«آرامبخش» خواب‌آور سعید زمانیان در جشنواره فجر؛ طوفانی علیه بنیادهای خانواده!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۷۲۹۷
گزارش|

«آرامبخش» خواب‌آور سعید زمانیان در جشنواره فجر؛ طوفانی علیه بنیادهای خانواده!

فیلم «آرام‌بخش» نخستین تجربه بلند سعید زمانیان در مقام کارگردان، با بازی الناز شاکردوست، حسن پورشیرازی و صابر ابر، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد که به نظر می‌رسد طوفانی علیه بنیاد خانواده بود.
«آرامبخش» خواب‌آور سعید زمانیان در جشنواره فجر؛ طوفانی علیه بنیادهای خانواده!

به گزارش خبرنگار فرهنگ وهنر خبرگزاری دانشجو،  فیلم «آرام‌بخش» نخستین تجربه بلند سعید زمانیان در مقام کارگردان، با بازی الناز شاکردوست، حسن پورشیرازی و صابر ابر، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد؛ اثری که می‌کوشد روایتی زنانه، جسور و ساختارشکن ارائه دهد، اما در عمل گرفتار ضعف‌های جدی در فیلمنامه، اجرا و منطق روایی می‌شود.

شروعی معمولی، مسیری خسته‌کننده

فیلم آغاز متوسطی دارد؛ نه آن‌قدر بد که مخاطب را پس بزند و نه آن‌قدر گیرا که امیدی جدی برای ادامه مسیر بسازد. اما هرچه روایت جلوتر می‌رود، ریتم کند و فقدان کشش درام، میل تماشاگر برای همراهی با داستان را کاهش می‌دهد. «آرام‌بخش» بیش از آنکه قصه بگوید، اصرار دارد پیام بدهد؛ پیامی که از همان دقایق ابتدایی با طعنه‌ها، ارجاعات سیاسی و دیالوگ‌های شعاری به مخاطب تحمیل می‌شود.

روایت زنانه یا ساختارشکنی بی‌هدف؟

فیلم تلاش می‌کند با عبور از خطوط مرسوم، خود را جسور نشان دهد:
از صحنه پوشیدن حوله توسط بازیگر زن گرفته تا اشاره مستقیم به عادت ماهیانه و موتورسواری برای رفت‌وآمد. اما پرسش اساسی اینجاست: هدف این ساختارشکنی چیست؟

جمله کلیشه‌ای «من مثل دخترهای دیگه نیستم» به‌نوعی بیانیه فیلم است؛ بیانیه‌ای که نه عمق دارد و نه پشتوانه فکری. روایت، تصویری از زنی ۴۰ ساله ارائه می‌دهد که خود قربانی خانواده‌ای ازهم‌پاشیده است، اما اصرار دارد بدون حضور پدر، برای فرزندخوانده‌اش خانواده‌ای تازه بسازد؛ تصمیمی که نه از نظر روانی و نه از منظر اجتماعی به‌درستی پرداخت نمی‌شود.

شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی

شخصیت «آرام» مملو از خلأهای عاطفی و نشانه‌های آشکار بحران روحی است، اما فیلمنامه به‌جای واکاوی این وضعیت، آن را به حال خود رها می‌کند. تناقض‌های زمان روایی نیز یکی پس از دیگری رخ می‌نمایند؛ زنی که برای رفت‌وآمد موتور می‌گیرد، اما هم‌زمان در پی شغلی ثابت در یک روزنامه است؛ تصمیم‌هایی که بیشتر گیج‌کننده‌اند تا معنادار.

از سوی دیگر، روایت می‌کوشد مسئول بهزیستی را به‌عنوان ضدقهرمان داستان معرفی کند؛ زنی که به‌دلیل سابقه خودکشی، بیکاری و مشکلات روحی «آرام»، او را برای فرزندخواندگی رد صلاحیت می‌کند. اینجاست که سؤال اصلی شکل می‌گیرد:
چرا باید سرنوشت یک کودک به فردی با بحران‌های شدید روانی سپرده شود؟

بازی‌ها؛ یک نقطه قوت و چند فرصت از دست‌رفته

قلب تپنده فیلم، شخصیت «آرام» با بازی الناز شاکردوست است؛ اما این قلب چندان جان ندارد. بازی شاکردوست تفاوت محسوسی با نقش‌های پیشین او ندارد و در برخی سکانس‌ها حتی مصنوعی به نظر می‌رسد. میمیک صورت و اکت‌های بدنی، آن تأثیرگذاری لازم را ایجاد نمی‌کند.

حسن پورشیرازی بازی قابل‌قبول و باورپذیری ارائه می‌دهد و تنها بازیگری است که به نظر می‌رسد شخصیتش را درک کرده است. صابر ابر اما، درست مانند کاراکترش، حرف خاصی برای گفتن ندارد و حضورش خنثی و کم‌اثر باقی می‌ماند.

ضعف‌های فنی؛ از گریم تا دکوپاژ

گریم الناز شاکردوست یکی از ضعف‌های آشکار فیلم است؛ گریمی ناپایدار که در سکانس‌های مختلف دچار تغییر می‌شود و پیوستگی بصری شخصیت را مخدوش می‌کند. دکوپاژ نیز از انسجام لازم برخوردار نیست و برخی میزانسن‌ها بیش از آنکه در خدمت روایت باشند، پراکنده و بی‌هدف‌اند.

‌چالشی علیه خانواده، نه یک نقد عمیق

در نهایت، «آرام‌بخش» فیلمی است با ریتم کند، فیلمنامه‌ای ضعیف و روایتی پر از تناقض. اثری که به‌جای ارائه یک نقد عمیق و مسئولانه، بیش از همه بنیاد خانواده را نشانه می‌گیرد و می‌کوشد تصویر خانواده اصیل ایرانی را به چالش بکشد.

پربازدیدترین آخرین اخبار