روایت ناگفته کودکان میناب؛ دانشآموزانی که پس از حادثه با مدرسهای متفاوت روبهرو شدند + فیلم
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، سمیرا افتخاری، روانشناس داوطلب میناب، در ویژهبرنامه «سمفونی ایران» SNNTV اظهار کرد: کودکان مدرسه شجره طیبه شرایط متفاوتی را تجربه کردند؛ برخی دانشآموزان به دلایل مختلف مانند خرید عید یا سفر، آن روز در مدرسه حضور نداشتند.
وی افزود: این دانشآموزان پس از بازگشت به مدرسه، دیگر دوست و معلمی در کنار خود نداشتند و این تجربه برای آنها بسیار متفاوت و سخت بود.
افتخاری ادامه داد: گروهی دیگر از دانشآموزان نیز پیش از وقوع حادثه از مدرسه خارج شده بودند، اما غمانگیزترین وضعیت مربوط به کودکانی بود که هنگام حادثه در مدرسه حضور داشتند و آسیبهای جسمی و روانی را تجربه کردند.
داستان معلمی که برای نجات شاگردش روی او خیمه زد
روانشناس داوطلب میناب اضافه کرد: اولین خانواده شهیدی که من در گلزار شهدای میناب باهاشون مواجه شدم، خانواده معلم شهیده فاطمه شهدادی بود و خواهر این شهیده صلابت مندانه و با وجود سن جوانی که داشت؛ از خواهری می گفت که چقدر به دانش آموز هایش علاقه داشت.
وی افزود: معلمی که در مدرسه شجره طیبه خیمه زده بود روی دانش آموزش، تا او را نجات دهد و در نهایت دانش آموز سالم ماند اما او با فداکاری شهید شد.
صدای شیون و زاری مادران هنوز ادامه داشت
افتخاری اضافه کرد: من گفتم اول بریم گلزار شهدای میناب، تا سوگواری ها و برون ریزی های خودمان را داشته باشیم تا بچه ها و شدت حادثه را هم بهتر درک کنیم. حال و هوای گلزار در اوایل اردیبهشت ماه هیاهوی عجیبی داشت و صدای شیون و زاری مادران همچنان به گوش می رسید. بچه های بازمانده، هم بازی ها و دوستان بچه هایی که شهید شده بودن با غم کنار گلزار دوستانشون حضور داشتند و نشانی از شوق بچگانه در آنها ها دیده نمی شد.
دوری از بازماندگان را نتوانستم دوام بیاورم
روانشناس داوطلب میناب اظهار کرد: اواخر فروردین بود که با من تماس گرفته شد برای کمک در تهیه بروشور برای خانواده های داغدار میناب و من برافروخته شدم و گفتم بروشور به چه کار خانواده هایی می آید که عزیزش را از دست داده است.
افتخاری گفت: آنجا بود که به من پیشنهاد شد به عنوان سر تیم روانشناسان کودک، به میناب برم و مداخلاتی برای بازماندگان داشته باشم.