کد خبر:۱۳۲۳۹۱
مروري آسيبشناسانه بر حواشي سينماي ايران – بخش دوم
پيوند نادرست از سينما و سمبل كاري
سينماي ايران به لحاظ فكري و انديشگي دچار نوعي تلقي بيمار و اشتباه و سرطاني از ذات سينما و اصل هنر هفتم است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش قبلي اين مطلب بخشي از كاستي هاي سينماي ايران در حوزه زيرساخت هاي فني و به ويژه در بخش آموزش و تربيت نيروي انساني و نبود سيستم آموزشي درست و اصولي اشاره كرديم و يادآور شديم كه يكي از راهكارهاي مهم با اولويت در حوزه توسعه سينماي ملي پرورش هنرمندان حرفه اي و كاربلد در بخش هاي مختلف سينمايي چه در بعد سخت افزاري و چه در ساحت نرم افزار و ادبيات سينمايي است.
اما در كنار اين موضوع با بررسي ساير مناسبات رايج در سينماي ايران و تحليل شرايطي كه بر فضاي عمومي اين سينما حكم فرماست بر اين نكته واقف مي شويم كه سينماي ايران به لحاظ فكري و انديشگي دچار نوعي تلقي بيمار و اشتباه و سرطاني از ذات سينما و اصل هنر هفتم است.
شايد بتوان اين موضوع را از مهم ترين و اصلي ترين ويژگي سينماي ايران و جدي ترين مشكل فكري آن دانست كه بازتاب هاي آن را در حوزه عمل و در فضاي توليد و جريان هاي حاكم بر اين سينما مي توان مشاهده كرد.
اين موضوع يكي از دغدغه هاي اصلي اهل نظر و متفكرين دغدغه مند از سينماي ايران هم هست به نحوي كه بخش قابل توجهي از آثار سيد مرتضي آويني به نحوي واكاوي و پاسخ گويي به اين موضوع است.
اما تلقي نادرست و اشتباه فهمي نسبت به ذات سينما در سينماي ايران و ميان اهالي اش وجود دارد كه در چند حوزه و شكل و شمايل متعدد مي توان مطالعه و تحليل كرد كه يكي از مهمترين آنها و شايد آبشخور اصلي انحرافات فكري در برداشت ها و تلقي هاي جماعت سينماي ايران اين باشد كه متوجه اين اصل اساسي و جدي و حياتي نيست كه سينما در اصل و ذات خود اولا هنر فرم و تصوير است ثانيا قصه گوست و ثالثا زائيده و پروريده و باليده و محصول تفكر و تمدن و فرهنگ غرب است.
در واقعا مي توان اين سه شاخصه را موئلفه هاي اصلي ذات هنر سينما دانست كه اتفاقا در سينماي ايران كمترين توجه و اهتمام و جديت نسبت به آنها مبذول داشته مي شود. يعني به عبارت ديگر سينما را ابزار و ظرف بيان افكار و اهداف و مقاصد خود مي دانند بدون آنكه به ذات آن توجه داشته باشند علاوه بر اين به قصه گويي اهميت نمي دهند و اساسا قصه را نمي شناسند و نمي توانند قصه تعريف كنند و به موازات اين دو فراموش مي كنند كه سينما از كجا آمده و متعلق به كدام فرهنگ و تمدن است و چه تبعات و عواقبي را به عنوان جزء لاينفك خود به همراه مي آورد.
اينها مباحث بسيار مهمي است كه هجم قابل توجهي از كميت و كيفيت آثار اهالي نظر در حوزه فكر و فلسفه سينما را حتي در سينماي ايران تشكيل مي دهد و از آن جمله آثار و انديشه هاي شهيد سيد مرتضي آويني كه اين مقولات از دغدغه هاي جدي و هميشگي او بود.
بحث آسيب شناسانه سينماي ايران را در بخش هاي بعدي با همين ره يافت و در همين حوزه ها چه در ساحت فكر و تئوري و چه در مرور كارنامه تاريخ سينماي ايران مورد نقد و تحليل قرار خواهيم داد./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا