مروری بر کتاب « اختراع قوم یهود » / یک سند تماماً جعلی
اسرائیل چگونه خود را «دولت قوم یهود» میخواند؟ ریشه این ادعا به کجا بازمیگردد؟ آیا واقعاً مردمی به نام «قوم یهود» با پیشینهای نژادی و سرزمینی واحد در طول تاریخ وجود داشته است؟
اینها پرسشهایی هستند که شلومو زند، استاد تاریخ در دانشگاه تلآویو، در کتاب پرفروش و جنجالی خود مطرح میکند. او که تخصص اصلیاش تاریخ اروپا و ناسیونالیسم است (نه تاریخ یهود)، از جایگاه یک «ناظر بیرونیِ درون جامعه» به سراغ نقد تاریخنگاری رسمی اسرائیل رفته است.
کتاب نخستین بار در سال ۲۰۰۸ به زبان عبری منتشر شد و بلافاصله طوفانی از واکنشها را برانگیخت. زند در این اثر تحت تأثیر آرای بندیکت اندرسون (ملتها بهمثابه «جماعتهای تصورشده») و اریک هابسبام، تلاش میکند نشان دهد آنچه امروز «قوم یهود» خوانده میشود، برساخته مورخان ناسیونالیست در قرن نوزدهم اروپاست. به باور او، این «اختراع» تاریخی، بعدها به رکن اصلی مشروعیتبخش به پروژه استعماری صهیونیسم تبدیل شد.
ایده مرکزی: قوم یهود، یک ساختار مدرن
زند در ابتدای کتاب پرسش بنیادینی مطرح میکند: آیا یهودیت در طول تاریخ یک «فرهنگ-باور» (یعنی دین مشترک) بوده است یا یک «فرهنگ-ملت» یکپارچه؟ او پاسخ میدهد که آنچه امروز «قوم یهود» نامیده میشود، برساخته مورخان ناسیونالیست قرن نوزدهم در اروپاست – همانطور که بسیاری از ملتهای مدرن دیگر نیز چنین «ساختهای» هستند .
سه رکن اصلی استدلال زند
۱. رد اسطوره تبعید تاریخی
یکی از مهمترین ادعاهای کتاب این است که «تبعید جمعی یهودیان» پس از تخریب معبد دوم در سال ۷۰ میلادی توسط رومیان، هیچ مدرک تاریخی محکمی ندارد. زند میگوید شواهد باستانشناسی و تاریخی نشان میدهد که جمعیت یهودی فلسطین بهندرت بهطور کامل رانده شدهاند و در واقع، بسیاری از ساکنان اولیه فلسطین (از جمله فلسطینیان امروزی) احتمالاً از نوادگان همان یهودیان باستان هستند.
نقش مهم گروش به یهودیت
برخلاف تصور رایج که یهودیت را دینی غیر تبلیغی و بسته میداند، زند نشان میدهد در دوران هلنیستی و رومی، یهودیت دینی فعال در جذب پیروان بوده است. او معتقد است بخش بزرگی از جوامع یهودی در سراسر جهان، حاصل همین گروشهای دستهجمعی بودهاند – نه نتیجه تبعید و پراکندگی از یک «سرزمین مادری» واحد .
فرضیه خزر و ریشههای یهودیان اشکنازی
جنجالیترین بخش کتاب، دفاع از «فرضیه خزر» است. بر اساس این نظریه که نخستین بار آرتور کستلر در کتاب «قبیله سیزدهم» مطرح کرد، توده اصلی یهودیان اشکنازی اروپای شرقی از نوادگان امپراتوری خزر در منطقه میان دریای سیاه و خزر هستند که در قرن هشتم میلادی به یهودیت گرویدند. زند تأکید میکند که این فرضیه از نظر تاریخی قابل اعتناست، اما از دهه ۱۹۷۰ به بعد به دلایل ایدئولوژیک در محافل دانشگاهی اسرائیل سرکوب شده است .
نقد وضعیت موجود اسرائیل
زند این بحث های تاریخی را به نقد امروز اسرائیل پیوند میزند. او استدلال میکند تا زمانی که اسرائیل خود را «دولت قوم یهود» میداند، نمیتواند یک دموکراسی واقعی باشد. به باور او، اسرائیل یک «قومسالاری» (ethnocracy) است که میان شهروندان خود بر اساس هویت قومی-دینی تبعیض قائل میشود. او پیشنهاد میکند که اسرائیل بهجای اصرار بر «یهودی بودن»، فرآیند «اسرائیلیشدن» را آغاز کند و به کشوری مدنی و چندفرهنگی برای همه شهروندانش تبدیل شود .
این کتاب که در اسرائیل پرفروش شد، واکنشهای بسیار متفاوتی برانگیخت. هواداران آن را اثری شجاعانه در افشای تابوهای فکری اسرائیل میدانند . منتقدان اما زند را متهم میکنند که غیرتخصصی عمل کرده، شواهد را گزینشی به کار گرفته و از مرزهای نقد علمی فراتر رفته است. با این حال، حتی منتقدان نیز پذیرفتهاند که پرسشهایی که او مطرح کرده – درباره ماهیت هویت یهودی و رابطه آن با ناسیونالیسم – سوالاتی جدی و درخور تأمل هستند .
کتاب «اختراع قوم یهود» با جملهای تأملبرانگیز به پایان میرسد: «اگر تاریخ این ملت عمدتاً یک رویا بوده است، چرا از نو رویاپردازی درباره آینده را پیش از آنکه کابوس شود، آغاز نکنیم؟»