قایقسواری در تهران؛ فیلم حال خوب کن صدرعاملی در جشنواره فجر
به گزارش گروه فرهنگ وهنر خبرگزاری دانشجو، «قایقسواری در تهران» تازهترین ساخته رسول صدرعاملی، از آن دست فیلمهایی است که نه ادعای کشف فرم دارد و نه میخواهد جهان را زیر و رو کند؛ اما دقیقاً میداند برای چه ساخته شده: برای یادآوری لحظههایی ساده، انسانی و کمی نوستالژیک. فیلم که در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، یک کمدی-اجتماعی آرام و خوشاخلاق است؛ اثری که با لبخند پیش میرود و با همان لبخند هم تمام میشود.
داستانی ساده اما پرکشش
صدرعاملی داستانش را با سکانسی کارتونی از دو عاشق همدانشگاهی آغاز میکند؛ تصویری فانتزی و سرشار از حس جوانی که مردِ قصه در آستانه مهاجرت است. خیلی زود روایت به زمان حال میرسد؛ جایی که مازیار (پیمان قاسمخانی) پس از سالها به ایران بازگشته و قرار است با دوستان قدیمی و عشق سابقش دیدار کند. این بازگشت، صرفاً یک رجعت جغرافیایی نیست؛ بلکه بازگشت به خاطرات، فرصتهای از دسترفته و پرسشهایی است که زمان بیپاسخ رهایشان کرده.
فیلمنامه ساده است، اما همین سادگی به نقطه قوت تبدیل میشود. قصه بدون پیچیدگیهای تصنعی جلو میرود و تماشاگر را آرامآرام با خود همراه میکند. تهران در فیلم یک پسزمینه خنثی نیست؛ شهر زنده است، نفس میکشد و بخشی از روایت میشود. زندگی شهری، روابط انسانی و ریتم روزمره پایتخت، در قابها حضوری ملموس دارد.
پرشهای زمانی به گذشته و دوران دانشجویی، اگرچه فضای نوستالژیک فیلم را تقویت میکند، اما نقش تعیینکنندهای در پیشبرد روایت ندارد و بیشتر کارکرد احساسی دارد تا دراماتیک. با این حال، ضربآهنگ آرام فیلم باعث نمیشود روایت دچار سکون شود؛ «قایقسواری در تهران» مثل یک قطعه موسیقی کلاسیک است که بدون شتاب، اما حسابشده و هماهنگ پیش میرود.
پیمان قاسمخانی با طنز زیرپوستی و کنترلشدهاش، لبخند را بیهیاهو روی لب تماشاگر مینشاند. او نه شوخی میسازد و نه ادا درمیآورد؛ طنزش از دل شخصیت بیرون میآید. در کنار او، بازیگر کودک فیلم، قلب تپنده روایت است؛ حضوری شیرین و صمیمی که لایهای پدرانه به شخصیت مازیار اضافه میکند. شیمی میان مازیار و هدیه پس از سالها همچنان باورپذیر است و سحر دولتشاهی، هرچند در ژانر کمدی بازی نمیکند، اما حضوری متعادل و قابل قبول دارد.
اسپانسر گلدرشت وکلافهکننده
از نقاط ضعف فیلم میتوان به حضور نهچندان ظریف اسپانسرها اشاره کرد؛ تبلیغاتی که گاه بیواسطه و گلدرشت وارد روایت میشوندتبلیغاتی که طعنه به تبلیغات ویدیا میزند.
پایانبندی فیلم اما همراستا با کلیت روایت است؛ بیادعا، آرام و متناسب با جهان قصه. «قایقسواری در تهران» قرار نیست قهقهه بگیرد یا شوک وارد کند. این فیلم آمده تا در حدود صد دقیقه، حالِ تماشاگرش را کمی بهتر کند؛ و همین هدف ساده را هم، صادقانه و بیسر و صدا، به انجام میرساند.