کد خبر:۱۲۴۵۶۶۲

ایران، علیه امریکا یا جهان! / مقایسۀ نگاه گلوبالیست‌ها و پان‌امریکن‌ها در مواجهه با اقدامات ایران در رابطه با تروریسم

اگر ترامپ را به عنوان نماینده‌ی جمهوری‌خواهان و پان امریکن‌ها (طرفداران امریکا) بدانیم و بایدن را به عنوان نماینده‌ی دموکرات‌ها و گلوبالیست‌ها (طرفداران جهانی‌سازی)، مقایسۀ این دو می‌تواند ما را در تبیین جریان حاکم و تصمیمات آنها یاری کند. موضع ایالات متحده در خصوص مبارزه با تروریسم در رابطه با جمهوری اسلامی ایران چیست؟

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- علی محبی زانیانی؛ در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی دولت‌ها عوامل مختلفی نقش دارند که از جملۀ آنها توجه به نوع نگاه رئیس‌جمهور ایالات متحده و ادراک او نسبت به مسائل است. ادراک رئیس‌جمهور‌های آمریکا در رابطه با مسائل مختلف اهمیت بسزایی برای پیش‌بینی و فهم سیاست خارجی این کشور دارد چرا که همواره نوع نگاه رئیس‌جمهور و اعضای کابینه‌اش بر تصمیم‌گیری‌های ریز و کلان تأثیرگذار است. این اهمیت حتی برای برخی رئیس‌جمهور‌ها که شخصیت مستقل‌تر و پویاتری دارند نیز بیشتر می‌شود چرا که معمولا اعمال قدرت بیشتری بر تصمیمات دولت می‌کنند. گرچه در طول تاریخ علم روابط بین‌الملل نقش کارگزار در سیاست خارجی فرعی بوده است، اما نظریات جدیدتر همواره بر اهمیت این عامل در سیاست خارجه تأکید کرده‌اند.

تصمیمات سیاست خارجی فقط تحت تأثیر محاسبات منطقی یا عوامل سیستمی نظام بین‌الملل قرار ندارند. فرآیند‌های شناختی رهبران، از جمله نحوه ادراک و تفسیر اطلاعات، به طور قابل توجهی بر انتخاب‌های آنها تأثیر می‌گذارد. ویژگی‌های خاص فردی، مانند پیچیدگی شناختی و نظام‌های اعتقادی، بر اتکای یک رهبر به تشبیه‌ها و انتخاب آنها تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، رهبران با پیچیدگی شناختی پایین‌تر ممکن است بیشتر تمایل داشته باشند به تشبیه‌های ساده یا در دسترس‌تر اتکا کنند (Dyson, ۲۰۰۶). در همین جهت، درک تفاوت نوع نگاه رئیس‌جمهور‌های بایدن و ترامپ با توجه به تغییر رئیس جمهور آمریکا از بایدن به ترامپ دارای اهمیت دوچندان است. این دو رئیس جمهور که از حزب و فضای فکری متفاوتی هستند، دارای دیدگاه‌های مشترک و متفاوتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تروریسم هستند و به تبع با توجه به اینکه نخبگان حزبی، دولتمردان و ادراکات متفاوتی دارند، اهمیت درک تمایز این دو بسیار مهم است. یکی از راه‌های درک این توجه به سخنرانی‌های رئیس‌جمهور و اسناد رسمی دولت در سیاست خارجی است.

تفاوت زاویۀ دید دو رئیس جمهور نسبت به جمهوری اسلامی ایران در مسئله مبارزه با تروریسم در راهبرد و چگونگی مقابله و مهار متفاوت است. همچنین نگاه بایدن به جمهوری اسلامی ایران واقع‌گرایانه‌تر است در حالی که ترامپ نگاهی ایدئولوژیک‌تر و محافظه‌کارانه نسبت به ایران دارد.

اسناد سیاست‌های ملی آمریکا

دولت اول ترامپ

سند راهبرد امنیت ملی (۲۰۱۷): در این سند، ایران در بسیاری اوقات در کنار نام کره‌شمالی آمده و از آن به عنوان تهدیدی علیه خاک آمریکا نیز شمرده شده است. این نوع نگاه که همواره ایران و کره‌شمالی را به یک چشم نگاه می‌کند در واقع ناشی از یک نگاه ایدئولوژیک محافظه‌کارانه است که هردوی این دولت‌ها را به خاطر آنچه اصطلاحا دولت دیکتاتوری می‌نامد و در وجه هسته‌ای بودن مشترک است، به مثابه یک دولت یکسان نگاه می‌کند. همچنین جدای از مباحث هسته‌ای، بار‌ها در متن از ایران به عنوان حامی گروه‌های تروریستی نام آورده شده است و وقتی اسم گروه‌های شبه‌نظامی در سطح جهان و محور مقاومت مثل حزب‌الله لبنان آورده می‌شود، از آنها به عنوان گروه‌های شبه‌نظامی حامی ایران ذکر می‌شود. این مسئله نشان‌دهنده دیدگاه دولت ترامپ در تهدید بودن ایران از طریق گروه‌های شبه‌نظامی مرتبط با وی در منطقه و همینطور خود برنامه موشکی ایران برای خاک آمریکا است (National Security Strategy of the United States of America , ۲۰۱۷).

نکته دیگر آنکه گرچه ایران در بسیاری اوقات تهدید از طریق وجود موشک‌هایش و گروه‌های به اصطلاح نیابتی‌اش است، اما از آن با عنوان دولتی دیکتاتور یا چموش نام برده می‌شود و هیچگاه به عنوان دولتی تروریستی در این متون از آن یاد نشده است و حتی زمانی که بحث حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی تروریستی می‌شود نیز باز هم ایران را به عنوان دولتی حامی تروریسم و نه خود تروریسم نام می‌برد.

سند راهبرد امنیت دفاعی: در سند دولت ترامپ ایران پس از کره‌شمالی به عنوان چهارمین قدرت دولتی تهدیدکننده علیه ایالات متحده و معرفی شده است. در این متن ایران به عنوان دولتی سرکش و در رقابت با همسایگان برای رسیدن به هژمونی در غرب آسیا معرفی شده است. در ادامة متن در جایی به رژیم‌های سرکش (یعنی ایران و کره‌شمالی) اشاره می‌کند و آنها را جدای از تهدیدات هسته‌ای، شیمیایی و موشک‌های دوربرد، به عنوان تهدیدی برای ارسال و گسترش این تسلیحات را نیز بر می‌شمارد که یحتمل تهدید ناشی از گسترش این سلاح‌ها در منطقه را در نظر دارند (National Defence Strategy of The United States of America , ۲۰۱۸).

راهبرد ملی برای مقابله با تروریسم: در دوران ترامپ سند راهبرد ملی برای مقابله با تروریسم در سال ۲۰۱۸ منتشر شد که به راهبرد‌های ملی دورة ریاست‌جمهوری‌اش برای مقابله با تروریسم می‌پردازد. مهم‌ترین نکته این سند در برشمردن چندبارة ایران به عنوان «برجسته‌ترین دولت حامی گروه‌های تروریستی» است. دولت ترامپ در این سند علاوه بر اینکه ایران را به دلیل تأمین و حمایت از گروه‌های به اصطلاح تروریستی حزب‌الله و حماس به عنوان تهدیدی مهم علیه منافع آمریکا و نظم منطقه بر می‌شمارد، موشک‌ها و نیرو‌های نیابتی ایران را به عنوان تهدیدی احتمالی علیه خاک ایران نیز ذکر می‌کند.

در این سند همچنین از شاخة قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان اصلی‌ترین بازوی تأمین‌کننده حمایت‌های مادی و مالی تروریسم در منطقه یاد شده است که نشان دهندة تمرکز ویژة این دولت بر روی این شاخه از سپاه است. این مسئله خود را در تلاش‌های مکرر برای ترور مقامات شاخة قدس از جمله سردار قاسم سلیمانی و یکی از فرماندهان ارشد قدس در یمن در سال ۲۰۲۰ نشان داد. همچنین در این سند اتهام استفاده از تروریسم به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجه نیز به ایران زده شده است.

