به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجو، در سالهای پس از دفاع مقدس، روایتهای زندگی برخی شهدا کمتر به گوش رسیده است. شهدای ارتش، از همان شهدای کمتر شنیده شده هستند. شهید علی کسایی، شهید ارتشی است که با ویژگیهای منحصر به فرد خود، در عرصههای مختلف نظامی، فرهنگی و دینی، تأثیرات زیادی بر جای گذاشت.
سمیرا اکبری، نویسنده کتاب "آخرین فرصت"، روایت زندگی شهید علی کسایی، در گفت و گو با خبرنگار دانشجو از جزئیات کتاب و فرآیند نگارش آن بیان کرد: از سال ۹۲ عضو موسسه نشر فرهنگ شهادت بوده و مشغول جمعآوری خاطرات خانوادههای شهدا و رزمندگان هستم. در یکی از مصاحبهها با جانباز شیرازی آقای سید رضا متولی، شهید کسایی را به من معرفی کرد. بعد از تحقیقات اولیه و شناخت شهید با شهیدی گمنام اما تأثیرگذار روبرو شدم.
او ادامه داد: هدف من از نوشتن این کتاب، به تصویر کشیدن ابعاد انسانی و معنوی زندگی شهید کسایی بود. او نه تنها یک جنگنده در میدان نبرد، بلکه فردی متعهد به ارزشهای اسلامی و انسانی بود. این کتاب بر پایه خاطرات همسر شهید کسایی، خانم فاطمه زمانی، شکل گرفته و به زندگی روزمره، چالشها و پیروزیهای او در جبههها میپردازد.
شهید علی کسایی نه تنها در جبهههای جنگ، بلکه در عرصههایی چون عقیدتی، فرهنگی و آموزشی در ارتش، نقش پررنگی داشت. این کتاب بر جنبههای مختلف زندگی شهید کسایی تمرکز دارد، اما بهویژه بر ابعاد معنوی و دینی ایشان، که کمتر در دیگر کتابها به آن پرداخته شده، تأکید شده است. اکبری در این باره گفت: شهید کسایی نه فقط در جبهههای جنگ، بلکه در زمینههای عقیدتی و فرهنگی هم فعال بود. او بهشدت پیگیر آموزههای اسلامی و دینی بود و در پی آن بود که روحیه معنوی را در بین سربازان و دیگر همرزمان خود نهادینه کند. او سال 1350 همزمان با تحصیل در رشتۀ زبان و ادبیات عرب دانشگاه فردوسی مشهد، در حوزه علمیه نیز مشغول به تحصیل شد. و در جلسات شخصیتهایی چون آقامیرزا جواد تهرانی، حجتالاسلام واعظ طبسی، شهید هاشمینژاد، آیتالله خامنهای، آقای فلسفی و آقای انصاریان شرکت کرده و تحقیق در گنجینۀ اسرار مولیالموحدین (ع) ،نهجالبلاغه، را آغاز و استاد نهج البلاغه شد.
او ادامه داد: از ویژگیهای برجسته شهید کسایی ، روحیه خدمتگزاری بیوقفه و تأکید بر پرورش روحی و معنوی در کنار فعالیتهای نظامی بود. او در دوران سربازی و پس از آن، به عنوان مسئول آموزش عقیدتی ارتش فعالیت میکرد. بسیاری از نظامیان پادگان محل خدمتش، درس نهجالبلاغه را از او آموختند.
این کتاب، با تأکید بر زندگی شخصی و خانوادگی شهید کسایی، سعی دارد تصاویری از عشق و فداکاری او به خانواده و کشور را به نمایش بگذارد. اکبری به همراهی خانواده در این مسیر اشاره کرد و گفت: نوشتن از شخصیتهای گمنام و کمتر شناختهشده، همواره دشوار است. اما در این مسیر، همسر شهید، خانم زمانی با صبر و تحمل، خاطرات و تجربیات خود را با من به اشتراک گذاشت و با یادآوری لحظات تلخ و شیرین زندگی با شهید کسایی کمک بسیاری به من کرد.
اما گاهی اوقات سوالاتی برایشان پیش میآمد که آیا برخی از نکات باید در کتاب ذکر شوند یا نه. برای رفع این تردیدها، من توضیحات مفصلی به ایشان داده و حتی برخی کتابهای دیگر زندگینامه شهدا را به ایشان معرفی میکردم تا مطالعه کنند و اطمینان حاصل کنند که اشاره به بعضی جزییات در روایتها طبیعی و بدون اشکال است.
نویسنده کتاب درباره استقبال مخاطبان از کتاب گفت: کتاب به ویژه در شهر شیراز و در میان کسانی که شهید کسایی را از نزدیک میشناختند، بازخورد خوبی داشت. از آنجا که این کتاب به زندگی علی کسایی از جنبههای مختلف، بهویژه پس از شهادت و مواجه و تلاشهای همسرش برای تربیت فرزندان و نگهداری خانواده، پرداختهاست، میان خانوادههای شهدا و رزمندگان، مورد توجه قرارگرفت. حتی بسیاری از زنان نیز از بیان این موضوعات استقبال کرده و نسبت به کتاب توجه بیشتری داشتند.
