قدرت، قانون و نظم نوین جهانی / پژوهشی در نسبت جهاد و قانونگذاری با تأکید بر جنگ رمضان
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، نوشتار سعی دارد که نسبت میان «قدرت عادلانه» و «قانون» را در اندیشه سیاسی اسلام بازتعریف کند و این مهم را با تحلیل رویداد «جنگ رمضان» بهمثابه یک رخداد پارادایمی به انجام رساند. پرسش محوری آن است که آیا جهاد فیسبیلالله صرفاً کارکردی دفاعی دارد یا میتواند به منشأ وضع قواعد نوین در عرصههای منطقهای و جهانی تبدیل شود. پژوهش پیشِ رو با کاربست روش تحلیل مفهومی–تفسیری و با تکیه بر دو منبع اصیل – حدیث نبوی «الخیر کلّه فی السیف» و آیه ۶۰ سوره انفال – استدلال میکند که «قدرتِ مبتنی بر بازدارندگیِ جهادی» نه تنها با قانونمداری در تعارض نیست، بلکه شرط لازم برای تحقق قواعد عادلانه و کارآمد در نظم بینالملل به شمار میرود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که جنگ رمضان، بهعنوان مصداق عینیِ «أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، هژمونی فناورانه غرب را در هم شکست و الگوریتمهای تازهای از قدرت را معرفی کرد که در آنها «عقلانیت راهبردی دینی» جایگزین دستگاه محاسباتی صرفاً مادی میشود. در این الگو، رابطه حاکمیت و ملت از جنس «امام و امت» (رابطه ولایی و قلبی) است و فضایل جهاد، استقامت و شهادتطلبی، بهعنوان عوامل بنیادین شکستناپذیری جامعه عمل میکنند. نتیجه آنکه جبهه مقاومت و اقتصاد مقاومتی، ترجمه عینی و عملی آیه ۶۰ انفال و حدیث «الخیر معقود فی نواصی الخیل» هستند و میتوانند زمینهساز نظم نوین جهانیِ مبتنی بر اولویت حقوق مستضعفان در برابر مستکبران گردند.
تصور رایج در نظریههای کلاسیک حقوق عمومی و روابط بینالملل این است که قانون را نهادهای قانونگذار مانند پارلمانها، نهادهای فراملی یا حقوقدانان متخصص وضع میکنند و قدرت نظامی صرفاً ابزاری برای اجرای قانون است، نه منشأ آن. اما وقایع میدانیِ جنگ اخیر ائتلاف آمریکایی-صهیونی علیه ایران و محور مقاومت در منطقه (که در این یادداشت از آن تحت عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود – اشاره به رویارویی مستقیم یا غیرمستقیم جمهوری اسلامی ایران با قدرتهای سلطهگر در ماه رمضان) نشان داد که این تصور نیاز به بازبینی اساسی دارد. در این رخداد تاریخی، «مجاهدان فیسبیلالله» نه تنها در میدان نبرد به پیروزی نظامی دست یافتند، بلکه توانستند به مثابه «مقرّر و مفسّر قانون» در عرصههای منطقهای و جهانی ظاهر شوند؛ بدین معنا که قواعد جدیدی را در زمینههایی نظیر امنیت تنگه هرمز، نحوه تجارت در خلیج فارس، استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و حمایت حقوقی از جبهه مقاومت، دیکته یا طراحی کردند. این مسئله پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا رابطه میان «قدرت عادلانه» (که ریشه در جهاد و بازدارندگی دارد) و «قانون» صرفاً ابزاری است، یا قدرت میتواند خود را به عنوان مبدأ و مبنای هنجارگذاریِ خیرآفرین ثابت کند؟ این یادداشت با تکیه بر احادیث جهاد (بهویژه حدیث نبوی «الخیر کلّه فی السیف») و تفسیر آیه ۶۰ سوره انفال، در صدد اثبات این مدعاست که «قدرتِ مبتنی بر جهاد در راه خدا» نه تنها مانع قانونگریزی نیست، بلکه قانونسازِ قواعد عادلانهای است که از حقوق مستضعفان در برابر زورگویان دفاع میکند و میتواند نظم نوین جهانی را بر پایه عقلانیت راهبردیِ دینی بازتعریف کند.
