مشروح نشست هماندیشی تخصصی با محوریت تبیین نقش ایران در آینده منطقه
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، نشست هماندیشی تخصصی با محوریت تبیین نقش ایران در آینده منطقه ظهر امروز در مرکز پژوهشهای مجلس آغاز شد.
نگاهداری: اظهارات متوهمانه ترامپ نشان دهنده شکست او در جنگ است
بابک نگاهداری رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در جریان برگزاری نشست هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی مواضع و اظهارات اخیر دونالد ترامپ پرداخت.
وی در این راستا، ادعاهایی نظیر نامگذاری خلیج فارس به نام ترامپ یا ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز را اظهاراتی متوهمانه ارزیابی کرد.
وی با اشاره به تحلیلهای روانشناختی در مورد وضعیت بازندگانی که به توهم روی میآورند، اظهار داشت: «روانشناسان میگویند توهم، افیون بازندههاست. این اظهارات اخیر ترامپ نیز دقیقاً نشاندهنده شکست او است.»
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تأکید کرد: ایران میتواند با اتخاذ یک رویکرد دیپلماتیک عزتمند، دستاوردهای بهدستآمده در میدانهای مختلف را تثبیت کرده و به یک پیروزی قاطع در منطقه دست یابد.
تفکر آمریکا و اسرائیل این بود که جنگ به زودی تمام میشود/ ایران باید بازیگر امنیت ساز منطقه باشد
استاد دانشگاه تهران در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به تحلیل استراتژیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت.
وی با اشاره به اظهارات صریح نتانیاهو مبنی بر ضرورت تجزیه ایران به دلیل «بزرگ بودن» این کشور، تأکید کرد که پروژههایی نظیر مسلح کردن کردها نیز در راستای همین هدف و در چارچوب یک برنامه مشترک پیش رفته است.
به گفته وی، تفکر حاکم بر تصمیمات آمریکا و اسرائیل این بود که جنگ به سرعت به اتمام میرسد و بر همین اساس اقدامات خود را پیش بردند.
او در پایان با اشاره به جایگاه استراتژیک جمهوری اسلامی، تصریح کرد که ایران باید به عنوان یک «بازیگر امنیتساز» در منطقه ظاهر شود؛ به این معنا که توانایی ایجاد امنیت در منطقه را داشته باشد و در عین حال، قدرت اثرگذاری بر معادلات امنیتی را بر اساس منافع ملی خود مدیریت کند.
آنقدری که جنگ ایران و آمریکا در اروپا درک شد در داخل کشور درک نشد
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی «نقش ایران در آینده منطقه»، در تحلیلی درباره کنش قدرتهای بزرگ اظهار داشت که ابعاد جنگ و تقابل ایران و آمریکا در فضای سیاسی اروپا و آمریکا بسیار بیشتر از فضای داخلی کشور درک شده است.
وی با توصیه به بررسی چکیده مقالات نشریه تخصصی «اینترنشنال سکیوریتی»، تصریح کرد که تحلیلهای جهانی نشان میدهد اگرچه ایران به دنبال توسعه قدرت در خارج از مرزهای خود نیست، اما کاملاً قادر است هر بازیگری را که بخواهد در حوزههای سرزمینی ایران توسعه قدرت دهد، متوقف کند.
متقی در ادامه به بررسی نقش هژمونیک آمریکا پرداخت و خاطرانداند که برای حفظ جایگاه جهانی و کنترل روسیه و چین، آمریکا نیازمند ایفای سه نقش کلیدی بود که یکی از مهمترین آنها «مدیریت منابع» (بهویژه نفت و انتقال آن به عنوان ابزاری استراتژیک) است.
وی تأکید کرد که ایالات متحده برای کنترل منابع تلاشهای بسیاری کرد و تا حدی نیز موفق بود، اما ایران با اتخاذ رویکردی موفقتر توانست بازی آمریکا را به هم بزند و مانع از کنترل کامل منابع توسط این قدرت هژمونیک شود.
متقی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، درباره پروندههای دیپلماتیک و مذاکراتی ایران، به توافق اسلامآباد پرداخت. وی در این رابطه تصریح کرد که این توافق در ظاهر و محتوا بسیار مطلوب به نظر میرسید، اما در عمل با چالشهای جدی در زمینه قابلیت اجرا مواجه بود.
وی در تحلیل رفتار سیاسی ایالات متحده در مذاکرات اشاره کرد که این کشور رویکردی متناقض دارد؛ به گونهای که هرچند وارد فرآیند توافق میشود، اما در مرحله عملیاتی کردن تعهدات، مانعتراشی میکند.
به گفته وی، آمریکاییها صراحتاً یا در عمل نشان میدهند که هدف آنها توافق برای رسیدن به اجرا نیست، بلکه فرآیند توافق خود به عنوان ابزاری برای اهداف دیگر به کار گرفته میشود.
حمایت از لبنان و جبهه مقاومت در عرصه دیپلماسی مبتنی بر واقعیتهای سیاست خارجی است
آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی، در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی دیدگاههای مختلف درباره پایان جنگ و تعاملات منطقهای پرداخت.
وی در این راستا، دو رویکرد متضاد را در تحلیل وضعیت کنونی شناسایی کرد.
وی نگاه اول را «عادیسازی روابط با آمریکا» دانست که در این دیدگاه، پذیرش نظم امنیتی و هژمونی ایالات متحده محوریت دارد و اشاره کرد که برخی در فضای داخلی کشور، طرفدار این رویکرد هستند.
این کارشناس سیاسی با اشاره به برخی دیدگاههای دیپلماتیک در جلسات مربوط به ریاستجمهوری، تصریح کرد که برخی پیشنهاد دادهاند مسیر مذاکرات با آمریکا باید از حمایت از لبنان جدا شود تا روند گفتوگوها متوقف نگردد.
با این حال، وی تأکید کرد که حمایت از لبنان و جبهه مقاومت، جدای از اینکه بر اساس آموزههای انقلاب اسلامی است، یک امر واقع و مبتنی بر واقعیتهای موجود در سیاست خارجی است و نمیتوان آن را از معادلات دیپلماتیک ایران جدا کرد.
خسته شدن آمریکا از ادامه جنگ با ایران، نگاهی ساده انگارانه است
آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی به تحلیل راهکارهای مختلف برای پایان دادن به جنگ و تقابل با آمریکا پرداخت.
وی در این راستا، دیدگاه گروهی را مورد بررسی قرار داد که معتقدند ایران باید به گونهای وارد نبرد شود که آمریکا از ادامه جنگ خسته شده و منصرف گردد؛ رویکردی که از نظر این گروه، از طریق «حملات پیشدستانه» حاصل میشود.
وی با نقد این دیدگاه، پرسشی کلیدی را مطرح کرد: «باید چگونه و چه ضربهای به طرف مقابل بزنیم تا از ادامه جنگ منصرف شود؟» وی تصریح کرد که برای این پرسش بنیادین، پاسخی عملی و مشخصی ارائه نشده است.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد که اتکا به فرضیه «خسته شدن آمریکا» از ادامه جنگ با ایران، نگاهی سادهانگارانه است و این تحلیل با واقعیتهای موجود در میدان و ماهیت سیاستهای ایالات متحده فاصله دارد.
تفاهمنامه اسلام آباد فعالیتهای میدان را متوقف نکرد
آجرلو به بررسی رویکردهای مختلف در مواجهه با ایالات متحده پرداخت. وی در این راستا، «پیشبرد همزمان جنگ و مذاکره» را به عنوان چهارمین دیدگاه تحلیل کرد و صراحتاً از این استراتژی دفاع نمود.
وی با اشاره به نتایج این رویکرد، تصریح کرد که ایران توانست در میدان نبرد به پیروزی دست یابد و حاصل این موفقیت، دستیابی به یک یادداشت تفاهم (تفاهمنامه اسلامآباد) بود. به گفته وی، این توافق به گونهای تنظیم شد که هیچ تحلیلگری در آمریکا (به جز کسانی که نفع مالی از ترامپ داشتند)، آن را به نفع ایالات متحده توصیف نکرد.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد که تفاهمنامه اسلامآباد هرگز به معنای توقف فعالیتهای میدانی ایران نبوده است، بلکه این توافق در کنار تداوم اقدامات در میدان، ابزاری برای تثبیت دستاوردهای استراتژیک کشور در برابر آمریکا بود.
مذاکرات درباره مدیریت تنگه هرمز ادامه دارد
آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی، در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی وضعیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پرداخت. وی تأکید کرد که ایران از طریق نبرد و دیپلماسی توانست حاکمیت خود را بر این منطقه اعمال کند و این دستاوردهای میدانی در قالب توافقات روی کاغذ آورده شد. وی افزود که این توافقات پایان کار نبود و ایران به محض مشاهده هرگونه نقض عهد، مجدداً به میدان نبرد بازگشته است.
این تحلیلگر سیاسی تصریح کرد که در حال حاضر مذاکرات مربوط به «مدیریت تنگه هرمز» همچنان در جریان است. وی فاش کرد که در صورت رسیدن به نتیجه در این مذاکرات، هدف ایران این است که مسیر جنوبی (که سالها مورد استفاده بود) بسته شود و در مقابل، یک مسیر موقت به عنوان «مسیر جدید و میانی» جایگزین آن گردد.
وی در پایان خاطرنشان کرد که این تغییر مسیر، نتیجه مستقیم تلفیق نبرد و دیپلماسی است و به معنای آن است که ایران توانسته است مدیریت عملیاتی و استراتژیک این آبراهه حیاتی را به نفع خود تثبیت کند.
ترامپ به این دلیل توافقنامه اسلام آباد را پذیرفت که اصلا بنای اجرا نداشت!
متکی در جریان نشست تخصصی «نقش ایران در آینده منطقه»، با اشاره به چارچوبهای مذاکراتی و بهویژه توافق اسلامآباد، دلیل پذیرش این طرح (که گفته میشود ۷۰ تا ۸۰ درصد خواستههای ایران در آن گنجانده شده بود) توسط ترامپ را تحلیل کرد.
وی معتقد است ترامپ این توافق را پذیرفت، چون از ابتدا بنایی برای اجرای آن نداشت و تنها میخواست در شرایطی که تحت فشار بود، فرصتی (حدود ۱۰۰ روز) برای خود بخرد.
متکی با مقایسه وضعیت کنونی با تجربه شکست آمریکا در افغانستان، تصریح کرد که شکست ایالات متحده در آن کشور به دلیل کمبود منابع مالی، تجهیزات نظامی یا خستگی نیروها نبود، بلکه دلیل اصلی آن «کم آوردن منطق» بود.
به گفته وی، آمریکاییها بر این باور بودند که صرفاً به دلیل داشتن قدرت نظامی، منطق آنها باید پذیرفته شود، اما در افغانستان و سایر نقاط منطقه، این سیاست مورد پذیرش مردم قرار نگرفت.
وی تأکید کرد که عدم پذیرش منطق آمریکا نه تنها توسط مردم منطقه، بلکه توسط بخشی از مردم خود آمریکا (که در انتخابات به جمهوریخواهان رأی ندادند)، نشاندهنده شکست رویکرد سلطهجویانه است.
هیچ جای دنیا میدان و دیپلماسی را از هم جدا نمیکنند
متکی با نقد دیدگاههایی که سعی در جداسازی فضای میدان و فضای دیپلماسی دارند، اظهار داشت که این تفکیک در سطح جهانی معنا ندارد و تنها در سالهای اخیر در فضای داخلی مطرح شده است.
وی با اشاره به مؤلفههای قدرت ملی، تأکید کرد که تمامی داراییهای یک کشور از جمله فرهنگ، ادبیات، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد و روابط بینالملل در کنار یکدیگر شکل میگیرند و قدرت نظامی هرگز از این زنجیره جدا نیست. وی در این راستا به اقدامات تلافیانه اشاره کرد و افزود که حتی عملیاتی نظیر ضربه به رژیم صهیونیستی توسط فخرزاده، بخشی از همان دیپلماسی قدرت است؛ همانطور که سخنرانیها در سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف ملی است.
متکی با هشدار نسبت به پذیرش تفکیک میدان و دیپلماسی، خاطرانداند که نباید فریب رویکردهایی شد که این دو را جدا میبینند. وی همچنین پذیرفته نشدن متن ۱۴ بندی را نشانه هوشمندی مذاکرهکنندگان ایرانی دانست.
وی تأکید کرد که در استراتژی جمهوری اسلامی، سه ضلع «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» تشکیل مثلثی از ابزارهای مورد اعتماد و پذیرفتهشده نظام هستند که در کنار یکدیگر برای تأمین منافع ملی عمل میکنند.
ما اگر یک پایگاه آمریکا را در یک کشور دیگر بگیریم میتوانیم جنگ را تمام کنیم!
متکی در جریان نشست تخصصی «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی ابعاد نظامی تقابل با ایالات متحده و پیامدهای احتمالی جنگ زمینی پرداخت. وی با اشاره به هزینههای انسانی و روانی برای آمریکا، تصریح کرد که در صورت تبدیل شدن تقابل به یک جنگ زمینی، حتی بازگرداندن جنازههای سربازان آمریکایی به خانوادههایشان با چالش جدی مواجه خواهد شد.
متکی در تحلیلی استراتژیک اظهار داشت که برای نهایی کردن پیروزی در برابر بزرگترین ارتش امپریالیستی جهان، نیازی به درگیر شدن در جنگهای گسترده و طولانی نیست؛ بلکه تصرف تنها یک پایگاه نظامی آمریکا در کشورهای منطقه، نظیر عراق، کویت یا بحرین، میتواند نقطه عطفی باشد که سرنوشت این جنگ را تغییر داده و آن را به پایان برساند.
وی تأکید کرد که این سطح از ضربه استراتژیک، توانایی آمریکا برای ادامه حضور و سلطه در منطقه را" به شدت متزلزل کرده و منجر به پایان دادن به این تقابل خواهد شد.