نقدي بر فضاي سينماي ايران
گروه فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»؛ جايگاه سينماي ايران در فضاي ملي و نيز جامعه بين المللي را مي توان با نگاهي بر عقبه فكري فضاي مديريتي و محصولات و خروجيهاي نظام سينمايي كشور به بررسي گذاشت.
اين جايگاه با انتزاع از مولفههاي ساختاري و محتوايي و افق فكري كه هنرمندان و مديران هنري كشور براي خود تصوير ميكنند، به دست ميآيد.
واقعيت آن است كه سينماي ايران از جهاتي خاص سينماي منحصر بفرد است؛ اين جهات چه در بعد مناسبات صنعتي و اقتصادي اين سينما و چه از جهت سلامت و كارآمدي فيلمها مي تواند زنجيره و مرجع قضاوتهاي ناظران بيطرف و منصف قرار گيرد.
سينما در ايران برخلاف كشورهايي كه داراي يك نظام سينمايي سازمان يافته هستند داراي حواشي فراواني است؛ واقعيت آن است كه فيلمهاي سينمايي در يك ساختار سالم و كارآمد، همواره اصلي ترين مرجع بحث و نظر دانسته مي شوند و حواشي مربوط به آنها حتي در گسترده ترين شكلش تنها «حواش»يي هستند كه در سايه ارزش هاي داشته و نداشته فيلمها گم ميشوند.
در ساختار معيوب و ناكارآمد، اما حواشي، همواره اصليترين محور و چارچوب بحث و تبادل نظر قرار گرفته و نقد و بررسي اصيل سينما با وجود آنها، اغلب چندان جدي گرفته نميشوند.
واقعيت آن است كه هر فيلمي كه در سينماي امروز كشورمان اكران ميشود از حواشي اين چنيني مبرا نيست و به صور مختلف با آنها دست و پنجه نرم ميكند.
حتي مي توان گفت فيلمهايي كه به چرخه اكران اين سينماي ناتوان وارد ميشوند بي حاشيه و جنجال ره به جايي نبرده و عموم مخاطبان حتي از نوع حرفهاي اش فيلم بي حاشيه را فيلمي بي ارزش يا كم ارزش دانسته و از كنار آن به راحتي گذر ميكنند، بي آن كه توجه و تمركزي هر چند اندك نثار آن فيلم، به مثابه فيلم بودنش كرده، مختصات سينمايي آن را سنجيده و رأي و نظر خويش را بر اصولي قابل اعتنا متصف كنند.
در اين ميان، اما تنها نفس انديشه و تعقل و كردار عالمانه مخاطبان در مواجهه با اثر هنري است كه آسيب ديده و در گذر زمان و وفور اخبار، فراموش شده و با انگيزههاي مجازي جايگزين ميشود.
مخاطب در چنين وضعيتي فليم ها را بر اصول معتبر فيلم سازي تطبيق نداده و متكي بر اموري نه چندان معتبر تلاش ميكند به نتايجي دست يابد كه بيشك جز تكيه بر آن اصول معتبر و شناخته شده، قابل دستيابي نيست و رفته رفته نظرات و آراي اين چنين مخاطباني، چنان سست و بيرمق ميشود كه خود آنان نيز از اظهارنظر و رأي شرمگين و دلزده ميشوند.
در نتيجه چنين روندي و در جهت پاسخگويي به نياز چنين مخاطباني، توجه عوامل سينما در كشور نيز به كيفيت فيلمسازي و اصول معتبر آن كاسته شده و آنان نيز فارغ از ارزش هاي مكشوف و نامكشوف فيلمهايشان هيچ گاه از حاشيه آفريني غافل نمانده و حتي خود نيز بر شدت آن ميافزايند.
سينماي پرفروش زاييده حواشي مجازي
واقعيت آن است كه حواشي در سينماي ايران نسبت قابل توجهي با انديشه گيشه پرور سازندگان فيلمها دارد؛ به نحوي كه ساخت و پرداخت حواشي و تنيدن تارهاي صوتي و تصويري منجر به مسائلي خارج از متن و اصل سينما، براي فيلمهاي سينمايي موقعيتي است مجازي در جهت هر چه بيشتر به فروش رسيدن آثاري كه كمتر توجهي به قابليتها و بينش هاي تصويري در عرصه سينماورزي دارند.
كمتر فيلم پرفروشي در سالهاي اخير را مي توان يافت كه از اين حواشي دور مانده و در عين حال با تكيه بر قابليت سينمايي اش مورد توجه قرار گرفته باشد.
در اين ميان فارغ از آثار و نتايج اين چنين وضعيتي، نحوه شكل گيري آن است كه شايسته تأمل است و نمي توان به راحتي از كنارش گذر كرد.
اينكه حواشي پيرامون فيلمها چگونه خلق شده، بسط يافته و در نهايت فروكش ميكنند، امري است كه شناخت آن، آگاهي ما را نسبت به وضعيت مذكور تا حد بسياري افزايش ميدهد.
متاسفانه مرور حوادث و جريانات برگرفته پيرامون فيلم هاي مسئله دار سال هاي اخير نقش غيرقابل انكار برخي افراد آن را در حاشيه سازي و جنجال پروري پيرامون فيلم هاي مورد بحث آشكار ميكند.
تا جايي كه مي توان گفت جنجال و حاشيه اي در اين سينماي مستعمل نبوده است كه به نحوي رد پاي برخي از صاحبان سرمايه كه اتفاقا داراي تيم هاي رسانهاي و ژورناليستي قدرتمندي نيز هستند در آن وجود نداشته باشد.
فيلم هاي بسياري مي توان يافت كه به دلايلي موجه يا ناموجه مشمول اعتراض و شكوه افراد و نهادهاي مختلفي قرار گرفته اند و به طرق مختلف و در نتيجه جنجال هاي به وجود آمده پيرامون آنها، گرفتار شرايطي محدود كننده شده اند، در حالي كه در عموم موارد نتيجه حاصله امري برخلاف خواست معترضان بوده است.
مي توانيم مسئله را اين گونه توضيح داد كه وقتي فيلمي ساخته ميشود و در متن و اصل خود داراي ارزش هاي سينمايي نيست و كيفيت بصري قابل توجهي را در بر ندارد صاحبان فيلم را به اين نتيجه ميرساند كه با ايجاد فضاهاي كاذب و حواشي متعدد اطراف فيلم، موقعيتي مجازي را براي جلب توجه مخاطبان به آن فراهم آورند و از اين راه بر روي ضعف ها و ايرادها و سطح پايين عصر سينمايي خود سرپوش بگذارند.
پديد آوردن چنين موقعيتي ممكن است به صورت مقطعي يك سود سرشار اقتصادي را به جيب صاحبان اين فيلم ها سرازير كند، اما در مجموع به سير نزولي و ضعف روزافزون اين سينما منجر ميشود./انتهاي پيام/