تحلیل حدیث «الخیر کلّه فی السیف» و نسبت آن با قانون
در منابع معتبر حدیثی شیعه، با سندی از امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است: «الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ، وَتَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ، وَلَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ، وَالسُّیُوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ» (کلینی، ۱۴۲۹، ج ۹، ص ۳۵۵). در شرح این حدیث، «سیف» به عنوان نماد جهاد و سمبل سلاحهای کارآمد جنگی به کار رفته است (جمعی از محققان، ۱۴۲۸، ج۲، ص۹) و «مقالید الجنّة و النار» بدین معناست که شمشیرها (مجاهدان) کلیدهای بهشت برای مؤمن و جهنم برای کافرند (شریف کاشانی، ۱۴۰۴، ص۲۶۴). از منظر فقهی، جهاد «بابی از درهای بهشت» و «زره محکم خداوند» شمرده شده است (حسینی روحانی، ۱۴۱۲، ج۱۳، ص۹). اما دلالت اصلی این حدیث برای بحث قانونگذاری در عبارت «لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ» نهفته است؛ بدین معنا که نظم و قوام جامعه انسانی، استقرار عدالت و اجرای قوانین خیرآفرین، بدون پشتوانه قدرتِ عادلانه و بازدارنده میسر نیست. بنابراین، صرف وضع قانون بر کاغذ، بدون اقتداری که بتواند آن را در برابر دشمنان و متجاوزان تحقق بخشد، بیثمر و چه بسا زمینهساز ظلم خواهد بود. بر این اساس، نظریه «قدرت، قانونساز است» – که در نگاه اول ممکن است یادآور نظریات رئالیستی در حقوق بینالملل (مانند کارل اشمیت) باشد – در اندیشه اسلامی نه به معنای زورمداری بیقید و شرط، بلکه به معنای «قدرتِ جهادیِ عادلانهای» تفسیر میشود که در پرتو ایدئولوژی الهی، مسیر خیر و برکت جامعه را هموار میکند و زمینهساز تدوین قواعدی میشود که در آنها حقِ محرومان و مستضعفان بر توانمندان و زورگویان مقدم داشته میشود. از همین رو، رابطه میان حاکمیت و مردم در این الگو از جنس «امام و امت» (رابطه قلبی و ولایی) است، نه رابطه صرف شهروند–دولت، و همین امر سبب میشود که ملتی با خصیصه جهاد، استقامت و شهادتطلبی، در برابر تهدیدهای دشمنان شکستناپذیر باشد و بتواند هنجارهای نوینی را به نظام بینالملل دیکته کند.
قدرت قانونساز در بوتهی آزمون تاریخی: جنگ رمضان
جنگ رمضان را هرگز نمیتوان صرفاً بهعنوان یک درگیری منطقه¬ای با بهانه برنامه هستهای ارزیابی کرد. این جنگ، «طلیعه تغییر مرزهای ارزشی و الهیاتی» در جهان معاصر بود و مقدمهای برای نگارش قوانین عادلانه در سطح منطقه و جهان به شمار میرود؛ قوانینی نظیر تنظیم حقوقی تجارت در خلیج فارس (که پیشتر در انحصار قدرتهای فرامنطقهای بود)، طراحی قانون تردد در تنگه هرمز بر اساس مصالح امنیتی ایران و همسایگان، تدوین چارچوب حقوقی تأمین امنیت شرق آسیا (با الهام از الگوی مقاومت)، قانون عادلانه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای با اعمال محدودیت متقابل بر همه کشورها و نه فقط ایران، و در نهایت، حمایت رسمی حقوقی از جبهه مقاومت در برابر اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی. اما فراتر از این قواعد خاص، جنگ رمضان نشان داد که ایران دارای «قدرت جدید ژئوپلیتیکی» است که فراتر از منابع انسانی، انرژی، معادن و دانش فناوری عمل میکند – قدرتی که میتواند ایران را بار دیگر به جایگاه تاریخی خود به عنوان چهارراه راهبردی اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب بازگرداند. این جنگ در واقع، جنگ «الگوریتمهای تازه» و روایتهای جدید از قدرت بود؛ جنگی که هژمونی فناوریهای غرب و سلطه مستکبران را در عرصههای نظامی و اقتصادی شکست و مرزهای سنتی قدرت را جابجا کرد. در نتیجه، تعریف «پیروزی» دیگر صرفاً به تصرف جغرافیایی یا برتری عددی نیروها خلاصه نمیشود، بلکه «دستگاه محاسباتی مبتنی بر ایدئولوژی دینی» جایگزین آن میگردد؛ دستگاهی که در آن، ایدئولوژی حرف اول را میزند و نوع روابط اجتماعی و بینالمللی را تعیین میکند. از همین رو، شهید مطهری در کتاب قیام و انقلاب مهدی تصریح میکند: «اسلام دین قدرت و قوت و دین مجاهدساز است» (مطهری، ۱۴۰۲، ص ۷۸-۸۰) و ویل دورانت در تاریخ تمدن خود اعتراف میکند: «هیچ دینی به اندازه اسلام، امت خویش را به سوی قوت و قدرت نخوانده است.» این آموزهها در عمل بهوسیله جبهه مقاومت و اقتصاد مقاومتی تجسم یافت – همان چیزی که رهبر شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای بهعنوان «ترجمه عینی و عملیِ آیه نقش بسته بر سینه پاسداران» توصیف فرمود.
تحلیل آیهی ۶۰ انفال: قاعدۀ «ترهیب» و بازدارندگی بهمثابۀ منشأ نظم حقوقی
قرآن کریم در آیه ۶۰ سوره انفال میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ». در تفسیر این آیه، مفسران بزرگی، چون شیخ طوسی در التبیان «قُوَّة» را به معنای هر نوع سلاح و ابزار جنگی و نیز هر آنچه انسان را بر دشمن توانا میسازد، تفسیر کردهاند (طوسی، بی تا، ج۵، ص۱۴۷)؛ برخی از مفسران قوّه را به معنای «رمی» (نیروی پرتابی) گرفتهاند (همان) که با توجه به شرایط جنگهای مدرن، شامل موشکهای بالستیک، کروز و هوایی میشود. همچنین «الخیر معقود فی نواصی الْخَیْل» (کلینی، ۱۴۲۹، ج ۹، ص ۳۶۹) به معنای آمادهسازی دائم اسبهای جنگی است که در عصر کنونی، مصداق آن نگهداری و بهروزرسانی مستمر صنایع دفاعی و نیز حضور قدرتمند در عرصههای چهارگانه (زمینی، دریایی، هوایی و سایبری) میباشد. وهبه زحیلی در التفسیر الوسیط چهار قاعده کلان از این آیه استنباط میکند: نخست، «استعداد دائم برای مواجهه با دشمن» در هر زمان و مکانی، و متناسب با پیشرفت فنّاوری نظامی؛ دوم، اینکه واژه «قُوَّة» به صورت نکره آمده تا همه انواع قدرت (مادی، معنوی، فنی، مالی و انسانی) را در بر گیرد؛ سوم، اینکه «ارهاب» در این آیه به معنای بازدارندگی و ایجاد رعب در دل دشمن است – نه تروریسم که در اصطلاحات تحریفشده غربی معادل شر میگیرد – و این بازدارندگی هدفِ نهایی نیست، بلکه شرط لازم برای تأمین صلحی است که در آن، حقوق مؤمنان و مستضعفان تضمین شود؛ و چهارم، اینکه انفاق در راه تسلیح و اعداد، هرچند به ظاهر هزینه باشد، در حقیقت سرمایهگذاری برای عدالت است و خداوند پاداش آن را به تمامی و بدون ستم بازمیگرداند (زحیلی، ۱۴۲۲، ج۱، ص۸۱۶–۸۱۷). افزون بر اینها، حدیث معتبری از امام محمد باقر علیهالسلام در الکافی مرحوم کلینی (کلینی، ۱۴۲۹، ج ۹، ص ۳۶۹) نقل شده که فرمود: «الْخَیْرُ کُلُّ الْخَیْرِ مَعْقُودٌ فِی نَوَاصِی الْخَیْلِ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛ یعنی تمام خیر و برکت تا روز قیامت در پیشانی اسبهای جنگی (کنایه از استمرار جهاد و آمادگی نظامی) گره خورده است. این روایت به خوبی نشان میدهد که تکلیف «اعداد ما استطعتم من قوّة» نه تنها مختص به عصر پیامبر (ص) نبوده، بلکه در عصر غیبت نیز بر عهده مسلمانان است و میتواند شامل جهاد ابتدایی و دفاعی، و به تبع آن، قدرت قانونسازیِ مجاهدان در پرتو همین بازدارندگی باشد (جمعی از مولفان، بی تا، ج ۳۳، ص ۱۶۳). در واقع، آیه ۶۰ انفال یک «نظریه قدرت بازدارنده» را ارائه میدهد که بر اساس آن، هرگونه قانون عادلانه در روابط داخلی و بینالمللی، اگر نتواند پشت خود را به چنین قدرتی تکیه دهد، در برابر تجاوز دشمنان آسیبپذیر خواهد بود. از این منظر، «قانون» نه صرفاً متن مصوب مجلس، بلکه نظمِ برآمده از اقتدار جهادی است که در آن، حقِ تعیین سرنوشت و معاهدات عادلانه با بازیگران جهانی، نصیب کسانی میشود که «قوّة» را در بالاترین سطح خود به کار گرفتهاند. این همان معنای حدیث نبوی است که «السیوف مقالید الجنّة و النار» – یعنی شمشیرها (قدرتِ مجاهدان) کلیدهای بهشت و جهنماند (کلینی، ۱۴۲۹، ج ۹، ص ۳۵۵ و ۳۵۶)؛ بهشتی که همان نظم عادلانه مبتنی بر ایمان است، و جهنمی که نظم ستمباره سلطهگران جهانی.
