ونزوئلا، انرژی و بازآرایی نظم ژئوپلیتیک
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۳۰۰۳

ونزوئلا، انرژی و بازآرایی نظم ژئوپلیتیک

تحولات مربوط به ونزوئلا را باید فراتر از یک جابه‌جایی سیاسی یا بحران داخلی در آمریکای لاتین ارزیابی کرد.

ونزوئلا، انرژی و بازآرایی نظم ژئوپلیتیک

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در بیانیه ای اعلام کردند: این کشور با در اختیار داشتن بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت، یکی از نقاط راهبردی در معادلات انرژی جهان به شمار می‌رود و هرگونه تغییر پایدار در جایگاه آن، می‌تواند آثار گسترده‌ای بر امنیت، انرژی و موازنه قدرت جهانی برجای بگذارد. در صورت قرار گرفتن ونزوئلا در مدار جدیدی از مناسبات سیاسی–اقتصادی، یکی از متغیر‌های بنیادین اقتصاد جهانی، یعنی انرژی، وارد مرحله‌ای تازه از بازتعریف خواهد شد.

 

از منظر ظرفیت تولید، حتی در خوش‌بینانه‌ترین برآوردها، بازگشت ونزوئلا به سطح تولید پایدار حدود ۳ تا ۴ میلیون بشکه در روز، نیازمند رفع موانع ساختاری و سرمایه‌گذاری‌های کلان است.

 

این میزان در مقیاس مصرف روزانه نزدیک به ۱۰۰ میلیون بشکه‌ای جهان، سهمی محدود، اما اثرگذار محسوب می‌شود؛ سهمی که می‌تواند در شرایط بحران، بخشی از شوک‌های ناشی از تنش در غرب آسیا را تعدیل کند. با این حال، ایجاد زیرساخت‌های لازم برای تبدیل ونزوئلا به یک جایگزین راهبردی پایدار برای نفت خلیج فارس، فرایندی زمان‌بر است. نوسازی میادین نفتی، بازسازی پالایشگاه‌ها، توسعه بنادر صادراتی، خطوط انتقال و شبکه‌های مالی مرتبط، به زمانی در حدود ۱۰ سال یا حتی بیش از آن نیاز دارد. ازاین‌رو، هرگونه تغییر بنیادین در نقشه انرژی جهان، تدریجی و وابسته به ثبات بلندمدت خواهد بود.

 

در سناریوی محتمل‌تر، نقش نفت ونزوئلا نه در جایگزینی کامل، بلکه در تنظیم و مهندسی بازار تعریف می‌شود.

 

افزایش کنترل‌پذیری عرضه می‌تواند به تثبیت قیمت‌ها در بازه‌های مشخص و جلوگیری از جهش‌های شدید در بحران‌های منطقه‌ای منجر شود. این وضعیت، به‌ویژه برای اقتصاد‌هایی که وابستگی بالایی به درآمد‌های انرژی دارند، به معنای فشار بودجه‌ای مضاعف خواهد بود؛ فشاری که نه از مسیر تحریم مستقیم، بلکه از طریق سازوکار‌های بازار اعمال می‌شود و توان مانور اقتصادی و سیاسی را کاهش می‌دهد.

 

کاهش نسبی وابستگی بازار جهانی به نفت خلیج فارس، به‌طور طبیعی محاسبات امنیتی و ژئوپلیتیکی بازیگران بزرگ را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

در چنین شرایطی، برخی گلوگاه‌های سنتی انرژی ممکن است از «بحرانی» به «قابل مدیریت» در ارزیابی‌های راهبردی تنزل یابند؛ تغییری که می‌تواند بر برآورد هزینه و فایده اقدامات سیاسی و امنیتی در سطح منطقه‌ای اثرگذار باشد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در این چارچوب، روابط مبتنی بر منافع متغیر، جایگزین تعهدات پایدار می‌شوند.

آینده این معادله تا حد زیادی به نحوه واکنش بازیگران اصلی نظام بین‌الملل بستگی دارد.

 

در سناریوی نخست، واکنش هماهنگ و فعال ایران، روسیه و چین در حوزه‌های انرژی، مالی و زیرساختی می‌تواند به کند شدن فرایند بازآرایی نظم انرژی و حفظ وزن ژئوپلیتیکی مسیر‌های سنتی منجر شود. در سناریوی دوم، واکنش محدود و تدافعی این بازیگران، اگرچه بخشی از فشار‌ها را مدیریت می‌کند، اما در بلندمدت امکان تغییر تدریجی موازنه به نفع بازیگر مسلط بر منابع جدید را افزایش می‌دهد. در سناریوی سوم، بی‌ثباتی مزمن در ونزوئلا موجب تعویق سرمایه‌گذاری‌های کلان انرژی شده و ظرفیت این کشور برای ایفای نقش جایگزین را به‌طور جدی محدود می‌سازد؛ وضعیتی که وابستگی بازار جهانی به غرب آسیا را تا سال‌ها حفظ خواهد کرد.

 

در مجموع، ونزوئلا در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط کانونی نبرد اقتصاد سیاسی جهانی است؛ نبردی که بیش از آنکه در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف شود، در عرصه انرژی، زیرساخت و زمان‌بندی راهبردی شکل می‌گیرد.

 

تحقق هر یک از سناریو‌های پیش‌رو، به ثبات داخلی، افق سرمایه‌گذاری بلندمدت و نوع واکنش بازیگران بزرگ وابسته است. آنچه مسلم به نظر می‌رسد، این است که جایگزینی پایدار نفت خلیج فارس بدون صرف زمان طولانی و هزینه‌های سنگین امکان‌پذیر نخواهد بود و آینده نظم انرژی جهان، محصول تصمیمات امروز خواهد بود.

 

ایستادگی در برابر آمریکا نه صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه یک ضرورت عقلانی برای حفظ بازدارندگی راهبردی و استقلال اقتصادی است. آینده تقابل جهانی، بیش از آنکه در میدان‌های نظامی رقم بخورد، در میدان اقتصاد سیاسی تعیین خواهد شد و ونزوئلا یکی از گره‌های اصلی این میدان است.

 

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان

پربازدیدترین آخرین اخبار