به طور کلی دولت ترامپ ایران را مثابة رأس هرم گروه‌های شبه‌نظامی نظیر حزب‌الله می‌بیند که خطری نه تنها برای منافع آمریکا در منطقه بلکه حتی برای خاک آمریکا نیز می‌باشد. این مسئله باعث شده تا دولت ترامپ حتی دست به تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران نیز بزند و تمام تلاش خود را برای متوقف کردن حمایت ایران از گروه‌های به اصطلاح تروریستی بزند.

دولت بایدن

سند راهبرد امنیت ملی (۲۰۲۲): در سند بایدن، نام ایران اکثر اوقات در کنار روسیه و چین گذارده شده است. این مسئله نشان‌دهنده تفاوت ادراکی دولت بایدن از ایران است که این کشور را یکی از کشور‌های معارض با نظم بین‌المللی موجود و از جمله تهدیدات بزرگ برای نظم جهانی و نه فقط آمریکا می‌داند. در این متن علیه ایران هیچ صفتی همچون سرکش یا حامی تروریست به کار برده نشده است. همچنین در این سند یک بار درمورد حمایت از مردم ایران صحبت شده است که نشان‌دهندة اهمیت دولت بایدن نسبت به مسائل حقوق بشری در ایران است و همینطور اهمیت قائل شدن این دولت برای جامعه مدنی در تضعیف و استفاده ابزاری برای فشار بر دولت ایران (National Security Strategy of the United States of America , ۲۰۲۲).

سند راهبرد امنیت دفاعی: در این سند، اغلب ایران در کنار کره‌شمالی و سازمان‌های افراطی خشونت‌آمیز مورد بررسی قرار گرفته است. این سند ایران، کره‌شمالی و سازمان‌های افراطی خشونت‌آمیز را ذیل عنوان «تهدید‌های پایدار» قرار می‌دهند. در این سند مهم‌ترین تهدید‌هایی که ایران علیه ایالات متحده دارد شامل تهدید هسته‌ای شدن و قابلیت‌های نظامی-موشکی آن است و در سطح فرعی‌تر تهدید حمایت از متحدان شبه‌نظامی‌اش در منطقه و استفاده از نیرو‌های نیابتی حتی در کشور‌های غربی بوده است. در این متن از ایران به عنوان حامی تروریسم و دولتی تروریست یاد نشده است (National Security Strategy of the United States of America , ۲۰۲۲).

راهبرد ملی برای مقابله با تروریسم داخلی: نکته حائز اهمیت در دوران ریاست جمهوری بایدن برای مقابله با تروریسم، منتشر کردن اولین سند راهبرد ملی برای مقابله با تروریسم داخلی به جای انتشار صرف سند راهبرد برای مقابله با تروریسم است. در این سند تمام اقدامات و سازمان‌های تروریستی داخلی آمریکا به تصویر کشیده شده و تمرکز اصلی دولت را برای مقابله با اقدامات تروریستی داخلی و نه خارجی نشان می‌دهد. در این سند هیچ اشاره‌ای به ایران نشده است و تمامی تهدید‌های تروریستی مرتبط با مسائلی نظیر نژادپرستی و تنفر مذهبی خود آمریکایی‌ها ذکر شده است که نشان‌دهندة تهدید اصلی دانستن تروریسم از نظر بایدن در امور داخلی و نه بین‌المللی است. البته این تغییر سند باعث شده تا نتوان به راحتی میزان کم‌اهمیتی دولت بایدن نسبت به تروریسم خارجی و ایران در این مقوله را در مقایسه با ترامپ سنجید، اما به طور کلی کاملا مشخص است که نه فقط ایران و محور مقاومت بلکه تمامی سازمان‌ها و دولت‌های خارجی از نظر آمریکا تروریستی نسبت به تهدیدات تروریستی داخلی خود آمریکایی‌ها اهمیت کمتری دارد.

