کد خبر:۱۴۲۵۷۴
انقلابیون در طرابلس مستقر شدند؛
لیبی پس از سرهنگ قذافی
پس از پايان جنگ سرد، پيمان ناتو تجربياتي موفق يا ناکام در بوسني و کوزوو و افعانستان داشته، ولي براي نخستين بار است كه به پيروزي انقلاب مردمي در کشوري اسلامي کمک ميکند، بنابراين روشن است که غربيها سعي ميکنند نظام آينده در ليبي به آنها نزديک باشد.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ سقوط طرابلس و سرنگوني معمر قذافي نقطه عطف مهمي در خيزشهاي منطقه و همچنين مناسبات بينالمللي است؛ اين براي نخستين بار است که پيمان ناتو به مردمي در کشوري اسلامي براي رسيدن به پيروزي و کنار گذاشتن رژيم ديکتاتوري کمک مي کند.
آینده حکومت لیبی
هيچ کس قذافي را نميخواهد. از ماهها قبل، همه قدرتهاي بينالمللي و منطقهاي او را شايسته زمامداري در ليبي نميدانستند. شش ماه مبارزه خونين در ليبي و پيروزي مخالفان موجب نگراني ديگر ديکتاتورها در خاورميانه شده، ولي آيا رهبران دولتهاي غربي و فرماندهان پيمان ناتو نيز نگرانند؟
همه به مردم ليبي تبريک ميگويند، رژيم اين کشور از چند ماه قبل از هم پاشيده شد و بسياري از فرماندهان ارتش و سربازان و وزيران و ديپلماتها به مخالفان پيوستند؛ قذافي تنها بر طرابلس و چند شهر در بخش عربي ليبي حکومت ميکرد که آنها نيز يکي پس از ديگري سقوط کردند.
مأموريت پيمان ناتو در ليبي تا آخر ماه اوت پايان ميگيرد، رهبران دولتهاي عضو ناتو شادمانند که احتمالا ديگر مجبور نخواهند بود گردهم آيند و اين ماموريت را تمديد کنند.
بيشتر تحرکات نظامي در منطقه شمال ليبي است و بيترديد سقوط مرکز (طرابلس) به معناي پايان يافتن عمر حکومت قذافي است، ولي کسي از جنوب ليبي خبر چنداني ندارد؛ البته تجمع مردم و تمرکز جمعيتي در جنوب ليبي چندان زياد نيست و اين بخش شهر مهمي را در خود جاي نداده است، ولي اين منطقه وسيع و دوردست يکي از اماکن دلخواه قذافي براي ادامه مقاومت در برابر مخالفان و پيمان ناتو به شمار مي آمد.
اخوان المسلمين اردن و جنبش حماس از نخستين گروههايي بودند که پيروزي بر قذافي را به مردم ليبي تبريک گفتند؛ در هياهوي رهبران غربي و توصيههاي مکرر آنها به قذافي براي کنار گذاشتن مقاومت و خونريزي، اين نگراني در ميان تصميمگيران غربي وجود دارد که آينده ليبي را چه کساني رقم خواهند زد؟ آيا کساني که با اخوان المسلمين اردن و حماس فلسطين تشابه دارند؟
تا چند روز پيش، برخي ديپلماتهاي غربي سرنگوني قذافي را «پيروزي فاجعه بار» براي غرب ميخواندند، اما با گذشت شش ماه از خيزش مردم در ليبي، هنوز آينده روشن و خالي از ابهامي را نميتوان براي رژيم جديد ترسيم کرد.
ترور عبدالفتاح يونس، از فرماندهان مخالف قذافي به دست گروهي تندرو با افکاري مشابه با طالبان افغانستان، زنگ خطر را براي غرب به صدا درآورد؛ دو دستگي ميان اعضاي شوراي انتقالي و تشکيل دو جبهه اسلامگرايان در مقابل مخالفاني که از تبعيدگاههاي خود در غرب بازگشته بودند، سبب شد که کميته اجرايي اين شورا، که همانند دول موقت عمل مي کرد، کنار گذاشته شود و البته هنوز وقت کافي براي تشکيل کميته اجرايي جديد به دست نيامده است.
