رافائل گروسی؛ از همدستی در جنگ علیه ایران تا سودای صندلی دبیرکلی سازمان ملل
گزارش جنجالی آژانس درباره ایران، قطعنامه شورای حکام، مواضع گروسی پس از آغاز حملات رژیم صهیونیستی، اظهارات او درباره امکان ازسرگیری غنیسازی ایران و همچنین اتهام همکاری اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی، مجموعهای از پرسشها را درباره عملکرد مدیرکل آژانس مطرح کرده است؛ پرسشهایی که با مطرحشدن نام گروسی بهعنوان یکی از گزینههای دبیرکلی سازمان ملل متحد، ابعاد سیاسی بیشتری پیدا کرده است.
گزارش ۳۱ مه؛ گزارشی که پیش از جنگ به قطعنامه شورای حکام رسید
بر اساس اسناد آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش خبرگزاری رویترز، گروسی در ۳۱ مه ۲۰۲۵ گزارشی درباره فعالیتهای هستهای ایران به شورای حکام ارائه کرد که در آن، درباره سه مکان اعلامنشده در ایران پرسشهایی مطرح شده بود.
۱۲ ژوئن همان سال، شورای حکام آژانس با ۱۹ رأی از مجموع ۳۵ عضو، ایران را در موضوع تعهدات پادمانی خود «غیرمتعهد» اعلام کرد. یک روز بعد، جنگ ۱۲روزه با حمله رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد.
همزمانی این تحولات، از همان ابتدا واکنشهای گستردهای در تهران ایجاد کرد. مقامهای ایرانی گزارش آژانس را یکی از زمینههای سیاسی و تبلیغاتی فراهمشده برای اقدام نظامی علیه ایران دانستند.
وزارت امور خارجه ایران، به گزارش رسانههای داخلی و خارجی، گزارش آژانس را «کاملاً مغرضانه» توصیف کرد و آن را در شکلگیری فضای منتهی به جنگ مؤثر دانست. محمدجواد ظریف نیز گروسی را به طرح ادعاهای «غیرمسئولانه و نادرست» متهم کرد و خواستار پاسخگویی درباره پیامدهای انسانی این روند شد.
در مقابل، گروسی پس از آغاز جنگ تلاش کرد ارتباط مستقیم میان گزارش آژانس و تصمیم برای حمله نظامی را رد کند. او در گفتوگوهایی رسانهای تأکید کرد که گزارش راستیآزمایی آژانس نمیتواند بهخودیخود مبنای اقدام نظامی باشد و تصمیم برای اقدام نظامی، تصمیمی سیاسی است.
با این حال، همین دفاع نیز نتوانست انتقادها از نقش آژانس در ایجاد فضای سیاسی پیش از جنگ را متوقف کند.
اتهام استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از گزارش آژانس
برخی رسانههای منتقد سیاستهای آمریکا، از جمله پایگاه آمریکایی «کامندریمز» و نشریه «پیپلز دیسپچ»، عملکرد گروسی و آژانس در پرونده ایران را مورد انتقاد قرار دادهاند.
این رسانهها مدعی شدهاند که آژانس در سالهای اخیر به ابزاری برای اعمال فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تبدیل شده است. در این روایت، گزارشهای آژانس درباره مکانهای اعلامنشده ایران و پیگیری پروندههای قدیمی، در نهایت در ایجاد فشار سیاسی علیه تهران نقش داشته است.
یکی از محورهای مورد اشاره در این گزارشها، اطلاعاتی است که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۸ درباره برنامه هستهای ایران مطرح کرد. بر اساس این روایت، گروسی پس از آغاز فعالیت خود بهعنوان مدیرکل آژانس، پرونده مربوط به این ادعاها را در سال ۲۰۱۹ پیگیری کرد و موضوع در سالهای بعد به یکی از محورهای اختلاف میان ایران و آژانس تبدیل شد.
منتقدان گروسی معتقدند تداوم این پرونده و طرح مجدد آن در مقطع حساس پیش از جنگ، در نهایت به صدور قطعنامه شورای حکام علیه ایران کمک کرد.
گروسی پس از حملات؛ «اقدام نظامی تصمیم سیاسی است»
پس از آغاز حملات رژیم صهیونیستی به ایران، گروسی در مصاحبهای با شبکه سیانان تلاش کرد بر ماهیت فنی گزارشهای آژانس تأکید کند.
او در این گفتوگو تصریح کرد که گزارش راستیآزمایی آژانس بهسختی میتواند مبنای اقدام نظامی قرار گیرد و اقدام نظامی را تصمیمی سیاسی دانست.
این موضع در تهران با واکنش تند مقامهای ایرانی مواجه شد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در واکنش به مواضع گروسی خطاب به او نوشت: «خیلی دیر است آقای گروسی» و مدیرکل آژانس را متهم کرد که با عملکرد خود به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) آسیب زده و آژانس را در جنگ علیه ایران درگیر کرده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز اصرار گروسی برای بازدید از تأسیسات هستهای آسیبدیده ایران را «بیمعنا و با نیت بدخواهانه» توصیف کرد.
به این ترتیب، اختلاف تهران و گروسی تنها به مسئله بازرسیهای هستهای محدود نماند و به یکی از مناقشههای سیاسی اصلی پس از جنگ تبدیل شد.
گروسی؛ ناظر فنی یا بازیگری در مناقشه ایران و غرب؟
مناقشه بر سر عملکرد رافائل گروسی اکنون دیگر صرفاً به اختلاف تهران و آژانس درباره میزان غنیسازی یا دسترسی بازرسان محدود نیست.
گزارش پیش از جنگ، قطعنامه شورای حکام، حملات نظامی به تأسیسات هستهای ایران، مواضع گروسی پس از حملات، اختلاف بر سر نحوه برخورد با رژیم صهیونیستی و در نهایت مطرحشدن نام او برای دبیرکلی سازمان ملل، مجموعهای از رخدادهای بههمپیوسته را شکل داده است.
گروسی میگوید آژانس نهادی فنی است و تصمیمهای نظامی در اختیار دولتها قرار دارد. اما منتقدان او معتقدند در دنیای واقعی، گزارشهای فنی آژانس میتوانند پیامدهای کاملاً سیاسی و حتی امنیتی داشته باشند.
مسئله اصلی نیز همینجاست؛ اگر گزارش یک نهاد بینالمللی در فاصله کوتاهی به قطعنامه سیاسی علیه یک کشور و سپس بهانهای برای فشار بیشتر تبدیل شود، مسئولیت آن نهاد در قبال پیامدهای سیاسی گزارشش چیست؟
در مورد گروسی، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است.
آنچه مسلم است اینکه اعتماد تهران به مدیرکل آژانس به پایینترین سطوح خود رسیده و اظهارات و گزارشهای آینده او درباره ایران، دیگر نمیتواند بدون توجه به این سابقه مورد ارزیابی قرار گیرد.
برای ایران، پرونده گروسی تنها پرونده یک مدیرکل آژانس نیست؛ بلکه به نمادی از مناقشه گستردهتر بر سر استقلال نهادهای بینالمللی، استانداردهای دوگانه در نظام عدم اشاعه و نقش قدرتهای غربی در پرونده هستهای تهران تبدیل شده است.
انتقادها از گروسی پس از پایان جنگ نیز ادامه یافت.
بر اساس مصاحبه او در برنامه «فیس دِ نیشن» شبکه سیبیاس آمریکا، گروسی اعلام کرد ایران میتواند «ظرف چند ماه» فعالیتهای غنیسازی خود را از سر بگیرد و نمیتوان گفت که همه ظرفیتهای هستهای ایران از بین رفته است.
شبکه سیانان نیز به تضاد میان این ارزیابی و ادعاهای دونالد ترامپ درباره نابودی کامل توان هستهای ایران اشاره کرد.
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تأسیسات هستهای ایران هدف حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفته بود و تهران تأکید داشت که حمله به تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس، نقض آشکار اصول حقوق بینالملل و نظام پادمانی است.
در چنین شرایطی، منتقدان گروسی معتقد بودند تمرکز دوباره مدیرکل آژانس بر توانایی ایران برای بازسازی برنامه غنیسازی، بدون برجستهسازی کافی مسئولیت عاملان حمله، نمونه دیگری از استاندارد دوگانه در قبال ایران است.

استاندارد دوگانه درباره ایران و رژیم صهیونیستی
یکی از مهمترین انتقادهای ایران و منتقدان گروسی، رویکرد آژانس نسبت به رژیم صهیونیستی است.
رژیم صهیونیستی عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیست و درباره برخورداری آن از زرادخانه هستهای اعلامنشده، گزارشها و ارزیابیهای گستردهای وجود دارد. با این حال، آژانس به دلیل محدودیتهای حقوقی، رژیم صهیونیستی را در چارچوب همان رژیم بازرسی اجباری که درباره اعضای NPT اعمال میشود، بررسی نمیکند.
گروسی نیز در پاسخ به پرسشهایی درباره تسلیحات هستهای رژیم صهیونیستی، بارها بر این نکته تأکید کرده که مأموریت آژانس عمدتاً به کشورهای عضو معاهدات و توافقهای مربوط محدود میشود.
این موضع، از نگاه منتقدان، به یک پرسش اساسی منجر شده است: چرا کشوری مانند ایران که عضو NPT است و سالها تحت نظارت و بازرسی آژانس قرار داشته، باید دائماً در معرض فشار و گزارشهای سیاسی قرار گیرد، اما رژیم صهیونیستی که عضو NPT نیست، در چارچوب همان سازوکار مورد بررسی قرار نمیگیرد؟
پایگاه «کامندریمز» نیز گروسی و آژانس را به نادیدهگرفتن زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی و تبدیلشدن به ابزاری در خدمت سیاستهای واشنگتن و تلآویو متهم کرده است.
اسناد ادعایی ایران؛ از «هماهنگی» تا اختلاف درباره اعتبار مدارک
یکی دیگر از محورهای مناقشه، اسنادی است که ایران منتشر کرده و مدعی شده این اسناد از ارتباط و هماهنگی میان آژانس و رژیم صهیونیستی حکایت دارد.
پایگاه عبری «واینت» و برخی رسانههای غربی نیز به این اسناد پرداختهاند.
با این حال، منتقدان گروسی بر مجموعهای از رخدادها تمرکز دارند: دسترسی بازرسان آژانس به برخی تأسیسات، انتشار اطلاعات درباره فعالیتهای هستهای ایران، حمله به برخی مراکز و سپس ادامه فشارهای سیاسی بر تهران.
این توالی رخدادها نیازمند بررسی مستقل و دقیق است.
اتهام جاسوسی علیه گروسی؛ ادعاهایی که اثبات قضایی نشدهاند
در داخل ایران، اتهامات امنیتی علیه گروسی حتی فراتر رفته است.
اسکات ریتر، بازرس سابق سازمان ملل، نیز در گفتوگویی با پرستیوی گفت اطلاعاتی که از مسیر آژانس منتقل شده، میتوانسته در شناسایی دانشمندان و اهداف هستهای ایران مورد استفاده قرار گرفته باشد.
همین اتهامات نشاندهنده سطح بیاعتمادی ایجادشده میان تهران و مدیرکل آژانس است؛ بیاعتمادیای که پس از حملات به تأسیسات هستهای ایران و ترور برخی دانشمندان هستهای، ابعاد امنیتی بیشتری پیدا کرده است.
شکایت ایران از گروسی
شکایتی رسمی علیه گروسی در دادسرای امور بینالملل تهران مطرح شده است.
در این شکایت، اتهاماتی از جمله جاسوسی غیرمستقیم، افشای اطلاعات طبقهبندیشده، معاونت در افساد فیالارض، همکاری با رژیم صهیونیستی و تبلیغ علیه نظام مطرح شده است.
معاون قوه قضائیه نیز با انتقاد از عملکرد مدیرکل آژانس، او را درباره آنچه «گزارش مزورانه» و زمینهسازی برای جنایت علیه ایران خوانده شد، مسئول دانست.
سودای دبیرکلی سازمان ملل؛ گروسی به دنبال صندلی نیویورک
همزمان با این اختلافات، نام رافائل گروسی در رقابت برای دبیرکلی سازمان ملل متحد نیز مطرح شده است.
بر اساس گزارش رویترز، فایننشالتایمز و فرانس۲۴، آرژانتین رسماً از نامزدی گروسی برای دبیرکلی سازمان ملل حمایت کرده است.
وزیر انرژی آمریکا نیز پیشتر درباره احتمال حضور گروسی در این سمت، از او بهعنوان گزینهای با قابلیت ایجاد «بهبود عظیم» در مقایسه با آنتونیو گوترش یاد کرده بود.
همین حمایتها، پرسشهایی را درباره آینده سیاسی گروسی ایجاد کرده است. آیا مواضع جهتدار او در قبال ایران صرفاً نتیجه مأموریت فنی آژانس بوده یا میتواند در مسیر ساختن یک کارنامه سیاسی بینالمللی نیز مؤثر باشد؟
گروسی در گفتوگویی با روزنامه آرژانتینی «الناسیونال» حتی به انتقادهایی اشاره کرده بود که او را «عروسک خیمهشببازی صهیونیستها» میخوانند.
گروسی؛ ناظر فنی یا بازیگری در مناقشه ایران و غرب؟
مناقشه بر سر عملکرد رافائل گروسی اکنون دیگر صرفاً به اختلاف تهران و آژانس درباره میزان غنیسازی یا دسترسی بازرسان محدود نیست.
گزارش پیش از جنگ، قطعنامه شورای حکام، حملات نظامی به تأسیسات هستهای ایران، مواضع گروسی پس از حملات، اختلاف بر سر نحوه برخورد با رژیم صهیونیستی و در نهایت مطرحشدن نام او برای دبیرکلی سازمان ملل، مجموعهای از رخدادهای بههمپیوسته را شکل داده است.
گروسی میگوید آژانس نهادی فنی است و تصمیمهای نظامی در اختیار دولتها قرار دارد. اما منتقدان او معتقدند در دنیای واقعی، گزارشهای فنی آژانس میتوانند پیامدهای کاملاً سیاسی و حتی امنیتی داشته باشند.
مسئله اصلی نیز همینجاست؛ اگر گزارش یک نهاد بینالمللی در فاصله کوتاهی به قطعنامه سیاسی علیه یک کشور و سپس بهانهای برای فشار بیشتر تبدیل شود، مسئولیت آن نهاد در قبال پیامدهای سیاسی گزارشش چیست؟
در مورد گروسی، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است.
آنچه مسلم است اینکه اعتماد تهران به مدیرکل آژانس به پایینترین سطوح خود رسیده و اظهارات و گزارشهای آینده او درباره ایران، دیگر نمیتواند بدون توجه به این سابقه مورد ارزیابی قرار گیرد.
برای ایران، پرونده گروسی تنها پرونده یک مدیرکل آژانس نیست؛ بلکه به نمادی از مناقشه گستردهتر بر سر استقلال نهادهای بینالمللی، استانداردهای دوگانه در نظام عدم اشاعه و نقش قدرتهای غربی در پرونده هستهای تهران تبدیل شده است.