بهشت زهراء(س) زيباترين تقديم گل را شاهد بود
گلابها وقتي در مزار جاري ميشدند، عطرها، فرسنگهاي زمان را در كوتاهترين زمان طي ميكرد تا در جذبهاي شگفت رهگذران در بوي آشنا غرق كنند؛ در پاكي مزارها عقدههاي دل به فراموشي ميرود و جلايي ديگر ميگيرد.
خردسالان چه عاشقانه بوتههاي گل را به شهيد تقديم ميكنند و به همپيچيدگي پاكي دلهاي غنچهها با مزارهاي پاك چقدر براي رهگذران معنابخش است؛ اكسير عشق وصف ناشدني است.
در كوچههاي شهادت زمزمههاي «اني سلم لمن سالمكم و ولي لمن والاكم» زائران عشق را به عاشورا ميبرد؛ يا اباعبداله(ع) سلام همه زوار براي عرض ادب به محضرت تقديم ميشود.
قدم به قدم در كوچههاي كيميائي راه ميروي و اكسير شهيدان است كه همه را در جذبهاي وصف ناشدني به انبوهي واداشته است؛ شميم كوچههايت چه بيريا، وجود كبرياييات را به تجلي مينشيند.
اينجا بهشت زهرا است، گلگون كفناني در جوار هم آرميدهاند كه عظيمترين و معنويترين انقلاب عصر را با راهبري الهيترين مرد دوران رقم زدند؛ مريد و مراد وجود هم را تسخير كرده بودند و هر يكي در حسرت ديدار ديگري لحظهها ميشمردند.
شهيدان خدا! چه مظلوميتي را تاريخ از شما همرزمان شهادت سراغ دارد، قلم در تفسير قصههايتان، صدها فعل را به عاريت ميگيرد اما مگر ميشود عشق را به تحرير درآورد و مگر ميشود دل را تفسير كرد./انتهاي پيام/