وی همچنین به برخی ویژگیهای شهید کسایی اشاره میکند که در کتاب بازتاب داده شده است، مانند "پایبندی به لقمه حلال" که در طول کتاب به آن پرداخته شده و بهویژه برای مخاطبان جوان و خانوادهها جذابیت داشت.
یکی از نکات جذاب در زندگی شهید کسایی، تقارن تاریخ تولد، ازدواج و شهادت ایشان با عید غدیر است. اکبری به این نکته اشاره کرده و گفت: شهید کسایی در روز عید غدیر متولد شده و خودش آرزو داشت که مراسم ازدواجش هم در این روز برگزار شود. و جالب اینکه شهادت ایشان هم دقیقاً در روز عید غدیر رقم خورد. این تقارنها در کنار پیوند عمیق ایشان با نهج البلاغه، نشاندهنده پیوند عمیق زندگی شهید علی کسایی با عشق به امیرالمونین و علیگونه زیستن ایشان است.
شهید کسایی سال 66 در جریان یک مأموریت تبلیغی در منطقه سومار، و سخنرانی ایام غدیر، در اثر اصابت ترکش به گلو به شهادت رسید.
تقریظ رهبری بر کتاب آخرین فرصت برای شهید است
سمیرا اکبری در خصوص تقریظ رهبری بر کتاب آخرین فرصت گفت: من مطمئن هستم شخصیت والای شهید کسایی، سبک زندگی، مسئولیتپذیری ایشان در کار و پرکاری شهید برای مقام معظم رهبری جلب توجه کرده است. و این توجه و تقریظ بر کتاب مخصوص شهید و شخصیت و خلوص او است.
سمیرا اکبری درباره اهمیت نوشتن و انتشار کتابهایی چون "آخرین فرصت" گفت: حضور در عرصههای فرهنگی، به ویژه در زمینه کتاب، برای نسلهای آینده بسیار مهم است. حضرت آقا بارها تأکید کردهاند که کتابهای ادبیات پایداری و حوزه دفاع مقدس، گنجینههای ارزشمند، برای حفظ هویت و انتقال آموزههای اسلام و ایران به نسلهای آینده ضروری هستند. و تفقد ایشان به کتابهای این حوزه و نوشتن تقریظ بر کتابهای دفاع مقدس، بر اهمیت بیشتر به این موضوع تاکید دارد.
او در ادامه بیان کرد: با توجه به اینکه در حال حاضر کتابهای زیادی در این زمینه نوشته شده است، از مهمترین نکتهای که باید مدنظر قرار گیرد، کیفیت این آثار است. این آثار باید از عمق، دقت و قدرت اثرگذاری بالایی برخوردار باشند تا نسل جوان به درستی با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا شود.
نگاهی به آینده و ضرورت تغییر در کیفیت آثار
سمیرا اکبری معتقد است که در کنار تولیدات بیشتر، باید به کیفیت آثار نیز توجه ویژهای شود: برای موفقیت در انتقال مفاهیم، باید نویسندگان و هنرمندان بیشتری وارد میدان شده و با کیفیت بالاتر آثارشان را تولید کنند. همچنین، باید از ظرفیتهای دیگر مانند سینما، تلویزیون و تئاتر برای ترویج فرهنگ ایثار و مق5اومت استفاده کرد.
کتاب "آخرین فرصت" نه تنها داستان زندگی یک شهید گمنام را روایت میکند، بلکه ابعاد مختلف شخصیت شهید کسایی، از جمله ویژگیهای معنوی و عقیدتی او را به نمایش میگذارد. این کتاب همزمان با معرفی یک شهید شاخص ارتشی، به مسائل انسانی و اخلاقی در دوران جنگ تحمیلی پرداخته و از این جهت اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، این اثر بهطور خاص برای نسل جدید، که نیاز به آشنایی با ارزشهای دفاع مقدس و سبک زندگی اسلامی دارد، میتواند بسیار موثر باشد.
مقداری از غذا را با بیاشتهایی، خوردم. احساس میکردم خیلی از علی عقبتر هستم.حتی به ذهنم خطور نکرده بود روز عروسیام، روزه بگیرم. میخواستم بپرسم چرا اینقدر برایش مهم بوده، عروسی در روز عید غدیر باشد که پیشدستی کرد.
- عزیزم! میدونستی ما الان هر دعایی کنیم، مستجاب میشه؟
بلند شد و کنار پنجرهی بازِ اتاق ایستاد.
- من میخوام یه دعایی کنم تا عروسخانم، چشمای قشنگش رو ببنده و از ته دل آمین بگه.
رد نگاهش را که از قاب پنجره گذشت و به آسمان رسید دنبال کردم.
- چه دعایی؟
مکثی کرد و بدون اینکه انحرافی به نگاهش دهد، گفت:
« به لطف خدا، تولدم عید غدیر بوده. ازدواجمم عید غدیر شد. »
بغض صدایش توی اتاق پیچید.
- دعا میکنم خدا، شهادتم رو هم روز عید غدیر قرار بده.
چیزی در قلبم سوخت.
مظلومانه نگاهم کرد. بلند شدم و دستهایش را محکم توی دستم گرفتم.
- انشاءالله شهید بشی ولی نه به این زودیها. بشی همسنِ آیتالله دستغیب، بعد.
خشکیِ لبهای روزهدارش روی پیشانیم نشست.