اکران فرضی «بیداد» در یوتیوب؛ وقتی سینمای زیرزمینی قانونشکنی را عادیسازی میکند! / همه آنچه دشمنان از تصویر هرج و مرج در ایران میخواهند در این اثر وجود دارد!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در سالهای اخیر، تغییر در شیوههای تولید و توزیع آثار تصویری، مرزهای سنتی سینما را جابهجا کرده است. انتشار فیلم «بیداد» بدون طی کردن مراحل رسمی اکران و با عبور از خط قرمزهای قانونی، موجی از واکنشها را برانگیخته است. این فیلم که با وجود دریافت پروانه ساخت رسمی و استفاده از امکانات تولید حرفهای در داخل کشور ساخته شده، در نهایت بدون رعایت ضوابط قانونی منتشر شده و باب تازهای را تحت عنوان «سینمای یوتیوبی» گشوده است که کارشناسان آن را سرآغازی بر عادیسازی تولیدات غیررسمی میدانند.
تناقضهای ساختاری؛ از پروانه ساخت داخلی تا تیتراژهای چندملیتی در «بیداد»
نکته قابل تأمل در خصوص فیلم «بیداد» حضور پررنگ نامهای مختلف در تیتراژ پایانی است. در حالی که این اثر بدون رعایت الزامات قانونی تولید شده است، اما در بخش تقدیرات و حامیان آن، نام برخی نهادهای رسمی داخلی از جمله دانشگاههای خواجه نصیرالدین طوسی، امیرکبیر و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چشم میخورد. این ترکیب نامعمول، نشاندهنده پیچیدگیهای فرآیند تولید این قبیل آثار و بهرهگیری از ظرفیتهای گوناگون در مراحل مختلف ساخت است.

ردپای سرمایههای خارجی؛ دوئل وین و دبی در تأمین مالی پروژه سینمایی «بیداد»
بر خلاف ادعای استقلال اینگونه آثار، بررسیها نشان میدهد که ساختار تولید «بیداد» به شبکهای فراتر از مرزهای ایران متصل است. شرکت تولیدکننده این اثر با نام «Alef Pictures» معرفی شده که پایگاههای اصلی آن در شهرهای وین و دبی مستقر هستند:
- پایگاه وین: مسئولیت تأمین مالی، توسعه تولیدات مشترک، همکاری با شرکای بینالمللی و مدیریت سازوکارهای مالی اروپایی را بر عهده دارد.
- پایگاه دبی: به عنوان قطب منطقهای برای پیشبرد امور اجرایی، تولید، لجستیک و همکاریهای خاورمیانهای فعالیت میکند.
حضور این ساختارهای حمایتی بینالمللی، این پرسش جدی را مطرح میکند که آیا اطلاق عنوان «سینمای مستقل» به چنین پروژههایی، پوششی برای اهداف کلانتر جریانهای رسانهای خارج از کشور است؟
زنگ خطر «اکران فرضی» برای آینده سینمای ایران
پدیده انتشار آثار زیرزمینی همچون «بیداد» در پلتفرمهای بینالمللی نظیر یوتیوب، فراتر از یک تغییر در شیوه توزیع، یک تهدید ساختاری برای صنعت تصویر در ایران محسوب میشود. این روند اگر مهار نشود، میتواند به عادیسازی تولید فیلمهای خارج از چارچوبهای قانونی منجر شود.
جریان موسوم به سینمای زیرزمینی با اتکا به منابع مالی کلان خارجی و حمایت آژانسهای بینالمللی و جشنوارههای خاص، مسیر تازهای را آغاز کرده است؛ مسیری یکطرفه که، تا زمانی که هزینههای تولید و انتشار اینگونه آثار شبهسینمایی بالا نرود، راهکار مقابله مؤثری برای آن متصور نخواهد بود.
صحنههای فیلم از عادی سازی درگیری شهروند عادی با ضابط قضایی تا مرز برهنگی!
صحنههای فیلم علاوه بر نشان دادن بیش از حد دو قطبی در ایران! صحنههای مختلفی از عریانی، سیاه نمایی از جامعه ارزشی ایران و همچنین عادی سازی درگیری شهروندان با ضابطین قضایی و مشخصا نیروی انتظامی را دارد! این صحنهها و آن حامیان مالی چه چیزی جز ترویج خشونت و تفرقه در جامعه ایرانی را دنبال میکنند؟!
نام نهادهایی، چون کانون پرورش فکری کودکان و دانشگاهها در یک فیلم زیرزمینی تجربی چه معنایی جز همدست کردن جریان پرسود سینمای زیرزمینی با حامیان گردن کلفت بین المللی و سازمانهای رسمی جمهوری اسلامی دارد؟ علاوه بر اینکه سازمانهای رسمی باید از خود اعاده حیثیت کنند، سیاستگذاران نیز باید به فکر یک بازنگری در چرخه تولیدات سینمایی باشند!