پیروزی انصارالله ممکن است راهبرد ترامپ در قبال ایران را تغییر دهد
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از نشنال اینترست؛ نشریه آمریکایی نشنال اینترست در یک گزارش تحلیلی نوشت که فارغ از یادآوری حملات تروریستی 11 سپتامبر که در سال 2001 آمریکا را هدف قرار داد، صبح جمعه خبرها تحت تأثیر پیروزی بزرگ انصارالله در یمن بر دولت یمن تحت حمایت عربستان سعودی قرار گرفت. نیروهای انصارالله تنها در یک شب بخش گستردهای از اراضی امتداد ساحل دریای سرخ یمن را درنوردیدند و منطقه را تا جنوبیترین بخش شبه جزیره عربستان، در نزدیکی تنگه باب المندب، به کنترل خود درآوردند. آنها همچنین جزیره راهبردی بریم را که در میانه این تنگه قرار دارد، تصرف کردند.
فروپاشی نیروهای دولتی به شکلی چشمگیر آسان بود و همین مسئله به انصارالله اجازه داد حجم عظیمی از تجهیزات تأمین شده توسط عربستان سعودی را به دست آورد. به نظر میرسد حملات موشکی انصارالله به خط لوله نفت عربستان سعودی موسوم به «شرق ـ غرب» نیز دستکم در شرایط فعلی، این شریان حیاتی را که از تنگه هرمز عبور نمیکند، از کار انداخته است.
همزمان، بازارهای نفت در حال هضم گزارشی از روزنامه «نیویورک تایمز» بودند که نشان میداد صادرات نفت عربستان سعودی حتی پیش از توقف فعالیت خط لوله، به دلیل تهدیدهای انصارالله علیه کشتیرانی سعودی در دریای سرخ، به شدت کاهش یافته بود.
تردید واشنگتن درباره موفقیت راهبرد فشار علیه ایران
در همین حال، روزنامه «وال استریت ژورنال» در 11 سپتامبر گزارش داد که حلقه نزدیک مشاوران دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، احتمال شکست راهبرد کنونی آمریکا را با او مطرح کردهاند؛ راهبردی که ترکیبی از محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی شدید است و قرار است ایران را پیش از پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ در ژانویه 2029 وادار به تسلیم کند. با وجود این نگاه بدبینانه به روند درگیری، مشاوران ارشد ترامپ پیشنهاد بازگشت به میز مذاکره با موضعی متفاوت و متناسب با این واقعیت را مطرح نکردهاند.
در واقع، ترامپ همچنان از واژه «تسلیم» برای توصیف نتیجهای استفاده میکند که از فشارهای آمریکا بر ایران انتظار دارد. هیچ گزارشی منتشر نشده که نشان دهد ترامپ مقامهای ارشد دولت خود را مأمور تدوین یک راهبرد مذاکرهای واقعبینانهتر و موفقیتآمیزتر کرده باشد. به نظر میرسد مشاوران او بر این باورند که وضعیت کنونی، متشکل از یک درگیری محدود و فشار اقتصادی، میتواند تا هر زمانی که شرایط اقتضا کند ادامه یابد؛ حتی اگر در نهایت این پرونده به رئیس جمهوری واگذار شود که جانشین ترامپ خواهد شد.
اگرچه به نظر میرسد جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، تا حدودی دیدگاه متفاوتی دارد، اما به دلیل نداشتن اختیار تصمیمگیری، تمایلی به رویارویی با ترامپ بر سر این مسئله نشان نمیدهد.
بازار نفت در آستانه یک شوک تازه
این وضعیت باید در واشنگتن زنگ خطر را به صدا درآورد. در حالی که بازار نفت پس از دوره آرامش تابستانی در حال بیدار شدن است و قیمت نفت خام برنت پس از اخبار روز گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته، بسیاری همچنان به دلیل ناآشنایی با تحلیلهای کمی بازار نفت، احساس امنیت کاذب دارند. پس از فروکش کردن شوک اولیه درگیری، در ابتدای تابستان این تصور عمومی در بازار شکل گرفت که بحران با ایران به سمت یک راه حل مذاکرهای پیش میرود و ذخایر راهبردی و ذخایر تجاری برای جذب این شوک بیش از اندازه کافی خواهند بود.
اما اکنون روشن شده است که راه حل سریعی در کار نخواهد بود و از دست رفتن عرضه نفت برای بیش از 6 ماه، ذخایر راهبردی و تجاری را به میزان قابل توجهی فرسوده کرده است. وضعیت ذخایر فرآوردههای نفتی حتی بدتر به نظر میرسد؛ زیرا ظرفیت پالایش جهانی با دو ضربه بزرگ ژئوپلیتیکی مواجه شده است. نخستین ضربه، از دست رفتن ظرفیت پالایشی کشورهای حوزه خلیج فارس بود که به دلیل قطع ارتباط آنها با مسیرهای معمول حملونقل، امکان صادرات آن را از دست دادند. ضربه دوم نیز توقف فعالیت نزدیک به نیمی از ظرفیت پالایشی روسیه در پی حملات پهپادی اوکراین بود.