اين عقيده طرفداران بيشتري پيدا ميکند که آينده سياسي بسياري از دولتهاي عربي خاورميانه را اخوان المسلمين رقم خواهند زد که علنا از الگوي ترکيه به عنوان سرمشق خود سخن ميگويند. مذاکراتي هم ميان آمريکا و اخوان المسلمين مصر براي تفاهم بيشتر آغاز شده است. اخوانيها سعي ميکنند شخصيتي معتدل از خود نشان دهند. تنها در فلسطين است که اخوان المسلمين آن (جنبش حماس) ناچار به دست بردن به سلاح شده است. اين جنبش نيز در کنار اصرار بر حفظ آتش بس با اسرائيل، بستن عهدنامهاي درباره آزادي سرزمينهاي اشغالي 1967 را از نظر دور نميدارد.
پس از پايان جنگ سرد، پيمان ناتو تجربياتي موفق يا ناکام در بوسني و کوزوو و افعانستان داشته است، ولي براي نخستين بار به پيروزي انقلاب مردمي در کشوري اسلامي کمک ميکند، بنابراين روشن است که غربيها سعي ميکنند نظام آينده در ليبي به آنها نزديک باشد و رهبران انقلابي ليبي نيز هيچگاه لطف و کمک ناتو و غرب را فراموش نميکنند.
آيا تجربه جديد ناتو در هدايت انقلاب ليبي ممکن است قابل تکرار باشد؟ اولين کشور بعد از ليبي که به ذهن متبادر ميشود، سوريه است؛ کشوري که هفته گذشته رهبران غرب از رئيس جمهور آن خواستند که قدرت را واگذارد.
البته وضعيت بشار اسد با قذافي فرق دارد؛ حکم جلب قذافي به دادگاه بينالمللي جنايات جنگي صادر شده است، اما در سوريه هنوز ارتش يکپارچه مانده و هيچ انشعابي در دولت و ميان دولتمردان و سفيران پديد نيامده، هيچ منطقهاي در دست مخالفان نيفتاده و معترضان به حکومت بشار اسد هنوز نتوانستهاند به اتحاد برسند.
جنگ داخلي در سوريه، اگر امکان پذير باشد، امنيت اسرائيل را بشدت به خطر مياندازد؛ اين در حالي است كه ليبي از اسرائيل فاصله دارد و هنري برنارد لوي فرانسوي خود را رابط ميان شوراي انتقالي ليبي و بنيامين نتانياهو ميدانست.
تا کنون غرب سه پايتخت اسلامي را يا خود تصرف کرده و يا به سقوط آن کمک کرده است؛ کابل، بغداد و طرابلس؛ اسرائيل در دهه 80 ميلادي، بيروت در لبنان را تصرف کرد، ولي ناچار به عقب نشيني و سپس فرار از لبنان و پذيرش شکست شد.
در مصر و تونس ديکتاتورها رفتند، ولي نظامهاي سياسي جديد به رفرم و اصلاح ميپردازند، دولتهاي غربي سعي ميکنند خود را به رهبران جديد و آينده نزديک کنند، در ليبي هم نظام سياسي کشور تغيير ميکند و نظامي پارلماني بر اساس انتخابات آزاد شکل مي گيرد، البته آمريکا مايل است تغييراتي در اردن، بحرين و يمن مطابق منافع واشنگتن صورت پذيرد.
نميتوان نقش مردم را در خيزشها و جنبشها ناديده گرفت و هميشه بادها به سود بادبان کشتي غرب نميوزد؛ دولتهاي غربي هنوز هم نميدانند که در چه راهي گام برميدارند، در رژيمهاي ديکتاتوري در جهان عرب، که با غربيها متحد بودند، رأي مردم اهميت و نقشي نداشت، ولي در نظامهاي جديد بايد به رأي مردم احترام گذاشت، مردمي که سابقه استعماري اروپا در کشورهايشان و حمايت بيچون و چراي آمريکا از اسرائيل را فراموش نميکنند.
کشورهای غربی برندگان مناقصههای نفتی
با سقوط نظام قذافی، غربی ها به بهره برداری از نفت لیبی چشم خواهند دوخت. شبکه تلویزیونی فرانس 24 گزارش داد: بهای نفت دریای شمال، برنت، بعداز ظهر دوشنبه 1.6 درصد کاهش یافت.
شرکت نفتی اِنی ایتالیا که اصلی ترین تولید کننده خارجی نفت در لیبی است، به این کشور بازگشته و شاخص این شرکت در پایان معاملات دوشنبه بورس میلان، 6.3 درصد افزایش یافت.
