کد خبر:۹۰۲۶۴۴
امیررضا مافی در گفتگو با دانشجو:

عمار تا تبدیل شدن به بدیل سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند

عمار جشنواره بسیار خوبی است در انگیزه‌هایی که برای ایجادش وجود داشته، جشنواره متوسطی است در آثاری که در آن دیده می‌شود و جشنواره ضعیفی است در آلترناتیو ساختن برای سینمای رسمی یا سینمای حرفه‌ای ما.

عمار تا تبدیل شدن به آلترناتیو سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند

گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو- مژگان صلایی؛ از برگزاری جشنواره عمار بیش از یک دهه می­گذرد و در این مدت جشنواره با فراز و نشیب­های زیادی روبه رو بوده است. عمار نیز مانند سایر جشنواره ها برای پیشرفت در مسیر اهداف ارزشمندی که برای خود تعریف کرده نیازمند بررسی نقاط قوت و ضعف ده ساله است تا با پالایش ضعف ها و تقویت نقاط قوت با سرعتی بیشتر به سمت اهداف خود قدم بردارد. آنچه که تا کنون اغلب در نحوه برخورد با جشنواره عمار اتفاق افتاده همواره تعریف و تمجیدهای گاها غلیظ از سمت جریان هم‌سو بوده که به کار جشنواره نیز نیامده یا نادیده انگاشتن از سمت جریان رقیب. بنابراین عمار امروز بیش از قبل با گذشت ده سال از اولین روز جشنواره به نگاهی دلسوزانه و‌ منتقدانه نیاز دارد. به همین دلیل برای بررسی بیشتر ابعاد و زوایای مغفول مانده این جشنواره به سراغ آقای دکتر امیررضا مافی نویسنده، استاد دانشگاه و منتقد سینما رفتیم تا این جشنواره را مورد کنکاش قرار داد دهیم:

ده سال از اولین دوره برگزاری جشنواره عمار می‌گذرد، این ده دوره را چطور ارزیابی می‌کنید؟
من همیشه پیش از این گفته‌ام که جشنواره عمار یک جشنواره مردمی است و از این جهت خصائص جشنواره مردمی را دارد. به دلیل اینکه همه آحاد جامعه می‌توانند در آن شرکت و مشارکت داشته باشند و آثار خودشان را به این جشنواره عرضه کنند و در این جشنواره هم داوری شود. از نکات و نگاه نخست برگزارکنندگان جشنواره این بود که بتوانند یک جریان آلترناتیو و جریان بدیل برای جریان رسمی سینمای ایران ایجادکنند. یعنی آنچنان که معتقد بودند و مدعی هستند بتوانند به زوایای مغفولی بپردازند که در سینمای ایران به آن پرداخت نمی‌شود یعنی خود هویت انقلاب اسلامی است را در این جشنواره بازنمایی کنند.
 
این جشنواره شاهد رویش‌هایی بوده، شخصیت‌هایی در این جشنواره کار ارائه کردند و بعدتربه سینمای حرفه‌ای ایران متصل شدند و توانستند آثار فاخری را در گفتمان انقلاب اسلامی از خودشان برجای بگذارند. برخی‌ها هم در جشنواره آمدند و موفق هم شدند و بعدها از آن متد و الگویی که خواستگاه آنان است یعنی جشنواره عمار، فاصله گرفتند.
 
چند نکته در مورد جشنواره عمار وجود دارد: نکات مثبتش همین مردم نهاد بودن و مردمی بودنش است. یعنی اصحاب و صاحبان جشنواره مردم هستند و این امکان وجود دارد که آثار در اقصا نقاط کشور، به جز امسال که به صورت آنلاین برگزار می‌شود، و در دورترین نقاط به نمایش دربیاید و با کمترین امکانات ما این گفتمان را ببریم و عرضه کنیم. این از نکات مثبت جشنواره عمار محسوب می‌شود که بالاخره جایی است که جوان‌های معتقد به گفتمان انقلاب بتوانند آثارشان را عرضه کنند، اما نقد‌هایی هم در همه این ده دوره وارد است و من همیشه روی این جنبه انتقادی بیشتر تاکید داشتم. معتقدم که اگر جشنواره عمار بخواهد تاثیری بیشتری بگذارد باید ما سختگیرانه‌تر برخورد کنیم و با او یک گفت‌وگوی انتقادی انجام دهیم.
 
