سهمیهبندی گاز دهکهای پایین را متضرر میکند/ اصلاح قیمت انرژی بدون بهسازی تجهیزات، فشار مضاعف بر دهکهای پایین
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، در شرایطی که بحث اصلاح قیمت حاملهای انرژی و مدیریت مصرف گاز بار دیگر در کانون توجه سیاستگذاران قرار گرفته، برخی کارشناسان نسبت به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی اجرای شتابزده این سیاستها هشدار میدهند و معتقدند بدون فراهم شدن امکان بهینهسازی تجهیزات برای خانوارها، هرگونه افزایش قیمت یا سهمیهبندی میتواند به زیان اقشار کمبرخوردار تمام شود.
محمد رجبعلیزاده، کارشناس انرژی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو با اشاره به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره نزدیکی مصرف گاز در دهکهای مختلف، هشدار داد که اجرای طرح سهمیهبندی و آزادسازی قیمت، دهکهای ضعیفتر را مجبور به خرید سهمیه از دهکهای مرفه میکند. وی با تاکید بر اینکه هدررفت گاز بهطور عمده ناشی از تجهیزات فرسوده مانند بخاریهای کمبازده و عدم عایقبندی منازل است، رفتار مصرفی مردم را حداکثر ۲۰ درصد موثر دانست و بر اصلاح تدریجی قیمت به جای شوک دفعی تاکید کرد.
دهکهای پایین، ناتوان از بهینهسازی تجهیزات، آسیبپذیر از افزایش قیمت گاز
رجبعلیزاده با اشاره به گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس درباره مصرف گاز در دهکهای مختلف، اظهار داشت: «بر اساس این پژوهشی که در مرکز انجام شده، آمار مصرف دهکها نشان میدهد که هرچه رفاه افزایش پیدا کند و دهک رفاهی بالاتر برود، مصرف گاز کمتر میشود، اما تفاوت فاحشی بین مصرف دهکهای مختلف وجود ندارد و شاید حدودا بین ده تا پانزده درصد تفاوت مصرف بین دهکها در سال باشد. اگر طرحهایی مانند سهمیهبندی انرژی اجرا شود، قاعدتا آنکسانی که بیشتر متضرر میشوند و باید از دیگران سهمیه بخرند، دهکهای پایین خواهند بود.»
تجهیزات فرسوده، ریشه اصلی مصرف بالای گاز
وی درباره تبعات اجتماعی و اقتصادی اجرای این طرح، تصریح کرد: «در صورت اجرای این طرح، اول از همه همان مطلبی که توضیح دادم اتفاق میافتد، یعنی دهکهای ضعیفتر باید از دهکهای مرفه سهمیه بخرند یا حداقل دهکهای میانی هم همینطور. از آن جایی که بخش زیادی از مصرف و هدررفت گاز در تجهیزات مصرفی اتفاق میافتد، مثل بخاریها، مثل موتورخانههای فرسوده، و بسیاری از مصارف بیش از حد ناشی از عدم عایقبندی مناسب منازل، عدم رعایت مبحث نوزده ساختمان و نبود در و پنجرههای دو جداره است، طبیعتاً دهکهای ضعیف که توانایی جایگزینی این تجهیزات را ندارند و نمیتوانند عایقبندی منزل خود را بهبود ببخشند، یا به سمت عدم پرداخت قبض میروند یا دستکاری کنتور را انتخاب میکنند. اجرای چنین طرحهایی در مقیاس ملی میتواند باعث شود دولت نیز نتواند با این اقدامات مقابله کند و طرح دچار شکست شود.»
واقعیسازی قیمت، ضرورتی با سرعت تدریجی
رجبعلیزاده با تاکید بر ضرورت واقعیسازی قیمتها و پرهیز از شوکهای دفعی، خاطرنشان کرد: «باید در کشور این مفهوم نهادینه شود که انرژی دارای ارزش است و نمیتوان تا ابد حجم زیادی از انرژی را مصرف کرد. حتی با وجود جایگاه مطلوب در ذخایر نفت و گاز، محدودیتهایی در تامین این حاملهای انرژی داریم. در نتیجه باید افزایش قیمت اتفاق بیفتد و با توجه به تورم و کاهش ارزش پول ملی، نیازمند اصلاح و واقعی شدن قیمتها هستیم، اما نباید این افزایش قیمتها بهصورت دفعی و شوکهای قیمتی باشد که از توان مردم خارج شود و یکدفعه با یک شوک قیمتی مواجه شوند. مدلی که سازمان برنامه طی دو سال گذشته در پیش گرفته و سیستم محاسبه قبوض گاز را از ۱۲ پله به ۴ پله کاهش داده و از ۵ اقلیم به ۱۳۰۰ اقلیم یا شهر افزایش داده است، میتواند بهصورت تدریجی و با شیب ملایم قیمت را اصلاح کند بدون اینکه فشار زیادی به مردم وارد شود. امیدوارم در بخش برق نیز بتوان از مدلهای مشابهی استفاده کرد.»
رجبعلیزاده در پایان افزود: «مصرف بالا و هدررفت، بهویژه در گاز، عمدتا به تجهیزات برمیگردد نه تنها رفتار مردم. رفتار حداکثر ۲۰ درصد در مصرف تاثیر دارد و اگر مسئله را صرفا به اقدامات رفتاری تقلیل دهیم و با آزادسازی و افزایش قیمت یا توزیع سهمیه پیش برویم، نمیتوان مصرف را بهینه کرد و کاهش داد. هرچند واقعیسازی قیمتها ضروری است، اما باید به مردم کمک کرد و با سازوکارهایی مانند کارور گاز و برق، امکان تعویض تجهیزات فرسوده را فراهم آورد؛ مانند حدود ۱۸ میلیون بخاری که راندمان انرژی بسیار پایینی دارند. با این کار مردم به مرور میتوانند تجهیزات خود را بهینه کنند.»