نهاد علم؛ متحد در ایستادگی ملی و یکصدا در برابر متجاوزان خارجی
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- سعید جلیلی: در شرایطی که بیش از ۳۰ دانشگاه ایرانی هدف بمباران قرار گرفته و ۶۰ دانشجو به شهادت رسیدهاند، ماجرای نامه رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم و درخواست از نیروهای مسلح برای خویشتنداری در برابر حملات دشمن، نه نشانه چندصدایی در نهاد علم، بلکه مصداقی از یک موضع فردی است که با واکنش سریع و صریح بدنه دانشگاهی و مسئولان، از کلیت این نهاد تفکیک شد؛ نهاد علمی که در مجموع، یکصدا و متحد در برابر متجاوزان متخاصم ایستاده است.
در شرایطی که بهگفته منتقدان، حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا علیه زیرساختهای علمی و آموزشی ایران، ماهیت تقابل را آشکار کرده، انتظار از دانشگاهها اتخاذ موضعی منسجم و قاطع بوده است. در این میان، انتشار نامهای با مضمون «خویشتنداری» در قبال مراکز بهاصطلاح علمی وابسته به این بازیگران، با انتقادات جدی مواجه شد و از سوی بسیاری، خارج از چارچوب رویکرد غالب نهاد علم ارزیابی گردید.

همزمان، بخش قابلتوجهی از جامعه دانشگاهی با صدور بیانیههایی، بر همسویی خود با مردم و حمایت از رویکردهای کلان کشور تأکید کرده و آمادگی خود را برای ایفای نقش در کنار سایر ارکان ملی اعلام کردند. در این مواضع، هرگونه اظهارنظر تضعیفکننده اراده ملی یا ایجادکننده تفرقه، صراحتاً رد شده و بر ضرورت انسجام در شرایط حساس تأکید شده است.
در همین راستا، حسین سیمایی، وزیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز بهروشنی اعلام کرد که نامه مذکور، نه موضع این وزارتخانه است و نه بسیاری از دانشگاهها از آن اطلاع داشتهاند. این موضعگیری، عملاً مرزبندی نهاد علم با یک اقدام فردی را تثبیت کرد و نشان داد که چارچوب کلی این نهاد، بر پایه وحدت و همسویی در برابر تهدیدات خارجی استوار است.
واقعیت آن است که دانشگاه، در عین پایبندی به رسالت علمی خود، نمیتواند نسبت به کارکردهای مخرب برخی مراکز موسوم به علمی در خدمت پروژههای نظامی آمریکا و اسرائیل بیتفاوت باشد. از این منظر، تمایز میان «علم» و «کاربردهای آن» زمانی معنا دارد که این تمایز از سوی همه طرفها رعایت شود.
در نهایت، آنچه از مجموع این تحولات برمیآید، نه یک شکاف در نهاد علم، بلکه تأکید دوباره بر یک اصل روشن است: دانشگاههای کشور، در بزنگاههای حساس، در کنار مردم و در چارچوب منافع ملی، موضعی واحد و متحد اتخاذ میکنند و هرگونه برداشت خلاف این، ناشی از تعمیم یک موضع محدود به کلیت این نهاد است.
وقتی «علم» غربی در خدمت جنگ قرار میگیرد
در امتداد همین خط روشن، حجتالاسلام والمسلمین رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، با صراحتی کمسابقه پرده از یک واقعیت مهم برداشت: سادهسازی نکنید! آنچه در برخی دانشگاههای وابسته به ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد، صرفاً تولید علم نیست؛ اینها در مواردی، بخشی از همان ماشین جنگیای هستند که در میدان، علیه ملتها به کار گرفته میشود.
این هشدار، دقیقاً نقطه مقابل نگاهی است که تلاش میکند با تفکیک انتزاعی «علم» از «کاربردهای آن»، چشم بر واقعیت ببندد. در میدان واقعی، آنجا که فناوریهای پیشرفته در خدمت جنگ و کشتار قرار میگیرد، دیگر نمیتوان از بیطرفی نهادهای علمی سخن گفت. وقتی خروجی برخی مراکز دانشگاهی، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در طراحی و پشتیبانی عملیات نظامی بهکار گرفته میشود، اصرار بر نگاه خنثی به این مراکز، چیزی جز نادیده گرفتن حقیقت نیست.
رستمی با طرح این گزاره که در «جنگ وجودی»، کسی برای برندهی «کاپ اخلاق خیالی» هورا نمیکشد، عملاً به همان خطای محاسباتی اشاره میکند که برخی را به نسخهپیچیهای غیرواقعبینانه سوق میدهد. مسئله، انتخاب میان اخلاق و بیاخلاقی نیست؛ مسئله، فهم دقیق میدان و تشخیص جایگاه خودی و غیرخودی در معادلهای است که طرف مقابل، هیچ تعهدی به قواعد ادعایی ندارد.
شاهد عینی این مدعا نیز در خود دانشگاههای غربی قابل مشاهده است. در جریان اعتراضات دانشجویی علیه همکاری دانشگاهها با سیاستهای مورد انتقاد در قبال تحولات منطقه، هزاران دانشجو و استاد در مراکزی چون دانشگاه کلمبیا، دانشگاه نیویورک، دانشگاه ییل، دانشگاه کالیفرنیا، دانشگاه اموری، دانشگاه میشیگان، مؤسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه هاروارد و دانشگاه تگزاس با برخوردهای سخت و بازداشت مواجه شدند؛ اتفاقی که خود بهروشنی نشان میدهد حتی در همان فضاها نیز، «علم» تا چه اندازه با ملاحظات قدرت و سیاست گره خورده است.

بر این اساس، تأکید بر یک نکته ضروری است: نهاد علم در ایران، برخلاف برخی روایتهای القایی، نه دچار تردید، بلکه درک روشنی از صحنه دارد. مرزبندی با مواضع فردی، و در مقابل، ایستادن یکپارچه در برابر جریانی که علم را به ابزار سلطه و جنگ بدل کرده، امروز بیش از هر زمان دیگری بهعنوان یک ضرورت راهبردی خود را نشان میدهد.