از نقد‌ها به جشنواره عمار یکی تساهل و تسامح نسبت به آثار است. یعنی کیفیت آثاری که در عمار به نمایش در می‌آید کیفیت آماتوری است و ما با یک جشنواره و آثار حرفه‌ای مواجه نیستیم. آثار آماتوری وقتی به نمایش در می‌آیند و مورد تقدیر قرار می‌گیرند این خیال را در ذهن سازندگانشان یا طرفدارانشان ایجاد می‌کنند که بله ما آثار خوبی را ساختیم که در عمار جایزه گرفتیم یا در عمار دیده شدیم. در حالی که برای رقابت کردن به عنوان سینمای آلترناتیو یا سینمای بدیل با سایر بدنه سینمای ایران، نیازمند این هستیم که آثار حرفه‌ای را ارائه کنیم. این یک ضعف در جشنواره عمار است که نسبت به آثار تساهل و تسامح به خرج می‌دهد. 
 
عمار تا تبدیل شدن به آلترناتیو سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند
 
نکته منفی دیگر در مورد جشنواره عمار این است که گاهی از سوی برگزارکنندگانش اینطور به نظر می‌رسد، البته من معتقد نیستم، که یک انحصارگرایی یا انکار دیگری وجود دارد. یعنی چه؟ یعنی معتقدیم که ما داریم گفتمان انقلابی را ترویج می‌کنیم و هرکسی که در این گفتمان قدم نمی‌زند، در این گفتمانی که ما داریم در موردش حرف می‌زنیم، حرکت نمی‌کند انقلابی نیست.
 
من معتقد نیستم که ذات تفکر برگزار کنندگان و میدان جشنواره این است. اما این طور به نظر می‌رسد و البته اصحاب جشنواره هم تلاش نکردند که آن را اصلاح کنند. یک اشکال و یک نقد دیگر این است که عمار در جذب افراد حرفه‌ای در عرصه داوری و عرصه منتوری که معلمی کنند، خیلی موفق عمل نکرده و گاهی به نظر می‌رسد که از یک جشنواره بزرگ ملی به یک جشنواره محفلی و جناحی تقلیل پیدا می‌کند.

در نتیجه عمار جشنواره بسیار خوبی است در انگیزه‌هایی که برای ایجادش وجود داشته، جشنواره متوسطی است در آثاری که در آن دیده می‌شود و جشنواره ضعیفی است در آلترناتیو ساختن سینمای رسمی یا سینمای جاری یا سینمای حرفه‌ای ما. اگر این‌ها اصلاح شود آن وقت عمار می‌تواند جایگاه خودش را به دست بیاورد.

فکر می‌کنید جشنواره عمار توانسته در این دوران به اهدافی که برای خود تعیین کرده بود برسد؟
هدف همیشه یک کمال مطلوب است. اینکه ما در مسیر هدف قرار بگیریم و حرکت کنیم مهم‌تر از این است که به اهدافمان نائل شویم. اینکه کسی مدعی شود من به هدف‌هایی که از اول گذاشتم رسیدم، مخصوصا در امور نرم و امور کیفی، حرف غیر دقیقی است. اما اینکه در مسیر هدف‌های خودش قرار بگیرد کار درستی است. جشنواره عمار در مسیر اینکه مردم نهاد باشد و بتواند این امکان را فراهم کند که آدم‌های علاقمند در عرصه سینما و البته دلداده گفتمان انقلاب بتوانند آثارشان را عرضه کنند خوب گام برداشته.
 
در مسیری که بتواند یک جریان متقابل یا بدیل برای سینمای حرفه‌ای باشد و آن عناوین و اصول انقلابی را وارد سینما بکند هنوز با اهدافش فاصله زیادی دارد. ضمن اینکه هنوز به اندازه اینکه عرض اندام کند جامعیت پیدا نکرده. به عنوان جشنواره جامع و مقبول برای همه طیف‌های نظری در جامعه فرهنگی ایران هنوز این جامعیت را پیدا نکرده که مقبول باشد. لذا در مسیر هدف اش افتان و خیزان در حرکت است. به برخی از هدف هایش نزدیک است از برخی دورتر و احتمالا از برخی هدف‌های اولیه‌اش هم انحراف پیدا کرده است.
 
عمار تا تبدیل شدن به آلترناتیو سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند

به نظرتان نمایش مستند‌هایی که ساخته نوجوانان و جوانان (دهه هفتاد و هشتادی) هست چه اثرکوتاه مدت و بلند مدتی در سینمای حرفه‌ای دارد؟
اینکه ما بتوانیم دوربین را دست نوجوان بسپریم و به او جسارت این را بدهیم که فیلم بسازد یا یک اثری خلق کند و میدانی را فراهم کنیم که این اثر را بتواند عرضه کند را باید به فال نیک گرفت. چون آدم‌ها با تجربه کردن سینما را یاد می‌گیرند، نه با کلاس فیلم‌سازی رفتن نه با کتاب فیلم‌سازی خواندن. اگرچه آن‌ها هم لازم است. اما یک نوجوان باید درمسیر تربیت قرار بگیرد و مهم‌ترین عنصر تربیتی هم تجربه است.
 
اما دو نکته خیلی باید مراقبت می‌شده؛ یکی اینکه نوجوان‌ها دچار خیال وتخیل این نمی‌شدند که حالا صاحب اثرهستند و می‌توانند با همین آثار آینده‌شان را تامین کنند. آن‌ها باید قبول می‌کردند که آثارشان، آماتوری است. نکته بعدی این است که ما در عمار نیازمندیم که علاوه بر برگزاری جشنواره یک بخش آموزشی و یک بخش استارتاپی هم می‌داشتیم. یعنی اگر ما به این سمت می‌رفتیم که در عمار ایده‌ها و ایده‌پردازی‌ها را پیچ کنیم، پیچینگ برگزار می‌کردیم، بعد سراغ یافتن سرمایه گذار می‌رفتیم و بعد یک منتور یا معلم برایشان می‌گذاشتیم؛ مسیر تربیتی نسل بعدی را راحت‌تر فراهم می‌کردیم. البته یک کار‌هایی کردند، اما کفایت نمی‌کند.
 
یعنی عمار می‌توانست هم یک جشنواره باشد و هم مسیری برای آموختن این نوجوان‌ها. اینکه نوجوانان امکان عرضه را پیدا کردند بسیار خوب است، اما این‌ها رها و یله هستند. مثلا چند جای مختلف بنا به اقتضا گفتند که از برگزیدگان عمار دعوت کردیم برای تولید یک اثر کمک کنند،  اما می‌دیدیم که بهترین‌هاشان همچنان نیاز به آموزش‌های جدی دارند و این آموزش‌ها خیلی مدون و نظامند نبوده است.
 
نکته بعدی این است که عمار بسیار به محتوا تاکید دارد و افراد را محتوایی بار می‌آورد. من جزو کسانی‌ هستم که مدافع محتوا در اثر تالیفی چه در سینما و چه در ادبیات هستم. اما محتوایی که درفرم ضعیف باشد، هر چه قدر که آن محتوا خوب باشد اثر دیدنی و اثر خواندنی نخواهد بود.
 
عمار تا تبدیل شدن به آلترناتیو سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند
 
در عمار فرم آثار بسیار ضعف دارد، اگرچه در رابطه با محتوا دغدغه وجود دارد. این فرم نیازمند آموزش است. یعنی ما با جوان‌هایی مواجهیم که محتوا را می‌دانند، گفتمان را نسبتا می‌دانند، اما در ارائه فرم خوب و شکیل، فرمی که یک اثر را به اثر هنری تبدیل کند، ضعف‌های جدی وجود دارد و در فرم نیازمند تربیت هنری است. نکته بعدی این است که وقتی یک اثر را تمجید می‌کنیم یعنی داریم به فرم ضعیفش هم بها می‌دهیم. در حالی که باید بهش گوشزد کنیم که این فرم ضعیف است و هنر خلق نمی‌شود مگر در ساحت فرم. معنا ومحتوا بدون فرم نمی‌تواند تاثیر گذار باشد.

یک ضعف بزرگی که وجود دارد این است که وقتی کار قابل قبولی ساخته شده، یک حمایت همه جانبه از آن شکل می‌گیرد. مثل اتفاقی که در مورد منطقه پرواز ممنوع افتاد. این فیلم سرشار از ایده‌های بلند و عمیق بود. دغدغه‌های جدی داشت که همه آن‌ها باید پاسداشته شود، اما به لحاظ فرمی و به عنوان یک اثر سینمایی خیلی کار داشت. ما می‌آیم به شدت از آن حمایت می‌کنیم و محصول نهایی خودمان می‌پنداریم در حالی که به عنوان قدم اول باید آن فرم اصلاح می‌شد، وقتی حمایت همه جانبه می‌کنیم و با مخالفان و منتقدانش برخورد سلبی می‌کنیم، این امکان که در فرم رشد کنیم و ضعف‌های خودمان را ببینم و پیشرفت کنیم را از خودمان می‌گیریم.
باید جشنواره عمار را به شدت تقویت کنیم، جامعش کنیم. عمار اگر قرار است که یک جریان بدیل باشد برای جریان رسمی سینما که از مفاهیم انقلاب اسلامی غفلت می‌کند، به لحاظ آرتیستیک و فرمی و هنری خیلی غنی بشود.

این جشنواره همانطور که شما هم اشاره داشتید به معنای واقعی مردمی است. با این وجود چه می‌شود کرد که از حیث فنی هم پیشرفت داشته باشد و خودش را به سینمای حرفه‌ای نزدیک‌تر کند؟
من اگر جای دست‌اندکاران و سیاستگذاران جشنواره بودم بار آموزشی و تربیتی جشنواره را بیشتر می‌کردم. تلاش می‌کردم بودجه‌ای را تامین کنم برای اینکه بار تربیتی جشنواره را بیشتر کنم. یعنی صرفا یک مراسم برگزار نمی‌کردم بلکه افراد و علاقمندان جوانان و نوجوانان را ترغیب میکردم که در کلاس‌های آموزشی شرکت کنند. اساتیدی را می‌گذاشتم که شش‌ماه، یکسال با این علاقمندان و برگزیدگان و استعداد‌ها کار کنند و آثار را حرفه‌ای‌تر کنند. به آن بخش تربیتی که الان هم هست بیشتر بها می‌دادم. ضمن اینکه می‌توانستم جامع‌ترش کنم. از طیف‌های مختلف دعوت می‌کردم که مشارکت کنند و سلائق مختلف در برگزاری جشنواره مشارکت داشته باشند.
 
عمار تا تبدیل شدن به آلترناتیو سینمای رسمی فاصله زیادی دارد / نبود نقد عمار را به جشنواره محفلی تبدیل می‌کند
 
ضمن اینکه به فرم بهای بیشتری می‌دادم و به بچه‌ها یاد می‌دادم که معنا و محتوا را چگونه در فرم باید بیان کرد. فرم بیان اثر هنری است. ما حتی بلندترین مضامین و معنای را هم باید در قالب فرم ارائه کنیم. تبدیل معنا در فرم بسیار اهمیت دارد. اگر کسی معنا را در فرم به شکل خودش عرضه کند، اثر جاودان و تاثیر گذار می‌شود. چه بسا ما آثاری داریم که کارگردان‌هایی در سینمای حرفه‌ای ما توانستند معانی و مضامین بلند را در فرم خوب منتقل کنند و آن اثر اتفاقا دیده می‌شود. در حالی که شاید سایر آثار سینمای جاری یا جریان اصلی سینمای ما حتی آنقدر دیده نمی‌شود. اگر ما به جایی برسیم که معنا و محتوا از فرم جلو بزند، اصطلاحا در هنر می‌گوییم دچار محتوا زدگی شود، آن وقت آن اثر نه مشتری دارد، نه بیننده دارد و نه تاثیر گذار خواهد بود. 
 
اگر نکته‌ی دیگری در رابطه با جشنواره دارید که می‌تواند کمک کننده باشد، بفرمایید
من معتقدم که ما با جریان اصلی سینما یک جور نگاه و برخورد می‌کنیم اما با بچه حزب‌اللهی‌ها وبچه مسلمان‌هایی که در عرصه هنر و فرهنگ در اقلیت‌اند، برای تاثیر گذاری بیشتر باید سختگیرانه‌تر برخورد کنیم. باید خودمان را خیلی زیاد نقد کنیم و نقادانه با خودمان برخورد کنیم. اگر فقط تعریف کنیم پیشرفتی به وجود نخواهد آمد ما اتفاقا باید به خودمان سخت بگیریم و از هیچ چیزی به آسانی نگذریم. این را باید فال نیک بگیریم که جشنواره راه افتاده و یک دهه از آن گذشته، اما ما باید خودمان را اصلاح می‌کردیم به سمتی که جریان بدیلی باشیم برای عرصه سینما. اگرامتناع از گفت و گوی انتقادی ایجاد شود؛ و این تصور ایجاد شود که هر کسی نقدمان کرد حتما با ما نیست و حتما مخالف ماست، باعث می‌شود که جشنواره واقعا تقلیل پیدا کند به یک جشنواره محفلی که قطعا تاثیر گذار نخواهد بود و نمی‌تواند رشد داشته باشد. بنابراین باید یادمان باشد که بیشترین نقد را خودمان به خودمان داشته باشیم که بتوانیم حرکت و پیشرفت کنیم ان شاءالله.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار