نگاهي به فيلم سينمايي «نقاب» (بخش اول)
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۹۰۹۷
نقابي بر چهره سينماي ايران؛

نگاهي به فيلم سينمايي «نقاب» (بخش اول)

... توجه به شرايط اكران و پخش فيلم نقاب به عنوان يكي از نمونه‌هاي جدي فيلم‌هاي مورد بحث در فضاي فيلم‌هاي گيشه‌اي موقعيتي را فراهم مي كند تا بتوان به بررسي اتمسفري پرداخت كه اين فيلم‌ها در آن شكل مي يابد.  

به گزارش گروه فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»،‌ پخش گسترده فيلم نقاب كه اخيراً انجام شد و در رسانه نمايش خانگي در اختيار مخاطبان و تماشاگران سينمايي ايران قرار گرفت نگارنده را برآن داشت كه نگاهي ديگر به اين فيلم و متن و حواشي ساخت و پرداخت آثاري از اين جنس در سينماي ايران بياندازد.

سينمايي كه اين روزها با فراز و فرودهاي فراوان و افت و خيزهاي گسترده راه پرسنگلاخي را طي مي كند.

توجه به فيلم «نقاب» به عنوان يكي از شاخص ترين فيلم‌هايي كه با توجه به ويژگي‌هاي گيشه پسند ساخته شده و ارجاعاتي متنوع به خواسته‌ها و تمايلات عاميانه مخاطبان دارد موقعيتي را فراهم مي كند كه بتوانيم نگاهي دقيق تر به اين سطح و لايه از سينماي امروز ايران داشته باشيم.

توجه به شرايط اكران و پخش فيلم نقاب به عنوان يكي از نمونه‌هاي جدي فيلم‌هاي مورد بحث در فضاي فيلم‌هاي گيشه‌اي موقعيتي را فراهم مي كند تا بتوان به بررسي اتمسفري پرداخت كه اين فيلم‌ها در آن شكل مي يابد.

در مورد فيلم «نقاب» حواشي و جنجال‌هايي منحصر به فردي خلق شده است كه همگي با شعارهاي اهداف محور و دغدغه‌هاي فرهنگي سعي در ايجاد ويژگي‌هاي منفي فيلم داشتند اما در مقام واقعيت امر آنچه بروز كرد نه تنها خواست منتقدان فيلم نبود بلكه موجبات ايجاد فضاي سوء برداشت و حاشيه سازي سودآور براي فيلم فراهم كرده بود.

متاسفانه منتقدان و معترضان به اين دسته از فيلم‌ها كه نقاب يكي از نمونه هاي شاخص آن است و ساير آثار هنري مخاطب محور از يك نقطه ساده غافل هستند و آن اينكه عرصه فرهنگ و هنر با عرصه‌هاي ديگر همچون اقتصاد و سياست تفاوت‌هاي جدي دارد و نمي توان با پيش فرض‌هايي كه در عرصه‌هاي ديگر وارد مي شويم به عرصه فرهنگ و هنر نيز گام بگذاريم چرا كه در آن صورت تمامي اين پيش فرض‌ها، محاسبات و در نتيجه پيش بيني‌هاي ناشي از آن حالتي معكوس به خود مي گيرد و در نهايت شكستي جدي و مهيب را به همراه مي آورد.

بايد بدانيم نقد مخالفت كردن و اعتراض ورزيدن در ميدان فرهنگ و هنر ويژگي‌ها و مقتضيات خاص خود را دارد و نمي توان در آن بدون توجه به اين ويژگي‌ها، بي گدار به آب زد و مختصات و مقياس‌هاي خاص هنر و فرهنگ را ناديده گرفت.

واقعيت آن است كه نمي توان به همان صورت كه از پديده يا محصولي در عرصه سياسي ابراز انزجار و آن را محكوم مي كنيم، در عرصه فيلم، كتاب و يا ساير مقولات فرهنگي و هنري نيز به همين شيوه عمل كنيم و به صرف محكوميت آن را مطرود نماييم.

واقعيت آن است كه در عرصه فرهنگ و هنر، شيوه‌ها، روش‌ها و منش‌ها مي بايست با در نظر گرفتن ويژگي‌هاي خاص اين عرصه باشد.

اگر در حيطه‌هاي سياسي، اقتصادي و غيره برخي روش‌ها و منش‌ها مي توانند باعث پديد آمدن محدوديت‌هاي قانوني و عرفي شوند در عرصه فرهنگ و هنر همين شيوه‌ها و روش‌ها چه بسا بتوانند به نوعي حاشيه سازي، جنجال آفريني و در نتيجه نتايج كاملاً مخالف و به عكس مطلوب منتقدان و معترضان به همراه آورند و اين همه به دليل اقتضائات خاص و ويژگي‌هاي منحصر به فرد محصولات هنري است كه تنها به پديد آمدن مخاطبان بيشتر براي آنها منجر مي شود و نه چيز ديگري.

حقيقت آن است كه در عرصه فرهنگ و هنر تنها و تنها اعتراض و نقد منصفانه و عالمانه است كه مي تواند ويژگي‌هاي مثبت و منفي اثري را به چالش بكشاند و بدون علم كافي و وافي بايد دانست هرگونه عمل و ادعايي جزء به سخره گرفته شدن گوينده و در برخي موارد شكست مهيب انديشه‌ها و آمال منتقدان و معترضان نتيجه و حاصلي در بر نخواهد داشت.

واقعيت آن است كه مسائل سياسي و اقتصادي و غيره را شايد بتوان با ايجاد حاشيه‌هاي مجازي و يا جنجال آفريني‌هاي گسترده، تهديد و يا متوقف كرد اما در ساحت فرهنگ و هنر اين تهديد و وقفه اساساً جايگاه و معنايي ندارد و مسئولان و مديران فرهنگي و هنري بايد بدانند در فضاي رسانه‌اي امروز و موقعيتي كه جامعه بدان رسيده و مبتلا گشته اند و در گستردگي بي نظيري كه امروز در فضاي فكري جامعه حكمفرماست رسيدن به آنچه مطلوب نقد است با دست يازيدن به همان علم و انصاف مورد نياز به نتيجه مي رسد.

توجه به اين نكات در مورد فيلمي همچون «نقاب» كه در موقع نمايش حواشي خاصي را منجر شد و اتمسفر منحصر به فردي را هول خود و بر مدار سينمايي ايران شكل داد مي تواند راهي باشد براي آسيب شناسي اكران و نقض آثاري كه به صورت بالقوه و بالفعل استعداد حاشيه سازي چه حقيقي و چه مجازي براي خود دارد.

فيلم «نقاب» به عنوان يكي از آثاري كه با طرح يكي از موضوعات حساسيت برانگيز و به كار گرفتن هنرپيشگان معروف و گيشه پسند موقعيت منحصر به فردي را براي خود پديد آورد در همين مدار حاشيه سازي و جذابيت بخشي كاذب قابل سنجش است.

اين فيلم گرچه به لحاظ ساختاري و روايت پردازي ضعف‌هاي عمده‌اي دارد اما با دست گذاشتن بر روي حساسيت‌هاي موجود در جامعه و نيز انتخاب لوكشين و بازيگران خاص سعي كرد نوعي لاپوشاني و مخفي كاري و استتار براي نقطه ضعف‌هاي خود تدارك ببيند.

سوالي كه در مورد فيلم «نقاب» مطرح مي شود اين است كه در چنين موقعيتي و با توجه به چنين ساختاري چه ميزان مي توان به اثربخشي مثبت طرح ايده حساسيت برانگيز فيلم در جامعه اميدوار بود. به عبارتي ديگر بايد پرسيد آيا دغدغه سازندگان فيلم طرح يك موضوع و معضل اجتماعي و تذكر و تنبه به مسئولان و مديران ساير آحاد مردم بوده است و يا صرفاً ساخت يك اثر جذاب عوام گرايانه و رسيدن به گيشه‌اي‌سرشار و سودي كلان در حوزه اقتصاد سينما، اين نكته را مي توان با دقت در لايه‌هاي فيلم و بررسي مناسبات حاكم بر ساختار و پرداخت روايي فيلم و ساير شاخصه‌هاي آن به بررسي گذاشت./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار