حکایت پوستری بی خاصیت در روز جهانی تئاتر و روز ملی هنرهای نمایشی! / آیا وقت رساندن پیام مظلومیت فلسطین به دنیای درام نبود؟

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چند روز قبل و به مناسبت روز جهانی تئاتر یعنی ۷ فروردین که از قضا روز ملی هنرهای نمایشی نیز هست پوستری را رونمایی میکند که فاقد هرگونه نمادشناسی واقعیتهای امروز مواجهه ملی و جهانی ما با دنیاست.
قصد نداریم توهم توطئه داشته باشیم که اتاق فکری در کار است که بنشیند و یک پوستر رنگین کمانی را طراحی کند که همیشه کنار پرچم رژیم صهیونیستی بوده است.
قصد هم نداریم بگوییم: وزارت فخیمه فرهنگمان تبدیل به دستگاهی فارغ از مسائل روز فرهنگی بدنه کشور شده چون آنجا که باید بتازد خوب میتازد ولی آنجا که باید درنگ کند کمیتش میلنگد.
فقط کمی به این جزیره های ایجاد شده در فرهنگ و هنر کشور که قادر به صدور هیچ پیامی درست در بزنگاه فرصت است فکر کنید. فرصتی جهانی که این بار با طراحی پوستری نامربوط و حتی پر از نکات پشت کننده به قضیه عیان است.
مثلا فکر کنیم در روز جهانی تئاتر که همزمان هم با روز ملی هنرهای نمایشی بود میتوانستیم چه پیامی از مظلومیت فلسطین و مقاومت منطقه به جهان صادر کنیم؟
پیامی با این پوستر خنثی فاقد عناصر لازم برای صدور گفتمانی که باید جمهوری اسلامی آن را رهبری کند یا پیامی فارغ از آن با طرحی از یک پذیرش حداکثری غلط در دنیایی که به دو بخش تقسیم شده، بخشی که درگیر جنایات بزرگ رژیم صهیونیستی و مظلومیت فلسطین است و بخشی که از همه تحولات جهانی فارغ است؟
چه اتفاق دراماتیک و نمادین تری از قضیه فلسطین امروز و پس از طوفان الاقصی و اتفاقاتی شبیه به شهادت یحیی سنوار جهان امروز را میتوانست تکان دهد که گریزی باشد بر بیداری صحنه تئاتر و نمایش ایران و جهان؟
چه اتفاق تراژیکتری باید در جهان امروز از «نسل کشی» بیفتد که عنصری از ارسال پیام تئاتریها و هنرهای دراماتیک در ماجرای فراگیر امروز جهان و مسئله اول جهان اسلام به جهان صادر کنیم؟
چه خنده و شادی زیباتری از آزادی قدس و نابودی غده سرطانی برای همه بشریت امروز وجود دارد که از خوشبختی قهقهه مستانه بزند و صحنه را به شادی فراخواند؟
اینها سوژه خوبی برای طراحی و یک پیام خشک و خالی حداقلی به روز جهانی تئاتر از سمت ما نبود؟
بیایید حالا که در شب منتهی به صحنه بزرگ روز قدس هستیم کمی اندیشه کنیم! همان اندیشه ای که باید صحنه را بارور کند و به فرصتهایی که یکی پس از دیگری از دست میرود.
دستگاه فکری ما در حوزه هنر و فرهنگ بی عار شده است که فکرش به چنین فقرهای نمیرسد. خوش سلیقگی و دغدغه داشتن از همین ماجراها مشخص میشود.
پوستر روز ملی هنر نمایش نه تنها فاقد چنین خوش سلیقگی است بلکه نمادهایی دارد که هیچ سنخیتی با مواضع ما نسبت به جهان و آنچه باید باشد ندارد. یک پوستر رنگین کمانی با دست بردن در ترکیب رنگها و آدمکهایی که فقط موهایشان در باد رها شده و حریتی در آن دیده نمیشود.