شهرهایِ بی کتابخانه/ این حقیقتی است که آتش گرفت
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، کتابخانه از کجا شروع میشود؟ پاسخ هایی که به این سوال داده میشود، غالباً تکراری و شبیه به هم است. اکمثر مردم فکر میکنند کتابخانه را دولت، یا حکومت یک کشور شروع میکنند. یا در بهترین حالت ساخت و تامین کتابخانهها وظیفه شهردار و شورای شهر یک شهر یا محله است. درحالی که چنین نیست. کتابخانهها عموماً در شهرهایِ کوچک و کمبرخوردار، کاملا مستقل از شورای شهر و شهرداری و دولت ساخته میشوند.
کتابخانههایی که زمینهایشان غالباً وقف هستند و از کتابهای اهداییِ مردم تامین میشوند. مردم در این مناطق دورافتاده و کمبرخوردار خودشان کتابخانه را میسازند، خودشان عضو آن میشوند و خودشان آن را اداره میکنند. پس پاسخ به سوال بالا، شاید در شهرهای بزرگ و مراکز استانها به یک نهاد بازگردد اما در شهرهای کم بضاعت و یا بیبضاعت، بازگشتش کاملا به مردم است. کتابخانه در این مناطقِ دور افتاده مثل خلیلی چیزهایِ دیگر از مردم شروع میشود و توسط مردم هم رشد میکند. مردمی که با احداث کتابخانه و مراکز فرهنگی پیاده نظامِ فرهنگ میشوند و کتاب و کتابخوانی را گسترش میدهند.
در اغتشاشاتِ ۱۸ و ۱۹ دی ماه، چه بر سر ِ پیادهنظامانِ کتاب و کتابخوانی آمد؟
حالا چند هفتهای از تخریب و اغتشاش گروهکهای تروریستی و وطنفروشان در شهرایِ مختلف میگذرد. دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور از آسیب جدی به کتابخانه عمومی امام حسن مجتبی(ع) در بخش زرنه شهرستان ایوان استان ایلام خبر میدهد و میگوید: «این کتابخانه با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب و ۴۰۰ عضو فعال، تنها مرکز فرهنگی در منطقهای کمبرخوردار بود و نقشی اساسی در اشاعه فرهنگ مطالعه و آموزش داشت که اکنون بهطور کامل در آتش سوخته است»
آماری که او میدهد نه به کتابخانه برمیگردد و نه به کتاب.
این آمار مستقیماً وصل میشود به پاسخ سوالِ ما در ابتدای گزارش، به «مردم»، به همان پیاده نظامانی که تنها کتابخانه شهرستانشان را با هزینهی خود، آجر به آجر بالا برده بودند. کتابهایشان را از کتابخانههای خودشان وقف این کتابخانه عمومی کرده بودند تا کودکان و نوجوانانِ رزنه حداقل به یک مکان فرهنگی و عمومی برای مطالعه دسترسی داشته باشند. اما حالا این تنها مکانِ فرهنگیشان تبدیل به مشتی خاکستر و چند کاغذِ سوخته شده که حتی اگر بخواهند هم دیگر به تنهایی، قادر نخواهند بود آن را دوباره احداث کنند. چون حاشیهنشینی را با گوشت و پوست و استخوان درک کردهان و حتماً بضاعتِ کافی برای آماده سازی هزینههای آن را ندارند.
قرآن در سور بروج از «اصحابالاخدود» سخن میگوید. قومی که مومنین را در چالههایی از آتش میانداختند و زنده زنده آتش میزدند، درحالی که بالای سر آنها نظارهگرِ سوختنشان بودند. قرآن میگوید آن مومنین گناهی نداشتند. گناهشان این بود که به خداوندِ عزیز و حمید ایمان آورده بودند. همین.
قرآن، برایِ امروزِ ما قصه میگوید و تعریف میکند. برای دلگرمی دادن به مردم کمبضاعتی که تنها دارایی هایشان، که خودشان با سالها تلاش و زحمت به آن رسیده بودند در زبانههایی از آتش خشم اصاحب الاخدود سوخته و نابود شده است. قرآن روایت میکند، و گواه است که این مردم هیچ گناهی نداشتند جز اینکه به عزتِ خدا ایمان داشتند و از هیچ برای خود استقلال و اراده جمعی ساختند. اما استکبار، دقیقاً همان نیروییست که هیچ چشمی برای دیدن استقلال و پیشرفت یک ملت ندارد. چه در اقوامِ گذشته و اصحاب الاخدود بلاشد و چه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه در قالب گروهکهای تروریستی به تنها بضاعتِ کم بضاعتترین مردم، با بیرحمی تمام حمله کند.