نتانیاهو آمریکا را به جنگ ایران کشاند و هیبت سیاسی آن را نابود کرد
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از رای الیوم؛ عبدالباری عطوان، تحلیلگر جهان عرب در تازهترین یادداشت خود نوشت که پیشنویسی برای یک یادداشت تفاهم جهت پایان دادن به تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود داشت و در صورت اجرای آن، شانس زیادی برای موفقیت داشت؛ زیرا آتشبسی دوماهه را فراهم میکرد تا آمریکا و آنچه از اعتبارش باقی مانده بود نجات یابد، میزبانی مسابقات جام جهانی که دهها میلیارد دلار برای برگزاری آن اختصاص داده شده است حفظ شود، خسارتهای این جنگ که تاکنون به ۹۵ میلیارد دلار رسیده و احتمال چندین برابر شدن آن وجود دارد کاهش یابد، و حزب جمهوریخواه و رئیس آن از شکستی بزرگ در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر آینده نجات پیدا کنند؛ انتخاباتی که محبوبیت او در آن به پایینترین سطح خود رسیده است.
موافقت ایران با این یادداشت دور از انتظار نبود، زیرا این سند بهمثابه «نقشه راهی» برای رسیدن به یک توافق نهایی بود که نخست جنگ را متوقف میکرد و در مرحله دوم، مسائل اصلی مورد اختلاف را که در برابر همه دورهای مذاکرات مانع ایجاد کرده بودند، کنار میگذاشت؛ بهویژه پرونده هستهای و شاخههای مختلف آن که ایران آن را «خط قرمز» میداند و معتقد است نمیتوان به آن دست زد، زیرا به حاکمیت و راهبرد امنیتی بلندمدت آن مربوط میشود.
لابی صهیونیستی برای از سرگیری جنگ
آنچه گفته شد را این موضوع تأیید میکند که یک هیئت ایرانی به دوحه رفت تا درباره آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده در بانکهای آن کشور و انتقال فوری آن به بانک مرکزی ایران بهعنوان گام نخست گفتوگو کند و اجرای برخی بندهای توافق آغاز شود که مهمترین آنها بازگشایی دوباره تنگه هرمز به روی کشتیرانی بینالمللی در برابر رفع محاصره از همه بنادر ایران بود؛ اقدامی بهعنوان نشانهای برای بازگرداندن اعتماد ازدسترفته و کاهش تنش.
سؤالی که بر زبان بسیاری از مردم منطقه و حتی خود آمریکا جاری است، این است که چه عواملی باعث شد رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، بهطور ناگهانی عقبنشینی کند و دوباره به تهدیدهای خود درباره یک جنگ کوبنده علیه ایران بازگردد؛ در حالی که او نشستی با فرماندهان ارتش و مقامات ارشد دولت خود در کاخ سفید برگزار کرده بود تا یادداشت تفاهم را تصویب و سپس اجرای مفاد آن را پیش ببرد.
پاسخ کوتاه این است: بنیامین نتانیاهو؛ کسی که آمریکا را به این جنگ کشاند، هیبت سیاسی و نظامی آن را نابود کرد و آن را در باتلاقهای لبنان و غزه، و همچنین ایران و عراق فرو برد؛ آن هم با عنوان از میان بردن «خطر وجودی ایران» برای «اسرائیل»، کندن چنگالها و دندانهای موشکی و هستهای ایران، و تاجگذاری نتانیاهو بهعنوان پادشاه اسرائیل بزرگ در بیشتر، اگر نه همه، سرزمینهای خاورمیانه، و تبدیل همه حاکمان کنونی و جانشینان آنان به «نگهبانانی» که مرجعیتشان قدس اشغالی باشد، و تثبیت ابراهیمیگری صهیونیستی بهعنوان دین رسمی همه شهروندان یا شهرکنشینان در «اسرائیل بزرگ» جدید.
نتانیاهو نمیخواهد این تجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی پیش از تحقق همه اهدافش متوقف شود؛ مهمترین آنها تغییر نظام در ایران و آوردن نظامی جایگزین است که رئیس آن نه عامل آمریکا، بلکه عامل دولت اشغالگر باشد. به همین دلیل او ریاست اتاق عملیات مدیریت این تجاوز را در تلآویو بر عهده داشت و هر روز با خدمتگزار مطیع خود، ترامپ، تماس میگرفت تا دستورهایش را به او بدهد. آنچه نشان میدهد او صاحب تصمیم، حرف آخر و دست برتر است، تشدید فوری و گسترده حمله کنونی نیروهایش در لبنان، بازگشت به جنگ نسلکشی در نوار غزه، تشدید عملیات ترور رهبران حماس در این منطقه، و گسترش دایره اشغال آن به بیش از ۷۰ درصد و چند روز بعد به ۱۰۰ درصد است. چه کسی قرار است مانع او شود؟ ترامپِ عروسک خیمه شب بازی یا میانجیهای عرب؟
گزارشهای اطلاعاتی فرانسه که روز جمعه توسط خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونی بزرگ منتشر شد، تأکید کردهاند که جرد کوشنر، شاگرد نابغه نتانیاهو، و پیرو او استیو ویتکاف، در حال حاضر فشارهای بزرگی را در کاخ سفید و پنتاگون (وزارت جنگ) اعمال میکنند تا تصویب «یادداشت تفاهم» برای پایان دادن به جنگ آمریکا در ایران را متوقف کنند و بازگشت فوری به ازسرگیری جنگ و استفاده از تمام قدرت آمریکا برای سرنگونی نظام ایران را تسریع نمایند.
سکوت جهان عرب درباره تهدیدات علیه عمان
مایه تأسف و درد است که بیشتر نظامهای عربی از نتانیاهو و طرحهای او حمایت میکنند و بهشدت با توقف تجاوز علیه ایران مخالفاند. دلیل آن این است که ۲۱ کشور عربی حتی یک بیانیه «کاغذی» هم صادر نکردند که در آن تهدیدهای ترامپ مبنی بر منفجر کردن سلطنت عمان، اعمال تحریمهای اقتصادی علیه آن و شاید حتی محاصره کامل آن را محکوم کنند. تنها گناه عمان این بود که در حاکمیت بر تنگه هرمز با ایران شریک است. همچنین این کشور تنها دولت عربی و اسلامی بود که تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه تهران را محکوم کرد؛ همانگونه که در همان زمان حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس را نیز محکوم کرده بود.
نکته قابل توجه این است که شورای همکاری خلیج فارس، گذشته از اینکه هیچ نشست فوقالعادهای برای بررسی این تهدید علیه عمان ــ که یکی از اعضای مؤسس آن است ــ برگزار نکرد، تاکنون حتی از صدور یک بیانیه همبستگی، هرچند ظاهری، نیز خودداری کرده است.
تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و محور مقاومت، پس از سه ماه استفاده از همه آنچه در اختیار داشت؛ از ناوهای هواپیمابر و موشکها گرفته تا ناوهای جنگی ویرانگر و بیش از ۵۰ پایگاه نظامی در منطقه، نتوانست این جنگ را به سود خود پایان دهد و نتوانست تسلیم را بر طرف ایرانی تحمیل کند؛ طرفی که زانو نزد و آمادگی نیرومند و غافلگیرکنندهای برای مقابله با این تجاوز از خود نشان داد؛ بر اساس اصل «موشک در برابر موشک» و «پهپاد در برابر پهپاد» و فرو بردن دشمن در یک جنگ فرسایشی منطقهای با پایانی نامعلوم.
این آغاز پایان شکست بزرگ جهانی آمریکا و رهبری آن بر جهان، و آغاز شمارش معکوس شتابان برای فروپاشی و زوال دولت اشغالگر اسرائیل است. این حقایق بر دیوار نوشته شدهاند و مسئله فقط مسئله زمان، نفس بلند، اعتماد به نفس، صبر راهبردی و حمایت از گزینه مقاومت مشروع است.