با جمعبندی مباحث پیش گفته، چند نکته اساسی به دست میآید: اولاً، بر اساس احادیث معتبر (از جمله حدیث «الخیر کلّه فی السیف») و تفسیر آیه ۶۰ انفال، «جهاد فیسبیل الله» و «قدرت بازدارنده» نه تنها منافی قانونمداری نیست، بلکه شرط لازم برای تحقق قوانین عادلانه و کارآمد در جامعه و نظام بینالملل به شمار میرود. ثانیاً، جنگ رمضان به عنوان یک رخداد پارادایمی نشان داد که مجاهدان فیسبیلالله میتوانند به مثابه «مقرّر و مفسّر قانون» عمل کرده و قواعد نوینی در زمینههای ژئوپلیتیک، حقوق انرژی، امنیت منطقهای و حمایت از مقاومت وضع کنند – قواعدی که نظم کهنه مبتنی بر سلطه غرب را به چالش میکشند. ثالثاً، این رویکرد مبتنی بر «عقلانیت راهبردی دینی» است که در آن رابطه حاکمیت و مردم از جنس امام و امت (رابطه ولایی و قلبی) میباشد و فضایل جهاد، استقامت و شهادتطلبی به عنوان عوامل پیوند دهنده و شکستناپذیری جامعه عمل میکنند. رابعاً، آیه ۶۰ انفال یک نظریه کامل از «قدرت بازدارنده» را ارائه میدهد که مبنای آن «اعداد ما استطعتم» در هر عصر و متناسب با پیشرفت فناوری بوده و «ترهیب» (بازدارندگی) را هدف میانی، و تأمین صلح عادلانه را هدف نهایی معرفی میکند. در نهایت، این یادداشت تأکید میکند که ضرورت استدامت جبهه مقاومت و اقتصاد مقاومتی، دقیقاً ترجمه عینی و عملی آیه ۶۰ انفال و حدیث «الخیر معقود فی نواصی الخیل» است؛ ترجمهای که در آن، قانون و قدرت نه در تقابل، بلکه در تعامل و همافزایی، میتوانند تمدن نوین اسلامی را که در آن حقِ مستضعفان بر مستکبران مقدم است، محقق سازند.
منابع
۱. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط– دار الحدیث)، ج۹، ص۳۵۵–۳۵۶، قم: دار الحدیث، ۱۴۲۹ق.
۲. کاشانی، ملا حبیبالله شریف، مستقصی مدارک القواعد، ص۲۶۴، قم: چاپخانه علمیۀ، ۱۴۰۴ق.
۳. جمعی از محققان پژوهشگاه تحقیقات اسلامی، جهاد در آینۀ روایات، ج۲، ص۹، قم: زمزم هدایت، ۱۴۲۸ق.
۴. حائری، سید کاظم حسینی، المرجعیة و القیادة، ص۸۰، قم: دار التفسیر، ۱۴۲۵ق.
۵. روحانی، سید صادق حسینی، فقه الصادق علیهالسلام (للروحانی)، ج۱۳، ص۹، قم: دار الکتاب – مدرسۀ امام صادق (ع)، ۱۴۱۲ق.
۶. جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)، ج۳۳، ص۱۶۳، قم: مؤسسۀ دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع)، ۱۴۲۹ق.
۷. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۴۷، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بیتا.
۸. زحیلی، وهبه، التفسیر الوسیط، ج۱، ص۸۱۶–۸۱۷، بیروت: دار الفکر المعاصر، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م.
۹. ابن فرس اندلسی، عبدالمنعم بن عبدالرحیم، أحکام القرآن، ج۳، ص۱۰۳–۱۰۴، بیروت: دار ابن حزم، ۱۴۲۷ق.
۱۰. مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی (ع) از دیدگاه فلسفه تاریخ و مقاله شهید، انتشارات صدرا، تهران، ۱۴۰۲ شمسی.
محمد زبده- پژوهشگر و مدرس دانشگاه