آیا تنش تجاری میان اروپا و چین تشدید میشود؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، در مطلبی که توسط نشریه فارن افرز منتشر شد نویسنده در آغاز مدعی است که شی جینپینگ رئیس جمهور چین در سال گذشته میلادی تلاش کرد با استفاده از اختلاف اروپا و آمریکا، چین را به عنوان قدرتی مسئول و حامی چندجانبهگرایی معرفی کند و از اتحادیه اروپا خواست در برابر یکجانبهگرایی آمریکا با پکن همکاری کند. اما از نگاه او، این پیامها صرفا تبلیغاتی بود و چین اقدامی برای رفع نگرانیهای اروپا درباره یارانههای دولتی، رقابت ناعادلانه و دسترسی نامتوازن به بازار انجام نداد.
فارن افرز نوشت: رهبران اصلی اتحادیه اروپا نگران «شوک دوم چین» هستند و به این نتیجه رسیدهاند که بقای صنایع راهبردی اروپا با تهدیدی جدی از سوی چین روبهرو است. «شوک نخست چین» به آسیب گستردهای اشاره دارد که در اوایل دهه ۲۰۰۰ و پس از پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، به صنایع آمریکا از جمله تولید مبلمان، نساجی و فلزات وارد شد.
این گزارش با اشاره به آنچه ماهیت متفاوت «شوک جدید چین» میخواند، افزود: این شوک عمدتا اروپا را هدف قرار خواهد داد و پیامدهای آن نیز شدیدتر خواهد بود بهگونهای که صنایع پیشرفتهای همچون خودروسازی، ماشینآلات، صنایع شیمیایی، داروسازی و انرژی سبز را تحت تاثیر قرار داده و به از دست رفتن شمار زیادی از فرصتهای شغلی منجر خواهد شد. به همین دلیل رهبران اروپایی بیش از گذشته بر این باورند که اتحادیه اروپا باید برای حفاظت از صنایع خود دست به اقدام بزند. شدت این تهدید به اندازهای است که اقداماتی که تا چند سال پیش غیرقابل تصور به نظر میرسید، اکنون بهتدریج در حال جلب حمایت هستند.
برای نمونه، دولت فرانسه اوایل سال جاری میلادی پیشنهاد کرد «سطحی از حمایت معادل اعمال تعرفه عمومی حدود ۳۰ درصدی علیه چین» برقرار شود. همچنین اگرچه آلمان در ابتدا با احتیاط برخورد میکرد، فریدریش مرتس صدراعظم آلمان اعلام کرده است که آمادگی دارد برای مقابله با رویههای ناعادلانه تجاری چین اقدام کند. ماه گذشته میلادی نیز همه رهبران اتحادیه اروپا، به استثنای اسپانیا، از کمیسیون اروپا خواستند گزینههای مختلف برای اقدام در این زمینه را تهیه و ارائه کند.
این نشریه، بروز یک جنگ تجاری تمامعیار میان اروپا و چین را «یک احتمال واقعی» میداند و میافزاید: اروپا در حال حاضر تنها بازار بزرگ جهان با قدرت خرید بالا است که همچنان بهطور گسترده به روی کالاهای چینی باز مانده است. با توجه به ضعف تقاضای داخلی در چین و دشواری بسیاری از شرکتهای این کشور در کسب سود، پکن بهشدت به بازار اروپا نیاز دارد. از این رو، انتظار میرود چین برای حفظ دسترسی به این بازار از هر اقدامی که در توان دارد استفاده کند.
نویسنده درباره سیاستهای حزب کمونیست چین پیرامون چندجانبهگرایی نیز مدعی است: در عین حال، پکن آموخته است که چگونه از وابستگیهای اروپا بهعنوان یک ابزار فشار استفاده کند. دولت چین اکنون از یک چارچوب حقوقی جامع برای اعمال کنترل بر صادرات، ظرفیت گسترده بوروکراتیک و اطلاعات دقیق درباره وابستگیهای زنجیرههای تامین اروپا برخوردار است. پکن از این ابزارها برای وادار کردن کشورهای اروپایی به باز نگه داشتن بازارهای خود به روی کالاهای تولیدشده در چین استفاده خواهد کرد.
تارنمای یورآبزرور، اما از منظری دیگر به این رویارویی پرداخته و مینویسد: در حالی که بروکسل به دنبال یافتن راههایی برای حفاظت از پایه صنعتی اروپا است، این وسوسه وجود دارد که با استفاده از اقدامات تجاری تهاجمی و گسترش ابزارهای دفاع تجاری و سیاست صنعتی اتحادیه اروپا، پاسخی سخت به چین داده شود. اما چنین رویکرد تهاجمی، خطر برانگیختن اقدامات تلافیجویانه از سوی چین، دومین شریک تجاری بزرگ اتحادیه اروپا، را به همراه دارد.
برآورد یک موسسه تجاری نشان میدهد که جایگزین کردن زیرساختها، فعالیتهای پژوهشی، نرمافزارها، ظرفیتهای تولیدی و زنجیرههای تامینی که منطقه یورو در حال حاضر به چین وابسته است، تا سال ۲۰۵۰ حدود ۹.۱ تریلیون دلار (معادل ۷.۹۵ تریلیون یورو) هزینه خواهد داشت. این رقم مستلزم سرمایهگذاری سالانهای معادل تقریبا دو برابر بودجه سالانه کنونی اتحادیه اروپا است.
این تارنما با ذکر سابقه چین در جنگ تجاری با آمریکا به توانایی و اراده پکن در مقابله به مثلی اشاره کرد که میتواند در مورد اروپا هم صادق باشد.
یورآبرزرور نوشت: هرچند اروپا نیز اهرمهای فشار مهمی در اختیار دارد؛ از جمله تجهیزات پیشرفته تولید نیمهرسانای شرکت «ایاسامال»، اما اعمال محدودیت بر این حوزهها بسیار دیرتر بر چین اثر خواهد گذاشت. در حالی که محدودیتهای صادراتی چین میتواند در مدتزمانی بهمراتب کوتاهتر، تامین مواد اولیه و نهادههای مورد نیاز صنایع اروپا را مختل کند. از این رو، راهبردی که بر تشدید تنش استوار باشد، خطر آغاز یک جنگ تجاری متقابل را به همراه دارد؛ جنگی که در آن اروپا بیش از دیگران آسیبپذیر خواهد بود.