لیبی قبل از آغاز ناآرامی ها یک میلیون و 600 هزار بشکه نفت تولید می کرد و دو درصد صادرات نفت جهان را در اختیار داشت؛ این کشور عظیم ترین ذخایر نفت آفریقا را دارد.
از سوی دیگر احتمال دارد بازیگران جدیدی از جمله شرکت ملی نفت قطر در لیبی وارد بازی شوند.
اکنون این سوال مطرح است که آینده طلای سیاه در لیبی چیست؟
بر اساس گزارش ها، در حالی که هنوز درگیری ها در لیبی ادامه دارد، انقلابیون می خواهند صادرات نفت را آغاز کنند؛ هدف آنها این است که به سطح تولید نفت در پایان سال 2010 برسند.
از شش ماه پیش، لیبی تقریبا هیچ نفتی صادر نکرده است و برخی از کارشناسان معتقدند که لیبی برای اینکه بتواند به سطح تولید یک میلیون و 500 هزار بشکه در روز برسد به سه سال زمان نیاز دارد.
برخی از پالایشگاه های این کشور، بویژه در بندر البریقه که دومین بندر این کشور است و همچنین در الزاویه به طور جدی آسیب دیده اند.
بسیاری از زیرساخت های لیبی به سرمایه گذاری های گسترده خارجی نیاز خواهند داشت كه این خبر خوبی برای شرکت های نفتی است که قبل از این در لیبی حضور داشتند؛ در این بین، بویژه می توان از سه شرکت بزرگ انی ایتالیا، توتال فرانسه و رپسول اسپانیا نام برد.
با از سرگیری مجدد صادرات نفت، اروپا بار دیگر نفس تازه ای خواهد گرفت؛ زیرا 85 درصد تولید نفت لیبی به مقصد این قاره صادر می شود.
انقلابیون لیبی متعهد شده اند همه قراردادهای نفتی امضا شده در دوران نظام قذافی را ادامه دهند؛ در این بین، انقلابیون، متحدان غربی و همچنین متحدان عرب، بویژه قطر را برای بازسازی کشورشان فراموش نخواهند کرد.
تاریخچه حوادث مهم انقلاب لیبی
۲۶ بهمن ۱۳۸۹ - با الهام از نهضت های مردمی موسوم به «بهار عرب» در تونس و مصر، ناآرامی هايی در بنغازی آغاز شد.
۷ اسفند ۱۳۸۹ - شورای امنيت سازمان ملل متحد، تحريم هايی را عليه سرهنگ معمر قذافی، رهبر ليبی و خانواده اش وضع کرد؛ همچنين از دادگاه بين المللی لاهه خواسته شد تا در مورد سرکوب مردم ناراضی تحقيقاتی به عمل آورده شود.
۲۸ اسفند ۱۳۸۹ - ايالات متحده آمريکا، بريتانيا و فرانسه به فراخوان سازمان ملل مبنی بر جلوگيری از قتل عام مردم توسط نيروهای انتظامی ليبی پاسخ داده و با حملات هوايی جلوی پيشروی نيروهای وفادار به سرهنگ قذافی را گرفتند.
۱۰ فروردين ۱۳۹۰ - موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی به بريتانيا پناهنده شد و ساير مقامات بلند پايه ليبی به اقدامات مشابه دست زدند.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - حمله موشکی ناتو به يک منزل مسکونی باعث مرگ جوانترين پسر و سه نوه معمر قذافی شد.
۶ تير ۱۳۹۰ - دادگاه بين المللی لاهه قرار دستگيری قذافی، پسرش سيف الاسلام و عبدالله سنوسی، رئيس سازمان امنيت ليبی را صادر کرد.
۲۴ تير ۱۳۹۰ - ايالات متحده آمريکا شورای انتقالی ليبی را به عنوان حکومت مشروع ليبی به رسميت شناخت.
۶ مرداد ۱۳۹۰ - عبدالفتاح يونس، وزير کشور پيشين ليبی که در اسفندماه به انقلابیون پیوسته بود و رياست نيروهای ارتش اپوزيسيون را بر عهده داشت، به قتل رسيد.
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ - انقلابیون در يک اقدام هماهنگ با نيروهای ناتو برای نخستين بار با موشک به طرابلس حمله کردند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