رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان چه می‌خواهد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۱۳۷۷
گزارش|

رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان چه می‌خواهد؟

ویرانی‌های گسترده در جنوب لبنان، تخریب خانه‌ها و تأسیسات، خاک‌برداری مناطق مسکونی، تخریب قبرستان‌ها و قطع درختان، تنها بخشی از تصویری است که امروز از مناطق جنوبی لبنان مخابره می‌شود. هم‌زمان با تداوم این وضعیت، مقام‌های رژیم صهیونیستی از احتمال باقی ماندن نیروهای خود در بخش‌هایی از جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه امنیتی گسترده در جنوب رود لیتانی سخن می‌گویند؛ طرحی که می‌تواند با محدودیت بازگشت ساکنان برخی روستاهای مرزی همراه شود.
لبنان

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ ویرانی‌های گسترده در جنوب لبنان، تخریب خانه‌ها و تأسیسات، خاک‌برداری مناطق مسکونی، تخریب قبرستان‌ها و قطع درختان، تنها بخشی از تصویری است که امروز از مناطق جنوبی لبنان مخابره می‌شود. هم‌زمان با تداوم این وضعیت، مقام‌های رژیم صهیونیستی از احتمال باقی ماندن نیروهای خود در بخش‌هایی از جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه امنیتی گسترده در جنوب رود لیتانی سخن می‌گویند؛ طرحی که می‌تواند با محدودیت بازگشت ساکنان برخی روستاهای مرزی همراه شود.

اما آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً یک تحول نظامی مقطعی نیست. در پس این تحولات، پرسشی تاریخی قرار دارد: آیا سیاست کنونی رژیم صهیونیستی در قبال لبنان ادامه همان تصورات و طرح‌هایی است که از نخستین دهه‌های شکل‌گیری جنبش صهیونیستی درباره لبنان وجود داشت؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند بازگشت به بیش از یک قرن پیش است؛ زمانی که لبنان برای بخشی از جریان صهیونیستی نه فقط یک همسایه شمالی فلسطین، بلکه کشوری با ویژگی‌های متفاوت از سایر کشورهای عربی تلقی می‌شد؛ کشوری که به دلیل ساختار طایفه‌ای، حضور پررنگ مسیحیان و به‌ویژه مارونی‌ها و اختلافات سیاسی پیرامون مسئله عرب‌گرایی و وحدت سوریه، می‌توانست به میدان مناسبی برای نفوذ سیاسی تبدیل شود.

لبنان؛ «استثنای عربی» در نگاه صهیونیست‌ها



مطالعه لیئورا آیزنبرگ با عنوان «دشمنِ دشمن من: لبنان در تخیل صهیونیست‌های نخستین، ۱۸۹۰ تا ۱۹۴۸» یکی از پژوهش‌هایی است که به بررسی این نگاه تاریخی پرداخته است.

بر اساس این پژوهش، بخشی از محافل صهیونیستی در دهه‌های نخست قرن بیستم، لبنان را یک «استثنا» در محیط عربی می‌دانستند. از نگاه آنان، ساختار چندطایفه‌ای لبنان و جایگاه ویژه جامعه مارونی، در کنار اختلافات سیاسی درباره رابطه لبنان با سوریه و جهان عرب، می‌توانست فرصت‌هایی برای ایجاد ارتباط با نیروهای داخلی فراهم کند.

این نگاه به‌تدریج از سطح تحلیل نظری فراتر رفت و به ایجاد شبکه‌ای از ارتباطات با شخصیت‌های سیاسی و مذهبی لبنان منجر شد.

از دهه ۱۹۲۰، تماس‌هایی میان محافل صهیونیستی و طیف‌هایی از نخبگان لبنانی شکل گرفت؛ ارتباطاتی که شخصیت‌های سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و مذهبی از طوایف مختلف را دربرمی‌گرفت.

در میان چهره‌هایی که در اسناد تاریخی از ارتباط آنها با آژانس یهود نام برده شده است، می‌توان به پاتریارک آنتوان عریضه، امیل اده، رئیس‌جمهور لبنان، و اسقف اغناطیوس مبارک اشاره کرد.

این روابط نشان می‌داد که لبنان از همان دوره، در محاسبات بخشی از جریان صهیونیستی جایگاهی فراتر از یک همسایه معمولی پیدا کرده بود.

«ائتلاف اقلیت‌ها»؛ راهبردی فراتر از لبنان



ارتباط با برخی جریان‌های لبنانی در چارچوب ایده بزرگ‌تری شکل گرفت که بعدها با عنوان «ائتلاف اقلیت‌ها» شناخته شد.

منطق این ایده ساده بود: اگر رژیم صهیونیستی بتواند با اقلیت‌های دینی و قومی منطقه ارتباط برقرار کند، ممکن است بتواند در برابر دولت‌های عربی و جریان‌های ملی‌گرای عرب، شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای ایجاد کند.

این رویکرد بعدها در قالب چیزی که یوسی آلفر از آن با عنوان «دکترین پیرامون» یاد می‌کند، توسعه یافت. بر اساس این نگاه، رژیم صهیونیستی می‌توانست به جای تمرکز صرف بر دولت‌های مرکزی عربی، با گروه‌ها و اقلیت‌هایی در حاشیه آنها روابط راهبردی برقرار کند.

لبنان به دلیل ساختار طایفه‌ای خود، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این محاسبه بود.

در این میان، توجه ویژه‌ای به برخی محافل مارونی وجود داشت. اسناد مورد بررسی پژوهشگرانی مانند آیزنبرگ و رؤوین ارلیخ نشان می‌دهد که برخی جریان‌های لبنانی تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین را حتی می‌توانستند عاملی برای تقویت موقعیت لبنان در برابر پروژه وحدت سوریه و جریان‌های عرب‌گرا تلقی کنند.

در دهه ۱۹۴۰ نیز بحث‌هایی درباره امکان نوعی «همکاری سیاسی بلندمدت» میان دولت یهودیِ احتمالی و نخبگان لبنانی مخالف وحدت سوریه و جریان‌های عرب‌گرا مطرح شد.

چرا رود لیتانی برای رژیم صهیونیستی اهمیت داشت؟



اگر لبنان در نگاه صهیونیستی یک «استثنا» محسوب می‌شد، جنوب لبنان و رود لیتانی نیز جایگاه ویژه‌ای در محاسبات جغرافیایی و امنیتی داشتند.

اهمیت لیتانی صرفاً به مسائل نظامی محدود نبود. آب، جغرافیا و امنیت، سه مؤلفه‌ای بودند که این رود را برای بخشی از رهبران صهیونیست به یک نقطه راهبردی تبدیل می‌کردند.

در نگاه برخی رهبران صهیونیست، مرزهای شمالی فلسطین تحت قیمومیت الزاماً همان چیزی نبود که «مرزهای طبیعی» دولت یهودی باید باشد. از همین منظر، رود لیتانی به‌عنوان یکی از عناصر مهم جغرافیایی منطقه مورد توجه قرار گرفت.

به این ترتیب، جنوب لبنان در برخی تصورات صهیونیستی تنها یک منطقه مرزی نبود؛ بلکه بخشی از یک معادله بزرگ‌تر امنیتی، آبی و جغرافیایی محسوب می‌شد.
فراتر از مرز؛ ایده‌های تغییر بافت جمعیتی جنوب لبنان

 

رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان چه می‌خواهد؟

 

موضوع حتی از بحث مرز و آب نیز فراتر رفت.



برخی ایده‌های مطرح‌شده در محافل صهیونیستی شامل تغییر در واقعیت جمعیتی جنوب لبنان بود. از جمله این طرح‌ها می‌توان به اسکان مارونی‌ها در مناطق شیعه‌نشین مرزی، خرید زمین‌های گسترده در جبل عامل، ایجاد ارتباط جغرافیایی میان مناطق مسیحی و فلسطین تحت کنترل یهودیان و کاهش تراکم جمعیت شیعه در مناطق جنوبی اشاره کرد.

این ایده‌ها نشان می‌دهد که نگاه برخی محافل صهیونیستی به لبنان، صرفاً یک نگاه امنیتی نبود؛ بلکه در مواردی با تصور تغییر ساختار اجتماعی و جغرافیایی مناطق مرزی نیز همراه می‌شد.

البته مطرح شدن چنین ایده‌هایی به معنای تحقق آنها در میدان عمل نیست. تجربه تاریخی نشان داده است که فاصله میان طرح‌های راهبردی و امکان اجرای پایدار آنها در لبنان بسیار زیاد بوده است.
یکی از مهم‌ترین اسناد مرتبط با این نگاه به لبنان، یادداشت‌های دیوید بن‌گوریون است.

بن‌گوریون در ماه مه ۱۹۴۸، لبنان را «نقطه ضعف» ائتلاف عربی توصیف کرد و از امکان شکل‌گیری یک دولت مسیحی سخن گفت که رود لیتانی می‌توانست مرز جنوبی آن باشد و این دولت با رژیم صهیونیستی پیمان صلح امضا کند.

این نگاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد در همان مقطع تأسیس رژیم صهیونیستی، لبنان در برخی محاسبات صهیونیستی نه فقط به‌عنوان یک کشور همسایه، بلکه به‌عنوان کشوری با امکان تغییرات سیاسی و جغرافیایی مورد توجه قرار داشت.

در چنین چارچوبی، جنوب لبنان، لیتانی و ساختار طایفه‌ای لبنان به یکدیگر پیوند می‌خوردند و تصویری از یک محیط پیرامونی مطلوب برای رژیم صهیونیستی شکل می‌گرفت.

از ایده تا مداخله؛ اما با محدودیت‌های جدی



با این حال، تاریخ نشان داده است که تبدیل این تصورات به یک نظم سیاسی پایدار، بسیار دشوارتر از چیزی بوده که در محافل راهبردی رژیم صهیونیستی تصور می‌شد.

