تعامل سازنده به جاي تقابل فرساينده
محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ يکي از سوال هاي عرصه فرهنگ و هنر و خاصه عالم سينماورزي اين است که تدبير امور مربوط به اين حيطه در کدام شکل و صورت به نتايج بهتر و موثرتري منجر مي شود که هم به نفع عموم ارزش ها و آحاد جامعه باشد و هم طبع و طبيعت هنري هنرمندان را شامل شود و در بر بگيرد.
واقعيت آن است که در عرصه فرهنگ و هنر تنها نقد عالمانه و منصفانه است که توانايي به چالش کشيدن ويژگيهاي مثبت يا منفي آن آثار را داشته و بدون آن هر گونه عملي و مدعايي جز به سخره گرفتن خويش و در برخي موارد «اثبات برادري» حاصلي نخواهد داشت.
مسائل سياسي و اقصادي را ميتوان با جنجال آفريني و حاشيه سازي متوقف و محدود کرد اما در ساحت فرهنگ و هنر توقف و تهديد از اساس معنايي ندارد و مديران و مسئولان خصوصاً در گستردگي رسانهاي جامعه حاضر به هيچ صورتي نميتوانند با چنين شيوههايي به منويات آشکار و نهان خويش برسند.
مشکل شايد از فقدان «ذهنيت هنري» آنان نشات گرفته باشد که بدون شناخت عرصه پيشرو تصميماتي ميگيرند که در مقام عمل به هيچ صورتي مفيد فايده نخواهد بود. در صورتي که اگر به ابزارهاي عملي و تئوريک عرصه هنر تمسک جويند نه تنها امکان نيل به مقاصدشان افزايش يافته، بلکه زمينه تبادل نظر انديشمندانه، از سر تعقل و به دور از تحجر را در جامعه بسط ميدهند.
و اين ابزار در مقام نظر چيزي نيست جز همان نقد عالمانه و منصفانه اثر هنري و در مقام عمل از حيطه وظايف مسئولان و مديران خارج است و خود هنرمندان مسئول بايد و نبايد آن هستند.
چنين رفتارهاي ساده انديشانه و به دور از تدبري در مورد اکران فيلمي همچون «نقاب» و امثالش به وفور مشاهده شد و هنوز نيز از فروکش نکردهاند.
غافل از اينکه اکران يا عدم اکران يک فيلم و تاثيرات آن بر روان جمعي افراد جامعه آن هم فيلمي با چنين جنجالهاي منحصر به فرد، عجيب و مضحکي در چنين جامعهاي که نسخه بدون سانسور فيلم به بهايي ناچيز در دسترس همگان است عملي بينهايت عبث دانسته ميشود.
در صورتي که مخاطبان چنين فيلمي و ديگر فيلمهايي که چه بسا آثار سوء افزونتري از اين فيلم دارند، در صورت کسب آگاهي و شعور سينمايي مواجهه انديشمندانهاي با چنين فيلمهايي خواهند داشت.
براستي که اگر مخاطبان و نيز مسئولان و مديران بدانند فيلمهايي که در دسترسشان است تنها و تنها «فيلم»هاي سرگرميساز هستند چه بسا براي هميشه در مقابل خطراتشان ايمن شوند.
در عين حال اما نبايد از نظر دوست که قواعد و قوانين عرصه فرهنگ و هنر برساخته هنرمندان و آثار هنريشان است که اقتصاددانان و سياستمداران کمتر بر آنها وقوف دارند./انتهاي پيام/