قصه تلخ اما آشنای تعطیلی ها؛ کتابفروشی ها باید زنده بمانند!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، شاید یکی از لذتهای بزرگ کتابخوانها، قدم زدن میان قفسههای یک کتابفروشی، ورق زدن کتابهای تازه چاپ شده و حتی استشمام بوی کاغذ نو باشد؛ تجربهای ساده که برای بسیاری از اهل کتاب بخشی از زندگی روزمره است. اما کتابفروشی فقط یک مغازه برای خرید کتاب نیست. کتابفروشی بخشی از حیات فرهنگی یک جامعه است؛ جایی که اندیشهها در آن به گردش درمیآیند، نویسندگان دیده میشوند، مخاطبان با آثار تازه آشنا میشوند و گاهی یک کتاب میتواند مسیر فکری یک انسان را تغییر دهد.
چالشهای کلیدی و علتهای بحران در بازار کتاب
تعطیلی کتابفروشیها را نمیتوان صرفا در چارچوب تعطیلی یک واحد صنفی یا شکست یک کسب وکار بررسی کرد. وقتی یک کتابفروشی کرکرههایش را پایین میکشد، بخشی از یک زنجیره فرهنگی نیز آسیب میبیند؛ زنجیرهای که از نویسنده و مترجم آغاز میشود و به ناشر، کتابفروش و در نهایت خواننده میرسد.
با این حال، طی سالهای اخیر کتاب بیش از آنکه به عنوان یک نیاز فرهنگی جدی دیده شود، در مواردی به کالایی لوکس و تزئینی تبدیل شده است. تصویری که گاهی در شبکههای اجتماعی از کتاب و کتابخوانی ساخته میشود نیز به این روند دامن زده است؛ کتابهایی که نه برای خواندن، بلکه برای چیدن روی میز، ثبت عکس و تولید محتوای چند ثانیهای به کار میروند.
مشکل زمانی آغاز میشود که کتاب از یک ابزار اندیشه و آگاهی به وسیلهای برای کسب بازدید، لایک و دنبالکننده توسط برخی بلاگرهای مدعی تبدیل شود.
کتابفروشیهایی که تعطیل میشوند
حالا چند روزی است خبرهایی درباره تعطیلی کتابفروشیها در گوشه و کنار کشور شنیده میشود؛ خبرهایی که برخلاف تعطیلی بسیاری از کسب وکارها، معمولا سر و صدای چندانی ایجاد نمیکنند. در تهران، «همیشه» و «چشمه جم» کرکرهها را پایین کشیدهاند؛ در اهواز «سی بوک» تعطیل شده و در بندرعباس «پاپیروس» نیز دیگر فعالیت نمیکند. تعطیلی پی در پی چنین مکانهایی، در نهایت شهر را از فضاهایی برای گفت وگو، اندیشه و ارتباط فرهنگی خالی میکند.
کتاب؛ کالایی که هر روز گرانتر و دست نیافتنیتر میشود
مشکل کتابفروشیها را نمیتوان جدا از وضعیت کلی بازار نشر بررسی کرد. افزایش هزینه کاغذ، چاپ، حمل و نقل، اجارهبها و دستمزدها، قیمت تمام شده کتاب را بالا برده است.کتاب گرانتر میشود و قدرت خرید مخاطب کاهش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، خواننده ای که باید میان هزینههای ضروری زندگی تصمیم بگیرد، طبیعی است که خرید کتاب را به تعویق بیندازد. ممکن است یک کتاب را دوست داشته باشد، آن را در قفسه ببیند و حتی ورق بزند، اما در نهایت تصمیم بگیرد خرید آن را به ماه آینده موکول کند.
ماه آینده نیز ممکن است همان کتاب گرانتر شده باشد.
این چرخه در نهایت هم به خواننده آسیب میزند و هم به ناشر و کتابفروش. وقتی فروش کاهش پیدا کند، کتابفروشی توان پرداخت هزینههای خود را از دست میدهد و ادامه فعالیت برای آن دشوارتر میشود.
نمایشگاه کتاب؛ وقتی فرهنگ از اولویت خارج میشود
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران نیز امسال شرایط متفاوتی داشت و به دلیل تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا، به صورت مجازی برگزار شد. اما در کنار شکل برگزاری، مسئله دیگری نیز مورد توجه قرار گرفت؛ نبود بن تخفیف دانشجویی و هیئت علمی.
در شرایطی که قیمت کتاب روز به روز افزایش پیدا میکند، چنین حمایتهایی میتوانست دست کم بخشی از فشار اقتصادی بر گروههای دانشگاهی و دانشجویان را کاهش دهد. مسئله فقط یک بن تخفیف نیست. پشت چنین تصمیمهایی یک پیام مهم فرهنگی وجود دارد: دولت تا چه اندازه حاضر است برای دسترسی آسانتر مردم به کتاب هزینه کند؟
اگر کتاب و مطالعه قرار است بخشی از سیاست فرهنگی کشور باشد، نمیتوان آنها را صرفا به توصیههایی درباره «افزایش سرانه مطالعه» محدود کرد. مطالعه زمانی رونق میگیرد که کتاب در دسترس باشد، قیمت آن برای مردم قابل پرداخت باشد و کتابفروشی بتواند به عنوان یک کسب وکار فرهنگی به فعالیت خود ادامه دهد.
قفسههای خالی و خوانندگانی که منتظرند
امروز اگر سری به برخی کتابفروشیهای بزرگ بزنید، با قفسههایی مواجه میشوید که نسبت به گذشته خلوتتر شدهاند.
کمبود یا گرانی کاغذ، مشکلات تولید و هزینههای بالای چاپ باعث شده برخی آثار با فاصله زمانی بیشتری تجدید چاپ شوند. در نتیجه، خوانندهای که به دنبال یک عنوان مشخص است، ممکن است هفتهها و حتی ماهها در انتظار انتشار مجدد آن بماند.
این وضعیت برای کتابهایی که مخاطب خاص دارند، دشوارتر است. ناشر باید پیش از تجدید چاپ مطمئن باشد که سرمایه او در مدت زمان قابل قبولی بازخواهد گشت. وقتی بازار کتاب با کاهش قدرت خرید مواجه است، چنین تصمیمی برای ناشر پرریسک میشود.
اما در سوی دیگر شهر، مسئله عجیب دیگری جریان دارد.
در مترو، خیابانها و بساطهای غیررسمی، کتابهای زرد و غیرقانونی به وفور دیده میشوند. آثاری با ترجمههای دزدی و حذفیات و کیفیت پایین که فقط در وصفشان میتوان حیف کاغذ!
زنگ خطر را بشنویم
باید پذیرفت که بحران کتابفروشیها تنها نتیجه یک عامل نیست. افزایش هزینهها، کاهش قدرت خرید مردم، گرانی کتاب، مشکلات صنعت نشر، تغییر الگوی مصرف فرهنگی و رقابت نابرابر با عرضه غیرقانونی، همگی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
سالها درباره اهمیت مطالعه و کتابخوانی سخن گفته شده است. رهبر شهید ایران نیز بارها بر اهمیت کتاب و فرهنگ مطالعه تأکید کرده بود.کتاب برای زنده ماندن تنها به نویسنده و ناشر نیاز ندارد؛ به خواننده، کتابفروشی، سیاست حمایتی و البته بازاری سالم نیز نیازمند است.
کرکرههایی که یکی پس از دیگری پایین میآیند، نشانه یک مشکل بزرگترند. هزینه نکردن برای فرهنگ شاید در کوتاه مدت بی اهمیت به نظر برسد، اما در بلندمدت میتواند هزینهای چند برابر داشته باشد. جامعهای که کتاب را از سبد مصرف خود حذف کند، دیر یا زود هزینههای این حذف را در جای دیگری پرداخت خواهد کرد. خبر پایین کشیدن کرکره کتابفروشیها تلخ است؛ حتی تلختر قهوهای که در کافههای جایگزین این کتاب فروشیها به فروش میرسد.