کمبود گازوئیل و افزایش فشار بر اقتصاد آمریکا
بازارها با کمبود عرضه گازوئیل مواجه هستند و میانگین قیمت آن در آمریکا تا 10 سپتامبر به 6 دلار رسیده است. اگرچه قیمت بنزین برای مصرف کنندگان ملموستر است، اما همان طور که اقتصاددانان میدانند، گازوئیل نیز به تشدید تورم دامن میزند. مجموع این عوامل احتمال افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در نشست هفته آینده را افزایش میدهد؛ آن هم با وجود تمایل دیرینه ترامپ برای اتخاذ سیاست پولی انبساطی.
تردید درباره آمار عبور نفتکشها از تنگه هرمز
مقامهای دولت آمریکا بارها از نفتکشهایی که با اسکورت آمریکا و از طریق «مسیر عمان» از تنگه هرمز عبور میکنند، تمجید کردهاند. با این حال، بسیاری از فعالان بخش خصوصی نسبت به آمار اعلام شده از سوی دولت تردید دارند، به ویژه آنکه تحلیلگران حتی در صورت خاموش بودن فرستندهها و گیرندههای نفتکشها نیز میتوانند با استفاده از تصاویر ماهوارهای مسیر حرکت آنها را رصد کنند. افزون بر این، این مسیر همچنان به دلیل کمبود پوشش بیمهای با محدودیت مواجه است.
بیشتر نفتکشهایی که در حال حاضر نفت خام را از طریق تنگه هرمز به سمت دریای عمان منتقل میکنند، متعلق به شرکتهای ملی نفت کشورهای حوزه خلیج فارس هستند و به همین دلیل توان پذیرش ریسک را دارند؛ برخلاف نفتکشهای متعلق به شرکتهای خصوصی که حاضر به پذیرش چنین ریسکی نیستند. شاید بیان این واقعیت در دولت آمریکا نوعی «بدعت» تلقی شود، اما بیشتر ناظران بخش خصوصی انتظار ندارند حجم نفت خارج شده از تنگه هرمز در آینده نزدیک به شکل محسوسی از سطح متوسط کنونی فراتر برود.
پیروزیهای انصارالله در یمن در روز گذشته نیز شرایط را وخیمتر کرده است؛ زیرا حرکت کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کرده و دستکم در شرایط فعلی، خط لولهای را که نفت خام عربستان را به پایانههای موجود در آنجا منتقل میکند، از کار انداخته است. این خط لوله تعمیر خواهد شد، اما همچنان در معرض حملات بعدی قرار دارد.
خطر نفت 150 دلاری و کاهش تقاضای جهانی
ادامه وضعیت کنونی در قبال ایران احتمالاً موجب افزایش قیمت نفت خواهد شد تا زمانی که تقاضا به اندازه کافی کاهش پیدا کند؛ کاهشی که بیشتر اقتصاددانان انتظار دارند عمدتاً ناشی از کند شدن فعالیت اقتصادی در سطح جهان باشد. خارج از محافل صنعت نفت، شاید این تصور شکل گرفته باشد که خطر رسیدن قیمت هر بشکه نفت خام به 150 دلار از بین رفته است، اما با توجه به شرایط متغیر کنونی، دیگر نمیتوان چنین تصوری داشت.
فشار بر متحدان آمریکا در خلیج فارس
در نهایت، فارغ از وضعیت اقتصادی ناپایداری که ادامه وضعیت کنونی برای چند سال دیگر ایجاد خواهد کرد، این شرایط ضربه شدیدی به جایگاه آمریکا در منطقه وارد خواهد کرد. به استثنای امارات متحده عربی که همچنان یک خط لوله جایگزین فعال دارد، دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس متحمل زیانهای سنگینی میشوند.
عراق توانسته است بخشی از جریان صادرات نفت خود را تغییر مسیر دهد و آن را احیا کند، اما طی چند ماه آینده با یک وضعیت مالی بحرانی و غیرقابل تحمل مواجه خواهد شد. قطر از داراییهایی برخوردار است، اما درآمد بسیار اندکی از گاز طبیعی مایع شده یا نفت به دست میآورد. مصر نیز از افزایش قیمت نفت و کاهش شدید درآمدهای کانال سوئز، که یکی از عناصر حیاتی بودجه این کشور محسوب میشود، به شدت آسیب دیده است. اینها تنها چند نمونه از پیامدهای موجود هستند.
اگر آمریکا همچنان نسبت به مشکلات این کشورها بیتفاوت بماند و ترجیح دهد با ادامه محاصره، فشار بر ایران را حفظ کند، روابط واشنگتن با این کشورها با آزمونی بسیار دشوار مواجه خواهد شد.
ضرورت بازنگری در راهبرد ترامپ
دولت ترامپ به یک راهبرد جدید نیاز دارد؛ به ویژه اکنون که به نظر میرسد خود نیز به این نتیجه رسیده است که رویکرد کنونی اهداف مورد نظر را در یک بازه زمانی قابل قبول محقق نخواهد کرد و در عین حال آسیبهای جانبی قابل توجهی به آمریکا و شرکای آن وارد میکند.
نمیتوان اجازه داد این مسیر بدون هیچ بازبینی و به صورت خودکار ادامه پیدا کند.
اما در میان اعضای حلقه نزدیک ترامپ، چه کسی حاضر خواهد بود ابتکار عمل را به دست بگیرد و این بحث را با او آغاز کند؟