کد خبر:۱۳۱۲۹۶
گزارشي از وضع اسفبار پاراچنار
اينجا شيعه بودن حرام است
مردم ایران شاید ندانند در نقطهای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد میروند و دیوارهاي مساجد را با عکسهای امام (ره)، شهید بهشتی، شهید همت، شهيد آويني، شهید مطهری و... تزیین میکنند.
به گزارش گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو» به نقل از شیعه آنلاین، تلههاي انفجاري، جليقههاي انتحاري، بمبهاي کنترل از راهدور و ساعتي، مینهای ضدنفر، بمبهایی بهشکل اسباببازی، تکتيراندازاني با دوربينهاي ديد در شب، آدمربایی و ذبح اسيران در بند، اوضاع بد اقتصادي و بهداشتي و از همه بدتر محاصره کامل؛ تنها بخش کوچکي از قاب تصويري است که با صحبتهاي دانشجويان شيعه «پاراچناري» که به ايران سفر کرده بودند، در ذهن شکل ميگرفت.
در گوشهاي از اين دنيا و در منطقهاي به نام «پاراچنار» ممکن است هرلحظه جلوی درِ خانهتان يک مين سبز شود و پایتان روی آن برود. خارجشدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينهاي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آنهم از نوع ازدستدادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گويي جمهوري اسلامي کوچکي شکل گرفته است. مردم اين منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامي ميدانند و هروقت نام رهبري میآید، چنان منقلب میشوند که قابل وصف نیست. اما گويا در پاراچنار دست همه دشمنان شيعيان در يک کاسه است تا مقاومت شيعيان را بشکنند؛ از آمريکا و اسرائيل گرفته تا عربستان و سرويسهاي اطلاعاتي بسياري از کشورهاي ديگر.
پاراچنار کجاست؟
«پاراچنار» نام منطقهای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چارهای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آنجاست. در پاراچنار حکم مرگ شيعه را امضا کردهاند؛ غافل از آنکه شيعه پيوندي ناگسستني با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطهای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد میروند و دیوارهاي مساجد را با عکسهای امام (ره)، شهید بهشتی، شهید همت، شهيد آويني، شهید مطهری و... تزیین میکنند. و مردم ايران شايد ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.
پاراچناريها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟
شهيد سيدعارف حسين الحسيني از شاگردان امام خميني (ره) بعد از انقلاب اسلامي رهبري شيعيان پاکستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خميني (رحمتاللهعليه) آشنا شد. شهيدحسيني بهخاطر حضور سرسختانهاش در مبارزات عليه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ايران هم دست از مبارزه نکشيد و مشارکتش در مبارزات علیه رژيم پهلوی، موجب اخراجش از ايران شد.
سيدعارف حسين الحسيني در سال ۱۳۶۳ با حکم امام (رحمتاللهعليه) بهعنوان نماینده ايشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابیشدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهيد شد. پيکرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاک سپرده شد که اکنون مهمترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.
آغاز ماجرا
پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و همپیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهلسنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتي آنها هم از کارهاي طالبان به ستوه آمدند.
پس از آنکه طالبان از جنوب به شمال -یعنی پاراچنار - منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندين درگیری، صدها تن از شخصیتهای برتر شيعيان توسط طالبان به شهادت رسيدند. اما از آنجايي که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسههایی را توسط برخي از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرين اقدام طالبان، بهدنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان که در قالب يک راهپیمایی علیه امام حسین (عليهالسلام) و در تأیید یزید به تاريخ ۱۲ ربیعالأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضربالأجلي پنجروزه را براي پيگيري دولت مشخص کردند. پنج روز بعد که مصادف هفدهم ربيعالأول و روز ولادت حضرت رسول (صلياللهعليهوآلهوسلم) بود، شيعيان با ملاحظه عدم پيگيري دولت درباره اهانتهاي طالبان، دست به تجمع مقابل يکي از مساجد دشمنان زدند و سلفيها که منتظر چنين فرصتي بودند، از منارههاي مسجد شروع تيراندازي کردند و همچنين شهر را هم خمپارهباران کردند. شيعيان هم با مشاهده چنين وضعيتي، به يکباره «ياعلي» گفته و آنها را از شهر بيرون کردند.
سهيل کریمی که سال گذشته براي ساخت مستندي به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپري کرده بود، محل جنايت طالبان در حمله مذکور را ديده و میگوید: اگر این منارهها را ببینید، متوجه میشوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسيار زياد آنها و نيز وجود دريچههاي آنها نيست. اين منارهها صرفا براي کار نظامي اينگونه طراحي شده و حکم يک برج ديدهباني را دارد.
پاراچنار در حصر
مهمترين مشکل شيعيان پاراچنار، محاصره شدن از همهطرف توسط نيروهاي طالبان و سلفيهاست. اين شهر هماننده غزه در حصر کامل است و با توجه به درگيريهاي صورتگرفته از سال ۲۰۰۷ تاکنون بيش از هزار و ۶۰۰ نفر از شيعيان شهيد و ۶ هزار نفر نيز مجروح شدهاند. طالبان راههاي منتهي به شهر پاراچنار را محاصره کرده و هرکسي را که بخواهد وارد و يا خارج شود، ميکشد. مسافران شیعه با عبور از استانهای مختلف افغانستان و با صرف هزينههاي چندبرابر که خالي از خطر هم نيست، خود را به پیشاور میرسانند.
مردم وقتی صبح برای رفتن بهدنبال رزق و روزی از خانه بیرون میروند، هنوز بسمالله نگفته ممکن است پايشان روي مين برود. آنها اگرچه بالأخره بهنحوي مايحتاج غذاييشان را تأمين ميکنند، اما مسئله اينجاست که بهخاطر محاصره، مواد غذايي گهگاهي از افغانستان وارد پاراچنار ميشود، با قيمتهاي بسيارگران در اختيار شيعيان قرار ميگيرد.
درحالحاضر بيش از سه سال است که راههای اصلی ورود غذا و دارو بر ساکنان این منطقه بسته شده و حتي مواد دارویی و يا حتی کپسول اکسیژن و ابزارها و داروی بیهوشی هم در بیمارستان مرکزی وجود ندارد؛ بيمارستاني که پزشکانش هم انگشتشمارند. جان باختن کودکان کم سن و سال بهخاطر نبودن دارو به امري عادي تبديل شده؛ خبرهای مرگ و میر اين کودکان معمولا هيچگاه به بیرون درز نمیکند. بيمارستان شهر بهدليل کمبود دارو نميتواند خدماترساني مطلوبي داشته باشد و برخي از زنان نيز هنگام زايمان بهخاطر نبود سرُم و دارو جان خود و نوزادشان را از دست ميدهند.
کريمي با اشاره به ساخت مستند «زخم پيوار» خاطرنشان ميکند: در مستند زخم پیوار خواهید دید که در شهر پاراچنار، منطقهای وجود دارد که هميشه زیر آتش تکتیراندازان طالبان است و مردم برای عبور از آنجا باید خم شوند و با سرعت بدوند. تا به حال هفت نفر هم در آنجا با تیر تکتیراندازان شهید شدهاند. من هنگام عبور از این دالان مرگ به یاد وقایع جنگهای داخلی لبنان و محاصره سارایوو در بوسني افتادم.
حسيناصغر اهل پاراچنار که نام دانش را بهعنوان نام خانوادگياش در ايران انتخاب کرده و در سطح دوم حوزه علميه قم در حال تحصيل است، ميگويد: تا قبل از محاصره، منطقه پاراچنار بهعنوان قطب کشاورزي و صيفيجات در پاکستان شناخته ميشد. اما اين منطقه بهدليل محاصره در سالهاي اخير، ديگر نميتواند محصولي صادر کند. خروج از شهر و رفتن به پيشاور، فقط ۳۰۰ روپيه خرج دارد، اما بعد از محاصره مجبوريم از راه افغانستان برويم که حداقل شش هزار روپيه هزينه دارد و صرفه اقتصادي ندارد.
پاراچنار؛ غزهاي ديگر
نيروهاي طالبان در پاکستان عملياتهاي تروريستي انجام ميدهند و دولت پاکستان نهتنها اقدامي جدي علیه آنها به عمل نميآورد، بلکه براي به آنها چراغ سبز هم نشان داده و در کشتار شیعیان با آنها همکاري ميکند.
کريمي با اشاره به اينکه سرویس امنیتی ارتش پاکستان (ISI) از اصلیترین عوامل تشدید محاصره است و تا جايي که میتواند اجازه تحرک دفاعی به مردم پاراچنار نميدهد، ميگويد: امنيت و خدمات اجتماعي پيشکش؛ دولت حتي برق اين منطقه را به درستي تأمين نميکند.
حسين اصغر نيز خاطرنشان ميکند: دولت پاکستان که به نوعي طرفدار و دستنشانده آمريکا و اسرائيل و عربستان است، تمايلي ندارد که مردم اين منطقه به تفکر شعيه و نظام جمهوري اسلامي ايران تمايلي داشته باشند. مهمترين تلاش آمريکا و سرويسهاي اطلاعاتي آنها در منطقه، جداکردن شيعيان از انقلاب اسلامي ايران و ولايت فقيه است.
وي اضافه ميکند: در چند ماه اخير بيش از ۱۵۰ نفر در بيرون از شهر توسط گروههاي طالبان با انواع مختلف ترور همچون بمبگذاري، حمله مسلحانه و آدمربايي شهيد شدهاند. ارتش پاکستان نيز در برخي از جنايتها سهيم است؛ بهطوري که وقتي کاروانهاي مردم پاراچنار را در بيرون از شهر بر اساس وظيفهاش اسکورت ميکند، هنگام حمله طالبان به يکباره صحنه را خالي کرده و مردم بيدفاع را بهدست طالبان ميسپارد. ارتش پاکستان طالبان را نابود نميکند. چون بهواسطه آمريکا و ناتو از سازمان ملل متحد براي نابودي طالبان پول ميگيرد و اگر طالبان وجود نداشته باشد، ديگر پولي هم در کار نيست.
دانش ميگويد: طالبان از هيچ فرصتي براي کشتن شيعيان دريغ نميکند و حتي مولويهاي آنها کشتن شيعيان را واجب ميدانند. آنها بچهها و زنها را هم ميکشند و مثل حيوانات دست و پاي اسيران را مُثله کرده و آنان را زندهزنده در آتش ميسوزانند. حدود ۴۰ نفر از بچههايي که داشتند براي مردم منطقه آذوقه و دارو ميبردند، سرشان بريده شد.
پاراچنار در بايکوت خبري
بهدليل محاصره بسيار شديد و سانسور خبري از سوي دولت پاکستان، تقريبا هيچگونه خبري از سوي خبرگزاريها و شبکههاي خبري در زمينه پاراچنار منعکس نميشود و اگر هم خبري در رسانهها وجود داشته باشد، بيشتر اين درگيريها را قومي و قبيلهاي عنوان کرده و يا با ترفندهاي رسانهاي به آن رنگ شيعه و سني ميدهد. تنها از طريق اينترنت آن هم به کندي و با زحمت، اخباري ناقص و کوتاه درمورد جنايات طالبان منتشر ميشود.
حسين اصغر دانش يکي از مهمترين مشکلات پاراچنار را نداشتن رسانه و به موازات آن عدم آگاهي مردم جهان بهخصوص شيعيان از وضعيت منطقه دانست و گفت: دولت پاکستان اخبار مربوط به منطقه پاراچنار را سانسور ميکند و يا با تحريف حقيقت، درگيريها را قومي و قبيلهاي معرفي کرده و به آن رنگ شيعه و سني ميدهد. راديو «پَشتو»ي جمهوري اسلامي هم صرفا چهار ساعت در روز برنامه پخش ميکند که در مقابل راديوي «مشعل» و «ديوه» که با بودجه مستقيم آمريکا و با حمايت شبکه صداي آمريکا (VOA) راهاندازي شده بسيار کم است.
ساجدحسين از اهالي پاراچنار که همراه تعدادي از دوستان خود به ايران آمده است، ميگويد: امواج راديو پشتوي جمهوري اسلامي در منطقه بسيار ضعيف است. درضمن اين راديو با کساني مصاحبه ميکند که ضدانقلاب بوده و براي سازمان اطلاعاتي پاکستان کار ميکنند. دو راديوي مشعل و ديوه با همکاري يکديگر و بهصورت شبانهروزي براي هفت ميليون مخاطب به زبان پَشتو برنامه پخش ميکنند. با وجود چنين اوصافي، ما اخبار و رويدادهاي حقيقي پاراچنار را از طريق اينترنت با سرعت ۳۰ کيلو بايت منتشر ميکنيم. البته اين سرعت بسيار کم است، اما چارهاي نداريم و حتي با همين سرعت کم اينترنت، به سايت رهبر معظم انقلاب مراجعه کرده و از بيانات ايشان استفاده ميکنيم و سؤالاتمان را ميپرسيم.
اما زندگي جاري است
با وجود تمام اين خطرات، همچنان زندگي روزمره در پاراچنار جاري است. آنها مدرسه دارند و دانشجويان پاراچناري که در ديگرشهرهاي پاکستان تحصيل ميکنند، کلاسهاي درس را بههمراه روحانيون داير کردهاند. مغازهها باز و خودروها در حال حرکت هستند؛ اما با اينحال احتياط شرط عقل است.
سهيل کريمي با بيان اينکه پاراچناريها رهبر ما را رهبر خودشان ميدانند و در همه کوچهها و بازارهايشان عکس امام (ره) و رهبري (مدظله) نصب شده، اظهار داشت: بزرگترين افتخار براي پاکستانيها اين است که ويزا بگيرند و بروند عربستان کار کنند. اما براي پاراچناريها عار است که چنين کاري کنند. بزرگترين افتخار براي پاراچناريها اين است که بيايند ايران و کار کنند و پول حلال دربياورند.
کريمي در مورد شغل بسياري از اهالي پاراچنار ميگويد: در پاراچنار برخي از افراد بازاري هستند و مغازه دارند، بقيه هم دامدار و کشاورزند. آموزگاران مدارس پاراچنار نيز دانشجوياني بومي هستند که در دانشگاههاي شهرهاي اطراف درس ميخوانند.
جرم؛ خون شيعه در رگها
نکته اصلي ماجرا اينجاست که اکثريت مردم اين شهر شيعه هستند و در وضعيتي ناگوار از چهار طرف در محاصره کساني هستند که ريختن خون شيعيان را مباح ميدانند؛ محاصرهاي همهجانبه که هيچکس تلاشي براي شکستن آن نميکند. در اين منطقه کافي است شيعه باشي؛ همين خودش جرم است و توسط مولويهاي وهابي و سلفي محکوم به مرگ ميشوي. کار بهجايی رسيده است که علمای وهابی اعلام کردهاند که مقلدانشان حتی اگر زن حاملهای را بگیرند، زن و بچهاش متعلق به آن مرد وهابی هستند که اسيرشان کرده است.
سهيل کريمي ميگويد: وهابيها در تجمعهای شیعیان با عملیات انتحاري خودشان را منفجر ميکنند تا آنها را بکشند. شما خانوادهاي پيدا نميکنيد که شهيد و جانباز نداشته باشد. آنها با الگوبرداری از بسیج ما، ردههای مقاومت براي مقابله با طالبان سازماندهی کردهاند. در تشییع جنازههایشان لباس بسیجی میپوشند و سربند «یازهرا (س)» میبندند. بر سر مزار شهدايشان پرچم جمهوری اسلامی و «ياحسين (ع)» نصب ميکنند. عموم مردم شدیدا به ولایت فقیه و حضرت آقا اعتقاد دارند و در حمايت از حرکتهاي انقلابي مردم منطقه بهخصوص شيعيان بحرين راهپيمايي ميکنند.
حسين اصغر هم با اشاره به اينکه اعياد رسمي جمهوري اسلامي چون ۲۲ بهمن، روز جهاني قدس، هفته دفاع مقدس و ساير روزها در پاراچنار گرامي داشته شده و مردم در حمايت از انقلاب اسلامي راهپيمايي ميکنند، خاطرنشان ميکند: مردم در اين راهپيماييها عکسهاي امام راحل، رهبر معظم انقلاب، دکتر احمدينژاد و سيدحسن نصرالله را در دست دارند و تصاوير شهدايي همچون چمران، همت، زينالدين، باکري و ساير شهداي انقلاب اسلامي در منازل و مدرسههاي پاراچنار بر ديوارها نصب شده است. مردم در جريان اخبار منطقه قرار دارند بهطوري که در حمايت از مردم غزه و بحرين راهپيمايي ميکنند.
حال با اين اوصاف بايد ديد روند درگيريهاي اين منطقه بر اساس خواست سرويس اطلاعاتي ارتش پاکستان و کشورهاي غربي پيش خواهد رفت و يا اينکه امت اسلام کاري براي اين مسئله خواهد کرد./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