حق بده امشب بميرم در کنار بسترت
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۶۵۳۷
ابياتي تقديم به مولاي متقيان(ع)؛

حق بده امشب بميرم در کنار بسترت

دور شمع پيکرت، گرديده‌ام خاکسترت / اي به قربان تو و اين رنگ زرد پيکرتاز نفس‌هاي بلندت ميل رفتن مي‌چکد/ حق بده امشب بميرم در کنار بسترت

به گزارش گروه فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»، دعا بدون علي بي اجابت است، مهري است ذکر علي بر خوان سفره اجابت حق. بي علي، نيايش و دعا نامفهوم که بي‌مفهوم است. در شهر علوم نبي، باب علي است. آنچنان که از روز ازل نام گرفت مظلوم‌ترين شهيد محراب؛ علي(ع).

شاعر صاحبدلي را نمي‌توان ديد که درآن از امام علي(ع) ياد نکند . هر کسي به طريقي به مدح و سرايش مولاي متقيان پرداخته و مي‌پردازد.

وحيد قاسمي در ابياتي اين‌گونه آورده است:

رادمردي مهربان با دست‌هاي پينه‌دار / در ميان کوچه‌هاي شهر غربت رهسپار

کيسه‌هاي نان و خرما روي دوش خسته‌اش / کيست اين مرد غريبه، با لباسي وصله‌دار؟

کهکشان‌ها شاهد غم‌هاي بي‌اندازه‌اش / ماه مي‌گريد برايش چون دل ابر بهار

نيمه‌شب‌ها لابه لاي نخل‌ها گم مي‌شود / چاه مي‌داند دليل گريه‌هاي ذوالفقار

در کنار چاه هرشب ايستاده جبرئيل / تا تکاند از سر دوش علي گرد و غبار

چند سالي هست بعد ماجراي فاطمه / لرزشي افتاده بر آن شانه‌هاي استوار

قامت سرو بلندش در هلال افتاده است / زير بار رنج‌هاي تلخ و سخت روزگار

جاي رد ريسمان‌هاي زمخت فتنه‌ها / سال‌ها مانده است بر دست کريمش يادگار

علي اکبر لطيفيان نيز در ابياتي به شهادت اميرالمومنين اشاره مي‌کند و مي‌سرايد:

دور شمع پيکرت، گرديده‌ام خاکسترت / اي به قربان تو و اين رنگ زرد پيکرت

از نفس‌هاي بلندت ميل رفتن مي‌چکد/ حق بده امشب بميرم در کنار بسترت

تا نگيرد خون تازه گوشه تابوت را / مهلتي تا که ببندم دستمالي برسرت

حيف شد، از آن‌همه دلواپسي کودکان / کاسه‌هاي شيرمانده روي دست دخترت

کاش مي‌مردم نمي‌ديدم به خاک افتاده است / هيبت طوفاني دلدل سوار خيبرت

خلوت شب‌هاي سوت و کور نخلستان شکست / با صداي وا علي و واي حيدر حيدرت

شهر کوفه تا نگيرد انتقام بدر را / دست خود را بر نمي‌دارد پدر جان از سرت

با شمايي که امير کوفه‌ايد اينگونه کرد / الامان از کاروان دختر بي‌معجرت

مي‌روي اما براي صد هزاران سال بعد / ميل احسان مي‌نمايد غيرت انگشترت

رضا جعفري نيز در قطعه‌ شعري سروده است:

نخورده سفره‌ات جز خشک‌ناني / نديده کام تو جز استخواني

ندارد آسمان حجره تو / به جز اقليم اشکت کهکشاني

نديدم پهن غير از بال جبريل / ميان خانه‌ات فرش گراني

به دست ذوالفقارت مي‌نهي دست / به دنبال خودت سر مي‌دواني

براي درک تو يک پله هم نيست / ندارد بام هستي نردباني

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار