او سخن می‌گوید / مروری بر کتاب « آقای ایرانشهر » راوی رهبر شهید انقلاب در تبعید
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۲۷۰۱

او سخن می‌گوید / مروری بر کتاب « آقای ایرانشهر » راوی رهبر شهید انقلاب در تبعید

«آقای ایرانشهر» با قلم توانای آقای مخدومی، روایتی جذاب و پردامنه از خاطرات و رویدادهای تاریخی ارائه می‌دهد که ریشه‌های عمیقی در اُنس با مردم ایرانشهر دارد. این اثر، نمونه‌ای از پیوند عمیق رهبر شهید انقلاب با مردم ایران است.
او سخن می‌گوید / مروری بر کتاب « آقای ایرانشهر » راوی رهبر شهید انقلاب در تبعید

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، در دنیای ادبیات، گاه آثاری به میان می‌آیند که فراتر از یک روایت صرف، پنجره‌ای به سوی تاریخ، درک انسان‌ها و پیچیدگی‌های زندگی می‌گشایند. کتاب «آقای ایرانشهر» نوشته‌ی آقای مخدومی، یکی از این آثار است که با قلمی شیوا و تخیلی گیرا، توانسته بود نظر مساعد رهبر شهید انقلاب را نیز جلب کند.

یادداشت ایشان بر این کتاب، نه تنها اعتباری ویژه به اثر می‌بخشد، بلکه دریچه‌ای نو برای فهم عمیق‌تر محتوای آن فراهم می‌آورد. این گزارش، با تمرکز بر همین یادداشت و بریده‌ای از کتاب، به معرفی جامع‌تر این اثر ادبی و تاریخی می‌پردازد.

کتاب «آقای ایرانشهر» با تکیه بر خاطرات شخصی رهبر شهید انقلاب و ادغام آن با بستر تاریخی ایران، اثری چندوجهی است. یادداشت رهبر انقلاب بر این کتاب، بر جنبه‌های مثبت آن، یعنی جذابیت قلم و اهمیت خاطرات اُنس با مردم، صحه می‌گذارد و در عین حال، به خواننده در مورد «مبالغه» و «ناگفته ماندن» بخش‌هایی از تاریخ هشدار می‌دهد.

 این کتاب، برای کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از تاریخ معاصر ایران از زاویه‌ای انسانی و شخصی هستند، و همچنین برای علاقه‌مندان به سبک خاطره‌نگاری با چاشنی تخیل، اثری ارزشمند به شمار می‌رود. «آقای ایرانشهر» نه تنها داستانی از یک فرد، بلکه روایتی از یک دوران و مردمی است که در حافظه‌ی تاریخ، ماندگار شده‌اند.

 

او سخن می‌گوید / مروری بر کتاب « آقای ایرانشهر » راوی رهبر شهید انقلاب در تبعید

 

یادداشت رهبر شهید انقلاب نیز بر کتاب «آقای ایرانشهر» اثری از آقای مخدومی، حاوی نکات ظریفی است که ارزش مطالعه‌ی این کتاب را دوچندان می‌کند. ایشان با اذعان به «جذّاب و دامنه‌دار» بودن نگارش و تخیل نویسنده، به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کنند: «طبق معمول درباره‌ی این حقیر مبالغه و بزرگنمائی شده است.» این جمله، نه تنها نشان‌دهنده‌ی تواضع نویسنده و یا راوی در قبال شخصیت رهبر شهید انقلاب است، بلکه به خواننده هشداری می‌دهد که با دیدی نقادانه و در عین حال منصفانه به روایت‌ها بنگرد.

با این حال، رهبر شهید بر جنبه‌ی مثبت و ماندگار خاطرات تأکید دارند: «خاطره‌ی اُنس با مردم مهربان ایرانشهر برای من فراموش شدنی نیست، ولی این کتاب آن را برجسته‌تر کرد.» این جمله، قلب تپنده‌ی کتاب را آشکار می‌سازد؛ روایتی که بر بستر روابط انسانی و تجربیات زیسته در یک جغرافیای خاص شکل گرفته است. ایرانشهر، نه فقط یک مکان، بلکه نمادی از مردمی مهربان و خاطراتی فراموش‌نشدنی است که نویسنده کوشیده تا آن را به بهترین نحو به تصویر کشد.

نکته‌ی پایانی در یادداشت ایشان، اقرار به کامل نبودن روایت است: «اگر چه بخشهای زیاد _وشاید بیشتر- رویدادهای آن دوران ناگفته مانده است.» این اعتراف، صداقت نویسنده را نشان می‌دهد و به خواننده یادآوری می‌کند که با یک اثر مستند تاریخی روبروست که لزوماً تمام جزئیات و زوایای پنهان یک دوران را برملا نمی‌سازد. این خود، انگیزه‌ای برای پژوهش بیشتر و جستجوی ابعاد دیگر آن دوران تاریخی خواهد بود.

 

بریده‌ای از کتاب: پیوند سرنوشت، تاریخ و زندگی روزمره

بخش منتخب از کتاب «آقای ایرانشهر»، نمونه‌ی بارزی از سبک روایی نویسنده و توانایی او در گره زدن وقایع شخصی به رخدادهای کلان تاریخی است:

 «در همان روزهایی که آقای نجار، پنجره‌ی دو هزارمتری را به بهره‌برداری رساند و خودش در یک واحد ساکن شد، دو واحد دیگر را به مستأجر داد و در حال جستجو برای یافتن مستأجر سوم بود، اتفاقی در مشهد مقدس رخ داد!
این اتفاق قرار بود به پنجره او گره بخورد، قرار بود خانه‌ی سوم این پنجره را پرکند. یک روز قبل از تبعید، تلفن زنگ زد. دیدم که مرحوم خلخالی از قم تماس می‌گرفت. او گفت: "آیا شما را نگرفتند؟" من فهمیدم که تلفن در نهایت کنترل می‌شود و گفتم: "چرا باید من را بگیرند؟ من کاری نمی‌کنم؛ من فقط اینجا نشسته‌ام. آنها باید شما را بگیرند!"
او گفت: "عجب! شنیده‌ایم که شما را گرفته‌اند" و بعد از کمی، شاید دو یا سه روز بعد، آمدند و من را گرفتند. قرار بود یک اتوبوس از مشهد راه بیفتد به سمت زاهدان.
قرار بود فردی داخل اتوبوس باشد؛ او از زاهدان به سوی ایرانشهر سفر کند و دست تقدیر الهی او را به عنوان مستأجر خانه‌ی خالی این پنجره انتخاب کند!..»

این قطعه‌ی داستانی، شگفت‌انگیز است.
نویسنده با مهارت، دو خط روایی را همزمان پیش می‌برد: یکی مربوط به زندگی روزمره‌ی یک فرد (آقای نجار و جستجو برای مستأجر) و دیگری، رویدادی تاریخی و سیاسی (تماس مرحوم خلخالی و احتمال دستگیری).
سپس، این دو خط را با هنرمندی به هم پیوند می‌زند؛ فردی که قرار است به عنوان مستأجر وارد خانه‌ی خالی شود، خود گویی بخشی از یک اتفاق بزرگتر است که به شخصیت اصلی داستان (که گویا خود رهبر شهید انقلاب هستند، با توجه به یادداشت) مرتبط است.
استفاده از عباراتی چون «تقدیر الهی» و «گره خوردن اتفاق» نشان می‌دهد که نویسنده، فراتر از یک گزارش صرف، به دنبال روایت سرنوشت و تأثیرات متقابل وقایع بر یکدیگر است.

«آقای ایرانشهر»: روایتی از خاطرات، تاریخ و تقدیر است که برای انس و آشنایی با رهبر شهید انقلاب گزینه بسیار مناسبی است. 

پربازدیدترین آخرین اخبار