سید حمید روحاني: امام مرد جنگ نداشت
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۹۹۸۱
بازخوانی ماجرای «جام زهر» - 10

سید حمید روحاني: امام مرد جنگ نداشت

حجت الاسلام حمید روحانی با رد موضوع تحمیل جام زهر به امام، تصریح کرد: وقتي كه امام ديدند برخي از مسئولان خود را باخته اند يا از جنگ خسته شده اند، احساس كردند كه بدون كمك فرماندهان و سران نظام نمي توان به جنگ ادامه داد؛ پس ناگزير آتش بس را پذيرفتند.

وقتي کوهي از سئوالات و ابهامات فراوان و مطالب غيرشفاف از یک ماجرای تاریخی در ذهن داشته باشی و دست بر قضا این ابهامات تاریخی با برخی حوادث و وقایع روز ممزوج شده باشد، آنگاه فرصت گفت و گوی تفصیلی با یک چهره برجسته تاریخی که مدتی طولانی ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی را برعهده داشته است، جداب و شوق انگیز است.

حجت الاسلام حمید روحانی، رئيس بنياد تاريخ پژوهشي ايران معاصر و رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چهره ای که اتفاقا در زمان حیات امام راحل منتسب به جریان چپ انقلابی بوده و مواضع صریح و روشنی پیرامون مسائل مختلف داخلی و بین المللی داشته است، معتقد است که علت پذیرش قطعنامه نه کوتاه آمدن امام و نه خسته شدن مردم بوده است، بلکه علت را در عافیت طلبی و خودباختگی برخی مسئولان طراز اول کشور در آن زمان باید جستجو کرد.

این گفت و گو را حتما بخوانید: 

آقاي روحاني در ابتداي گفت‌وگو اگر چنانچه مايليد، تحليلي از فضاي سياسي و اجتماعي و ... کشور درپ‍يش و پس از پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت بفرماييد.

از نظر سياسي مردم در صحنه حضور داشتند و هدف و شعارشان اين بود كه جنگ بايد تا پيروزي ادامه پيدا كند و نظام منحوس صدام سرنگون شود و دست صهيونيسم و آمريكا از سرنوشت عراق كوتاه شود، مردم با همه قدرت براي مقابله با استكبار جهاني در منطقه آماده بودند كه متاسفانه در مقابل با مسئولانی مواجه شدند كه توان لازم را براي ادامه جنگ نداشته و در امر مقابله با دشمن، خود را باخته بودند، البته سعي مي كردند حرف‌هايشان را به نام مردم مطرح كنند، اما حقيقت چيز ديگري بود، آنها رسالتي را كه بايد فرماندهان جنگ بر عهده بگيرند، از كف داده بودند.

برخي معتقدند كه در تحميل قطعنامه به امام(ره) سياسيون نقش پرنگ تري را نسبت به سیاسیون ایفا کردند، آيا شما هم اين نظر را تایید می کنید؟

مسئله تحميل براي امام نبود، امام آگاهي ژرف و ويژه‌ايي داشتند و هيچ گاه تحت تاثير و تحميل اين و آن قرار نمي گرفتند، زماني امام آتش بس را پذيرفتند كه چاره‌اي جز اين نداشتند؛ چرا كه به وضوح برخی فرماندهان جنگ را مرد جنگ نمي ديدند، اما با ياري ملت جنگ را رهبري كردند و وقتي كه ديدند برخي از فرماندهان خود را باختند يا از جنگ خسته شدند، امام ناگزير شدند كه تصميم ديگري را بگيرند، امام احساس كردند كه بدون كمك فرماندهان و سران نظام و جنگ، كشور نمي توانند به جنگ ادامه بدهد؛ پس ناگزير آتش بس را پذيرفتند، اما مسئله تحميل در كار نبود.

يعني به مانند آنچه كه براي امام حسن(ع) ... 

شرايط آن زمان براي امام(ع) مانند شرايط دوران امام مجتبي (ع) بود كه باعث شد حضرت امام حسن تن به صلح با معاويه دهد؛ چرا كه در آن دوران فرماندهان جنگ خود را فروختند و تسليم معاويه شدند، شرايطي براي امام نيز همين بود، فرماندهان جنگ خود را باختند و قدرت مقابله را در خود نديدند.

آقاي روحاني! شما هم معتقيد كه برخی مسئولان گزارش هاي غلط در اختيار امام قرار مي دادند؟

تحليل افراد مختلف به اين صورت بود كه وانمود مي كردند، شرايط به اين صورت است و گاهي اوقات تحليل‌هاي آبكي و شيطاني مي كردند، اما امام كسي نبود كه با اين تحليل‌ها فريب بخورند و  اغفال شوند. برخي فرماندهان و سياسيون تعبيري را به امام مي كردند كه كشور به بن بست رسيده و شرايط بسيار خطرناك است و هدفشان تنها پي گيري نقشه ها و نيرنگ بود.

برخورد امام با اين تحليل‌گران به قول شما نيرنگ باز به چه صورت بود؟

امام در مقابل اين تحليل‌ها فريب نخوردند و با قاطعيت در مقابل فريب خوردگان خود باخته ايستادند و در شرايطي آتش بس را پذيرفتند كه شرايط را طوري ديدند كه اين حضرات مرد جنگ نيستند.

در تعبيري كه براي انقلابيون و رزمندگان اسلام بسيار تلخ بود، امام از پذيرش قطعنامه با تعبير نوشيدن جام زهر ياد مي كنند. تعبير شما چگونه است؟ 

امام بعد از فتح خرمشهر با سران جنگ و جبهه و فرماندهان سياسي كه جنگ را رهبري مي كردند، اين پيشنهاد را دادند كه «اگر صدام از مناطق اشغال شده ايران خارج شود، شما آتش بس را بپذيريد و وارد خاك عراق نشويد، تا امروز سربازان عراقي انگيزه‌اي براي جنگيدن نداشتند و جنگ بر آنها تحميل شده و آنها را به زور به جنگ آوردند و وقتي شما وارد عراق مي شويد، خواه ناخواه حس مليت آنها تحريك شده و شرايط تغيير مي كند. مصلحت اين است كه جنگ را به داخل خاك عراق نكشانيم»، بعضي از سران جنگ و جبهه با شدت با همه توان در مقابله اين نظر امام ايستادگي كردند كه ما بايد تا سرنگوني صدام جلو برويم، وقتي امام اين آمادگي را در سران جنگ و جبهه و فرماندهان ديدند به ملتشان اين وعده را دادند و تا سرنگوني صدام اعلام آمادگي كردند و اين نويد را به مردم داده بودند و با اين اميد جنگ ادامه پيدا كرد.

وقتي بعضي از مسئولين جنگ به دليل خودباختگي يا به دليل خستگي يا هر دليل ديگر نغمه ديگر را ساز كردند و دم از آتش بس زدند، براي امام بسيار تلخ بود، چون امام هيچ گاه وعده‌اي را به مردم نداده بود كه آن را جامع عمل نپوشاند، امام هميشه برنامه‌اش اين بود كه موضوعي را كه توان آن را داشت، مطرح مي كردند و به آن نيز عمل مي كردند.

اين مسئله براي امام بسيار سخت و تلخ بود كه وعده‌ايي را به مردم داده و مردمي را كه براي همين امر به صحنه آمده بودند، اكنون خواسته باشند برخلاف آن عمل كنند. در نتيجه براي امام پذيرش قطعنامه نوشيدن جام زهر بود، همين جام زهر امام را كشت و اين از سوي امام اين يك شعار نبود كه جام زهر را نوشيدم و ما ديديدم كه اين جام زهر امام را از پا درآورد؛ چرا كه امام هيچ گاه اهل شعار نبود و آن چيزي را كه مي گفت به آن عمل مي كرد و بر آن پايبند بود اين مسئله بسيار براي امام سخت شد كه اين وعده را به مردم داده و حال ناگزير است كه به آن پشت كند و جمله‌اي را در اين خصوص فرمودند كه اگر آبرويي داشتم در اين زمينه با خدا معامله كردم و اين مسئله سخت و دشوار امام را از پا درآورد.

عکس العمل مردم در زمان پذيرش قطعنامه به چه صورت بود؟

مردم با همه قدرت در صحنه بودند و پشت سر امام ايستاده بودند و با رهبري امام براي جان دادن، جوان دادن و فداكاري كردن پروايي نداشتند و كوچك ترين تزلزلي در مسير مردم به وجود نيامده بود. چنانچه امام به بعضي به اصطلاح ملي گراها و خودباخته‌ها كه به گفته مردم به بن بست رسيدند، فرمودند: «مردم به بن بست نمي رسند، شما به بن بست رسيديد».

امام واقعاً از نظر شناخت مردم كاملاً بي نظير بودند، شناخت امام از مردم را در كمتر كسي مي توان سراغ داشت. هيچ جامعه شناسي مانند امام از مردم شناخت نداشت، مردم همه در صحنه همراه امام بودند، ولي آنهايي كه راهشان را از مردم جدا كرده بودند و دنبال منافع شيطاني و نفساني هستند، گاهي فريب مي خورند و يا خود را مي بازند.

چه عواملي باعث شد تا دشمن از ضعف مسئولين سوء استفاده كند؟ 

وقتي آمريكا هواپيماي مسافربري ما را با موشك زد و مسافرين را از بين برد و آن ها را به شهادت رساند، يكي از همين مسئولين نظام كه در حال حاضر هم بسيار ادعا دارد، پشت تلويزيون آمد و در حالي كه بغض گلويش را گرفته بود و با زحمت اشك خود را نگه مي داشت، گفت: «پيام آمريكا را دريافت كردم». فردي كه فرمانده جنگ و جبهه است و ادعاي كذايي دارد و وقتي به دنبال ساقط كردن يك هواپيما خود را مي بازد و گريه مي كند، مسلماً دشمن از اين مسئله استفاده مي كند و به ضعف بعضي سران نظام پي مي برد.

از آن طرف امام با كساني مواجه مي شوند كه روحيه ضعيف و ذليل دارند. با سقوط يك هواپيما به وسيله ناو جنگي آمريكا خود را مي بازند و بعضي از سران آنقدر خود را باخته بودند كه جبهه و جنگ را رها كرده و به تهران آمدند و زماني كه فاو سقوط كرد نيز چند نفر از آقايان، روحانيون را صدا كرده بودند كه در مورد بدحجابي مذاكره كنند كه در آن جلسه وقتي اعلام مي كنند فاو سقوط كرده، مي گويد «بله من مي دانستم همين روزها فاو سقوط مي كند، كسي كه فرماندهي جنگ را برعهده دارد و بايد در جبهه باشد و نيروي رزمنده و فداكار را ساماندهي كند، جنگ را رها كرده و آمده در قصر فيروزه نشسته است و به بهانه بدحجابي جلسه مي گذارد و...» اين نشانگر سقوط بعضي از سران جنگ و جبهه در تهران بود. يا آنقدر خود را باخته بودند كه وقتي هواپيما سقوط مي كند، اشكشان در مي آيد و در پشت تلويزيون مي گفتند، پيام آمريكا را دريافت كردند و يا اينكه جنگ و جبهه را رها مي كردند و در تهران در قصر فيروزه براي مملكت راه درستي را پيدا كنند. اين نشانگر جدايي راه سران جنگ و جبهه از مردم و امام بود. همين عوامل چراغ سبزي براي سوء استفاده دشمن از وضعيت به وجود آمده بود. 

رفتار امام با مردم بعد از قبول آتش بس چگونه بود؟

در اين شرايط امام با توجه به شناختي كه از ملتش داشتند، راهي نمي ماند، جز آتش بس. امام پيامي بعد از آتش بس مي فرستند و پس از عذرخواهي از مردم مي گويند كه شما تنها نيستيد؛ از اينكه آتش بس را قبول كرديم و به اهداف نرسيديم رنج مي بريد، پدر پيرتان نيز از اين قضيه رنج مي برد.

آيا تشابهي ميان فتنه 88 با دوران پيش از پذيرش قطعنامه 598 را وجود دارد؟

فتنه‌ايي كه در سال 88 در كشور رخ داد به مراتب از جنگ تحميلي خطرناك تر و ريشه دارتر بود در جنگ سران استكباري با همه قدرت پشت سر صدام صف كشيدند از جمله آمريكا، آلمان، شوروي، انگليس و صهيونيسم تا ملت ايران و انقلابيون را با شكست مواجه كنند.

در توطئه سال 88 همين جريان بود، يعني همه جهان خواران و استكبار بين المللي و صهيونيسم جهاني به صحنه آمدند با اين تفاوت كه در داخل هم دشمنان اسلام، عناصر ضد انقلاب وطن فروش را بسيج كرده بودند و اين اتحاد نامقدسي كه بين سران كفر الحاد و نفاق به وجود آمد، بي سابقه بود. حتي در خارج همه جهان خواران پشت سر فتنه گران صف كشيدند و در داخل نيز عناصر ضد انقلاب اعم از بهائيان، همجنس بازان، وطن فروشان، تجزيه طلب‌ها، سلطنت طلب‌ها، مزدوران و سازمان جاسوسي دست به دست هم دادند، در اينجا خطر بسيار ريشه دارتر از جنگ تحميلي آغاز شد و در اين بين نقش قدرت طلبان خود باخته كه شهوت مقام هستند، آتش فتنه را شعله ور ساخته و با يك سلسله تحليل شيطاني كه يا آقازاده‌هايي وابسته به سازمان جاسوسي به آنها تحميل كرده بودند و يا از عوامل ديگري اتكا شده بود كه اين تحليل شيطاني‌ نقش بسيار مهمي داشت. در اين كه بتواند هم استكبار جهاني و هم عوامل داخلي را كاملا اميدوار كنند كه مي توانند برنامه‌ايي را اجرا كنند و همان نقشه‌ايي كه در جنگ براي ملت ايران به وجود آوردند و سعي كردند در آن جنگ ملت را با شكست مواجه سازند، تقريباً همان نقشه در جريان فتنه 88 دنبال شد تا بتوانند انقلاب اسلامي را به چالش بكشند.

هدف اصلي فتنه گران در سال 88 چه بود؟

هدف به طور واضح مقام معظم رهبري بود. به همان نحوي كه در جريان جنگ تلاش كردند تا امام را به چالش بكشند و ملت ايران را بي اعتبار سازند، در جريان فتنه نيز نقشه اساسي به سوي به مقام معظم رهبري بود كه همان تحليل‌ها به كار گرفته شد تا ايشان را تحت تاثير قرار دهند و اغوا كنند كه كشور به بن بست رسيده و ايشان را از پا درآورند و پايه ولايت را در صحنه سياسي كشور حذف كنند. اما خداوند اين توطئه را نقش بر آب كردن و اين ترفندي كه از سوي دشمن داخلي و خارجي به وجود آمده بود، نتوانست راه را به جايي ببرد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار