
کد خبر:۸۴۴۶۸۵
دلیل شرمندگی یک معلم شهید در وصیتنامهاش
چندی قبل در روزنامه خواندم که بانوی بزرگواری، علاوه بر این که شوهرش را به عنوان یک شهید از دست داده و چهار فرزندش نیز به شهادت رسیدهاند، اوقات فراغت خویش را به کار بافتن دست کش برای رزمندگان عزیز اختصاص میدهد.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کتاب «همیشه معلم مایی» شامل مجموعه داستانهای کوتاه برگرفته از خاطرات مربوط به شهید غلامرضا شریفیپناه است.
این اثر برای گروه سنی نوجوانانبا زبانی داستانی توسط نرگس مولایی به نگارش در آمده است.
غلامرضا شریفی پناه سال ۱۳۲۳ در روستای «مود» بیرجند متولد شد. او یکی از مبارزان دوران انقلاب بود که توسط پلیس دستگیر و بسیار شکنجه شد. این معلم با پیروزی انقلاب در نهادهای مختلفی، چون جهاد سازندگی و کمیته انقلاب اسلامی به ارائه خدمت پرداخت و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان معلم و رزمنده به مناطق جنگی اعزام شد.
او در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.
شهید شریفیپناه دربخشی از وصیتنامهاش نوسته است: «.. وقتی نمونههای فراوان از خودگذشتگی و ایثار امت قهرمان و شهید پرور را میبینم، احساس شرمندگی میکنم و با تمام وجود آرزو میکنم کهای کاش چندین جان میداشتم و برای ادامه راه شهیدان عزیز و گرانقدر این امت فدا میکردم. به عنوان مثال چندی قبل در روزنامه خواندم که بانوی بزرگواری، علاوه بر این که شوهرش را به عنوان یک شهید از دست داده و چهار فرزندش نیز به شهادت رسیدهاند، اوقات فراغت خویش را به کار بافتن دستکش برای رزمندگان عزیز اختصاص میدهد. درود و تهنیت خدا بر چنین زنان فداکار و ایثارگر باد!»
این اثر برای گروه سنی نوجوانانبا زبانی داستانی توسط نرگس مولایی به نگارش در آمده است.
غلامرضا شریفی پناه سال ۱۳۲۳ در روستای «مود» بیرجند متولد شد. او یکی از مبارزان دوران انقلاب بود که توسط پلیس دستگیر و بسیار شکنجه شد. این معلم با پیروزی انقلاب در نهادهای مختلفی، چون جهاد سازندگی و کمیته انقلاب اسلامی به ارائه خدمت پرداخت و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان معلم و رزمنده به مناطق جنگی اعزام شد.
او در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.
شهید شریفیپناه دربخشی از وصیتنامهاش نوسته است: «.. وقتی نمونههای فراوان از خودگذشتگی و ایثار امت قهرمان و شهید پرور را میبینم، احساس شرمندگی میکنم و با تمام وجود آرزو میکنم کهای کاش چندین جان میداشتم و برای ادامه راه شهیدان عزیز و گرانقدر این امت فدا میکردم. به عنوان مثال چندی قبل در روزنامه خواندم که بانوی بزرگواری، علاوه بر این که شوهرش را به عنوان یک شهید از دست داده و چهار فرزندش نیز به شهادت رسیدهاند، اوقات فراغت خویش را به کار بافتن دستکش برای رزمندگان عزیز اختصاص میدهد. درود و تهنیت خدا بر چنین زنان فداکار و ایثارگر باد!»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.