ایران، علیه امریکا یا جهان! / مقایسۀ نگاه گلوبالیست‌ها و پان‌امریکن‌ها در مواجهه با اقدامات ایران در رابطه با تروریسم

متن سخنرانی‌ها

سخنرانی سالانه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد

سخنرانی ترامپ در سال ۲۰۱۸: ترامپ در این سخنرانی ۱۴ بار نام ایران و ایرانی را ذکر کرد و چندین بار ایران را متهم به دیکتاتوری، اختلاس و هرج‌ومرج‌طلبی در خاورمیانه کرد. او همچنین حمایت خود از مردم ایران را در مقابل حکومت ایران اعلام کرد. در این سخنرانی ترامپ به وضوح جدای از نگاهی ایدئولوژیک که نسبت به حکومت ایران دارد، دولت ایران را به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تهدید علیه غرب آسیا و همینطور مردم ایران می‌داند. در این سخنرانی ترامپ همچنین به بحث سوریه می‌پردازد و ریشة حل آن را در مقابله با حامی اصلی دولت سوریه، یعنی ایران می‌داند.

ترامپ در سخنرانی ۲۰۱۹ نیز با همان لحن علیه دولت ایران صحبت کرد و آن را عامل فلاکت در منطقه و مردم ایران دانست.

بایدن: در سخنرانی بایدن در سازمان ملل در سال ۲۰۲۱ فقط در یک جا به ایران اشاره شد و آن هم تعهد آمریکا مبنی بر مهار هسته‌ای ایران بوده و عملا نه نگاهی ایدئولوژیک به ایران مشاهده شده و نه صحبت چندانی درمورد ایران توسط بایدن زده شده است. این مسئله مشخصا نشان‌دهندة نقش کمرنگ ایران به عنوان تهدیدی مهم علیه آمریکا و به طور کلی نگاه جهانی‌تر و نه ملی‌تر دولت بایدن علیه تهدیدات است که در آن مسائل جهانی همچون محیط زیست تهدید بزرگ‌تری نسبت به ایران برای آمریکا و بشریت است.

سخنرانی‌های عمومی و کنفراس‌های خبری

دولت ترامپ

ترامپ و دولت او در کنفرانس خبری ایران را دولتی دیکتاتوری همانند ونزوئلا نامید (September ۲۵, ۲۰۱۹: Press Conference, ۲۰۲۴). او همچنین در سخنرانی‌اش از کشور‌ها می‌خواهد که جلوی حمایت ایران از تروریست‌ها را بگیرند (January ۲۶, ۲۰۱۸: Address at the World Economic Forum, ۲۰۲۴). ترامپ در سخنرانی دیگری به اقدامات قاطع خود برای مقابله با دولت پیشگام حامی تروریسم در جهان و یک رژیم افراطی، یعنی ایران را ابراز کرد (February ۵, ۲۰۱۹: State of the Union Address, ۲۰۲۴). این جملات نشان‌دهندة باور دولت ترامپ مبنی بر مهم‌ترین حامی تروریسم بودن ایران نه تنها در خاورمیانه بلکه حتی در جهان است و همینطور تعهد او مبنی بر مقابله با اقدامات تروریستی تحت حمایت ایران.

دولت بایدن

در سخنرانی‌های عمومی، بایدن کمتر از صفات ناپسند و ایدئولوژیک علیه ایران استفاده می‌کرد، گرچه او نیز همانند ترامپ ایران را دولتی دیکتاتور و حامی تروریسم می‌داند، اما در سخنرانی‌های خود از عبارات افراطی برای وصف این وضعیت استفاده نمی‌کند. به طور مثال او در یکی از سخنرانی‌هایش ایران را حامی روسیه در جنگ اوکراین و حماس در جنگ غزه می‌نامد و ذکر می‌کند که در تلاش است تا وی را در مقابل اقدامات خود مسئولیت‌پذیر نگه دارد (ctober ۲۰, ۲۰۲۳: Remarks on the US Response in Support of Israel and Ukraine, ۲۰۲۴). بایدن همچنین بیشتر از آنکه ایران را تهدیدی برای خاک آمریکا بداند، آن را تهدیدی در غرب آسیا می‌نامد و در سخنرانی بدون ذکر صفت خاصی ایران را عامل بی‌ثباتی در این منطقه می‌نامد (March ۷, ۲۰۲۴: State of Union Address, ۲۰۲۴). به طور کلی بایدن کمتر از ترامپ از ایران در سخنرانی‌هایش نام برده است و در مواردی هم که نام برده اغلب با عنوان‌هایی خنثی‌تر از ترامپ اینکار را کرده است.

ایران، علیه امریکا یا جهان! / مقایسۀ نگاه گلوبالیست‌ها و پان‌امریکن‌ها در مواجهه با اقدامات ایران در رابطه با تروریسم

دوگانۀ ایران علیه جهان یا ایران علیه امریکا

بایدن گرچه که با منتشر کردن راهبرد ملی برای مقابله با تروریسم داخلی نشان داد که «دشمن اصلی» دولتش تروریست‌های داخلی و نه بین‌المللی هستند، اما با مقایسه دیگر اسناد از جمله راهبرد امنیت ملی متوجه می‌شویم که به این نوع از تروریسم نیز توجه نشان داده و در برخی موارد، همانند ترامپ ایران را نیز به حمایت از تروریسم متهم کرده است (Arianna Vedaschi, ۲۰۲۳, p. ۲۲۱).

از طرف دیگر، ترامپ بسیار توجه بیشتری بر روی تروریسم بین‌المللی نشان داده و در متون سیاستی خود نه تنها از ایران به عنوان حامی تروریسم نام برده، بلکه ایران را یکی از برجسته‌ترین دولت‌ها در حمایت از تروریسم و تهدیدی بر علیه حتی خاک آمریکا برشمرده است و در سندی به صورت جزئی و دقیق حتی از شاخة قدس سپاه پاسداران به عنوان بازوی اصلی تأمین حمایت مادی و مالی نام برده بود که نشان‌دهندة تمرکز بسیار دقیق دولت او برای مقابله با این کشور و گروه‌های به اصطلاح تروریستی است.

در متن سند امنیت ملی بایدن به مسئله ایران کمتر پرداخته شده است که اولا ناشی از تفاوت زمانی این دو دولت بوده است چرا که در دورة ترامپ مباحث منطقه‌ای ایران بسیار پررنگ‌تر بوده است (و در نظر داشته باشید که سند امنیت ملی بایدن قبل از واقعة ۷ اکتبر نوشته شده است) و همینطور این نکته که گرچه دولت ترامپ نیز روسیه و چین را مهم‌ترین تهدیدات علیه آمریکا می‌دانند، اما در جهان‌بینی دولت بایدن اولا تهدید روسیه و چین بسیار مهم‌تر و پرخطرتر می‌داند و ثانیا به مسائل جهانی مانند امنیت غذایی و محیط‌زیست نیز اهمیت زیادی می‌دهد و امنیت ملی آمریکا را ذیل اهمیت به این مسائل می‌داند. نکته دیگر آنکه نام ایران و یا ایرانی در متن امنیت ملی ترامپ ۱۷ بار ذکر شده است در حالی که نام ایران در متن امنیت ملی بایدن فقط ۷ بار تکرار شده است که نشان‌دهندة بزرگ‌تر بودن تهدید ایران برای ترامپ نسبت به بایدن است.

پیرامون تفاوت در سند راهبرد دفاعی لازم به ذکر است که نام ایران و ایرانی در سند ترامپ ۶ بار ذکر شده، اما در سند بایدن ۱۴ بار تکرار شده است که البته طولانی‌تر بودن سند بایدن بی‌تأثیر در این امر نبوده است، اما نشان‌دهندة پراهمیت‌تر بودن ایران حداقل در این سند در نزد بایدن است.

در خصوص سند راهبرد ضد تروریسم جدای از مشخص بودن تفاوت رویکرد دو دولت بر تمرکز بر تروریسم بین‌المللی یا داخلی، این نکته شایان ذکر است که گرچه که دولت ترامپ در زمانی روی کار بود که تهدید گروه‌های افراطی اسلام‌گرا همچون داعش بسیار برجسته بوده و دوره‌ای پرتنش در غرب آسیا بوده، اما با این حال شاهد آن هستیم که دولت او خیلی سخت‌گیری و احساس تهدید بیشتری از سپاه پاسداران و گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران داشته است تا تهدیدات تروریستی داخلی. در دولت بایدن این مسئله تهدید گروه‌های تروریستی بسیار کمرنگ بود و عملا برای خاک آمریکا هیچ تهدیدی محسوب نمی‌شدند که گرچه با رخ دادن واقعة هفت اکتبر این مسئله و دغدغه کمی تغییر کرد ولی تا قبل از آن به مانند ترامپ این گروه‌ها و سازمان‌ها را برای آمریکا تهدید عظیمی حساب نمی‌کرد.

براساس مقایسه سخنرانی دو رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به طور کلی رویکرد دولت بایدن در سیاست خارجی براساس این متن سخنرانی‌اش بسیار واقع‌گرایانه‌تر و جهان‌گراتر است و برای همین تهدید ایران وقتی مطرح است که تهدیدی علیه جهانیان باشد و دولت بایدن به ایران کمتر از دریچة ایدئولوژیک و محافظه‌کارانه و بیشتر از دیدگاه لیبرالی نگاه می‌کند که باعث می‌شود توان انعطاف‌پذیری و یا حتی هوشمندی بیشتری در مواجه با ایران داشته باشد.

در طرف دیگر، ترامپ ایران را بیشتر تهدیدی علیه خود آمریکا می‌پندارد و نوع مواجهة‌اش از دیدگاه مذهبی- محافظه‌کارانه‌اش که می‌توان گفت رسالت سیاست آمریکا را در گسترش دنیای به اصطلاح آزاد و دموکراتیک نامید و برای همین از بعد ایدئولوژیک نیز با دولت ایران تعارض داشت.

با توجه به موارد مورد بررسی در این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که نگاه دولت بایدن نسبت به ایران بر پایه یک ارزیابی واقع‌گرایانه و لیبرالی از تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی ایران استوار است، در حالی که دولت ترامپ دیدگاهی ایدئولوژیک و اعتقادی‌تر داشته و تمایل به تمرکز بر گروه‌های به اصطلاح تروریستی و راهبرد‌های نظامی داشته است. این دو رویکرد نشان می‌دهد که تفاوت‌های اساسی در دیدگاه‌ها و سیاست‌های خارجی ایالات متحده نسبت به ایران وجود دارد که باید مورد بررسی و تحلیل دقیق‌تر قرار گیرد.

در متون مربوط به ترامپ، تهدید ایران بسیار پررنگ‌تر بوده و در موارد بیشتری نسبت به بایدن به ایران اشاره شده است. همچنین نکته‌ای که در متون مربوط به ترامپ مشاهده می‌شود، اما در هیچکدام از متون بایدن به آن اشاره نشده است، تهدید بودن تروریسم مورد حمایت ایران و قابلیت‌های موشکی‌اش نه تنها برای منافع آمریکا در غرب آسیا بلکه حتی برای خاک آمریکا است. این مسئله که سطح تهدید ایران صرفا منطقه‌ای باشد یا ملی را با مقایسه این متون می‌توان به خوبی تشخیص داد، اما چیزی که مهم‌تر است، نحوة شکل‌گیری این برساخت ذهنی از ایران به عنوان یک تهدید علیه خاک و مردم آمریکا است. البته این نکته مربوط به این مقاله نیست، اما لازم به ذکر بود که جدای از درک دیدگاه دولت ترامپ، ضرورت درک چگونگی برساخت این دیدگاه و پذیرش آن در بین عموم مردم و نخبگان کشور آمریکا احساس شود.

 

*علی محبی زانیانی، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای آمریکای شمالی دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه تهران

*انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار