريان در طول تاريخ هميشه وجود داشته است، همواره در مقابل جبهه حق، جبهه باطل قرار گرفته است، در درون جبهه حق هميشه جرياني تبلور يافته كه به صورت منافقانه با نفوذ در لايه هاي حق و جلوه دادن برخي از مظاهر حق در درون خود ظرفيت نابود كردن و تقابل جبهه حق را فراهم مي كند، اين جريان قبل از ظهور اسلام شروع شده و با حضور و بروز اسلام به صورت پررنگ تري نمود يافته است، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران وجود اين جريان براي ما بسيار محسوس تر گشته و ما توانستيم با حضور در عصر حاضر آن را لمس كنيم.

جرياناتي كه به آن اشاره كرديد، آيا در حال حاضر نيز در جامعه ما وجود دارند؟ داراي چه ظرفيتي هستند؟ آيا به نظر شما مي توانند به اهداف مورد نظرشان دست يابند؟

بله، در جامعه فعلي ما نيز وجود دارند، اما اينكه مي توانند به نتيجه رسند يا نه همان است كه در طول تاريخ ملت‌هاي عصر بايد از عهده آن برآيند، من اعتقاد دارم مردمي كه در عصر ما زندگي مي كنند با شگفتي كه در 22 خرداد، 9 دي و سرانجام در 22 بهمن سال گذشته خلق كردند و موجب تحسين ولي زمان خود شدند، امكان رسيدن جريان نفاق به اهداف مورد نظرشان را به حداقل مي‌رسانند.

به نظر شما اين جريان در آينده چهره منافقانه خود را در چه قالب ها و اشكالي نمايان مي سازد؟

به نظر من فعاليت آينده جبهه نفاق در لايه هاي ديني و مذهبي ظهور و بروز پر رنگ تري خواهد داشت. آنها از ابعاد ديني نفوذ بيشتري خواهند كرد و من معتقدم فتنه اي كه در آينده نه چندان دور رخ مي دهد، اينگ ونه خواهد بود و در غالب هاي ديني و نه ديگر سياسي بروز پيدا خواهد كرد، فتنه هايي كه با تحريف و شبهه افكني در مسائل ديني، تمثيل هاي تاريخي و ديني به سمتي كه آن را كاملاً پيچيده‌تر خواهد كرد، حركت مي كند و تنها نوري كه مي تواند ما را نجات دهد، نور ولايت است و قطعاً كسي كه از اين نور جدا شود، در فتنه هاي آينده جز ريزش ها خواهد بود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار