انتخابات میاندورهای آمریکا چه چیزی را تغییر میدهد؟
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛سید محمد رضا حسینی، دبیر انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یزد در رابطه با انتخابات میان دوره ای مجلس آمریکا یادداشتی نوشت. متن یادداشت بدین شرح است:
در انتخابات میاندورهای، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای سنا به رأی گذاشته میشود. در ظاهر، رقابت بر سر کرسیهای کنگره است، اما در عمل، عملکرد رئیسجمهور مستقر و وضعیت سیاسی حزب حاکم نیز در نتیجه این انتخابات بیتأثیر نیست. به همین دلیل، انتخابات نوامبر برای ترامپ و جمهوریخواهان اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه نتیجه آن میتواند میزان توانایی دولت برای اجرای برنامههای خود در نیمه دوم دوره ریاستجمهوری را مشخص کند.
جمهوریخواهان با اکثریتی شکننده به استقبال انتخابات میروند
جمهوریخواهان در حال حاضر کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند، اما فاصله آنها با رقیب چندان زیاد نیست. در مجلس نمایندگان، جمهوریخواهان با اکثریتی بسیار محدود فعالیت میکنند و در سنا نیز اکثریت آنها چندان بزرگ نیست. همین مسئله باعث شده است که تغییر تعداد محدودی از کرسیها بتواند توازن قدرت در واشنگتن را تغییر دهد.
این وضعیت، انتخابات میاندورهای را برای ترامپ به مسئلهای فراتر از یک رقابت حزبی تبدیل کرده است. حفظ اکثریت به معنای آن است که دولت همچنان از امکان بیشتری برای پیشبرد برنامههای قانونی و بودجهای خود برخوردار خواهد بود؛ اما از دست رفتن آن میتواند شرایط متفاوتی را در برابر کاخ سفید قرار دهد.
در واقع، ترامپ برای ادامه سیاستهای خود تنها به اختیارات ریاستجمهوری وابسته نیست. کنگره در تصویب بودجه، قانونگذاری، نظارت بر عملکرد دولت و بسیاری از پروندههای مهم داخلی و خارجی نقش دارد. بنابراین ترکیب کنگره جدید میتواند دامنه قدرت سیاسی رئیسجمهور را افزایش یا محدود کند.
چرا اقتصاد به مهمترین نگرانی جمهوریخواهان تبدیل شده است؟
در میان موضوعات مختلفی که میتواند بر رأی آمریکاییها تأثیر بگذارد، اقتصاد جایگاه ویژهای دارد. مسئله اینجاست که دولت ترامپ در شرایطی تلاش میکند از عملکرد اقتصادی خود دفاع کند که بخشی از جامعه آمریکا همچنان با افزایش هزینههای زندگی، قیمت انرژی و نگرانیهای مربوط به تورم مواجه است.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد ارزیابی آمریکاییها از عملکرد اقتصادی ترامپ چندان مطلوب نیست و حتی در برخی سنجشها، دموکراتها توانستهاند در موضوع اقتصاد و هزینه زندگی فاصله سنتی خود با جمهوریخواهان را کاهش دهند یا از آنها پیشی بگیرند.
اهمیت این مسئله برای جمهوریخواهان از آن جهت است که اقتصاد همواره یکی از مهمترین نقاط اتکای این حزب برای جلب آرای مستقلها و رأیدهندگان مردد بوده است. اگر رأیدهنده آمریکایی احساس کند وضعیت اقتصادی با وعدههای دولت فاصله دارد، انتخابات میتواند به فرصتی برای اعتراض به حزب حاکم تبدیل شود.
البته شرایط اقتصادی آمریکا را نمیتوان صرفاً با یک شاخص ارزیابی کرد. گزارش اشتغال ماه اوت نشان میدهد بازار کار همچنان از ظرفیت قابلتوجهی برخوردار است و نرخ بیکاری در سطح ۴.۱ درصد باقی مانده است. بنابراین تصویر اقتصاد آمریکا یکدست نیست؛ از یک سو برخی شاخصهای اشتغال از مقاومت اقتصاد حکایت دارند و از سوی دیگر، هزینه زندگی و تورم همچنان برای بخش قابلتوجهی از جامعه مسئلهساز است.
در چنین شرایطی، انتخابات میتواند بیش از آنکه درباره «رونق اقتصاد» یا «بحران اقتصادی» باشد، درباره برداشت مردم از اقتصاد و تجربه روزمره آنها تصمیمگیری کند.
جنگ با ایران؛ مسئلهای خارج از محاسبات انتخاباتی؟
یکی دیگر از متغیرهای مهم انتخابات امسال، سیاست خارجی و بهخصوص جنگ با ایران است؛ موضوعی که برخلاف بسیاری از منازعات خارجی، آثار آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا و فضای سیاسی داخلی این کشور منتقل شده است.
بر اساس نظرسنجیهای اخیر، تنها حدود یکچهارم آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران ارزش ادامه دادن دارد و بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به تداوم حضور نظامی آمریکا در این درگیری نگاه مثبتی ندارد.
همین مسئله باعث شده جنگ ایران به یک متغیر انتخاباتی بالقوه برای جمهوریخواهان تبدیل شود.
دولت ترامپ از یک سو تلاش میکند سیاست خود در قبال ایران را بهعنوان بخشی از راهبرد تأمین امنیت آمریکا و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای معرفی کند؛ اما از سوی دیگر، طولانی شدن درگیری میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی بیشتری برای دولت ایجاد کند.
گزارشهای اخیر حتی از تلاش دولت آمریکا برای کنترل دامنه درگیری تا پیش از انتخابات میاندورهای حکایت دارد؛ چراکه تبدیل جنگ به مسئله اصلی کارزار انتخاباتی میتواند برای جمهوریخواهان هزینهزا باشد. این مسئله نشان میدهد انتخابات تا چه اندازه میتواند بر محاسبات سیاست خارجی واشنگتن اثر بگذارد.
در اینجا یک تناقض مهم شکل میگیرد؛ ترامپ همزمان باید میان نمایش قدرت در سیاست خارجی و جلوگیری از تبدیل هزینههای آن به مسئلهای انتخاباتی تعادل برقرار کند.
دموکراتها چگونه به دنبال بازگشت هستند؟
در طرف مقابل، دموکراتها انتخابات میاندورهای را فرصتی برای بازسازی موقعیت خود در کنگره میدانند. راهبرد این حزب تا حد زیادی بر برجسته کردن مشکلات اقتصادی، هزینههای سیاستهای دولت و عملکرد ترامپ متمرکز شده است.
با این حال، پیروزی دموکراتها را نیز نمیتوان قطعی دانست. انتخابات آمریکا مجموعهای از رقابتهای ایالتی و حوزهای است و وضعیت نامزدها، میزان مشارکت و مسائل محلی میتواند نتیجه را تغییر دهد.
دموکراتها در عین حال با یک مسئله مهم مواجهاند: این حزب باید بتواند نارضایتی از ترامپ را به رأی واقعی تبدیل کند. صرفاً پایین بودن محبوبیت رئیسجمهور برای پیروزی کافی نیست و میزان مشارکت هواداران هر دو حزب اهمیت زیادی خواهد داشت.
در حال حاضر، برخی نظرسنجیها از انگیزه بیشتر رأیدهندگان دموکرات برای شرکت در انتخابات حکایت دارند؛ موضوعی که برای جمهوریخواهان، بهویژه با توجه به شکنندگی اکثریت آنها، یک هشدار انتخاباتی محسوب میشود.
اگر دموکراتها کنگره را پس بگیرند چه میشود؟
مهمترین پرسش انتخابات میاندورهای شاید نه این باشد که چه حزبی چند کرسی به دست میآورد، بلکه این باشد که تغییر احتمالی ترکیب کنگره چه اثری بر دولت ترامپ خواهد گذاشت.
اگر جمهوریخواهان بتوانند اکثریت خود را حفظ کنند، ترامپ با دست بازتری وارد دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری خواهد شد. حفظ هر دو مجلس به کاخ سفید امکان میدهد بخش مهمی از برنامههای خود را با مانع کمتری دنبال کند و از ابزارهای قانونی و بودجهای کنگره نیز بهره ببرد.
اما در صورت پیروزی دموکراتها در یکی از مجالس، وضعیت تغییر خواهد کرد. کنگره میتواند به محل افزایش نظارت بر دولت، کشمکش بر سر بودجه و ایجاد موانع سیاسی در برابر برنامههای ترامپ تبدیل شود.
اگر دموکراتها مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند، انتخاب رئیس مجلس و کنترل دستورکار این نهاد در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. در چنین شرایطی، دولت ترامپ با کنگرهای مواجه میشود که میتواند نظارت سیاسی بر کاخ سفید را افزایش دهد. از سوی دیگر، کنترل سنا نیز میتواند بر تأیید انتصابات و روند قانونگذاری اثرگذار باشد.
بنابراین حتی یک تغییر محدود در ترکیب کنگره میتواند برای دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ پیامدهای قابل توجهی داشته باشد.
آیا انتخابات ۲۰۲۶ همهپرسی درباره ترامپ است؟
در این میان، یک سؤال مهم همچنان باقی میماند: آیا باید انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را همهپرسی درباره عملکرد ترامپ دانست؟
پاسخ را نمیتوان کاملاً مثبت یا منفی داد.
از یک سو، ترامپ برخلاف رؤسایجمهوری که ممکن است از انتخابات میاندورهای فاصله بگیرند، همچنان حضور پررنگی در فعالیتهای انتخاباتی جمهوریخواهان دارد. حزب نیز برای بسیج پایگاه رأی خود به حمایت و نفوذ سیاسی او نیاز دارد.
از سوی دیگر، رقابتهای کنگره به عوامل متعددی وابسته است و نمیتوان نتیجه هر حوزه انتخاباتی را صرفاً بر اساس محبوبیت رئیسجمهور توضیح داد.
به همین دلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات شکست بخورند، نمیتوان بهسرعت از «پایان ترامپیسم» سخن گفت؛ همانطور که حفظ اکثریت نیز الزاماً به معنای رضایت عمومی از تمام سیاستهای ترامپ نخواهد بود.
آنچه اهمیت دارد، اندازه تغییر در توازن قدرت و پیامی است که رأیدهندگان آمریکایی از طریق آن ارسال میکنند.
انتخابات آمریکا چه معنایی برای ایران دارد؟
برای ایران، انتخابات میاندورهای آمریکا از یک جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه نتیجه آن میتواند بر میزان آزادی عمل دولت ترامپ در سیاست خارجی تأثیر بگذارد.
البته نباید انتظار داشت که تغییر ترکیب کنگره بهطور خودکار سیاست آمریکا در قبال ایران را تغییر دهد. اختلافات دو حزب در برخی موضوعات اساسی سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایران، عمیق است و تغییر اکثریت کنگره لزوماً به معنای تغییر رویکرد واشنگتن نخواهد بود.
با این حال، میزان قدرت ترامپ برای پیشبرد سیاستهای خود میتواند تغییر کند. کنگره میتواند از طریق بودجه، تحریمها، قوانین و نظارت بر دولت، هزینه سیاسی و حقوقی برخی تصمیمات کاخ سفید را افزایش دهد.
از سوی دیگر، اگر جمهوریخواهان بتوانند اکثریت خود را حفظ کنند، ترامپ احتمالاً با محدودیت داخلی کمتری برای ادامه سیاست خارجی خود مواجه خواهد بود.
بنابراین برای تهران، مهمتر از اینکه کدام حزب چند کرسی بیشتر به دست میآورد، این است که توازن قدرت میان کاخ سفید و کنگره پس از انتخابات چگونه شکل خواهد گرفت.
ترامپ در میانه راه
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را نمیتوان پایان مسیر ترامپ دانست؛ اما میتواند نقطهای تعیینکننده در ادامه مسیر او باشد.
ترامپ در حال حاضر رئیسجمهور آمریکاست و حتی در صورت از دست دادن بخشی از حمایت سیاسی در کنگره، همچنان از اختیارات گسترده اجرایی برخوردار خواهد بود. اما تفاوت میان یک رئیسجمهور با کنگرهای همراه و رئیسجمهوری با کنگرهای مخالف، در نظام سیاسی آمریکا بسیار مهم است.
به همین دلیل، انتخابات سوم نوامبر را باید بیش از یک رقابت معمول حزبی دید. این انتخابات میتواند مشخص کند که ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوری خود را با چه میزان قدرت سیاسی سپری خواهد کرد.
اگر جمهوریخواهان اکثریت را حفظ کنند، مسیر اجرای سیاستهای ترامپ هموارتر خواهد بود؛ اگر دموکراتها بتوانند بخشی از این اکثریت را از میان ببرند، کاخ سفید وارد دورهای از چانهزنی و تقابل بیشتر با کنگره خواهد شد.
در نهایت، انتخابات میاندورهای آمریکا نه صرفاً درباره ترامپ است و نه صرفاً درباره جمهوریخواهان و دموکراتها؛ بلکه درباره میزان قدرت هرکدام از آنها در ساختار سیاسی آمریکا است.
ترامپ در میانه راه ایستاده است و رأیدهندگان آمریکایی در نوامبر مشخص خواهند کرد که ادامه این مسیر با کنگرهای همراه خواهد بود یا کنگرهای که میتواند سرعت و دامنه حرکت کاخ سفید را محدود کند.
سید محمدرضا حسینی، دبیر انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یزد
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*