يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۵۳۶۳
نگاهي به آثارسينمايي محمدمهدي عسكرپور - 4

يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند

دقت‌مندي کارگردان و نويسنده در اين‌جاست که خطا نکرده و در ميانه‌ همين مردم شخصيت ديگري را هم قرار داده، کسي که گرچه ميان مردم و از پيش بوده، ولي با آنان در جنايت کشتن مادر سهيم نبوده و در عين‌حال آگاه از ماجرا همه چيز را با سکوت تحت نظر داشته.

محمدرضا محقق- بخش ادب و هنر؛ در ادامه بررسي فيلم «قدمگاه» که از جمله آثار مهم محمدمهدي عسگرپور، اين کارگردان شاخص سينماي ايران است، ابعاد معرفتي ديگري از اين درام را مورد توجه قرار مي دهيم.

روايت داستاني در فيلم، بستري مي‌شود براي بيان وراي اين داستان و روايت؛ سيطره‌ تظاهر و ريا و ديگر فريبي و خودفريبي، آن هم در لباس و قامت رسوم و آيين‌هاي بالذات منزّه مذهبي! و چقدر هم تأسف‌آور!

اما نکته‌ در خور توجه در اين بين اين است:

کساني با اين اوصاف که برشمرديم، اتهام ناروا و گزافه‌اي به کسي وارد مي‌کنند که اتفاقاً هموست که مورد عنايت ذات مقدس امام حجت (عج) قرار گرفته است و صد البته که به قول حافظ: هزار نکته‌ باريک‌تر ز مو اين‌جاست … اين رسم روزگار است و راز آسمان که پيروان تظاهر و نيرنگ و دغل، در نمي‌آويزند مگر با پاکدلان و صاحب عنايتان. آن حاجي متظاهر جنايت‌پيشه و آن اراذل و اوباش عرق‌خور عربده‌کش در نمي‌افتند مگر با رحمان ساده‌دل و مهرورز که امام(ع) را ديده.

و چه خوب و چه به‌جا و چه زيباست - اگر نيک بنگريم - اين مصاف و تقابل. و شکي نيست که فرجام نيک، متعلق به سرشت نيک جوانک - ظاهراً بي‌اصل و نسب - است و نه صاحب‌ملکان و زراندوزان و قلدران باني مجلس نيمه شعبان!

اما دقت‌مندي کارگردان و نويسنده در اين‌جاست که خطا نکرده و درست و تحسين‌آميز در ميانه‌ همين مردم شخصيت ديگري را هم قرار داده، کسي که گرچه ميان مردم و از پيش بوده، ولي با آنان در جنايت کشتن مادر سهيم نبوده و در عين‌حال آگاه از ماجرا همه چيز را با سکوت تحت نظر داشته.

همان پيرزن عابد و پاک‌طينت که از او ياد کرديم و او را تنها تکيه‌گاه مورد اعتماد و اطمينان جوانک دانستيم.

و اين يعني بي آن‌که مطلق‌نگري و سياه و سفيد پنداري را روش خود کنيم، معتقديم به اين که در اين ميان، هستند کساني که با اعتقاد کامل و راستين به عبادت مشغولند و به مناسک مودي هستند؛ افرادي که حق را جانب خود قرار مي‌دهند و خود را آيينه‌ بازتابيدن حق؛ همان‌گونه که «بي‌بي» بود.

اما گذشته از اين، قدمگاه يک ارتباط عاشقانه هم هست و لحظاتي در کليت و جزئيت فيلم، گويا و نمايانگر اين حس و ارتباط ناشي از آن.

عاشقانه‌اي که رحمان و - بگذاريد بگويم - بي‌بي نمايندگان آن هستند، در چند زاويه و عنصر بصري و شنيداري جاري مي‌شود؛ روزگار و سرگذشت دوران آن‌ها، رفتارشناسي فعلي و کار امروزشان و البته نوع تعامل‌شان با اطراف؛ چه انسان‌ها و چه اشياء و حيوانات.

به عنوان يک اشاره مي‌خواهم سکانس‌هايي را در فيلم يادآور شوم که رحمان با اسب سپيدش تنهاست و يا لحظاتي که او با ستاره و حوض و کوچه خلوت مي‌کند. حتي مي‌توان در اين بحث، ميميک بي‌بي و نظاره گريه‌هاي او را به عنوان يک‌سري نماهاي تکان‌دهنده به حساب آورد و البته آن ديالوگ به ياد ماندني‌اش را که: «مگه خواب آقا هم دروغ ميشه؟»

آري! قدمگاه فارغ از همه آن‌چه پيش از اين گفتيم بيانگر عشق است. عشقي که اين روزها … اين عشق، خود فصلي ديگر است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار