چرا کشورها از مهار آمریکا توسط ایران مخفیانه حمایت میکنند؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از آنتی وار؛ مقالهای در سایت آمریکایی «Antiwar» به قلم تریتا پارسی، به احساس آرامش مقامات بینالمللی از مقاومت ایران در برابر تجاوز آمریکایی-اسرائیلی میپردازد. این مقاومت بهعنوان عاملی دیده میشود که جاهطلبیهای توسعهطلبانه ترامپ و سیاست تغییر رژیم را محدود کرده است. مقاله همچنین به افزایش نگرانی جهانی از سیاست آمریکا و فراخوانها برای موازنهسازی و مهار قدرت آمریکا در صحنه بینالمللی میپردازد.
از تعداد مقاماتی از کشورهای مختلف که اگرچه گرایش خاصی به ایران ندارند و همدردی چندانی هم با جمهوری اسلامی احساس نمیکنند، اما در خلوت به من گفتهاند که از موفقیت تهران در خنثیکردن تجاوز آمریکایی-اسرائیلی بسیار آسودهخاطرند، واقعاً شگفتزده شدم.
با توجه به اینکه بسیاری از این مقامات نماینده کشورهایی هستند که مستقیماً در اردوگاه آمریکا قرار دارند و مشکلات عمیقی با جمهوری اسلامی دارند، این «حمایت ضمنی» از ایران چیزی درباره وضعیت امور جهانی به ما میگوید.
آرامشی وجود دارد از اینکه تجاوز آمریکا و اسرائیل و نقض قوانین بینالمللی توسط آنها در ایران موفق نبوده است. ونزوئلا از نظر بسیاری، موردی وحشتناک بود.
صرفنظر از نظر هر کسی درباره مادورو، ایده اینکه یک ابرقدرت رئیس یک کشور دیگر را برباید، حاکم مورد علاقه خود را منصوب کند — حاکمی که حالا باید برای پستهای شبکههای اجتماعیاش از وزیر خارجه آمریکا تأیید بگیرد — و سپس با خوشحالی اعلام کند که ونزوئلا به سرزمین آمریکایی تبدیل شده، برای بسیاری از کشورها وحشتناک بود.
همینطور ستایش رهبران اروپایی از عملیات تغییر رژیم و نادیده گرفتن نگرانیها درباره مشروعیت آن.
اروپا که عمدتاً با حمله غیرقانونی به عراق توسط دولت جورج دبلیو بوش مخالفت کرده بود، حالا با اشتیاق از تغییر رژیم در ونزوئلا حمایت میکند، در حالی که همزمان بر تقدس حقوق بینالملل در اوکراین و گرینلند اصرار میورزد.
این سستی در مقاومت، هزینه هرگونه گسترش استعماری جدید آمریکا را قابلتحملتر کرد. با توجه به گرایشهای دونالد ترامپ، دوستان و دشمنان آمریکا هر دو نگران بودند که هدف بعدی خودشان باشند.
موفقیت نظامی درخشان در ونزوئلا یکی از دلایل اشتیاق شدید ترامپ برای جنگ با ایران بود. اگر جنگ ونزوئلا چند ساعت طول کشید، او فکر میکرد ایران حداکثر چهار روز طول میکشد.
او به رهبران منطقهای شکاک وعده داد که کل عملیات «بیش از ۱۰۰ ساعت طول نمیکشد»، به گفته یک مقام عرب.
پس از شش ماه، خود را در جنگ شکستخوردهای گرفتار میبیند که پایانی برای آن در افق دیده نمیشود. مقامات در سراسر جهان از اینکه مقاومت موفق ایران عملاً مانع از حرکت ترامپ به سوی اهداف بعدیاش شده، آسودهخاطرند.
همانطور که یکی از مقامات یک متحد سنتی آمریکا به من گفت: «اگر مقاومت ایرانیها نبود، ترامپ الان به کوبا حمله کرده بود و شاید گرینلند را هم ضمیمه کرده بود.»
در پیش گرفتن سیاست خارجی استعماری جدید و آشکار توسط آمریکا، برای بسیاری از کشورها تهدید بزرگتری از بستن تنگه هرمز توسط ایران است.
درست است که بستن تنگه به کشورهای بیگناهی که هیچ نقشی در تشویق جنگ فاجعهبار ترامپ نداشتهاند آسیب میزند، اما این درد نسبتاً قابلتحمل است. برخلاف ایران، تعداد کمی از کشورها ارتش خود را طوری طراحی کردهاند که اگر خود را در فهرست اهداف ترامپ یافتند، بتوانند هرگونه تجاوز آمریکایی یا اسرائیلی را دفع کنند.
حتی نگرانیای احساس کردم از احتمال اینکه ایران تنگه هرمز را زودتر از موعد باز کند، پیش از آنکه ترامپ بهطور قطعی متعهد شود دیگر وارد سیاستهای نومحافظهکارانه نشود.
بسیاری از کشورها اکنون بهطور پنهانی امیدوارند ترامپ در آینده قابلپیشبینی در خلیج فارس گرفتار بماند. شاید این قویترین تضمین برای توقف تلاشهای او برای تغییر رژیم و ضمیمهکردن سرزمینها باشد.
آنچه شاهدیم، جهانی است که تشنه موازنه است. از دیدگاه بسیاری از کشورها — و نه فقط کشورهای جنوب جهانی — ایالات متحده کشوری است که بهشدت نیاز به موازنهسازی در برابر آن دارد.
نه روسیه. نه ایران. نه کره شمالی. و قطعاً نه چین.
این به معنای تأیید هیچیک از این کشورها، رژیمهای حاکم، سیاستهای داخلی یا ایدئولوژیهایشان نیست. همچنین از تهدیدها و چالشهایی که در مناطق خود ایجاد میکنند نمیکاهد. این صرفاً ارزیابی عینی و دقیق از منبع فوریترین تهدید است.
دوستی با آمریکا هیچ حفاظتی در برابر نوسانات خلقوخوی ترامپ به شما نمیدهد. اخیراً یک دیپلمات غربی به من درباره تلاشهایش برای متقاعد کردن رهبریاش که به دنبال دیدار رسمی از واشنگتن نباشد، گفت.
او به من گفت: «هیچ چیز خوبی از آن بیرون نمیآید. بهتر است اصلاً در کانون توجه او نباشیم.»
همانطور که در جنگل، محافظت در این است که شکارچی برتر متوجه تو نشود.
این واقعیت بار دیگر نشان میدهد که جنگ علیه ایران — و بهطور کلی سیاست خارجی نومحافظهکارانه — تا چه حد برای خود ایالات متحده فاجعهبار است.
همه کشورها به دنبال تقویت قدرت خود هستند، اما خرد دیپلماتیک عاقلانه تضمین میکند که این قدرت بدون توجیه، از سوی کشورهای دیگر بهعنوان تهدید دیده نشود؛ کشورهایی که چارهای جز یافتن راههایی برای موازنهسازی آن نخواهند داشت.
مرا اشتباه نفهمید؛ من نمیگویم جهان میخواهد آمریکا بازنده باشد. اما بهطور فزایندهای میخواهد آمریکا موازنهشده و مهارشده باشد.