«خيلي دور، خيلي نزديک»؛ نشانه هاي يک جذابيت
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۱۷۹۶
بررسي الگوهاي سينماي معناگرا در ايران - 6

«خيلي دور، خيلي نزديک»؛ نشانه هاي يک جذابيت

ترديدي نيست که يکي از خاطره انگيزترين فيلم هاي سينماي ايران که توانست نظر منتقدان و مردم و داوران را به صورت فراگير و همه جانبه اي به خود معطوف کند فيلم «خيلي دور، خيلي نزديک» ساخته سيد رضا ميرکريمي بود.

محمد رضا محقق ـ بخش ادب وهنر؛ تجربه «خيلي دور، خيلي نزديك» ساخته رضا ميركريمي، در حالي مورد توجه منتقدين و نيز مردم قرار گرفت كه سينماي ايران به لحاظ مختلف و از جنبه هاي گوناگون در معناي واقعي و ملموس كلمه «بحران» بسر مي برد.

اين نكته را - وجود بحران- براي اين مورد اشاره قرار دادم كه به موقعيت واقعي «خيلي دور، خيلي نزديك» نزديكتر شوم. گو اينكه در اين مجال قصد اثبات بحران زده بودن سينماي ايران را ندارم.

سينمايي با انبوه فيلم هاي ضعيف يا متوسط رو به ضعيف و يكي دو اثر قابل قبول و ديگر... هيچ. به همه اينها بايد اضافه كرد پديده نسبتا جديدي را با عنوان سينماي معناگرا. كه اتفاقا «خيلي دور...» هم در اين مجموعه به نمايش درآمد.

«پديده سينماي معناگرا» اگر قرار باشد محصول يك سفارش دولتي يا نتيجه چند بخشنامه چند برگي باشد، قطعا تبديل به موضوعي بي خاصيت و باري به هر جهت خواهد شد و چيزي دهان پركن براي اينكه مسئولان فرهنگي كشور بخواهند با آن ثابت كنند به سينماي ارزشي و متعالي (!) هم، عقيده دارند.

البته، ترديدي نيست كه از اين چنته، به قول دوستي، چيزهايي چون معجون نسخه لائيك سينماي ديني و يا فيلم هايي با انديشه هاي شاه سلطان حسيني در خواهد آمد كه نمي توان حتي با برگزاري نشست هاي پر طمطراق هم لاي درز آن را گرفت.

ولي نهايتا جاي يك سؤال باقي است و آن اينكه تكليف آثاري چون «خيلي دور،خيلي نزديك» و از اين قبيل، كه به عقيده ما از نوع هنر متعالي و -واقعا- ارزشي، منتها بي توجه به بخشنامه هايي از اين دست هستند، با اين مجموعه بحران هاي تقريبا خاص سينماي ايران، چه مي شود؟! بگذريم...

«خيلي دور، خيلي نزديك» بدون شك موفقيتي بزرگ و قابل توجه در نوع ساختار و فرم روايي داستانش بدست آورده كه بررسي آن و رسيدن به مؤلفه هاي مورد استفاده كارگردان در آن براي سينماي امروز ايران بسيار سودمند و اين سينما به آن، بسيار نيازمند است. فيلم، بسيار يكدست و ريتم آن از خوش آهنگي كم نظيري برخوردار است.

سازنده با دقت و وسواس و توجهي زاييده درك فن سينما و شاخصه هاي بصري و ممتاز آن، به ميزانسن و دكوپاژي قابل قبول دست زده.

قابل قبول مي گويم، چه، اثر در نهايت در تلفيق با موضوع نسبتا عادي و كم كش و قوسش، بسيار موجز و متبحرانه به سرانجام رسيده است.

درهم آميختگي ريتم فيلم، صحنه پردازي ها و حركت هاي دوربين با داستان و آهنگ روايت، ذهن انسان را بي آنكه به پيچش ها و درگيري هاي ممل فكري وا دارد، به اين نكته رهنمون مي سازد كه اين نوع انتخاب تصاوير، مثلا اين لانگ شات هاي بكر و در نوع خود مثال زدني در اين اثر، بي جهت و بدون ريزبيني ها و ظرافت هاي سازنده نمي تواند باشد و من البته معتقدم اين دقت ها كه ميركريمي در فيلمش در اين عرصه - يعني ساختار و تلفيق و درهم آميزي آن با نوع روايت داستاني- به كار برده، زاييده ممتاز بودن نگاه اوست و شناختش از سينما./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار