سازندۀ «علفزار» در «زندهشور» هم سراغ مسئلۀ عدالت رفته است
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، «فیلم اجتماعی» در شبهصنعت سینمای ایران مقوله جالب و قابل بررسیای بهشمار میآید. این آثار بدون آنکه به منبع اصلی درد رجوع کنند با آن خوشگذرانی و کاسبی میکنند تا هم ژست دردمندی به خود بگیرند و هم شانس خویش برای جذب سرمایهگذار و اسپانسر را برای فیلم بعدی از دست ندهند. البته هرازگاهی افراد بهواسطه هوش و منش خود از این جریان فاسد فاصله میگیرند و استایل فیلمسازیشان را نجات میدهند که کاظم دانشی یکی از همین موارد محسوب میشود. او از همان فیلم نخست، یعنی «علفزار» فاصلهاش را با طیف غالب فیلمهای مدعی، اما پوک اجتماعی حفظ کرد و به سهم خویش از این عرصه با ساخت و تهیه آثار متنوع اعاده حیثیت کرد.
آدمها در قاطبه آثار اجتماعی منفعل و بیدستوپا هستند و باید با وجود تلاش برای فرار از وضعیت برزخی که در آن قرار دارند در انتها دستان خود را به نشانه تسلیم بالا بیاورند و صحنه و قاب دوربین را با سرافکندگی ترک کنند تا سانتیمانتالیسم مأموریتش را به پایان برساند و ترحم مخاطب را جلب کند. در «علفزار» و بهخصوص «زندهشور» نهتنها این نگاه زشت به انسان وجود ندارد، بلکه اخلاق با سلاح «عدالت فردی» کارش را با موفقیت به سامان میرساند و افراد را از واردشدن به دوزخ بازمیدارد. کاظم دانشی شعور و درک این را دارد که تفاوتی میان حق شخصی افراد برای مجازات محکومعلیه، بخشش و القصه قصاص قائل نشود و همه اینها را همعرض یکدیگر قرار دهد.
فیلمهای آمریکایی کنشمحور، متکی به سیر منطقی پیرنگ و تأکید بر موقعیتهای تنشزای دراماتیک است. کاظم دانشی هم با همین فهم پشت دوربین «زندهشور» قرار گرفته است؛ تأکید بهاندازه روی تم، زیرمتن و پسزمینه و بولدکردن موقعیتهای نمایشی از خصوصیات بارز یک مووی آمریکایی است که کاظم دانشی از پس انجام آن بهخوبی برآمده است. فیلم حتی یک لحظه و موقعیت پرت ندارد و نگاه بیننده را تا انتها به سمت خود جلب میکند؛ جدیدترین فیلم دانشی، یعنی «زندهشور» نهتنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه او و اثرش را در بهترین نقطه از سینمای این روزهای ایران قرار میدهد.