بیکاری وکلا آیا به خاطر قانون تسهیل است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۰۱۴۷
گزارش|

بیکاری وکلا آیا به خاطر قانون تسهیل است؟

آیا واقعاً افزایش تعداد وکلا باعث بیکاری آنها شده است؟ در حالی که برخی قانون تسهیل را عامل اشباع بازار وکالت می‌دانند، هزاران پرونده در محاکم قضایی بدون حضور وکیل در حال رسیدگی است؛ موضوعی که نشان می‌دهد مشکل را شاید نباید فقط در تعداد وکلا، بلکه در فرهنگ استفاده از وکیل، اعتماد عمومی و هزینه خدمات حقوقی جست‌و‌جو کرد.
وکلا

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، بحث بیکاری وکلا در سال‌های اخیر بیشتر از همیشه مطرح شده و برخی، اجرای «قانون تسهیل صدور برخی مجوز‌های کسب‌وکار» و افزایش تعداد پذیرفته‌شدگان آزمون وکالت را یکی از دلایل اصلی این وضعیت می‌دانند؛ اما آیا واقعاً مشکل بیکاری وکلا فقط به افزایش تعداد آنها مربوط است؟ نگاهی به وضعیت مراجعه مردم به وکلا نشان می‌دهد که عوامل فرهنگی، اقتصادی و حتی تصویرسازی منفی از حرفه وکالت در جامعه نیز نقش مهمی در کاهش استفاده از خدمات حقوقی دارد؛ موضوعی که اگر مورد توجه قرار نگیرد، حتی کاهش تعداد وکلا نیز لزوماً به معنای افزایش درآمد آنها نخواهد بود.

مشکل فقط تعداد وکلا نیست؛ فرهنگ مراجعه به وکیل تغییر نکرده است

برای بررسی وضعیت اشتغال وکلا، نمی‌توان فقط به تعداد افرادی که وارد این حرفه می‌شوند نگاه کرد. سؤال مهم‌تر این است که چرا با وجود تعداد بسیار زیاد پرونده‌های قضایی، بخش قابل توجهی از مردم ترجیح می‌دهند بدون وکیل وارد فرایند دادرسی شوند؟

واقعیت این است که قبل از به اجرا درآمدن قانون تسهیل نیز میزان مراجعه مردم به وکلا به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت افزایش پیدا نکرده بود. اگر قرار باشد همه مشکلات معیشتی وکلا را به قانون تسهیل نسبت دهیم، باید به این سؤال پاسخ دهیم که پیش از اجرای این قانون، چرا تعداد زیادی از مردم همچنان از گرفتن وکیل خودداری می‌کردند؟

یکی از دلایل اصلی، نگاه فرهنگی جامعه به وکالت است. بسیاری از مردم تصور می‌کنند خودشان می‌توانند مراحل پرونده قضایی را طی کنند و نیازی به وکیل ندارند. گاهی فرد تصور می‌کند با چند جست‌و‌جو در اینترنت یا پرسیدن از اطرافیان می‌تواند همان کاری را انجام دهد که یک وکیل متخصص سال‌ها برای آن آموزش دیده است.

این نگاه البته فقط به ضرر وکلا نیست؛ بلکه در مواردی می‌تواند به خود مردم و حتی نظام قضایی آسیب بزند. فردی که با روند دادرسی، مهلت‌های قانونی، نحوه تنظیم دادخواست، دفاع، اعتراض و سایر جزئیات حقوقی آشنایی ندارد، ممکن است مسیر اشتباهی را طی کند و همین موضوع باعث طولانی‌تر شدن رسیدگی به پرونده شود.

در واقع استفاده نکردن از وکیل همیشه به معنای صرفه‌جویی نیست. گاهی یک اشتباه کوچک در یک پرونده می‌تواند خسارتی ایجاد کند که هزینه آن بسیار بیشتر از حق‌الوکاله یک وکیل باشد.

تصویر منفی از وکیل؛ از فیلم و سریال تا تجربه‌های واقعی مردم

عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، تصویری است که از وکلا در جامعه شکل گرفته است. متأسفانه در بخشی از فیلم‌ها و سریال‌ها، وکیل معمولاً فردی دروغگو، منفعت‌طلب، پول‌پرست یا کسی که فقط به دنبال منافع شخصی خود است، نشان داده می‌شود.

البته نقد عملکرد وکلا طبیعی است و هیچ حرفه‌ای نباید از نقد مصون باشد، اما وقتی تصویر منفی از یک شغل دائماً تکرار شود، ممکن است به مرور در ذهن جامعه تبدیل به یک باور عمومی شود.

این در حالی است که وکلای خوب و حرفه‌ای کم نیستند. بسیاری از وکلا با دانش، اخلاق حرفه‌ای و انصاف، پرونده‌های مردم را پیگیری می‌کنند و گاهی حتی در شرایطی که امکان دریافت مبالغ بالا را دارند، تلاش می‌کنند هزینه‌ها را برای موکل منطقی نگه دارند.

از طرف دیگر، نمی‌توان برخی رفتار‌های نادرست در میان وکلا را نیز نادیده گرفت. وقتی یک وکیل برای یک پرونده مبلغی مطالبه می‌کند که از توان مالی موکل خارج است، ممکن است این تصور در ذهن فرد ایجاد شود که وکلا اصولاً مبالغ زیادی دریافت می‌کنند و گرفتن وکیل فقط مخصوص افراد ثروتمند است؛ بنابراین اگر قرار است درباره بیکاری وکلا صحبت کنیم، باید به این بخش از ماجرا هم توجه کنیم. بخشی از راه‌حل می‌تواند این باشد که وکلا و نهاد‌های صنفی آنها، در کنار دفاع از حقوق حرفه‌ای خود، برای افزایش اعتماد عمومی نیز تلاش کنند.

مردم باید بدانند که وکیل قرار نیست هزینه اضافه‌ای روی دست آنها بگذارد؛ بلکه در بسیاری از پرونده‌ها می‌تواند از ضرر‌های بزرگ‌تر جلوگیری کند.

قانون تسهیل؛ افزایش رقابت یا عامل بیکاری؟

اما در این میان، گروهی معتقدند اجرای قانون تسهیل باعث افزایش تعداد وکلا شده و در نتیجه، بازار کار این حرفه را با مشکل مواجه کرده است. برخی حتی می‌گویند ورود افراد بیشتر به حرفه وکالت باعث شده کیفیت کار پایین بیاید و بعضی وکلا به دلیل نداشتن دانش کافی، جایگاه حرفه‌ای وکالت را تضعیف کنند.

این نگرانی را می‌توان مطرح کرد، اما نمی‌توان به سادگی نتیجه گرفت که افزایش تعداد وکلا به معنای بیکار شدن همه وکلاست.

در هر حرفه‌ای، اگر فردی توانایی لازم را نداشته باشد، طبیعتاً مردم به مرور مراجعه به او را کاهش می‌دهند. مردم برای پرونده‌های حقوقی خود معمولاً به دنبال فردی هستند که بتواند مشکلشان را حل کند. کمتر کسی حاضر است پول خود را به کسی بدهد که به کارش مسلط نیست؛ بنابراین اگر وکیلی از دانش و تجربه خود مطمئن باشد، نباید از رقابت بترسد. اتفاقاً رقابت می‌تواند باعث افزایش کیفیت خدمات شود و وکلا را به سمت تخصصی‌تر شدن، اخلاق حرفه‌ای بیشتر و ارائه خدمات بهتر سوق دهد.

مردم باید بتوانند از میان وکلای مختلف، فرد مورد اعتماد خود را انتخاب کنند. نگرانی درباره افزایش تعداد وکلا نباید به این منجر شود که ورود جوانان به این حرفه بیش از اندازه محدود شود.

این سؤال هم وجود دارد که چرا جوانانی که سال‌ها برای ورود به حرفه وکالت تلاش کرده‌اند، باید همچنان پشت آزمون‌های بسیار سخت باقی بمانند؟ اگر فردی توانایی علمی لازم را دارد و می‌تواند از عهده آزمون و الزامات حرفه‌ای برآید، چرا نباید فرصت ورود به بازار کار را داشته باشد؟

البته افزایش تعداد وکلا باید همراه با نظارت دقیق، آموزش حرفه‌ای و برخورد با تخلفات باشد. اما محدود کردن ورود افراد به یک حرفه، لزوماً کیفیت آن را بالا نمی‌برد.

از سوی دیگر، نگرانی درباره اینکه «اگر تعداد وکلا زیاد شود، همه بیکار می‌شوند» نیز نیازمند بررسی دقیق‌تر است. در کشور پرونده‌های قضایی بسیار زیادی وجود دارد که بدون وکیل در حال رسیدگی هستند. با وجود جمعیت کشور و حجم پرونده‌های قضایی، نمی‌توان صرفاً با مشاهده تعداد وکلا گفت که بازار خدمات حقوقی اشباع شده است.

شاید مسئله اصلی این باشد که هنوز فرهنگ استفاده از وکیل در جامعه به اندازه کافی شکل نگرفته است.

اگر نگرانی از بیکاری وکلا وجود دارد، شاید بهتر باشد به جای سخت‌تر کردن مسیر ورود جوانان به این حرفه، مردم را نسبت به اهمیت استفاده از خدمات حقوقی آگاه کنیم. همچنین باید درباره هزینه وکالت و راه‌های منطقی‌تر شدن آن نیز فکر کرد.

اگر حق‌الوکاله برای بخش بزرگی از جامعه سنگین باشد، طبیعی است که مردم ترجیح دهند خودشان پرونده را پیگیری کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر تعداد وکلا را کاهش دهیم، باز هم مشکل اصلی حل نخواهد شد.

در نهایت، شاید بهتر باشد انتخاب وکیل را بیشتر به مردم بسپاریم. کسی که کار خود را خوب بلد باشد، اخلاق حرفه‌ای داشته باشد و هزینه منطقی دریافت کند، طبیعتاً می‌تواند موکل جذب کند. رقابت سالم می‌تواند هم به نفع مردم و هم به نفع جامعه وکالت باشد.

وکالت یک حرفه تخصصی است و جامعه به وکیل متخصص نیاز دارد؛ اما انحصاری ماندن این حرفه هم لزوماً راه‌حل مشکلات آن نیست. اگر قرار است از بیکاری وکلا جلوگیری شود، باید ریشه‌های واقعی این مشکل را پیدا کرد؛ از نگاه فرهنگی مردم به وکالت گرفته تا هزینه‌های خدمات حقوقی، اعتماد عمومی، کیفیت خدمات و نحوه آموزش و ورود جوانان به این حرفه.

در نهایت، اگر مردم بیشتر از خدمات وکلا استفاده کنند، هم حق آنها بهتر پیگیری می‌شود و هم بخشی از مشکلات اشتغال وکلا کاهش پیدا می‌کند؛ بنابراین به جای اینکه همه مشکلات را به قانون تسهیل نسبت دهیم، شاید بهتر باشد از خودمان بپرسیم چرا با وجود این همه پرونده قضایی، هنوز بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند بدون وکیل وارد دادگاه شوند.

نویسنده: ساسان سوری

پربازدیدترین آخرین اخبار