مداخلات رژیم صهیونیستی در لبنان در دوره‌های مختلف، از عملیات‌های نظامی گرفته تا اشغال بخش‌هایی از جنوب این کشور، نتوانست یک ترتیبات سیاسی پایدار و بلندمدت مطابق با همه اهداف رژیم صهیونیستی ایجاد کند.

ساختار پیچیده لبنان، تنوع طایفه‌ای، رقابت‌های داخلی، نقش بازیگران منطقه‌ای و تغییر موازنه قدرت در این کشور، همواره محاسبات خارجی را با محدودیت مواجه کرده است.

از سوی دیگر، قدرت سیاسی مارونی‌ها نیز نسبت به دهه‌های نخست شکل‌گیری لبنان تغییر کرده و دیگر نمی‌توان وضعیت سیاسی امروز را با شرایطی که در دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ وجود داشت، یکسان دانست.

بنابراین، حتی اگر برخی مؤلفه‌های سیاست امروز رژیم صهیونیستی شباهت‌هایی با تصورات تاریخی داشته باشد، شرایط کنونی لبنان بسیار متفاوت از دوره‌ای است که این ایده‌ها برای نخستین بار شکل گرفتند.

آیا تاریخ در جنوب لبنان تکرار می‌شود؟



تحولات کنونی جنوب لبنان بار دیگر این پرسش را به مرکز توجه آورده است.

سخن گفتن از ایجاد منطقه امنیتی در جنوب لیتانی، محدود کردن بازگشت ساکنان برخی مناطق مرزی و ایجاد واقعیت جغرافیایی جدید، به‌طور طبیعی یادآور بخشی از بحث‌های تاریخی درباره اهمیت جنوب لبنان در تفکر امنیتی رژیم صهیونیستی است.

همچنین بحث درباره آینده روابط لبنان و رژیم صهیونیستی و احتمال حرکت به سمت نوعی عادی‌سازی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا رژیم صهیونیستی بار دیگر تلاش خواهد کرد از شکاف‌های داخلی لبنان برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند یا خیر.

با این حال، نباید از تفاوت‌های مهم شرایط امروز با گذشته غافل شد.

لبنان امروز با لبنان دهه‌های نخست قرن بیستم تفاوت بنیادین دارد. ساختار سیاسی و اجتماعی کشور دگرگون شده، موازنه قدرت میان طوایف تغییر کرده و بازیگران داخلی و خارجی متعددی در معادلات آن نقش دارند.

از این رو، بازتولید پروژه‌های قدیمی، حتی اگر از نظر مفهومی جذاب به نظر برسد، الزاماً به معنای امکان تحقق آنها در شرایط کنونی نیست.

جنوب لیتانی؛ نقطه تلاقی تاریخ و سیاست امروز



آنچه جنوب لبنان را بار دیگر به کانون توجه تبدیل کرده، تنها موقعیت نظامی آن نیست. این منطقه در تقاطع چند مسئله قرار دارد: امنیت رژیم صهیونیستی، مرزهای لبنان، رود لیتانی، مسئله آب، جغرافیای جنوب، ساختار جمعیتی و آینده سیاسی لبنان.

به همین دلیل، هرگونه تغییر پایدار در وضعیت جنوب لبنان می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان جنگ داشته باشد.

از نگاه تاریخی، ادبیات صهیونیستی نشان می‌دهد که جنوب لبنان و رود لیتانی از مدت‌ها پیش در برخی محاسبات راهبردی جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند. از نگاه سیاسی امروز نیز، طرح‌هایی مانند ایجاد منطقه حائل یا امنیتی، جلوگیری از بازگشت ساکنان و تغییر وضعیت مناطق مرزی، می‌تواند معادلات لبنان را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، می‌توان گفت میان تصورات تاریخی و سیاست‌های امروز رژیم صهیونیستی نوعی پیوستگی مفهومی وجود دارد؛ از نگاه به لبنان به‌عنوان محیطی قابل نفوذ و متکی بر شکاف‌های داخلی گرفته تا اهمیت جنوب و لیتانی و تلاش برای ایجاد ترتیبات امنیتی مطلوب در مرزهای شمالی.

اما تاریخ لبنان یک درس مهم نیز دارد: فاصله میان تصور راهبردی و واقعیت سیاسی، در این کشور همواره بسیار زیاد بوده است.

به همین دلیل، حتی اگر برخی سیاست‌های امروز رژیم صهیونیستی یادآور ایده‌های صهیونیستی یک قرن گذشته باشد، تحقق یک نظم سیاسی جدید در جنوب لبنان همچنان با موانع جدی روبه‌رو است؛ موانعی که از پیچیدگی ساختار داخلی لبنان تا مقاومت بازیگران محلی و منطقه‌ای در برابر تغییرات تحمیلی را دربرمی‌گیرد.!

پربازدیدترین آخرین اخبار