مذاکرات بیپایان ایران و آمریکا؛ توافق خیلی دور و خیلی نزدیک!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ توافق اخیر میان آمریکا و ایران بهعنوان گامی در جهت کاهش تنش و گشودن صفحهای تازه از دیپلماسی معرفی میشود، اما این تصویر بیش از آنکه بازتابی دقیق از واقعیت درگیری باشد، به یک خوش خیالی شبیه است. صحنه موجود نشانه تولد یک مصالحه پایدار نیست، بلکه بیشتر بازتولید همان بحران در قالبی آرامتر و کمسروصداتر است
طبق گزارشها این توافق شامل تمدید آتشبس برای ۶۰ روز، بازگشایی تنگه هرمز، صادرات نفت به تهران و آغاز مسیر مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران است.
در عمق ماجرا، این توافق بازتاب یک تحول راهبردی واقعی در مواضع آمریکا نیست، بلکه بیشتر نشاندهنده این واقعیت است که ادامه رویارویی برای دولت ترامپ بسیار پرهزینه شده است. انزوای سیاسی و تنها ماندن ایالات متحده در این جنگ آنها را به سوی راه خروج کشانده است.
نمیتوان انکار کرد که هر توافقی که احتمال رویارویی مستقیم میان آمریکا و ایران را کاهش دهد، در اصل یک تحول مهم به شمار میرود. زیرا جنگ آشکار میان دو کشور، تهدیدی جدی برای امنیت منطقه، آزادی کشتیرانی و بازارهای انرژی بود؛ علاوه بر ادامه آسیبهایی که کشورهای خلیج فارس میزبان پایگاههای آمریکایی از طریق موشکها و پهپادها تجربه کردند و ثبات چندین کشور عربی را مستقیماً تهدید میکرد.
اما مشکل در اصلِ کاهش تنش نیست، بلکه در محدودیتهای آن است. آتشبس به معنای پایان درگیری نیست و آرام شدن شرایط لزوماً به معنای دستیابی به یک راهحل راهبردی پایدار نیست. توافق فعلی بیشتر شبیه مدیریت بحران است تا پایان آن، زیرا تمرکز آن بر کاهش فوری تنش بوده، نه بر حل ریشههای عمیقی که این بحران طولانی را ایجاد کردهاند.
اینجاست که تناقض اصلی آشکار میشود: توافق، انفجار را در کوتاهمدت مهار میکند، اما عواملی را که میتوانند بعداً دوباره بحران ایجاد کنند، از میان نمیبرد.

میان مصالحه و فرسایش
آمریکا این نتیجه رسیده است کهکه ادامه درگیری هزینهای سنگین و غیرقابلچشمپوشی دارد. از نگاه آمریکا، نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی جهانی و ثبات بازار انرژی ــ بهویژه در سایه تنش پیرامون تنگه هرمز ــ اهمیت زیادی داشت.
اما اشتراک در نیاز به آرامش، لزوماً به معنای توافق واقعی درباره آینده نیست. اگر آمریکا نه میتواند تمام شروط خود را تحمیل کند و نه میتواند ایران را بدون هزینه رها کند، نتیجه طبیعی آن توافقی ناقص خواهد بود که شاید نیاز امروز را پاسخ دهد، اما آینده را تضمین نکند.
تناقض بزرگتر اینجاست که واشنگتن دوباره به منطق تفاهم مرحلهای با تهران بازگشته، در حالی که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای قبلی خارج شده بود و آن را ناکافی میدانست؛ زیرا بهگفته او، مسائل مربوط به نفوذ منطقهای ایران و برنامه موشکی را حل نمیکرد.
اما آنچه امروز از توافق جدید دیده میشود، بیشتر نشاندهنده تعویق این مسائل به مذاکرات بعدی است. این موضوع نشان میدهد که اولویت آمریکا از دستیابی به یک توافق جامع، به مدیریت تنش و جلوگیری از جنگ منطقهای تغییر کرده است. یعنی واشنگتن از اهداف خود صرفنظر نکرده، بلکه موقتاً سطح مطالباتش را کاهش داده است.

کارشکنی لابی صهیونیستی
هیچ توافقی میان آمریکا و ایران را نمیتوان جدا از لابی صهیونیستی دانست. اسرائیل چنین توافقهایی را یا یک اشتباه راهبردی میداند یا در بهترین حالت، امتیازی بیدلیل از سوی آمریکا.
کانال ۱۳ اسرائیل به نقل از منابع نظامی گزارش داده که ایران عمداً مذاکرات را طولانی میکند تا ناوهای هواپیمابر آمریکایی از منطقه خارج شوند، در حالی که ارتش اسرائیل با نگرانی احتمال شکست مذاکرات و بازگشت درگیری نظامی را زیر نظر دارد.
رفتار آمریکا بیشتر از آنکه گامی بهسوی یک راهحل تاریخی باشد، نوعی مانور سیاسی برای خرید زمان و کاهش هزینههاست. ترامپ همان جنایتکاری است که دو بار به میز مذاکره خیانت کرده و بارها آتش بس را نقض کرده است.
