قایقی در دریای رویایی شاعرانه / آیا « قایق سواری در تهران » اقتباسی از سروده محمد سپانلو است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۶۵۶۰
از شعر تا پرده سینما

قایقی در دریای رویایی شاعرانه / آیا « قایق سواری در تهران » اقتباسی از سروده محمد سپانلو است؟

فیلم «قایق‌سواری در تهران» که این شب‌ها در جشنواره فیلم فجر روی پرده رفته، تنها یک اثر سینمایی نیست؛ بلکه قایقی است که از رودخانه شعری از «محمد سپانلو» با همین نام که به دریای تصویر می‌آید.
قایقی در دریای رویایی شاعرانه / آیا « قایق سواری در تهران » اقتباسی از سروده محمد سپانلو است؟

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، فیلم «قایق‌سواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی و نویسندگی پیمان قاسم‌خانی، که این روزها در بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود، ریشه در عمق ادبیات معاصر ایران دارد. این اثر سینمایی، اقتباسی آزاد و خلاقانه از شعر بلند «قایق‌سواری در تهران» سروده «محمد سپانلو» - شاعر برجسته معاصر - است.

قایقی در دریای رویایی شاعرانه / آیا « قایق سواری در تهران » اقتباسی از سروده محمد سپانلو است؟

قایق سوار بودیم، در ایستگاه آب
 بالای نهرها
 در کوچه باغ تجریش
 از شیب جویبار
رفتیم رو به پایین همراه آبشار
رگهای شهر تهران
 جاری فصل بهار و آب سواری
 از چشم باغ فردوس در سایۀ چناران
 تا قلب پارک ملت راندیم 
زیر ونک گذشتیم تا رود یوسف آباد
و از فراز جنگل ساعی تا آبراه بولوار…
 بالای برج ها
ماه در نیلی روان رخت عروس می شست آواز نهرهایش را
تهران به هم می آویخت
 ارکستر آب، در سرِ ِ ما، می نواخت
 در «بندر نمایش» بعد از تئاتر شهر/
نیروی آب کاهید پارو زدیم لغزان
 تا حوضۀ امیریه
 تا موزۀ نگارستان
در ایستگاه گمرک نور چراغ ها کم شد
 انگاره های فصل به هم ریخت
 فیروزه با غبار درآمیخت
 پاییز بود و آب شهر طلا و خواب
و یک صدا، که می دانستیم هر لحظه ممکن است بگوید: «برگشت نیست آخر ِ این خط»
 قایق رسیده بود به راه آهن
به واگن عتیقۀ میدان
بین جزیره های گیاهی
 و صخره های سرگردان
که دور زد
 پهلو گرفت و ایستاد،
 آنجا که روح تندیس
در زیر آبراه  نفس می کشید
.....


شعر سپانلو، با تصویرپردازی‌های ناب خود، سفری قایقی و خیالی را در آبراه‌ها و نهرهای تهران قدیم به تصویر می‌کشد؛ سفری از «باغ فردوس» و «سایه چناران» تا «قلب پارک ملت» و «رود یوسف‌آباد». فیلم صدرعاملی، با الهام از این سفر شاعرانه، به سراغ سفر دیگری می‌رود: سفر بازگشت «مازیار محقق» (با بازی خود پیمان قاسم‌خانی) پس از ۲۵ سال به تهران. اینجا، قایق، استعاره‌ای می‌شود از حرکت در جریان زمان، خاطرات و برخورد با شهری که هم آشناست و هم غریب.


پل زدن بین دو دنیا


این اقتباس، هوشمندانه دو لایه بر فیلم می‌افزاید: اول، لایه نمادین که تهران را نه فقط یک مکان جغرافیایی، که موجودی زنده با رگ‌های آبی و خاطرات جاری می‌بیند. دوم، لایه نوستالژیک که حسرت فضای از دست رفته و تغییرات شهری را - که در شعر سپانلو نیز موج می‌زند - در داستان مهاجر بازگشته بازتاب می‌دهد. انتخاب این شعر، نشان‌دهنده نگاه فرامتنی فیلم‌ساز به تهران است.


واکنش نخستین مخاطبان


تماشاگران نخستین سانس‌ها، این تلفیق سینما و شعر را نقطه قوت متمایز فیلم دانسته‌اند. بسیاری اشاره کرده‌اند که فضاسازی فیلم، بی‌کلام، همان حس روان و رویایی شعر را منتقل می‌کند و مخاطب را در کشتی خیال بر آب‌های زمان می‌برد.
«قایق‌سواری در تهران» با این انتخاب ادبی، خود را به اثری چندلایه تبدیل کرده که هم قصه‌ای شخصی می‌گوید و هم با فرهنگ و حافظه جمعی تهران دیالوگ برقرار می‌کند. این فیلم ثابت می‌کند سینمای ایران با تکیه بر گنجینه غنی ادبیاتش م

پربازدیدترین آخرین اخبار